Le prime 200 righe.
هماهنگ با نسخه وب WEB 42:18
! کمک
!پم
پم؟
چه کار می کنی؟
فکر کردم آب منو احیا می کنه
اشتباه می کردم
باید قدرتمو پس بگیرم
چطور اینکارو می کردی ،مامان؟
سه کار داوطلبی در کلیسا
بزرگ کردن من
به معنای واقعی کلمه همه چیز ِ همه بودی
و خم به ابرو نیاوردی
...فقط
...نمیتونم از سر کوفتی ام بیرون کنم که
چیو دارم اشتباه انجام میدم؟...
...تقریبا مطمئنم که در دنیای واقعی
...این یه نقض منابع انسانی...
در زمینه رفتار در محل کاره...
خوبیش اینه که اینجا دنیای واقعی نیست
بله خب . عجله کن
چون مثل دارث ویدر نفس می کشی
...و کاری می کنی بخاطر اون کیک حلقوی صبحانه...
حس بدی داشته باشم...
عالیه پس میتونی کمک کنی
میخوای درباره اش صحبت کنی؟- نچ-
رایان میدونه؟
نچ
ارتباطی با مارکوس جت داره؟
...فکرشو نمی کردم که ببینم جیدا جت
اینقدر شکست خورده اس...
...وقتی پیامتو گرفتم ، به نظر می رسید که
خیلی سختی کشیدی...
جان دیگل
خوبه که می بینمت ، دوست قدیمی
خب
...چرا بهم نمیگی که
یک دوست قدیمی چطور میتونه کمک کنه؟...
آفتاب جواب نمیده
ده سال شده ، پم
به خودت یکم زمان بده
زمان؟ جز زمان هیچی نداشتم
نه یه چیزی درست نیست
انرژی ام خیلی سریع تخلیه میشه
...جلوتو نگرفت که
به دو ماهیگیر بی گناه حمله نکنی...
ماهیگیری از دریاچه و رها کردنش
...اونا داشتن عدم تعادل رو
در گونه ای که الانم در خطره... بوجود می آوردند
ده سال گذشته ....و یهو
انگار دیروز بود...
...وقتی منو آزاد کردی
فکر کردی چی میشه؟...
فکر نمی کردم
جو اون لحظه منو گرفت
با دیدن تو لاله سفید
خاطرات احساس گناه
خیلی متاسفم که مجبور بودی احساس گناه داشته باشی ، رنه
اونم وقتی من ده سال می پوسیدم
بدون آب و آفتاب
بدون همدم
حتما برات خیلی ناجور بوده
متاسفم پم
چطور قراره باور کنم؟
...من بیشتر از هرچیزی
بهت نیاز داشتم...
و تو بودی که منو انداختی اونجا
میدونم چطور قدرتت رو پس بگیری
کارمونو ردیف کردم
مثل آدم بزرگا برخورد می کنی
...تونستم وقتی دنبال پم ایسلی هستیم
کاری کنم جیدا جت پا پیچ ما نشه...
ماهی گیر های مُرده در دریاچه لوب؟
این علف ها دور پاهاش بود
پس این اتفاق داره می افته؟
...میخوای برای بقیه عمرمون
منو نادیده بگیری؟...
یکم سرم شلوغه ، سوف
...دوست دخترت رنه
با یک تروریست زیست محیطی فراریه...
اون دوست دختر من نیست
خیلی خب ....میشه فرض کنیم که ماهیگیرهای مُرده
کار آیوی اصلی بوده... نه مری
بخاطر این میگم که طرف مُرده میدونید؟
...یک حمله غیرطبیعی زنبورها هم
دیشب در یک کارخانه آفت کشی گزارش شده...
که شش کارگر رو مجروح کرده
با یافته های من همخونی داره
...یک عملیات حفاری در اون نزدیکی
بخاطر سانحه در دکل نفتی ، متوقف شد...
خیلی خب. کل این حملات زیست محیطی هستن
از مشخصات پم آیسلی هستن
من این مکان ها رو مثلث سازی می کنم
حتی اگه پیداش کنیم بعدش چی؟
من روی اون قضیه کار می کردم
دارت ها آغشته به داروی فلج کننده و علف کش بودند
پس اونو نمی کشن
...فقط اونقدر سیستم بدنشو کند می کنن که
بفهمیم چطور سرم خشک کردن رو... دوباره بسازیم
خبر خوب دارم خبر بد دارم
...همه این حملات در شعاع 2 مایلی
از یک مکان عمومی بودن...
به نظرم خبر بد رو بگو
...خبر بد اینه که
این اون مکانه...
پارک ملی؟
...قراره مام طبیعت رو
وسط مام طبیعت شکار کنیم؟...
اگه پایه ای ، منم هستم
تا حالا فیلم ترسناک ندیدی؟
...وقتی سیاه ها به جنگل میرن
دیگه در نمیان...
اون فیلم ترسناک ها ، نوشته سیاه پوست ها نیستن
نظرتون چیه که فیلمنامه رو عوض کنیم؟
نمیدونستم اینقدر بده
...وقتی مارکوس بیدار بشه
بی شک میره سراغ خواهرش...
بخاطر همین بهت زنگ زدم
...میخوام یک کار بهت پیشنهاد بدم
بعنوان سرپرست بخش امنیت من...
تو از رایان ، من و این شرکت محافظت می کنی
مثل قدیم فقط اینکه فرانکلین مسئولیتی نداره
من مسئولم
خب این دقیقا شد مثل دوران قدیم
میدونم یک راه برای درمان پسرم هست
اسمشو بگذار غرور یا ساده لوحی
یا اراده یک مادر... ...ولی من
اونو در سلول آرکام زندانی نمی کنم...
اونم بخاطر کاری که تقصیر خودش نبوده
جیدا ممنونم که به من فکر می کنی
ممنونم ولی نمیتونم بپذیرم
وقتی پیشنهاد کردی حضوری بیای امیدوار شدم
خب. بخاطر یک قضیه ای در گاتهام بودم
...تا حالا فکرشو کردی که با برگشتن به منبع بیماری روانی پسرت
به درمانش کمک کنی؟...
شادی افشان جوکر؟
میخوام همین کار رو بکنم
...هر متخصص مغز و اعصابی که باهاش صحبت کردم ، بهم گفت که
یک شوک دیگه میتونه... همدلی اش رو بیدار کنه
ولی من میلیون ها در جستجوی اون افشان خرج کردم
ولی از چند سال پیش که جوکر ناپدید شد کسی اونو ندیده
از دست رفته- شایدم نه-
اخبارتونو دنبال می کردم
مد هتر. کیلر کراک آقای فریز
تمام دشمن های بتمن
و حالا اسلحه های اونا که از ناکجا پیدا میشن
فکر می کنی اونا بخشی از یک کلکسیون هستن؟
فکر می کنم بودن بله
و یک جوری ، راهشونو به خیابان ها باز کردن
...و با توجه به این نکته که
...جوکر بزرگترین دشمن بتمن بوده....
شاید الان افشان هم اونجاست...
دادم چند نفر در آرگوس تحقیق کنن
یک افسر سابق پلیس رنه مونتایا
الان به طور غیر رسمی... برای گروه یاغی های شهردار کار می کنه
به تمام مراسم سر می زنه
...شاید ارزششو داشته باشه که ما دو تا بریم
و یک سلامی بکنیم...
درباره این پدیده خوندم
...که گیاه ها از طریق صوت
بوسیله زمین ارتباط می گیرن...
باد در یک فرکانس معین می وزه
قارچ علائم پریشانی می فرسته
بهش میگن شبکه های طبیعی
یه جورایی جذابه
تو عینک می زنی
سرت تو کتابه
به قارچ فکر می کنی
...فکر کنم اون قلمه ای که بتمن برداشته بود
بنابر دلیلی مری همیلتون رو آلوده کرده...
جوانه ی من
چی ِ تو؟
بخشی از وجودم اونو ساخت که منو به زندگی برگردونه
مثل باتری بدون دو شاخه
اگه اونو به اینجا بکشونم منو احیا می کنه
خب پس امیدوار باشیم که جواب بده
! نه
یک فراپه سوبل
با خامه شیرین اضافه
و خیلی راحت و مجانی
و برات یک هدیه دارم
نظرت درباره یک سفر انحصاری به سنتورینی چیه؟
چرا سنتورینی؟
بیکینی های جذاب آفتاب بی وقفه
خیلی خیلی دور از گاتهام
واقعا سوال پرسیدن داشت؟
نچ
ولی موزیک با منه
...نمیام دو ساعت به یک بند پسرانه گوش کنم
که درباره ادویه جات آهنگ می خونن...
انجماد مغزی
انجماد مغزی نیست
چه اتفاقی داره می افته؟
نمیدونم
ببین. قبول دارم با رنه بدجور گند زدم
باهاش خوابیدم بهش اعتماد کردم
ازش دفاع کردم همه گندی زدم
جدی اشتباه کردم خب؟
بلی
بلی یعنی چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.