Le prime 200 righe.
= قسمت 40 =-
این یه آپارتمان توی آمریکاست که میتونین سه نفری توش زندگی کنین
و در ضمن به دفترمرکزی هم نزدیکه
و یک مردسه هم همون نزدیکی داره
همه چی آماده است فقط باید
تاریخی رو که میخواین پرواز کنین انتخاب کنید
شین یه ما نمی خوایم بریم آمریکا
چی؟ نمیخواین برین آمریکا؟
دیوونه شدی؟ چطوری میتونی فرصت به این خوبی رو از دست بدی؟
خانم جوی می پونگ مغزش تکون خورده؟
شما که میخوای بری خانم جو مگه نه؟
شین یه ما نمی تونیم بریم آمریکا
دلیلی داره که نمی تونیم بریم
چرا؟ چرا نمی تونین برین؟ دلیلش چیه؟
ما فکر میکینم پدرم اینجا توی کره جنوبیه
چی؟
چی گفتی؟
هم مادر هم من پدرمو دیدیم
برای همین باید بمونیم تا پیداش کنیم
منظورت چیه میخوای پدرتو پیدا کنی؟
خانم جو ...می پونگ
آقای کیم توی رودخانه آمنوک کشته شد
آخه کجا می تونی دیده باشیش؟ این مزخرفات چیه؟
نه ...واقعا منم دیدمش ، می پونگم باهاش
توی شهر بازی چشم تو چشم شده
ما هم اولش باورمون نمیشد تو هم حق داری باور نکنی
اما اون واقعا پدر می پونگ بود
امکان نداره
حتما یکی بوده که شبیهش بوده
شین یه ازت ممنونم که نگران مایی
با هر حال پدرم زنده است و ما نمی تونیم از اینجا دور شیم
درسته - بنابراین میتونی این فرصت به کس دیگه ای بدی -
چطوری میتونی این کارو بکنی؟
شما خودت گفتی میری آمریکا خانم جو
اگه نمیخواستی بری نباید میگفتی
میدونید چقدر سخت بود تا این شرایط فراهم کنم؟
من یه جا خالی کردم توی شرکت و قرارداد این آپارتمان بستم
!خانم جو بیاین برین آمریکا
!شما باید به فکر یوسونگ باشین
اینجا هیچ موقعیتی برای شما وجود نداره
...شین یه
آروم باش
برای چی اینقدر عصبانی شدی؟
ما کی بهت گفتیم میخوایم بریم آمریکا
قرار بود تصمیم بگیریم
خودت تمام اینها رو برنامه ریزی کردی
...درسته
اماخانم جو شما گفتی که دوست داری بری آمریکا
من بهت گفتم در موردش فکر میکنم هیچ وقت قطعی نگفتم میریم
حتی اگه گفته بودیمم میخوایم بریم
الان دیگه نمی تونیم بریم چون باید دنبال پدرم بگردیم؟
پیدا کردن پدرم از آمریکا رفتن برامون مهم تره
یا نکنه دلیل خاصی وجود داره که ما باید بریم آمریکا؟
پس یعنی واقعا نمیرین آمریکا؟
بله ! نمیخوایم بریم آمریکا
شین یه ازت معذرت میخوام که اینطوری شد
باشه
دیگه از این فرصتها به راحتی دستتون نمیاد یادتون باشه که بعدا پشیمون نشید
در ضمن چطوری قراره پدر مرده تونو پیدا کنین؟
مامان به نظرت رفتارش عجیب نبود؟
آخه این چیزیه که بخاطرش عصبانی بشه؟
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
حالا باید چیکار کنم؟
باید باهاشون چیکار کنم؟
یعنی واقعا عروسش دغل بازه و داره وانمود میکنه که نوه شه؟
وقتی مادرش میدونه چونگ جه هم باید خوب بدونه
پس یعنی چونگ جه میدونه و به روی خودش نمیاره؟
امکان نداره
میخواستی یه چیزی بهم بگی
چرا مرددی ؟ چی میخوای بگی؟
...خب راستش باورش یه کم سخته
اینقدر طولش نده بگو ببینم چیه
خیلی خب باشه باشه
راستش مادرت دفعه پیش که اومده بود اینجا چیزای عجیب و غریبی میگفت
چی؟ مادر من اومده بود اینجا؟
چی میگفت که اونقدر عجیبه؟
چونگ جه من شنیدم عروست
تظاهر میکنه که نوه آقای کیم هستش
حقیقت داره؟
وای خدای من !حالا چیکار کنیم؟
سوختم - حالت خوبه ؟ نسوختی که ؟ -
چقدر داغ بود - چیزی نیست -
مادرم چی گفته؟
پس واقعا خبر نداشتی که اینطوری جا خوردی
چی داری میگی ؟
ایوای پس واقعا خبر نداری
اما اگه واقعا عروست یه جاعل باشه
میخوای باهاش چیکار کنی؟
هر چقدرم که آرزوهای بزرگ داشته باشه
چطور ممکنه ارث یه خانواده دیگه رو بالا بکشه؟
وای خدای من
این خیلی ظلم وحشتناکیه در حق آقای کیم
نه نه این حقیقت نداره
شین یه واقعا نوه آقای کیم هستش
واقعا؟
پس واسه چی مادرت همچین حرفی زده؟
!به هر صورت که خیلی عجیب بود
انجام دادین؟ DNAببینم آزمایش
البته که انجام دادیم نوه خودش بود
فکر کردی اینطوری میشد قبول کنه؟
تو که آقای کیم می شناسی فکر کردی توی این کار سهل انگاری میکنه؟
99.99٪ مطمئنی که نتیجه اش
البته
چقدر داغ بود
فکر کنم حق با توئه وگرنه چطوری میتونست قبول کنه
انجام میداد DNAهر کسی هم بود اول آزمایش
ولی آخه چرا مادرت همچین حرفی رو زده؟
فکر نمی کنی اگه راه بیفته از این حرفها بزنه براتون دردسر درست بشه؟
خب راستش مادرم یواش یواش داره دچار زوال عقل میشه
چی؟ زوال عقل؟
ایوای من خبر نداشتم پس بخاطر این بوده
راستش گوم سیل من باید برم همین امروز قراره مادرم ببرم بیمارستان
باشه پاشو برو
.خداحافظ - .خداحافظ -
!مامان
ای بابا بازم باختم - مامان -
مامان معلوم هست این مزخرفات چیه گفتی؟
به مادر شوهر گوم سیل چی گفتی؟
من دیروز خیلی مست بودم بخاطر همین یادم نمیاد چی گفتم
مامان شنیدم بهش گفتی که شین یه دغل بازه و خودشو جای نوه آقای کیم جا زده
مامان دیوونه شدی؟
واقعا میخوای مرگ منو ببینی؟
چونگ جه من بهش گفتم چون مستم اشتباهی گفتم
بهش گفتم نشنیده بگیره من اشتباه کردم اشتباه
مامان آخه چطوری تونستی این کارو با من بکنی؟
...چونگ جه
! خسته شدم از بس گند کاری کردی
هیچ وقت یادم نمیره که یه وعده غذای درست نداشتیم و همیشه سوپ خمیر میخوردیم
توی جوونیم یه دست لباس نو نداشتم
همیشه جورابم سوراخ بود و من داشتم اونهارو از بقیه قایم میکردم
من در اون وضعیت دال هو رو دیدم و تونستم یه زندگی مناسب شروع کنم
چی؟ حالا قراره مجازات بشم؟
من بهت گفتم مشکلی با مجازات شدن ندارم؟
من اینکارو میکنم برای اینکه دلم نمیخواد برگردم به اون زندگی کوفتی
معذرت میخوام
من نتونستم به عنوان مادرت کار خوبی برات انجام بدم
فقط مثل آدامس بهت چسبیدم و کارارو برات سخت تر میکنم
اما چونگ جه این کار بعدا برات دردسر بزرگی میشه
در نهایت ماه زیر ابر نمی مونه و دروغ همیشه بر ملا میشه
من هیچ ارثی ندارم برات بذارم
ولی همین چند تا نصیحت میتونم بهت بکنم
پسر آقای کیم پیدا شده
بالاخره مشخص میشه که شین یه یه حقه بازه و داره وانمود میکنه نوه شه
مامان چرا پشت سر هم همچین چیز وحشتناکی رو تکرار میکنی؟
اگه میخوای اینطوری باشی از این خونه برو بیرون ...بروبیرون
گفتی شین یه جعلیه؟
پس شین یه نوه پدر بزرگم نیست؟
اون قلابیه؟
پس شین یه دختر من نیست؟
نه اینطور نیست اشتباه متوجه شدی
البته که اون دخترته ...دختر خودته
پس اون نوه کیه؟
مادر بزرگ گفت اون نوه پدرم نیست
من خودم شنیدم واسه چی دروغ میگی؟
ببینم من کی همچین چیزی گفتم؟
من هرگز همچین چیزی نگفتم
من خیلی واضح با این دوتا گوش خودم شنیدم
من خیلی دلخورم
میخوام به شین یه زنگ بزنم
وقتی شماره یک فشار بدم میتونم با پدرم صحبت کنم
میخوام به پدرم زنگ بزنم بگم شماهاگفتین شین یه قلابیه
وای خدا حالا چیکار کنیم - چونگ جه -
ای زن بد به تلفن من چیکار داری؟
میخوام به شین یه و پدرم زنگ بزنم
!اگه زنگ بزنی بهشون می کشمت
ای زن بدجنس این تلفن خودمه
اینجا چه خبره؟ بابا چی شده؟
!شین یه -
این خانم بدجنس میخواست تلفن منو بگیره که من بهت زنگ نزنم
تازه بهم گفت اگه به شماها زنگ بزنم منو میکشه
!مادر
...آخه میدونی
این مادر بزرگه گفت تو قلابی هستی
بعدش این دوتا خانم بدجنس با هم دعواشون شد
اگه تو نوه پدر نباشی یعنی دختر منم نیستی
منم عصبانی شدم و میخواستم به پدر زنگ بزنم اما این دوتا بدجنس جلوی منو گرفتن
...مادر
در مورد چی داره حرف میزنه؟
آقای دائه هون شما اشتباه شنیدی
نه خیرم من خیلی هم واضح با این دوتا گوشم شنیدم
شین یه من دیگه نمیخوام با این دوتا بدجنس زندگی کنم
!ازشون بدم میاد ...متنفرم
!اونا خیلی بی ادبن
چطوری تونستن به تو بگن قلابی هستی؟
زود باش دعواشون کن
میدونی مادرم آلزایمر گرفته و چرت و پرت میگه
آلزایمر؟
آلزایمر دیگه چیه؟
بابا من بهت توضیح میدم بیا اول بریم طبقه بالا
باشه
!پدرم بهم گفته من صاحب این خونه ام
حالا چیکار کنیم؟
حقیقت داره؟
بله بابا
آلزایمر یه بیماریه که وقتی آدم پیر میشه مغزش خوب کار نمی کنه
وقتی یکی آلزایمر میگیره شروع میکنه به چرت و پرت گفتن
درست همینطوری که الان شما چقدر ناراحتی که خیلی چیزارو به یاد نمیاری
مادر بزرگم بعضی وقتها حرفهای مزخرف میزنه
بخاطر همین چون ناراحتن با هم دعواشون میشه
آهان فهمیدم
No comments yet. Be the first to leave one.