Medici: Masters of Florence

Medici: Masters of Florence

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 2

Informazioni sulla release

Medici The Magnificant - 02x07 - WEBDL
Un commento di WorldSubtitle
█► مترجم: صفا | WorldSubtitle.Us ارائه ای از وبسایتِ ◄█

Tag

webdl
web
WEBDL
Pubblicato il: 2019-08-04
Download: 35
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

اینجا چی کار می کنی ؟

می خواستم ببینمت

برای چی ؟

فکر می کردم هنوز هم می تونیم دوست باشیم

عموم این کار رو غدقن کرده

می دونم، اما فکر کردم ... فکر کردی چی ؟

که تو بر خلاف میلش رفتار می کنی ؟

حق با عموم بود

مدیچی ها خیلی زورگو هستن دست بردار فرانچسکو

گفتم دست بردار و گرنه؟

می خوای اون پدر چلاقت رو بفرستی تا حال من رو بگیره؟

حرفت رو پس بگیر حرفت رو پس بگیر

فکر میکنی پاتزی داره بر علیهت نقشه می کشه ؟

دیگه به چه دلیلی باید فرانچسکو بره به رم، و با سالویاتی ملاقات کنه ؟

هیچ دلیل بی غرضی نمیشه برای دیدارشون پیدا کرد؟

شبانه ؟

مخفیانه ؟

نه

ممنون که تشریف آوردید جناب منته سکو

نمی تونستم جلوی کنجکاویم رو بگیرم

یه اسقف اعظم و یه صراف چی کار می تونن با یه سرباز داشته باشن؟

اونا شما رو آماده تر از گالیازو و سفورزا می دونن

نمی تونم با این ارتشی که پاشون رو گذاشتن روی گلوی کنار بیام

این رفتار من رو ضعیف نشون میده

باید برم به رم، با پاپ حرف بزنم

نه، توی رم در امنیت نخواهی بود

اونجا اوضاع خیلی ناپایداره

سفورزا بیرحم بود اما مرد قوی ای بود

وقتی که اون حاکم میلان بود

متحدین باید یه جورایی از هم محافظت می کردن

حالا دیگه متحد تو یه پسر بچه ی 7 ساله ست. اون

یه مادر داره که به عنوان قیمش عمل می کنه یه عمو داره

اه، آره، یه عالمه عمو

یه عالمه مرد و ه عالمه رقیب

شکی نیست که برای گرفتن جایگاهش تنش وجود داشته باشه، همون طور که همیشه چنین شرایطی ایجاد میشه

و ونیز هم همون شرایط رو داره و نامطمئنه

از اینکه مرگ سفورزا چطور اوضاع رو تغییر می ده

اتحاد برقرار خواهد موند مادر

شهرها بهش احترام می زارن

اگر شش اینچ از یه پایه رو ببری

چهار پایه هنوز چهارپایه است ، درسته؟

اما آیا تو روش می شینی؟

لورنزو با میلان و ونیز در تنشه

و مجبوره که بر علیه ایالت های پاپی قیام کنه

و شما میخواید که من یه ارتش رو به راه بندازم؟

نه

نه، این یه درخواست ارتشی نیست

پس چطور می خوای جلوش رو بگیری؟

اون و برادرش باید همزمان بمیرن

خب، چون اگر یکی از اونا زنده بمونه

شهر رو پشت سر خودش یکپارچه می کنه

و انتقام برادرش رو می گیره

فلورانس روزی که مدیچی ها از بین برن رو جشن می گیره

و عموی من میشه حاکم جدیدشون

ما به تنهایی پا پیش نگذاشتیم

حامیان زیادی داریم

پس برای چی به من نیاز دارید؟

نقشه تون چیه؟

لورنزو به رم دعوت میشه تا مراسم ایستر رو با پاپ جشن بگیره

وقتی که اون اینجاست

من در فلورانس خواهم بود و ترتیب جولیانو ور میدم

و می خواید که من لورنزو رو بکشم؟

مثل یه شمع خاموشش کنم

جریان چیه؟

یه تله برای لورنزو

اونا می خوان اینجا گولش بزنن

کونت مونته سکو می خواد بکشدش

درست وقتی که پاتزی جولیانو رو در فلورانس می کشه

ببخشید که مزاحم شدم پدر

مشکلی نیست

اما یه نفر همین الان سعی کرد اسقف اعظم سالویاتی رو بکشه

بکشه؟

شما اینجا مردی رو با یه چاقو ندیدید؟

نه

█► WorldSubtitle.Us ارائه ای از وبسایتِ ◄█

مطمئنید؟

بله

شاید خیلی توی مطالعاتتون غرق شده بودید

اما اون چاقو نداشت

و نمی خواست کسی رو بکشه من می شناسمش

پس می بینیم

شما ها مجاز نیستید که توی رم با خودتون سلاح بیارید

اه، ببین

یه قاتل با یه چاقو

خب حالا قراره که با همدستش چی کار کنیم؟

نه نه نه نه نه

لطفا

اونا خیلی خوبن ساندرو

خیلی خوب

بیا دیگه، برای چی اینجاییم؟

من رو دعوت کردن تا موقع ایستر برای صحبت با پاپ برم

ممکنه یه تله باشه، ممکن هم هست یه وعده نون و زیتون ساده باشه

کارلو چی می گه؟

منتظرم بشنوم

داشتم فکر می کردم شاید شما دو نفر بتونید

به عنوان پیش درآمد مذاکرات سیاسی برید

و پیشنهاد خدمات بزرگترین هنرمند دنیا رو به پدر مقدس بدید

چی می گی ؟

من دیگه هیچ وقت نقاشی نمی کنم

الهه ی من مرده

فکر میکنی اینها مسخره بازی هستن؟

تقصیر خودته

همش تقصیر شوهرشه

او به خاطر بی احتیاطی توی بیماری مرد چون اون نتونست

در برابر همسر مرد دیگه ای مقاومت کنه

و تو هم با اون قلم موی نقاشیت باهاش عشق بازی می کردی

و کشتیش

تو و شهوتت

و حماقت شوهرش اون رو به کشتن دادن

تو به خاطر

از دست دادن انگیزه ات ناراحت نیستی ، تو حسادت می کنی

بسه بسه

بیاید به خودمون تسلی بدیم حداقل اون توی نقاشی ساندرو زنده ست

این طرح ها؟ این....

طرح های کوچیک به درد نخور

اونا حتی شبیهش هم نیستن

اونا حتی شبیهش هم نیستن

اونا... اونا نزدیکترن

جولیانو

تا اینا ...

یا اینا

یا این...یا این

یا این... یا این

یا این... یا این... یا این هر کسی، هرکسی

می تونه روی صفحه چند تا علامت بزاره

و تظاهر کنه که یه معنایی داره، هیچ معنایی نداره

اون برای تو فقط یه سوژه بود

برای من همه چیز بود

زندگیم با اون معنا پیدا کرده بود

اون آسیب دیده و داره به خودش فشار میاره ساندرو

بهش توجهی نکن

باید یه راه دیگه برای صلح کردن با رم پیدا کنی

مونته سکو و فرانچسکو پاتزی رو بیار

بهشون بگو مهمانمون از فلورانس رسیده

کاردینال ارسینی، من دنبال لورنزو دی مدیچی بودم

ایشون توی فلورانس هستن عالیجناب

درشکه ی ایشون خواهرزاده ی من رو به رم آوردن، همون طور که می بینید

پدر مقدس ناراحت می شن

لورنزو مجبور شد که دعوت مهربانانه ی

پدر مقدس رو رد کنه به خاطر حضور در مجلس اعیان

اون میزبان ملاقات کننده های برجسته ای میلان و ونیزه

باید بدونید که اتحاد

سه گانه ی اون یه جور عملکرد تحریک آمیزه

چنین معنایی نداره اون باید می اومد اینجا

از چی می ترسه؟

اگر چیزی باشه که در رم لورنزو ازش بترسه

اجازه نمیداد همسرش به اینجا بیاد، درسته؟

حضور خواهر زاده ی من علامتی از حسن نیته

من یک پیام آوردم یک نامه

که لورنزو از تمام

مذاکراتی که برای برقراری مجدد

روابط دوستانه بین رم و فلورانس انجام بشه ، حمایت می کنه

و به عموی خودش ، پدر کارلو مسئولیت می ده

تا نماینده اش در تمام مذاکرات باشه

حالا، می دونید پدر کارلو رو کجا می تونم پیدا کنم؟

ایشون توی آپارتمانشون نیستن

و یه مدتیه که توی کتابخونه هم دیده نشدن

بهم گفتن که ایشون گوشه نشین شدن و به خلوت رفتن

برای روزه گرفتن

در این مورد توی نامه شون چیزی نوشته نشده بود

احتمالا تصمیمی بوده که در یک لحظه گرفتن

جهنم به پا میشه قبل از اینکه مذاکرات صلح شروع بشه

و من هم نمی تونم تا وقتی ایشون رو ندیدم، اینجا رو ترک کنم

اون به تله مظنون شده؟

اگر مشکوک شده بود همسرش رو می فرستاد؟

اون آدم ترسویی نیست

این یه ریسک حساب شده ست

اون یه مدیچی و یه اورسینیه باور داره که هیچ کس نمی تونه بهش صدمه بزنه

این کار به قیمت حمایت از فلورانس و رم تموم میشه

چطور مردی این قدر به همسرش اعتماد می کنه ؟

نمی تونیم ساکتش کنیم

اما نمی تونیم اجازه بدیم بهش که به لورنزو بگه

عموی ناتنیه حروم زاده ی کشیشش

نابود شده

و اون هم تا وقتی با هاش حرف نزنه از اینجا نمیره

و چند روز هم بیشتر تا ایستر باقی نمونده

پس باید نقشه مون رو تغییر بدیم

هردوشون باید توی فلورانس بمیرن

این طوری ریسکش خیلی بیشتره

این فقط ... یه قتل دوگانه نیست

این یه کودتاست

تو به یه ارتش نیاز داری

محض احتیاط اگر مردم قیام کنن

ارتشی که اونقدر بزرگ باشه تا ونیز و میلان رو

به این فکر ببره که آیا باید برای

کمک بهشون برن یا نه. و هزینه هایی که این کار داره

و من هم باید افرادم رو پشت دیوار های

شهر مخفی کنم بدون اینکه کسی مشکوک بشه

می تونی این کار رو بکنی؟

با حمایت پاپ اره

اما برای اینکه ازمون حمایت می کنه ازش مدرک می خوام

به دستش میاری

من از ایده ی حضور یه ارتش خارجی

توی شهر خوشم نمیاد

فقط به خاطر احتیاط ه

در صورتیکه متحدان لورنزو چیزی بیشتر از اون باشن که ما فکرش رو می کنیم

سالویاتی رو وادار کن باهاشون بره

مردم باید بدونن که این قیام از توسط مردی از فلورانس بوده

آقایون

مهمان افتخاری ما

More Farsi Persian subtitles for Medici: Masters of Florence

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left