The Haunting of Hill House

The Haunting of Hill House

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 1

Informazioni sulla release

The Haunting of Hill House S01E04 The Twin Thing 720p NF WEB-DL DDP5 1 X264-NTG
Un commento di Hunter96

Tag

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
480p
480
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
Pubblicato il: 2019-04-07
Download: 51
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

اون توی زیرزمین بود

حتی لباسم رو پاره کرد

ولی اونا بازم حرفم رو باور نمی‌کنن

هیچ وقت حرفم رو باور نمی‌کنن

اوتا حتی حرفم راجع به تو رو هم‌ باور نمی‌کنن

تو که حرفم رو باور می‌کنی، مگه نه، ابیگیل؟

وقتی بچه بودم برادرم بهم یاد داد چطور توی ابر‌ها صورت پیدا کنم

از تو خیلی از چیزا می‌تونستم صورت پیدا کنم ...آب

...گِل، برگ‌ها

کاغذ دیواری

می‌دونین، یکم که بزرگتر شدم شروع کردم دور و بر

مواد و مشروب پلکیدم

تمام مسیر های اشتباه رو در پیش گرفته بودم، می‌دونین؟

...پس

به ارتش ملحق شدم

می‌دونین، فکر می‌کردم اوضاعم رو سر و سامون بده

و همین طور هم شد

،سال ۲۰۰۴، دور دوم خدمتم تو عراق

رفیقم خرابه‌های یه بیمارستان بمب خورده در بغداد رو ایمن کرد

...و

با یه دختر کوچولوی عراقی برخورد کردیم

خب میگم، اون سوخته بود و مرده بود می‌دونین

...قضیه اینه، اغلب مردم نمی‌دونن چه بلایی

اغلب مردم نمی‌دونن توی آتش سوزی چه بلایی سر تخم چشم‌ ها میاد

...اگه آتش درست حسابی باشه، اونا

ممکنه ذوب بشن

مثل تخم مرغ عسلی توی ماهیتابه

می‌دونین؟

...و

یعنی میگم، اون بدجور داغونم کرد

بگذریم، شش ماه بعد برگشتم آمریکا

و خیلی زود شروع به دیدن صورت اون دختر کوچولوی مرده تو همه‌جا کردم

توی ابر ها بود، توی تاریکی بود توی پارچه بود

همه جا بود

می‌دونین؟

...بدن جزغاله‌ی اون دختر کوچولو و

...چشم های ذوب شده‌ش

که از روی گونه‌ش داشت پایین می‌ریخت

و خیلی زود، قبل اینکه خودم متوجه بشم دوباره شروع به مصرف کردم

پس یه شب، یه خورده ال‌اس‌دی مصرف کردم و اون دوباره پیداش شد

یعنی میگم، از توی کاغذ دیواری لعنتی سر و کله‌ش پیدا شد، می‌دونین؟

و بهم زل زده بود

حتی می‌تونم بگم بدون چشم

...پس من میل بافتنی رو برداشتم

...می‌دونین، و

...فقط به این فکر می‌کردم که چطور

چطور کاری کنم که متوقف بشه

اون موقع به نظر ایده‌ی خوبی میومد

خب، بعدش کور شدم

ولی خب میگم از اون کور هایی که هیچی نمی‌بینن، درسته؟

ولی قضیه اینه هنوز می‌بینمش

هیچی دیگه نمی‌تونم ببینم

ولی اونو می‌بینم

بچه سرخ شده با چشم های ذوب شده

تمام وقت صورتش رو می‌بینم

لعنتی، الان هم می‌بینمش

می‌دونین؟

...ولی

من اینجام

دو ماهه که پاکم

یه خورده دیره

برای خلاص شدن از شر اون صورت به اعتیادم تکیه کردم

و اعتیادم مطمئن شد که هرگز از دیدنش خلاص نشم

واسه همینه من اینجام

دو ماه

خب، ممنونم، گوردون

خوشحالیم که اینجایی

کسی از اعضای جدیدمون می‌خواد حرفی بزنه؟

لوک، تو چطور؟

و حرفای اونو ادامه بدم؟ شوخیت گرفته؟

کسی تمایل داره مدال جدیدالورود بودن بگیره؟

مدال سی روز پاک بودن چی؟

شصت روز؟

نود روز؟

ممنون- خواهش می‌کنم-

لوک هستم، معتاد

سلام، لوک- سلام-

راستش نمی‌دونم اینجا می‌خوام چی بگم

قبلا این‌ همه مدت پاک نبودم

می‌دونین، ۹۰ روز

خب، برو که رفتیم

یک

دو

سه

چهار

پنج

شش

هفت

خودشه مردی که توی زیرزمین دیدم

خب، من و مادرت کل زیرزمین رو زیر و رو کردیم، رفیق

و هیچی اون پایین نیست

عادیه که بچه ها دوست های خیالی داشته باشن و کابوس ببینن

...ولی

ادامه بده، دارم گوش میدم

این خونه بده، بابا بده

هی وای من، می‌تونیم تو حیاط یه حراج خونگی مشتی راه بندازیم، بچه ها حراج خونگی: لوازم غیرضروری و دست دوم را] [در حیاط یا گاراژ منزل به فروش می‌رسانند

آره

کسی نلی رو ندیده؟

عجیبه

می‌دونی، همین الان اینجا بود

عیبی نداره، فقط فکر کردم ممکنه از این دکمه‌های قدیمی باحال

که طبقه‌ی بالا پیدا کردم خوشش بیاد- دکمه؟-

مچم رو گرفتی

هودینی" کوچولوی من" ببین

میشه کلاه مال من باشه؟

به نظرم زیادی واسه تو بزرگه، عزیزم

نمی‌دونم بزرگ میشه اندازه‌ش میشه

این یه کلاه واسه پسرای بزرگه

می‌خوایش؟

خب، الان یه پسر بزرگی

ولی می‌دونی، پسرای بزرگ

فرق بین واقعیت و تخیل رو می‌دونن

خب چی میگی، پهلوون؟

خوشت میاد؟

عاشقشه

خب، تو از کجا می‌دونی؟

یه چیزی بین دوقلو‌هاست

شما دو تا برین و بازی کنین

خیلی چیزا اون بالاست

عالیه

الان یه حس آشناپنداری کامل داره بهم دست میده

چی می‌بینی؟

دو تا میز... تقریبا یه رنگ

چهارتا محل مطالعه

دراور و مبلمان چرم

یه مامان و بابایی که روی صندلی مطالعه رو به روی هم نشستن

...کوچکترا که دو

...نه، سه تا بچه هستن

که یه حلقه واسه بازی تشکیل دادن

کتاب های بچه‌ها توی قفسه‌ی پایینه

پس حتی بچه کوچیکه که روی ویلچره هم دستش به کتاب های مورد علاقه‌ش می‌رسه

عجب

خیلی جزئی شد

...خب

ولی حتما دراور و مبلمان چرم

و می‌بینم که اگه اون طناب‌ها رو باز نکنی یه حادثه در آستانه‌ی رخ دادنه

جنازه‌هایی که اونجا تاب می‌خورن

آره

انجامش میدم

حتما به گام چهارم حساسیت دارم

هر بار گام چهارم رو انجام میدم پوستم جوش می‌زنه و قرمز میشه

خوبه. اگه ازش خوشت میومد غلط انجامش می‌دادی

"یه ترازنامه‌ی اخلاقی بی باکانه" بخشی از گام چهارم دوره‌های بازپروری که شامل جستجوی فرد] [در خصایص خود و یافتن خصایص دردسر ساز هست

ما فقط در حد راز هامون بیمار هستیم

...باشه، خب

بذار ببینیم

من هزاران دلار شرلی رو هدر دادم

به تئو دروغ گفتم انگار کارم همین بود

به دفعات از استیو چیزی دزدیدم

قلب نلی رو شکستم

عروسی‌ش رو از دست دادم

حتی از بابای دیوثم دزدی کردم

گرچه این یه مورد باعث نمیشه شب خوابم نبره

سعی کن از مادرت تو بستر مرگ مورفین بدزدی

احتمالا می‌دزدیم ولی راستش فرصتی بهم نداد

حداقل فک و فامیل دیگه‌ای داری، می‌دونی؟

کسایی که بتونی ازشون حلالیت بطلبی- آره-

ولی من یه سری گندکاری کردم، جویی

کیه که نکرده باشه؟

از ۱۳ سالگی تو خیابون بودم

توی این دفتر به اندازه‌ کافی واسه‌ی تمام گندکاری هام صفحه نیست

هیچ وقت نمی‌دونم چقدر باید به عقب برگردم مثلا، خاطرات دبیرستان هم بنویسم یا نه؟

مثلا دزدیدن پول از کیف خاله‌ام واسه خرید آبجو

یا فقط با "من دوره‌ی کوتاهی در یه خونه‌ی تسخیر شده زندگی کردم" شروع کنم

هی

خوبی؟

آره

امشب یه چیزی داره آزارت میده

آخه چه چیزی ممکنه تو همچین جایی منو آزار بده؟

تو نه ماهه که پاکی، جویی

نه ماه

هوشیاری‌ت تمام و کماله

یه بچه‌ی نه‌ ماهه‌ی کامل شکل گرفته‌ست

نه ماه پاکی خیلی بزرگ و مهمه

ساعت 10 ئه چراغ‌ها خاموش

جدی میگم، چی شده؟

گام در چه حاله؟

می‌دونی

دهنم رو سرویس کرده

گام چهارم همیشه دهن سرویس می‌کنه

می‌خواستم بهت بگم برادرت قبل‌تر زنگ زد

استیو زنگ زد؟

آره، می‌خواست بدونه اینجایی یا نه- عادیه-

باید فردا بهش زنگ بزنی در مورد مدالت بهش بگی

آره، مطمئن نیستم

اون باورش نمیشه

اونا هرگز باور نمی‌کنن

یه جورایی ویژگی‌شونه- نمی‌دونم-

اون خواهرت که تو رو آورد اینجا

به نظر میاد بهت باور داشته باشه راستش خیلی هم زیاد

...آره، خب

یه چیزی بین دوقلو هاست

ساعت 10 ئه، جویی

آره، آره برمی‌گردم به سلول های بخش بانوان

فعلا- شب به خیر-

برو

لوک. آماده‌ای؟

آماده‌ام

دارم سه تا دکمه می‌فرستم پایین آماده‌ای؟

گفتم‌ آماده‌ام

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left