Le prime 200 righe.
زیرنویس از عرفان
بسیار خب، همگی سکوت کنید
دوربینها دارن ضبط میکنند
...پخش زنده در پنج... چهار
،خانمها و آقایان
پیشوای رایشِ آمریکای شمالی
،هموطنان آمریکایی من
...چند روز اخیر
برای همگی ما دشوار بود
هنریش هیملر
پدر ملت ما بود
در از دست دادن او سوگواری میکنیم
...ولی درگذشتاش فرصتی
برای احیا و بازسازی ایجاد کرده
تغییری در ایالات غربی شکل میگیرد
،و به همراهش
فرصتی برای تصاحب سرزمین تقسیمشدهیمان
و بازگردانی به هم بوجود میآورد
دگرگونیای بزرگ در راه است
،به زودی
دوباره به یک ملت بدل خواهیم شد
و تمام
همگی به کارتون خاتمه بدین
ممنون، تد
سخنرانی فوقالعادهای بود - ممنون، بیل -
چطور بودم؟ - عالی بودی، بابایی -
،خوبه - پیشوای رایش - جلسهمون با فرماندهان عالیرتبه
...بزودی شروع میشه، پس - جان -
یه لحظه خصوصی باهات کار دارم
کمی بهمون فرصت بدین
البته
دخترها، پیش بریجت بمونین
بله، مادر
ببخشید، هلن
...مجال برگشتن به آپارتمان
از زمانی که هواپیما فرود اومد نداشتم
« عملیات فایرکراس » « فازِ 1 تا 5 »
خب قضیه چیه؟
امروز صبح دو افسر اساس به آپارتمان اومدن
...اونا یه عالمه
سیم و میکروفن از دیوارها ...و تلفنهامون بیرون آوردن
طبق دستورات من عمل میکردن، هلن
مطمئنی همهش رو پیدا کردن؟
هوور دیگه مشکلی محسوب نمیشه
...اوه
ولی فقط هوور مد نظرم نیست
نه
لازم به نگرانی نیست
دیگه از سمت برلین خطری خانوادهمون رو تهدید نمیکنه
،میدونی، خیلی وقت پیش
به این فکر بودیم که ،اگه فرصتی داشتیم
میتونستیم به شکل متفاوتی عمل کنیم
یه لحظه، لطفاً
...جان، یه موضوعاتی هست که
لازمه خصوصی درموردش حرف بزنیم - بله، میدونم -
ولی نمیتونیم اینجا درموردش بحث کنیم
پس کِی؟ - ،پس فردا -
ساعت 11 سوار قطاری به مقصد کوههای پوکونو میشم
دلم میخواد بهم ملحق بشی
همه چی رو توضیح میدم، قول میدم
بسیار خب - بفرمائین داخل -
آقایون، بنشینید
قربان، این همین الان از برلین رسید
قربان، برنامههای فاز پنج هستن
مامان؟ داری میای؟
دارم بهش سفالوسپورین میدم
تا با عفونت مقابله کنه
جراحاتـش دارن خوب میشن
...ولی بخیهها رو تا
حدوداً یه هفته نمیشه برداشت
گشتاپو همه جای کلینیک رو
،دنبال اون محافظ گشت و پرستار رو به جای امنی بردیم
...ولی - خب، دیر یا زود -
سر و کلهشون تو هارلم پیدا میشه
خونه به خونه رو میگردن
این ریسک رو میکنیم که 24 ساعت دیگه در امانیم
ولی بهتره تو بری. خودت رو به کوههای پوکونو برسون
هلن چی میشه؟
...میدونی، من
راستش، مطمئن نیستم هر حرفی زدم روی اون تأثیری گذاشته باشه
وحشت کرده بود
.تا اینجا رو اومدیم باید به اتمامش برسونیم
خب، از فرصتت استفاده کردی
و آه، ارزش امتحان رو داشت
ممنون
.خب، قضیه تموم نشده ...الان 400 نفر داریم
که آمادهی حمله به اون درگاه هستن
یه اتفاقی در راهه، میدونی
،نمیدونم چیه ولی حسـش میکردم
...خب، اینم دلایل بیشتری
که اونجا رو نابود کنیم، درسته؟
نفرتانگیزه
فقط بخاطر این نفرتانگیزه که تحت کنترل نازیهاست
ولی اگه تحت کنترل ما بود چی؟
اون یه درگاه به یه دنیای دیگهست
دنیایی که متحدین پیروزِ جنگ شدن
مطمئن نیستم که کسی بتونه برای مدت زیادی کنترلش کنه
گمونم تو کوههای پوکونو میبینیمـت؟
منتظر میمونیم
از رفیقمون اینجا خوب مراقبت کن
مراقب باش. آه، تو ورقبازی تقلب میکنه
بعضیوقتها باید احتمال بُرد رو یکی کنی، منظورم رو میفهمی؟
آها
...هی. گفتم شماها نمیتونین
.درسته، اون توئه اون رو باز کن
وای
همم
اخطار "
"دوکو
سمـه
همین کارش رو یه سره میکنه
لعنتی
مخزن خالیـه
مخزن دیگهای هست؟
لعنتی. ولش کن
همونطور که برنامه داشتیم حلقآویزش میکنیم
!وای، گندش بزنن
خوبه
دنبالم بیاین
بهتون مجوز سفر میدیم
ممنون
آقای اوکامی، ممنون که قبول کردن من رو ببینید
یه پیشنهاد منحصربه فرد براتون دارم
...میدونم دلتون میخواد
شخصاً این رو بشنوید
من یه تاجرم، خیلی شبیه شما
تو هیچیـت شبیه به من نیست
خیلیخب
من یه تاجرم
...یه مغازه پر از
اشیاء آمریکایی باارزش دارم
نظیرش هیچ جا پیدا نمیشه
این مغازه رو میشناسیم؟
متوجه شدم یه کشتی ماهیگیری دارین
که داره به ژاپن میره
اینا کلیدهای مغازهی من هستن
...من رو سوار اون قایق کنین
متعلق به شما میشن
پسرم رو میخوام
پسر سرهنگ کیدو رو بیارین
اون بدهی داره
میتونم بدیهاش رو بدم
ین ژاپن دیگه اینجا به درد نمیخوره
باید به سنتهای قدیمی برگردیم
با سنتهای قدیمی آشنایی دارم
میدونم آشنایی داری، سرهنگ
...شکی ندارم همهمون رو
میکُشی، ولی اگه اینکارو میکردی
زیاد زنده نمیموندی
پسرت هم همینطور
پس باید برای جونـش مبادله کنی
چی میخوای؟
ازت میخوام به عنوان سایکو- کومون" من خدمت کنی"
مشاور ارشدم
اینکارو نکن
اینا بدهیهای منن
آمادهای تا عضوی از یاکوزا بشی؟
آمادهام
برای قایق
دیگه بهتره بری
نباید این رو ببینی
بهم تعظیم کن، کیدو
بعنوان رئیسـت
الان تاکشی کیدو عضوی از یاکوزاست
هنوز آخرین کار باقی مونده
جان
من تا دیروقت کار دارم
شاید بهتره بری بخوابی
« سانفرانسیسکو » « ایالتهای غربی »
آره. برو. برو اون پشت
موقعیت اون اسلحهها رو مخفی کنین
کاری کنین شبیه منطقهی شهری باشه، نه یه پایگاه
بیاین اون آرپیجیها رو بیاریم جلو - فرمانده -
محلهایی که چریکهای ...آزتلان توی منطقهی عملیات
تکتیرانداز و تله گذاشتن رو علامتگذاری کردیم
طرف شما هم همین رو براتون مهیا میکنیم
همینطور علامت رمز با گچ روی خونههای مشخص شدهای
که امن هستن و اونایی که تله گذاشتیم رو میدیم
بسیار خب
...سابرا ایستگاههای بهداری
توی کل مناطق برقرار کرده، همینطور یه تیم تخلیهى زخمىها توی اسلکه داریم
...ولی هنوز در حال تخلیهی
بچهها و سالخوردهها از اردوگاههامون در "سیرا" هستیم
پابلو - بله؟ -
...خیلیخب
مردم سانفرانسیسکو! مقابل اربابان » « سیاهپوستتون مقاومت کنید
چی برامون داری، لِم؟
یه سری داوطلب از منطقهی بیطرف
این دیگه چیه؟
فراریها از ارتش نازی
فقط اونا هم نیستن
همینطوری دارن از مرز عبور میکنن
قراره باهاشون چیکار کنم؟
بهشون تفنگ بدم؟
به کار میگیریمشون
اونا نازی هستن، لم
نه، نازی بودن
اون یونیفرمها رو از تنشون دربیار
مسئول شستن ظرفها میکنیمشون
نذار "الایژا" هم اونا رو ببینه
No comments yet. Be the first to leave one.