Blood & Treasure

Blood & Treasure

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 2

Informazioni sulla release

Blood and Treasure S02E13 1080p WEB H264-GGEZ
Blood and Treasure S02E13 720p WEB H264-GGEZ
Blood and Treasure S02E13 1080p WEB H264-GLHF
Blood and Treasure S02E13 720p WEB H264-GLHF
Blood and Treasure S02E13 WEBRip x264-ION10
Un commento di thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

Tag

web
1080
720p
720
webrip
x264
BRip
Pubblicato il: 2023-01-05
Download: 44
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫آنچه گذشت...

‫خان دنبال پوله

‫قضیه تروریسم نیست

‫یه سرقته

‫تمام این مدت...

‫فقط یه چیز لازم داشت ‫که از پس این سرقت بر بیاد

‫درفش روح چنگیز خان

‫میلیون‌ها سپرده‌ی بانکی سوئیفت...

‫داخل درفش گیر کردن

‫پس منظورت اینه که 1.5 تریلیون دلار...

‫داخل روح چنگیز خان گیر کرده

‫باید اون درفش رو برداریم

‫پلیس هنگ‌کنگ. اسلحه‌هاتونو بذارید زمین

‫- تو پلیس خبر کردی؟ ‫- فکر کردم تو خبر کردی

‫راستش من خبرشون کردم

‫زانو بزن، خان

‫من خان نیستم، باشه؟

‫صبر کنید، درواقع داره راستشو میگه

‫آره، تمام این مدت من طرف شما بودم

‫فهمیدیم سایمون هاردویک و درفشم رو ‫کجا بردن

‫پسش می‌خوام

‫اون حمله به پایگاه نظامی روسیه رو یادتونه؟

‫وایولت قطعاً یه بمب اتم دزدیده

‫وایولت با تمام توان افتاده دنبال درفش

‫واسه مخفی کردن ردپاش ‫کل هنگ‌کنگ رو منفجر می‌کنه

‫سلام

‫- حالت خوبه؟ ‫- شرمنده که دیر کردم

‫سه تا اژدهای کاملاً متفاوت ‫نزدیک بود زیرم بگیرن

‫اژدهای الکی، ولی به هر حال...

‫ترسناک بود

‫دنی هنوز منتظر صحبت با رئیس‌کل‌ـه؟

‫آره، بیست دقیقه‌ست که منتظره ‫و همچنان ادامه داره

‫این رئیس‌کل خبر داره...

‫که یه بمب اتمی...

‫- عه، عه، عه ‫- آهای

‫نمی‌خوایم الان همه رو به وحشت بندازیم

‫می‌دونید چیه؟ نمیشه بمب رو ‫بذاریم توی یه قایق...

‫و بفرستیمش توی لنگرگاه؟

‫نمیشه. طوری تنظیم شده که اگه ‫کسی تکونش داد، منفجر بشه

‫عالیه

‫ببینید، وایولت تا زمانی که درفش...

‫با یه تریلیون دلار داخلش اینجا باشه ‫نمی‌تونه بمب رو منفجر کنه...

‫- وگرنه همه‌ی این کارا واسه هیچ و پوچ بوده ‫- خب واسه هیچی هم که نه

‫با توجه به چیزی که سری آخری ‫که اینجا بودم بهم گفت...

‫از هنگ‌کنگ متنفره

‫فکر نمی‌کنم بمب فقط ‫واسه پوشوندن ردپاش باشه

‫می‌خواد اینجا رو منفجر کنه

‫مگه از روی جنازه‌ی ما رد بشه

‫- آره، می‌ترسم همین کارو کنه ‫- آره، منم همینطور

‫چی شده؟

‫الان رئیس‌کل داره میاد

‫قشنگ حسابی طولش داد

‫فکر می‌کنن سایمون خان بزرگه

‫واسه همین توی ‫یه سری سلسله‌مراتب غول‌پیکر گیر افتادیم

‫که ترتیبش داده میشه ولی تو این مدت...

‫باید مطمئن بشیم که بمب خنثی بشه...

‫و حفاظت اینجا تأمین بشه

‫باید درفش رو برداریم و بریم

‫حتی اگه می‌تونستیم این کارو کنیم...

‫اینجا با درفش جامون امن‌تره تا اون بیرون...

‫که تک‌تک خلافکارای آسیا...

‫- دنبالمون خواهند گشت ‫- می‌دونم که قبلاً اینو گفتم

‫ولی یه بار دیگه امتحانش می‌کنم

‫باید درفش و پول داخلشو نابود کنیم

‫هر چقدر هم که وایولت الان خطرناک باشه...

‫اگه اون پولو به دست بیاره ‫چقدر دیگه خطرناک میشه؟

‫پول قدرته

‫درفش مثل حلقه‌ی یگانه‌ست و ما هم...

‫باید اون لاشی رو بندازیم توی کوه هلاکت، ‫قبل از اینکه سائورون...

‫سرزمین میانه رو تصاحب کنه

‫ارباب حلقه‌ها

‫عجب مقایسه‌ی معرکه‌ای

‫- ممنون داداش ‫- آره، باریکلا

‫خیلی‌خب، تمرکز کنید اسکلا

‫نمی‌تونیم درفش رو نابود کنیم

‫- اینطوری وایولت رد میده ‫- خب بذار رد بده

‫حالا همه‌مون می‌دونیم چه بازی‌ای تو سرشه

‫ایل اون، همه یه مشت مزدورن ‫که به خاطر پول اومدن وسط

‫اینطوری ضعیف میشن

‫پول که ناپدید بشه...

‫کل قدرتش از بین میره

‫من وسط ارباب حلقه‌ها خوابم برد

‫اونجا هم آدم بدا بمب اتم داشتن؟

‫ببینید، درفش و پول داخلش مال ما نیست ‫که نابودش کنیم

‫حالا اینجا مثل یه دژ می‌مونه

‫ارتش کامل خودشو داره

‫پس روی اونا حساب باز کردی ‫که ازمون محافظت کنن؟

‫پس چی شد؟ همیشه می‌گفتی....

‫"بهتره آدم روی کسی حساب باز نکنه"

‫آقای مک‌نامارا، از این طرف لطفاً

‫همه‌چی تحت کنترله

‫سازمان اطلاعات چین ‫سایمون هاردویک رو بازداشت می‌کنه...

‫و به سرزمین اصلی انتقالش میده

‫تهدید تموم شده

‫حین ارتکاب جرم در تلاش برای دزدیدن درفش ‫دستگیر شد...

‫حالا هم...

‫خان توی زندانه

‫- باهات منصفانه رفتار میشه ‫- من قربانی‌ام

‫هر چقدر هم که باور حرفم سخت باشه، ‫قربانی منم

‫با اسلحه گروگانم گرفتن، بهم تیر زدن

‫روی بدنم داغ زدن و علی‌رغم میل باطنیم...

‫مجبورم کردن برای اون روانی کار کنم، ‫وگرنه منو می‌کشت

‫بخش خوبش اینه که درواقع ‫از بخش آخر نقشه‌اش خبر دارم...

‫و می‌خوام کمک کنم

‫با فرض اینکه بتونیم قبل از اینکه ‫همه‌مونو بکشه، با هم معامله کننیم

‫ببین جناب رئیس‌کل، با کمال احترام ‫باید بگم که راست میگه

‫داری میگی سایمون هاردویک کاملاً بی‌گناهه؟

‫نه، میگم اون خان نیست

‫خان اصلی داره میاد

‫همین الان. میاد که درفش رو ‫به چنگ بیاره

‫یه بمب اتم هم زیر شهر کار گذاشته

‫- چی؟ ‫- می‌تونم جاشو نشونتون بدم

‫ولی باید فوراً یکی رو ببریم ‫که اونو خنثی کنه

‫اگه خان درفش رو به چنگ بیاره ‫و فرار کنه...

‫اون بمب اتم رو منفجر می‌کنه...

‫که ردپای خودشو مخفی کنه

‫این هیچ دخلی به من نداره

‫کل این شهر توی خطر بزرگیه

‫باید با دوستام...

‫دنی مک‌نامارا و لکسی وزیری صحبت کنید

‫شما دوستانشید؟

‫- نه، نه دقیقاً ‫- اصلا و ابدا

‫چی بود؟

‫حتماً کار خودشه

‫تلفن وصل نمیشه

‫برق کل هنگ‌کنگ رو قطع کرد

‫اینطوری نمی‌تونیم نیروی پشتیبان خبر کنیم

‫رئیس‌کل، افرادتو آماده‌ی یه حمله کن

‫نه، خیلی دیر شده

‫همین الانشم رسیده اینجا

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫واسه هرچی که پیش رومون باشه، آماده‌ایم

‫تک‌تک افسرهای در دسترس رو...

‫گذاشتم از ورودی جلو و عقب محافظت کنن

‫از تنها راه‌های ورود

‫ببین، با کمال احترام...

‫وقتی به واتیکان حمله کرد، من اونجا بودم

‫اونجا هم خیلی امن در نظر گرفته میشد

‫نمی‌تونید جلوشو بگیرید

‫ولی تا وقتی که تمرکزشو گذاشته ‫روی تسخیر ساختمون...

‫می‌تونیم درفش رو برداریم و ناپدید بشیم

‫و برای افرادت زمان بخریم ‫که بمب اتم رو خنثی کنن

‫- می‌تونیم کمک کنیم ‫- اینجا امن‌ترین جا برای شماست

‫به قول شما آمریکایی‌ها...

‫اینجا قلعه‌ی آلاموی ماست

‫دلم نمی‌خواد اونی باشم که اینو میگه...

‫ولی هرکی توی آلامو بود، کشته شد

‫چی؟ واقعاً؟

‫آره

‫رئیس‌کل...

‫آیا ما بازداشتیم؟

‫نه خانم

‫عالیه، چه خوب. پس زحمتو کم می‌کنیم

‫اصرار می‌کنم که بمونید

‫نمی‌خوام اگه تحت نظر من بلایی...

‫سر یه مشت غربی بیاد...

‫یه حادثه‌ی بین‌المللی بیفته گردنم

‫همینجا می‌مونید تا وقتی که بگم ‫همه‌جا امنه و می‌تونید خارج بشید

‫ما...

‫وایولت منتظر چیه پس؟

‫هر کاری که تا الان کرده، برای ردگم‌کنی بوده

‫چرا باید اون علامت رو ‫با آتیش ایجاد کنه و به پلیسا...

‫وقت بده که درها رو بپوشونن؟

‫صبر کن ببینم، فکر می‌کنی ‫حمله نمی‌کنه؟

‫از در وارد نمیشه

‫درفشمو برام پیدا کنید

‫هر جنبنده‌ای رو هم که دیدید، بکشید

‫متوجه شدم به نظر میاد...

‫اوضاع اون پایین خیلی جالب نیست

‫خفه شو

‫گوش کن چی میگم، رئیس‌کل. خواهش می‌کنم

‫در این مقطع از زمان...

‫همه توی دنیا فکر می‌کنن من خان بزرگم

‫اونم دقیقاً همینو می‌خواد

‫این یعنی همه رو...

‫توی این کلانتری می‌کشه، ‫از جمله شما رو

‫مهم‌ترین مسئله اینه که ‫شاهدی از خودش به جا نذاره

‫پس باید فرار کنیم، رئیس‌کل

‫باید از اینجا خارج بشیم

‫گوش کن

‫تعداد نفراتش کمتر از ماست

‫ما هم اهل فرار نیستیم

‫پس عین گوشت دم توپیم

‫باید از این اتاق بزنیم به چاک

‫نه، باید از این شهر بزنیم به چاک

‫آره، گفتمش

‫منم پایه بودم که جلوی فاجعه رو بگیریم...

‫ولی الان وقت فراره

‫مثل همیشه، شاو، اگه بخوای می‌تونی فرار کنی

‫من میرم سراغ درفش

‫- من میرم سایمون رو نجات بدم ‫- سایمون رو نجات بدی؟

‫آره، وایولت می‌خواد اونو بکشه

‫در ضمن گفت از کل نقشه‌ی وایولت خبر داره

‫اگه وایولت زودتر دستش به درفش برسه...

‫باید بدونیم چطوری می‌خواد از شهر خارج بشه

‫منصفانه‌ست. با سیم اینو راه می‌اندازم

‫می‌دونی چیه؟

More Farsi Persian subtitles for Blood & Treasure

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left