Le prime 200 righe.
بلدی پیانو بزنی؟
فقط یکم بلدم، خودم یاد گرفتم
بزار پیانو زدنت رو ببینم
نه بابا، نمیخواد
چی جلوتو گرفته؟ کسی اینجا نیست که
ایستگاه جونگ دونگجین
...اون روز
ما فقط دو تا مسافر روی سکوی قطار بودیم
...مثل اینکه یه توافق ناگفته باشه
...هیچکدوممون درباره
مسائل خصوصیـمون حرفی نزدیم
...مثل دو تا غریبه
تنها همون لحظه رو باهم شریک شدیم
این یه قطعه کلاسیک بود درسته؟
شوپن زمانی یه زن رو دوست داشت
این قطعه رو برای اون نوشته
موزیسین ها خیلی رمانتیک ان
حتی وقتی عاشق ان
حتماً خیلی دوستش داشته
ولی از هم جدا شدن
چرا؟
با حقیقت رو به رو شدن
...تفاوت طبقات اجتماعی
مخالفتای خانواده و این چیزا
"به خاطر همین اسمش شده "والس خداحافظی
نمیدونستم قطعه غم انگیزیه
بابت امروز ممنونم
برای چی؟
کلاً همه چیز
به لطف تو بعد از یه مدت طولانی درست حسابی خندیدم
خوشحالی؟
چی؟
امروز گفتی که داری تمام تلاشت رو میکنی
خب، خوشحالی؟
قطارمون اومد
باید جدا شم؟
باید از جونگ هیون جدا شم؟
درک عشق -❤ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ❤- -❤ @moonriverteam _sns ❤-
قسمت دهم
...منظور
...منظورت چی بود
اون موقع؟
منظورت از اون حرف چی بود؟
چرا پرسیدی خوشحالم یا نه؟
تو چی؟
خوشحالی؟
خداحافظ
سو یونگ، دیر میای خونه؟
باید باهم صحبت کنیم
چرا بیرونی؟
خوشحالم میبینمتون
به سلامتی- به سلامتی-
چند سالی میشه همدیگه رو ندیدیم
چند ماه پیش سانگ سو بهم گفت که همه تو یه شعبه کار میکنید
درسته، نمیدونستم اونو دیدی
آره، اتفاقی تو بانکتون دیدمش
ولی چرا امروز نیومده؟
یه مشتری ویژه یهویی فوت شده- که اینطور-
رفت تسلیت بگه
هی
شماها خیلی آرومید
...وقتی شنیدم همتون اونجا کار میکنین
یکم شوکه شدم
...صبر کن ببینم، تو
چیزی به سانگ سو گفتی؟
چی؟
برو کنار- بیخیال-
چرا انقدر ناراحتی؟
سانگ سو درباره ما میدونه
آره، خب که چی؟
ما یه مدت کوتاه تو دانشگاه باهم قرار میذاشتیم
ما حتی تو رابطه جدی هم نبودیم
هیچ "ما" یی وجود نداره
من الان دارم با سانگ سو قرار میذارم
خیله خب، فهمیدم
خب که چی؟ الان میخوای بری ببینیش؟
میخوای بهش اعتراف کنی؟
به تو چه ربطی داره؟
بااینکه چند ماه پیش اینو فهمیده به تو چیزی نگفته
به هر دلیلی، داره تظاهر میکنه که چیزی نمیدونه
این به نفع تو نیست؟
ببخشید
نباید اونجوری رفتار میکردم
به کارم فکر کردم و پشیمون شدم
...اینکه تو این جنبه زشت منو دیدی
خیلی برام سخت بود
...به خاطر همین
میخوام از اینجا برم، سو یونگ
یکم پول پس انداز کردم
...بنابراین میتونم تا آخر ماه
برگردم همون خونه قدیمی پشت بومی
...جونگ هیون- بابت مهمون نوازیت ممنونم-
حتماً زندگی با من معذبت کرده
آزمونت چی پس؟
تسلیم نمیشم، نگران نباش
به هر قیمتی که شده سر قولی که بهت دادم میمونم
پس میتونیم یه شروع دوباره داشته باشیم؟
باید از جونگ هیون جدا شم؟
پارک می کیونگ
سلام
سلام، رسیدی خونه؟
آره، همین الان
پس میشه در رو باز کنی؟
بخور- باشه-
ممنون
این شوپنه
درسته
چرا نزاشتی پخش شه؟
منم اون قطعه رو دوست دارم
دوستش داری؟
خیلی گرم و زیباست
هر چند که اسم قطعه اینطور نیست "والس خداحافظی"
...این اسمیـه که معشوقه قبلی شوپن
بعد از جداییشون ساخته
این آهنگ رو به زنی که دوست داشته تقدیم کرده
ولی در نهایت اسمش شده "والس خداحافظی"
راستی، چرا یهویی داری شوپن گوش میدی؟
چی؟
تو هیچوقت موسیقی کلاسیک دوست نداشتی
دلیل خاصی نداره
سانگ سو، شنیدم همه چیز رو فهمیدی
...درباره رابطه من
با کیونگ پیل
درسته
چرا هیچی بهم نگفتی؟
چون همش مربوط به گذشتهست
و کار اشتباهی هم نکرده بودی که
ولی من دربارهش باهات صحبت نکرده بودم
من باهات صادق نبودم
اینکه راجع بهش چیزی بهم نگفتی معنیش این نیست که صادق نبودی
واقعاً اشکالی نداره، جدی میگم
جداً؟
منظورت چیه؟
عجیبه
میگی مشکلی نداره ولی چرا من حس بدی دارم؟
پس باید ناراحت باشم؟
تو هم همچین چیزی داری؟
مثلا چی؟
چیزی که دربارهش باهام حرف نزده باشی
مهم نیست
خدایا، خیلی خستهام
خوشحالی؟
دوستت دارم
برای نشون دادن احتراممون ...به شخصیت و خلاقیت شما
بانک کی سی یو دیگه نیازی به لباس فرم نداره
بیرون توی راهرو یه جعبه هست که لباس فرمهاتون رو تحویل بدین
یعنی میتونیم هر لباسی خواستیم سر کار بپوشیم؟
باورنکردنیه
لباس فرم خیلی خوبه، اینکه هر روز لباس انتخاب کنی دردسر داره
کجاش بده؟
حالا می تونیم از همه مدل لباس های قشنگ بپوشیم
خیلی ممنون- خواهش می کنم-
و ممنون که دیروز سو یونگ رو رسوندی
ماشینت رو جلوی خونه اش دیدم
بفرما، اجازه بده، این کار خودمه
من از اینجا میبرمش
سلام- سلام-
سانگ سو
چرا این کارو کردی؟
درباره می کیونگ و من
چرا هیچی نگفتی؟
چیکار باید می کردم؟ عصبانی بشم و بپرسم چرا این کارو باهاش کردی؟
پس حتی میدونستی چیکار کردم
همش مال گذشته ست
چیش برات عجیبه؟
عجیب نه
فقط نمی فهمم
چطور می تونی مشکلی با این موضوع نداشته باشی؟
مطمئنی اصلا دوستش داری؟
خب، گمونم به من مربوط نیست
فکر کنم داره یونیفرمشو پس میده
چرا؟
وگرنه چرا نباید یونیفرمشو احتیاج داشته باشه؟
آهاا، جلسه صبح رو از دست دادی
گمونم اونجا یه خبری بوده
چرا اینو درآوردی؟
تا برش گردونم- چرا؟-
چون دیگه بهش احتیاج نداشتم
واقعا داری استعفا میدی؟
چی؟- داری از بانک استعفا میدی؟-
دیروز درباره این بهم هیچی نگفتی
...آقای ها، این- ...خب، چرا یه دفعه-
هی، سانگ سو
سانگ سو
حالا باید ذائقه مدمون رو نشون بدیم
وای خدا
هی- برو یونیفرمت رو برگردون-
واقعا داری استعفا میدی؟
...خب چرا یه دفعه
رختکن
سانگ سو، یکم قهوه بخور
باشه
ممنون
خواهش می کنم
می کیونگ
بله؟
امروز بیکاری؟
چرا می خواستی بیای اینجا؟
چون تاحالا سر قرار نرفته بودیم
چون همیشه میومدی اینجا منم دربارش کنجکاو شدم
No comments yet. Be the first to leave one.