Le prime 200 righe.
یه بار خواب دیدم که داشتم با دوستهام میرفتم یه یارویی رو لتوْپار کنم که یه خطایی کرده بود
خشم وجودم رو گرفته بود و فکر میکردم حقشه
ولی بعد ترسش در اون لحظه رو حس کردم و میخواستم جا بزنم
به دوستهام نگاه کردم و میدونستم که باهام دشمن میشن
باید یهجوری خشمشون رو خالی میکردن
همینطور ادامه دادم، ولی بعدش یه عقاب بزرگ اومد پایین و من رو گرفت
من رو برد اونور شهر، وسط دریا، و من رو انداخت اونجا
سعی کردم شنا کنم، ولی درعوض فرو رفتم
و شروع کردم به غرقشدن
،همون موقع بود که یه نفر من رو از دریا کشید بیرون و یه زن غولپیکر از رنگهای بیشمار پدیدار شد
،من رو کفِ دستهاش نگه داشت
لبخند زد و میخواست تمام رنگهای جهان رو نشونم بده
« عنوان ایسلندی: پیشآگاهی » « عنوان انگلیسی: موجودات زیبا »
:این شمارۀ یکه
شخصیت اصلی داستان کیه؟
بشین، بالدور
:شمارۀ یک
شخصیت اصلی داستان کیه و چی ازش میدونید؟
چه زمانی از وضعیت شخصیت اصلی اطلاعات به دست آوردید؟
...توصیفات
هی! بس کن
چیه؟ بوی گند میده خب
...ارتباط پسره رو توصیف کنید
!بالّی
داداش
.بذار ببینیم چجوری جیغوْداد میکنی جیغوْداد کن، وگرنه یه بلایی سرت میارم
محکمتر بزنش - جیغوْداد کن -
!جیغوْداد کن، احمق. جیغوْداد کن
!جیغوْداد کن - یالا دیگه -
عقبافتادهای؟ آشوْلاشت میکنم
!زبونبسته رو. خلوْچل
ته خندهست
بله، میدونم
معلومه که نه. دو... دوستت دارم
من هم همینطور
نه، میدونم
ببخشید
هی، چه خبر؟
یه لحظه بیا اینجا. از دیدنت خوشحالام
اگه ناپدریم بفهمه چیکار کردید، همهتون رو میکُشه
کاپشنه رو بپوش
داداش، کاپشنه رو بپوش وگرنه لتوْپارت میکنم
داداش. چه گُهی داری میخوری؟ عقبافتادهای؟
گزارش پلیس نشان میدهد که خشونت درمیان ،جوانان در «ایسلند» مسئلهای روبهرشد است
بهخصوص در نواحی پایتخت
ما واقعاً میدانیم در زندگی فرزندانمان چه میگذرد؟
امروز، پسر جوانی چهاردهساله در مسیر مدرسه به خانه قرار داشت
که گروهی از پسران جوان با درختی سوخته به او حمله کردند
بالدور تورشتینشون با بینیای شکسته و ضربۀ مغزی غرق در خون خود رها شد
اسپاتلایت» (نوراَفکن) پوشش خبری خود» درباب این مسئلۀ نهان را ادامه میدهد
باورم نمیشه اینجا داره این اتفاق میوفته
امیدوارم حالش خوب بشه
پسره اُسکله
چته تو؟ چطور میتونی همچین حرفی بزنی؟
!آخه ببینش
کی اونجوری لتوْپار میشه و بعد خودش رو توی تلویزیون نشون میده؟
...برام مهم نیست که
از من خوشتون بیاد یا نه؛ فقط میخوام دست از سرـم برداشته شه
بیشترتون بین چهار تا هشت غلط داشتید
از طرف دیگه آرتنار رو داریم، با مجموع ۴۳ غلط
چیکار داری میکنی، پسر؟ - دیگه لازمم نمیشه -
باید پسش بدی - میگم گمش کردم -
خب، اونطوری مادرت باید پولش رو بده
گُه بگیرن
گُه بگیرن - عقل نداری -
خفه شو
هی، یه لحظه کتابت رو بده من - عمراً -
یالا، بده دیگه
آدّی، یه یارویی تهدیدم کرده که لتوْپارم میکنه
کی؟ - یوناس از بخش شرقی -
چرا؟
خیلیوقت پیش از دوستدخترش لب گرفتم. گمونم تازه فهمیده
داداش، چی پیش خودت فکر میکردی؟ - چیه؟ یارو بچهبازه -
خودش ۱۷ سالشه، دختره ۱۳. ریشوْپشمش کامل دراومده
و باایناوصاف با دختره دوست شدی؟
فقط یه سال از ما کوچیکتره
اگه سروْکلّهش پیدا بشه و شر کنه، هوام رو دارید دیگه
دبّه نمیکنید ها
هی، یه سیگار بده بیاد
هی، این یارو رو باش
سیگّی، باید یکی از اونها بگیری. تو خیلی زشتای
خفه شو
چیکار میکنی؟
تو همون یارو توی تلویزیون نیستی که بهش حمله شده بود؟
سعی داری خودت رو زخمی کنی؟
احمقی چیزی هستی؟
دقیقاً، احمقه
سیگار داری؟
چی توـشه؟
اَهاَه، چه وضعشه - جوابه -
حالمون به هم خورد
برو بالا
یالا، سر بکِش تموم شه
!وای، داداش
!دسخوش
تُف، چیکار کردی، پسر؟
بیا، میرسونیمت خونه - لطفاً نکن -
ولش کن بابا، استفراغ میکنه سروْرومون
روبهراهای؟
خونۀ گداگدولهاست
میفهمم چرا میخواد خودش رو بکُشه
من تصمیم میگیرم کی اینجا جا داره
و تو اینجا جایی نداری
اینجا خونۀ منه و فقط اونهایی که من دعوت میکنم اینجا جا دارن
همین وْ بس
چیکار داری میکنی؟ - هان؟ هیچی -
داشتی با اون وسیله حرف میزدی؟ - نه -
بده - خواهش میکنم. آدّی. آدّی -
تُف، عقل نداری تو - !آدّی -
آدّی
...پدرِ احمقت این رو بدون اجازۀ من برداشت
!دست از سرـم بردار
یوناس وْ چند نفر دیگه دنبالم میگردن
فکرش رو میتونی بکنی چی دربارهمون فکر میکنن اگه جرئت نداشته باشیم کاری بکنیم؟
!یه بار دیگه با من یا دوستهام دربیوفتی، نفلهت میکنم
!آره! آره
!گفتم پا شو
عقبافتادهای چیزی هستی؟ - !صد بار بهت گفتم پا شو -
کاسۀ صبرم رو لبریز کردی
شبها رو بیرونای و بعد کُل روز رو خواب
دست از سرـم بردار
پس پا شو
!آرتناژ
!دست از سر کچل من بردار
!آبّا، برو
سلام
سلام
ببخشید، الآن سیگار ندارم
آبّا، بسه. برو ردّ کارـت، سگ احمق
طوری نیست. فقط از دیدن من خوشحاله
تهسیگار میخوای؟ - تهسیگار؟ -
آره. چندتا خوبش رو دارم
مامانم بعضیوقتها یادش میره داره سیگار میکِشه و یه نخ دیگه روشن میکنه
چرا همۀ درها شکسته؟
...ناپدریم بعضیوقتها قاتی میکنه و بعد
قرار نیست که بهاینزودیها برگرده خونه؟
نه. زندانه
واسه چی؟
واسه لتوْپارکردن چند نفر و کارهای دیگه
چه کارهای دیگهای؟
نمیدونم. از نظر من گناهکار نیست
مامانت کجاست؟ - پیش دوستهاشه -
در بهترین حالت زودتر از فردا یا پسفردا برنمیگرده
پس خونه تنهائی؟
اونقدرها هم بد نیست
اونوقت کی برات غذا درست میکنه؟
قبل از رفتن غذا میخره، ولی الآن دیگه آخرهاشه
فقط امیدوارم زود گورش رو برگردونه خونه
،دیشب، خواب دیدم توی یه خونۀ بزرگ در حرکتام
تقریباً مثل یه قصر بود
بهاینمعناست که بهزودی ثروتمند میشم
باید یادم بندازید توی بختآزمایی شرکت کنم
چرا راحت خوابِ شمارههاش رو نمیبینی؟
من حرفت رو باور دارم - بیا اینجا، هیولای ریزهمیزه -
بیا
چقدر داغونه - یاخدا -
کُنّی، اینجا رو باش
با من ور نرو. پا شو
چرا اینجا رو کثافت گرفته؟
مامانت اصلاً تمیزکاری نمیکنه؟
اَهاَه، اون چیه؟
مدفوعه
نه - !چرا، مدفوعه -
نه، استفراغِ سگمه، آبّا
چند وقته اونجاست؟ - نمیدونم -
نمیدونی؟ چرا تمیزش نمیکنی؟
چرا من باید تمیزش کنم؟
چه مرگته؟ مامانت چه مرگشه؟
بیخیال شو، سیگّی
باشه، بیا بریم
نه، داداش، بیا یهخرده لش کنیم
کسی خبر نداره که ما اینجائیم
بیا اینجا
چرا چشمت انقدر عجیبه؟
!تُف
!ولمون کن
چهار سالم که بود از دستش دادم - چطوری؟ -
تفنگ بادی
ناپدریم بهم شلیک کرد، درست توی چشم. نمیدونست پُره
احتمالاً فقط یه همچین بچۀ زشتی نمیخواسته
بابات کجاست؟ - مُرده -
چطوری مُرد؟
غرق شد
اِلاِسدی» خورد و خیال کرد حضرت عیسیست»
خیال کرد میتونه روی آب راه بره
!چی؟
چندتا چیز از خونهمون آوردم
خیلیخب، بریم دیگه - آروم بگیر، پسر -
نه، اینجا حالبههمزنه و نمیخوام شپش بگیرم. بریم
میای یا چی؟
یالا
بیا، من دارم ازت میخوام. بیا بریم
...هی
چیزی نیست که. فقط قدمبهقدم بیا
و پایین رو نگاه نکن
داداش، نکن
یالا. بکن - خفه شو، خوکچهره -
اَهاَه، داداش
اون زبونبسته رو ببین
هی! میکِشی؟
No comments yet. Be the first to leave one.