Le prime 200 righe.
"تقديم به تمام فارسي زبانان جهان"
هي،جيکي،چطوري مرد؟
همه چيز مرتبه؟
بيارش اينجا
بزار اول پول رو ببينم
ببين مرد،پول اينجاست
حالا اون چيزا رو بيار اينجا
حالا تنها چيزي که نياز داره،يه کله جديده
الان ديگه چيزي بغير از يک جفت گوش نيست
خب حالا الان کجا داريم ميريم،مرد؟- چي؟-
مکزيک چطوره؟
بايد بري يکمي اصلاح کنيد،آقاي بووي بايد وقتي ميريم اونجا خوب بنظر برسيم
پشيزي اهميت نميدم که وقتي ميرم اونجا چطور بنظر ميام
اوه،اينطورياس؟- آره-
آقاي بووي برو اصلاح کن
ميدوني که برداشت اولي که مردم ازت ميکنن چقدر مهمه
تنها کسي که بايد اصلاح کنه خودتي
با اون سبيل کوچولويي که داري شکل آدولف هيتلر شدي
چه غلطي داري ميکني اونا رو لازم دارم
پيشنهاد ميکنم يکي جديدش رو بخري
اوه،آره
ولي هيچکسي غير از خدا قرار نيست من رو با لباس زير ببينه
ميدوني اين خونه ها نزديکتر از چيزي هستن که فکرش رو ميکني
متاسفم براي شما حرومزاده ها بايد از خودتون خجالت بکشيد
که اينجوري دارين يه پيرمرد رو از زمين هاش بيرون ميکنيد ميدوني؟
اميدوارم خوشحال باشين،چون قصد ندارم به کاري که داريد ميکنيد نگاه کنم
حرومزاده ها !مادر بخطاها
!خداي من
ببخشيد،اينجا مزرعه بووي نيست ؟
خوب بود.الان ديگه جزو املاک "مزارع ويستا" شده
املاک مزارع ويستا رانچتز
ميتونم کمکتون کنم؟
شما خانوم بووي هستيد؟
من "آرنز ليپگ" هستم مامور تخليه و سلامتيه املاک
ميدوني،دارم دنبال "رِد بووي" ميگردم
خب،اون يه جايي همين اطرافه
اگه ديديش بهش بگو بياد اينجا ما بايد بريم
...بهشون اجازه دادي گله و اسبهام رو بگيرن
و حالا هم زمينم رو
هر چيز لعنتي که بهش اهميت ميدادم از دست رفت...ازت ممنونم
متشکرم،قربان متشکرم
آره،خب حالا ميتوني بري سراغ يکي ديگه آزارش بدي
نگهش دار
واسه خودت نگهش دار
نگهش دار،فهميدي؟
زمينم رو گرفتن،مامان،هر سانتيمترش رو
آره،مامان
!منم دوستت دارم،مامان
...خيلي خب حالا،يک،دو،سه
...از طرف ديگه
شايد بخواي يه کار بهتري برام بکني،همونطور که قبلا کردي
باشه آره
پس من بهت يه شانس ديگه ميدم
يه قراري ميزاريم،آقا
يا از حالا به بعد طرف من ميشي
يا اينکه من مغزم را روي اين سقف لعنتي متلاشي مي کنم
تصميمش با خودته،باشه؟
تصميمت انجام ميشه امروز
يه نشانه بهم بده
هر نشانه اي ميخواي
آره،هر نشانه اي
!جز فضولي کاري نمي کني
آخر تصميمت چيه؟
!اوه،خداي من
هي چي شد؟
هي...پسره لعنتي...حالت خوبه؟
بلند شو- بله،فکر ميکنم خوبم،قربان-
اون تو چه خبر بود؟- هيچي-
چيزي نبود که به تو مربوط باشه
آقا،من گالي هستم گالي بووي
کي؟- گالي بووي-
خب،من...نوه شما هستم ،آقا
مزخرفه،تو نوه من نيستي
بله قربان،همينطوره جيمز بووي پدرم بوده
جيمي بوي پسر من نيست
قبلا بود ولي يکروز که حواسم نبود فکر فرار از خونه به سرش زد و رفت
حالا چي ميخواي؟
خب،هيچي قربان فقط داشتم از اينورا رد ميشدم
فکر کردم يه توقفي بکنم وخونه قديمي اجداديم رو ببينم
و يک سلامي بکنم چون تا حالا همديگه رو نديديم
آره،سلام،حالت چطوره؟- خوبم،ممنون-
شما چطوري؟- خدا نگهدار و باي-
ميدوني،حق با پدرم بود
اون ميگفت که تو يک پيرمرد بد خلق حرومزاده اي
ممکنه که اين رو به تو گفته باشه،ولي به خدا قسم که
هيچوقت تخمش رو نداشت اينارو به خودم بگه نه توي صورتم
بزار يه چيزي بهت بگم پسر پدرت اينجا بزرگ شده
درست مثل من،درست مثل پدرم که قبل از من بوده و پدر بزرگم که قبل از اون بوده
حالا اينجا زمين بووي هاست،مي شنوي؟ زمين بووي ها
مجبور شديم بخاطرش با اون سرخپوستاي لعنتي بجنگيم
و بعدشم که براي حفظ کردنش با اون ماموراي لعنتي گلاويز شديم
ميبيني،اينجا بوسيله خدا زمين بووي ها شده !اينجا زمين بوي هاست حرومزاده ها
و پدرت،اون همينجوري فرار کرد
آقاي بووي،وقت رفتنه برو روشنش کن
زود باش- بله،خانوم-
آره،ميشناسمشون
اون دو تا بچه هاي بد و حرومزاده
ببينم از اينطرف ميان يا نه حتما
البته،بخاطرت يه نگاهي ميندازم
خب،چي شد که مزرعه رو از دست دادي؟
اين يه توطئه لعنتي بود
بانک يه پولي روي گاوها بهم وام داد و خدا هم گفت اين برکت نداره اينجوري نابود شدم
آروم تر بِرون
!آره،عجب پول خوبي بود
اين يکي مال توئه
من تو اين قوطي حلبي ها زندگي نمي کنم نه
دوستهاي خوبي اينجا پيدا ميکني،آقاي بووي حالا خودت ميبيني
الان اينجا تنها جاييه که ميتوني تهيه کني
قرار نيست اونجا برم نه نميرم،نه
نه،خانوم
اوه،اينقدر خجالتي نباش حالا بيا بيرون.بزن بريم
دست لعنتيت رو از کاديلاک من بکش
اوه خداي من،آرومتر آرومتر برون
ميخوام يکمي آواز بخونم و برقصم- آواز،رقص؟چي؟-
و يک زن.يک زن هم ميخوام- يه زن؟-
ميخواي باهام بياي پسر؟باهام مياي؟ !حرف بزن
مياي؟آره يا نه؟- آره...باهات ميام-
آرومتر،آرومتر- خوبه-
قراره همه اين آبجو ها رو بخوريم؟
فکر کنم همينطور باشه،آره آره
پس اين،اين زنه يه جايي همينجاها زندگي ميکنه؟
کدوم زن؟ من که هيچ زني رو نمي شناسم
خودت گفتي که يه زن ميخواي
آره ميخوام.يه زن ميخوام براي آواز خوندن و رقصيدن
حالا دقيقا کجا دارم ميريم؟
تقريبا 200مايلي اين جاده
به مکزيک قديم
مکزيک؟
نه،من نميتونم به مکزيک برم
چرا که نه؟براي امشب بليط اُپرايي چيزي داري؟
اصلا تو اينورا چيکار ميکردي؟ بي مقدمه بپري جلو و سلام کني؟آره؟
خب،فکر ميکردم که شايد به کسي نياز داشته باشي تا تو رام کردن اسبها بهت کمک کنه
نميدونستم که مزرعه ات رو از دست دادي
آه...لعنتي
من رام کردن کره اَسب هم دست تو نمي دادم سوارشون شدي؟هان؟
آره،فکر کنم تو اينکار افتضاح باشم
پدر ميگفت که تو قبلا يه گاوچرون بودي
آره- گاوها؟-
آره،به شاخ و موهاشون ديناميت هم وصل ميکردن ميتونستم از اون حرومزاده ها سواري بگيرم
اينارو برات تعريف کرده؟
نه،قربان فقط گفت که قبلا گاوچرون بودين
زياد درباره شما حرف نمي زد
خب،من زمان زيادي از وقتم رو براي تعجب کردن درباره اون صرف نکردم
ولي اون بهرحال ميخواسته که تو اينجا بياي و براي من کار کني
ميخواسته به اصل خودت برگردي و پدر بزرگت رو بشناسي،درسته؟
تا جايي رو که ازش اومدي بشناسي؟
در واقع،اين بيشتر ايده خودم بود
آره،ولي اونم اجازه داده
پدرت،ميدونه الان کجايي؟
اوه،لعنتي!تو از خونه فرار کردي،درسته؟ درست ميگم يا نه؟
نه،درست نيست از خونه فرار نکردم
نه- نه-
فقط براي يه مدتي از کالج اومدم بيرون،همين
دلم رو خنک کردي،پسر بد
جيمي چطوره،خوشت اومد پسرت فرار کرد؟ منصفانه نيست،جيمي؟
الان که ورق برگشته چه حسي داري؟
چطوره،خوشت مياد،جيمي؟
هي،من که گفتم از خونه فرار نکردم،باشه؟
من از خونه فرار نکردم
خب،از دانشگاه فرار کردي.اينم مثل همونه ديگه،نه؟
نه،نه،نيست- خب،بنظر من که هست-
حتما،جيمي هم همينطور فکر ميکنه
اون...اون،جيمي قديم
...فکر کنم اين برامون يه مشکل باشه،سعي کن
نمي تونم درستش کنم
جي تي،بيا يکي ديگه گير بياريم
سوپر پُرش کن
!سوپر پُرش کن
شما الان داريد ميريد به جنوب مکزيک؟
نه،ما در حقيقت الان داريم گازوئيل ميزنيم
شيشه هاي جلو رو هم يه دستي بکش- !شيشه هاي جلو رو هم يه دستي بکش-
چون ماشين ما خراب شده و فکر کرديم شايد بتونيم با شما بيايم
نه آقا
بي خيال مرد،ما بايد بريم- بي خيال مرد،ما بايد بريم-
چرا مثل طوطي همش تکرار ميکني؟
55دلار- 55دلار؟-
!براي تو طوطي لعنتي
هي،خوشحال ميشم پول گازوئيل رو بدم- بسيار خب،باشه-
!گلابي دزد پير
خب شما از کجا مياين؟
ميدوني،از اينور و اونور
خب،الانم که مستقيم داريم ميريم مکزيک تاجاهاي ديدني رو تماشا کنيم
ميبينم که شما اينجا آبجو هم دارين
!آره،برو بالا.لازم نيست سوال کني
از کلاهت خوشم مياد جذابه
ممنون
آره،همشون همينجوري هستن
همه گاو سوارا توي اين فصل از اين !سطل هاي مسخره روي سرشون ميزارن
تو هم گاو سواري؟هان؟
خب،آدم بايد نون در بياره ،فکر کنم
نميدونم چرا هر وقت سوارشون ميشم عصبي ميشم
عصبي شدن؟من بهش عادت کردم
من که ميگم،تو هيچ ضعف اعصابي نداري
بگو رفيق،من که يادم نمياد گفته باشم اون آبجو رو ميتوني بخوري
بي خيال،تو که خيلي داري
خب بگو ببينم بدجنس ترين گاوي که تا حالا سوار شدي چجوري بوده؟
بدجنس ترين؟
آره بدجنس ترين...بهمون بگو منم دوست دارم درباره اش بشنوم
اوه،خب ميتونه يکي باشه که از اسمش هم مشخصه
!گاو سياه گُنده .وقتي بچه بوده يکي دُمش رو بُريده بوده
No comments yet. Be the first to leave one.