Family Guy

Family Guy

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 21

Informazioni sulla release

Family Guy S21E02 WEB XviD-RMX
Family Guy S21E02 WEBRip x264-ION10
Family Guy S21E02 720p WEB H264-CAKES
Family Guy S21E02 480p WEB x264-RMTeam
Family Guy S21E02 1080p WEB H264-CAKES
Family Guy S21E02 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Family Guy S21E02 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Family Guy S21E02 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Family Guy S21E02 Bend or Blockbuster 720p HULU WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Family Guy S21E02 Bend or Blockbuster 1080p HULU WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Un commento di AMIRX79X
🔲⫸ امـیـر دلـپـسـنـد ⣿ DigiMoviez.com

Tag

web
XviD
webrip
x264
BRip
720p
720
480p
480
1080
x265
HEVC
2CH
Pubblicato il: 2023-03-07
Download: 65
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫«سلام، خرید کردم رسیدم خونه

‫بدم نمیاد بیاید کمک»

‫و...ارسال.

‫حالا صبر می‌کنم تا بیان به مادر ‫فرسوده و عزیزشون کمک کنن.

‫خودت بیار!

‫دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی: ‫DigiMoviez@

‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X

‫سلام خانمِ ناراحت.

‫جونیور، صد دفعه بهت گفتم ‫حرف‌های توی خونه رو جلوی بقیه نزن.

‫سلام خانم عادی.

‫دارید چیکار می‌کنید؟ ‫امروز یکشنبه‌ست.

‫فکر کردم شوهرهامون باید کل روز فوتبال ببینن

‫وگرنه سرطان می‌گیرن.

‫امروز روز خونواده‌مونه.

‫درسته. ‫یه روز کامل وقف خانواده و خوش‌گذرونی

‫که ته‌‍ش هم به اتاق خواب ختم میشه ‫که امیدوارم

‫با مشارکت طرف مقابل همراه باشه.

‫دیگه خسته شدم از این خونواده که همه‌‍ش ‫نشستن یه گوشه و هیچ کاری نمی‌کنن.

‫خونواده‌ی براون بیرون دارن خوش می‌گذرونن

‫اونوقت ما همینجور عین چندتا ‫سیب‌زمینی احمق، علاف نشستیم.

‫مامان، ۱۰ سالِ تمام کاربرهای ناشناس توی ‫اینترنت با لفظ سیب‌زمینی احمق تحقیرم کردن.

‫بیدی نیستم که با این بادها بلرزم.

‫ما باید مثل خونواده‌ی براون ‫با هم وقت بگذرونیم.

‫پس امروز روز خوش‌گذرونی خانواده‌ست.

‫ایول، روز خوش‌گذرونی بدون خانواده.

‫نه، روز خوش‌گذرونی با خانواده.

‫همون دیگه، روز خوش‌گذرونی بدون خانواده.

‫نه، پیتر. ‫خوش‌گذرونی. با. خانواده.

‫من که اومدم مشروب‌فروشی. ‫شما بهتون خوش بگذره.

‫خیلی‌خب، هیچی بیشتر از ‫پاسور خانوادگی بیشتر حال نمیده.

‫اسم بازی یوکرـه.

‫«اول با جدا کردن کارت‌های ۹، ۱۰، تصویردارها ‫و آس‌ها از بقیه‌ی کارت‌ها شروع کنید.

‫هدف بازی حداقل برنده شدن ۳ دست هست.

‫اگر طرفی که خال حکم رو داره

‫نتونه ۳ دست برنده بشه ‫بهش میگن یوکر شده.

‫بالاترین خال، خالِ جک هست

‫که به اصطلاح بهش میگن: دستِ برتر.

‫با همکاری میشه ۳ یا ۴ دست رو برنده شد

‫و یه امتیاز به دست آورد.

‫دست تنها اگه ۳ یا ۴ دست ‫برنده بشید هم باز یک امتیاز داره.

‫اما اگر دست تنها ۵ دست برنده بشید

‫اونطوری ۴ امتیاز داره.

‫خیلی از بازی‌های یوکر مثل بازی «ویست» ‫امتیازِ رابر دارن.

‫اولین طرفی که دو دست بازی رو ببره

‫رابر رو برنده میشه.»

‫«ورق پخش‌کن حق داره که ‫هر ورقِ رویی رو عوض کنه...

‫وای خدا، با جهنم هیچ فرقی نداره!

‫اگر ورقی که مشخصه ‫جک باشه

‫به‌عنوان بدشانسی برای...»

‫«بعد از ۲ دست اگه هیچ ‫خال حکمی مشخص نشد

‫اگه قانون فریب ورق پخش‌کن توی بازی نبود

‫کارت‌ها جمع میشه و دوباره بُر زده میشه»

‫اسپانسر این قسمت از فمیلی گای ‫«کانترکت بریج»

‫خیلی ساده‌تر از یوکر.

‫توی این بازی هر بازیکن فقط با ۱۳ ‫ورق از دسته ورق ۵۲تایی سر و کار داره.

‫دست زمانی شروع میشه که بازیکن اول ‫پیشروی کنه. یعنی حرکت اول با اون باشه.

‫بازیکنِ پیشرو ‫توسط مزایده‌ی بازی تعیین میشه.

‫خب، نظرتون چیه بر و بچ؟

‫گفتم شاید تفریح خوبی باشه که خانوادگی

‫پیتزای خودمون رو درست کنیم.

‫- خب میشه از فست‌فودِ دامینوز هم سفارش داد. ‫- نه، بیخیال دیگه. حال میده.

‫هر کسی نون مخصوص خودش رو داره

‫و می‌تونید از تمام این محتویات ‫هر چی خواستید توش بریزید.

‫زیتون هست، فلفل هم هست.

‫اونایی هم که اهل ماجراجویی هستن ‫براشون آناناس آوردم.

‫هر چی دلتون خواست می‌تونید ‫روی پیتزاتون بریزید.

‫من روی پیتزام ‫یه پیتزای دامینوز می‌ریزم.

‫دامینوز! ما از پیتزای شما ‫هم‌زمان هم آشغال‌تریم هم بهتر.

‫خیلی خوبه، نه؟

‫خیلی خوبه که خانوادگی اومدیم بیرون

‫تا کهاگ رو از یه نمای متفاوت ببینیم.

‫اینجا یه‌کم تنگه.

‫شما چطور وارد کار هدایت بالون شدید؟

‫از آدم گواهی عدم سوءپیشینه نمی‌خوان.

‫الان داریم بالای چی پرواز می‌کنیم؟

‫از بالای خونه‌ی زن قبلیم.

‫اگه آشغال یا کیسه‌ی مدفوع گربه دارید

‫می‌تونید پرت کنید پایین.

‫می‌دونستید حکم حفظ فاصله ‫فقط از طرفین حساب میشه؟

‫بالا و پایین حساب نمیشه.

‫بالأخره باید یه‌چیزی باشه ‫که خانوادگی بتونیم ازش لذت ببریم.

‫به‌نظرم داریم زور الکی می‌زنیم.

‫من وقتی بچه بودم ‫شب مخصوص فیلم دیدن داشتیم

‫و خار مادرِ عشق و حال خانوادگی بود.

‫- من که از فیلم بدم نمیاد. ‫- من هم بدم نمیاد فیلم سوپر ببینم.

‫نه، فیلم خانوادگی.

‫فیلمی که توش میلف هم باشه بدم نمیاد.

‫حرفت درسته، اما در کل سوپر نه.

‫خی‌خب، پس آمازون یا نتفلیکس رو آماده کنیم.

‫اینترنتی به هیچ وجه.

‫گند زدن به سنّت فیلم دیدن.

‫من منظورم مثل قدیم‌هاست

‫که از ویدئو کلوب بلاکباستر ‫نوار کرایه می‌کردیم.

‫یه‌سری از بهترین خاطرات بچگیم مال وقتیه که

‫با بابام می‌رفتیم فیلم کرایه کنیم.

‫من و بابام هیچوقت ‫رابطه‌مون با هم خوب نبود اما

‫تنها جایی که با هم کنار ‫میومدیم، ویدئو کلوب بود.

‫من رو می‌فرستاد خوراکی بخرم

‫خودش هم پنجمین فیلمی ‫که مد نظرمون بود رو

‫برمی‌داشت، چون واسه ‫فیلم خوب‌ها دیر می‌رسیدیم.

‫اما این هم بخشی از خوشیش بود.

‫چون هیچوقت قضیه فیلم نبود.

‫قضیه کنار هم بودن بود.

‫به‌نظرم فیلم کرایه کردن فکر خیلی خوبیه.

‫- بریم کرایه کنیم. ‫- پس تصویب شد.

‫خونواده‌ی گریفین ‫امشب رو به شب فیلم اختصاص دادن.

‫وقتی رسیدیم اونجا ‫یه ۲۰ دلاری میدم بهت تو هم بگو

‫«شنیدم مجیک مایک فیلم خوبیه»

‫اینجا قبلآً ویدئو کلوب بود.

‫ای بابا، نیستش.

‫- تو هم دنبال... ‫- آره، همون جنده‌ی قد بلند.

‫همین رو می‌خواستی بگی؟

‫قبلاً همین‌جا بود. ‫دست‌هاش عین برگ نخل بود.

‫هم سکس می‌کرد هم لامپ عوض می‌کرد ‫و این حرف‌ها.

‫فکر کنم اسمش فیلیپ بود.

‫می‌بینم چندتا از دانش‌آموزهام ‫توی ماشینت هستن.

‫خوبه.

‫مطمئنم هنوز یه ویدئو کلوب باز هست. ‫الان می‌گردم پیداش می‌کنم.

‫باید رمزم رو بزنم. ‫انقدر چاق شدم که تشخیص چهره‌ی گوشیم

‫- منو نمی‌شناسه. ‫- دنیای بدی شده.

‫ایول. می‌بینی؟ ‫هنوز یکی بازه.

‫تا ۴۰۰ متر به شمال بروید

‫و سپس به چپ بپیچید ‫و وارد بزرگراه ۲۰ شوید.

‫سپس تا ۴۸۰۰ کیلومتر مستقیم بروید.

‫- چی؟! ‫- آره، راستی.

‫آخرین ویدئو کلوب ‫بلاکباستر روی کره‌ی زمین

‫توی شهر بِند ایالت اورگان‌ـه.

‫نگفته بودم؟ ‫پس کمربندهاتون رو ببندید

‫چون خانواده‌ی گریفین دارن میرن مسافرت.

‫انگار خونواده‌ی گریفین ‫عازم «جاده‌ی تعطیلات» هستن.

‫انگار لیندزی باکینگهام ‫نمی‌خواد آهنگش رو پلی کنه.

‫اشکالی نداره.

‫انگار اگه مرد باشی و اسمت ‫لیندزی باشه

‫اکثراً نمی‌ذارن حرف ‫حرفِ تو باشه.

‫این دیوونگیه پیتر!

‫نمیشه که ۴ هزار کیلومتر رفت ‫تا یه فیلم کرایه کرد.

‫میشه لطفاً برگردی؟

‫لوئیس، کل ایده‌ی خوش‌گذرونی ‫خانوادگی فکر تو بود.

‫حالا که من می‌خوام کمک کنم ‫از دستم عصبانی نشو.

‫اما من فقط یه شرت دارم.

‫مشکلی نیست. ‫صندوق عقب کلی شرت زنونه دارم.

‫چـ...چرا شرت زنونه داری؟

‫خیلی دارم.

‫ما نمی‌تونیم نظر بدیم بابا؟

‫آره، ما نمی‌خوایم تا اورگان بریم.

‫خوش می‌گذره بابا.

‫قرار کل کشور رو ببینیم.

‫انگار که توی یکی از اون تبلیغ‌های ماشین جیپ ‫بروس اسپرینگستین هستیم.

‫آمریکا از ایالت‌های زیادی تشکیل شده.

‫بعضی‌هاشون مزخرفن ‫ولی بعضی دیگه‌شون نه.

‫پس جیپ بخرید.

‫راحت چپ می‌کنن ‫ولی شما سالم می‌مونید.

‫احتمالاً سالم می‌مونید.

‫یکی از مزایای سفر بین ایالتی

‫ایستادن برای غذا و آشنا ‫شدن با مردم محلی و مهربون اونجاست

‫که قلب و روح کشورمون رو تشکیل میدن.

‫سلام، ما اهل شمال شرقی هستیم.

‫ ‫(شعار انتخاباتی دونالد ترامپ)

‫خیلی‌خب، پس...

‫۵۵تا پنکیک می‌بریم.

‫ترامپ!

‫- ترامپ! ‫- ترامپ!

‫- ترامپ! ‫- ترامپ!

‫- ترامپ! ‫- ترامپ!

‫- ترامپ! ‫- ترامپ!

‫- ترامپ! ‫- ترامپ!

‫- ترامپ! ‫- ترامپ!

‫- ترامپ! ‫- ترامپ!

‫آنتن ندارم.

‫- کجاییم؟ ‫- نمی‌دونم.

‫اما از کانال‌های رادیو مشخص میشه.

‫شما در حال گوش دادن به ‫رادیو ا.س.ل.ح.ـه هستید.

‫اسلحه، ۲۴ ساعت.

‫مخاطبی زنگ زده؟

‫سگ درصد.

‫انگار یه‌جایی بین واشنگتن و واشنگتن هستیم.

‫دیگه باید نزدیک باشیم، نه؟

‫یه چند ساعت مونده.

‫باور کن، وقتی وارد مغازه بشیم ‫می‌فهمید ارزشش رو داشته.

‫تازه، می‌تونم نوار فیلم ‫لیدی‌هاک ۱۹۸۵ هم پس بدم.

‫فیلم رو برگردوندی به اولش دیگه؟

‫می‌دونی دارم به چی فکر می‌کنم پیتر؟

‫اینکه به‌جای رفتن به بلاکباستر

‫اول با ماشین بپریم توی دریاچه.

‫حداقل زودتر از این سفر می‌میریم.

‫اونجا رو ببینید!

‫وای خدا، واقعیه.

‫رسیدیم.

‫خب، انگار من باید مسئول آزاد کردن ‫گوزهای توی ماشین باشم.

‫دیگه آزادید. ‫برید.

‫گفتم برو!

‫این هم از این بچه‌ها.

‫اینجا جاییه که بچه‌ها ‫هر جمعه شب میان

‫و معلم‌شون رو با شلوار جین می‌بینن.

More Farsi Persian subtitles for Family Guy

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left