Rise of the Raven

Rise of the Raven (Hunyadi)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 1

Informazioni sulla release

Rise of the Raven S01E04
Rise of the Raven S01E04 480p WEB DL
Un commento di Phoenix Translation Team
آدرس جـدیـد تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس @subforpersian

Tag

webdl
Pubblicato il: 2025-06-04
Download: 91
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس

‫قلعه بودا ‫پادشاهي مجارستان

‫بالاخره ‫تا جايي که ميشد سريع اومدم

‫وقت براي اين حرفا نيست ‫پادشاه حالشون خيلي بده

‫چقدر ديگه وقت دارن؟

‫بستگي داره

‫با درمان مناسب

‫ميتونن سال‌ها زنده بمونن

‫سال‌ها؟

‫اين وحشتناکه

‫کي تو رو فرستاده؟

‫اعلي‌حضرت فريدريش شخصا از من خواستن ازتون مراقبت کنم

‫فريدريش؟

‫خوبه

‫اين خوبه

‫حالا خون فاسد رو خارج مي‌کنيم

‫ممکنه يکم درد داشته باشه

‫تیرگوویشته ‫شاهزاده‌نشين والاچيا

‫کار هرچي که باشه ‫هميشه ميتوني يکي ديگه رو براي انجامش پيدا کني

‫وقت خوابه رادو

‫يه چيزي هست ‫که بايد به برادر بزرگترت ياد بدم

‫فهميدي چي گفتم ولادوت؟

‫همه جايگزين دارن

‫بيارينش تو

‫پدر من

‫بهتره زودتر تمومش کني

‫باور کن داري بهش لطف مي‌کني

‫ارباب جوان رحم کن

‫اين کار رو نکن

‫من بهت خوندن ياد دادم

‫یاد دادم چطور از شمشير استفاده کني

‫نميتونم اين کارو بکنم

‫بالاخره شام رو تو حياط مي‌خوريم

‫چيزاي بدتري هم تو زندگي هست ‫تا يه مرگ سريع پسر جان

‫يوهانس

‫يوهانس

‫اونجايي؟

‫اينجام اعلي‌حضرت

‫تنهام نذار

‫يوهانس

‫تنهاتون نميذارم سرورم

‫بايد براي آلبرت يه پسر بياري

‫ممنون از نصيحتت مادر

‫راه تضميني هم براش سراغ داري؟

‫مسخره‌م نکن

‫ميدوني که خدا فقط تو رو به من داده

‫ببخشيد که پسر به دنيا نيومدم

‫نميخواستم ناراحتت کنم

‫فقط نميخوام تو هم مجبور شي

‫اون چيزي که من کشيدم رو تحمل کني

‫چقدر ديگه بايد اينجا بشينيم ‫و مردن اين پيرمرد بيچاره رو تماشا کنيم؟

‫با همسر بي‌صبر من آشنا شيد

‫نميدونم دلم براي کي بسوزه

‫سيگيسموند يا هونيادي ‫که حتي نميتونه بشينه

‫کي فکرشو ميکرد يه زخم کوچيک ‫رو پاش کارو به اينجا بکشونه؟

‫تازه هم به عنوان امپراطور تاجگذاري کرده

‫جانشينش چطور آدميه؟

‫خواهش ميکنم مرد هنوز زنده‌س

‫ميگن آلبرت ضعيفه ‫و راحت ميشه بازيش داد

‫چه ويژگي‌هاي عالي‌اي براي يه پادشاه

‫نميشد يه راه تميزتر ‫براي مشکلمون پيدا کنيم؟

‫بوش غير قابل تحمله

‫منم يه راه حل بي‌سروصداتر رو ‫ترجيح ميدادم

‫اما سيگيسموند هميشه ‫عاشق حرکات نمايشي بوده

‫فقط چند دقيقه ديگه براش مونده

‫سرنوشتش ديگه دست خداست

‫سرنوشت همه ما دست خداست

‫ولي خدا از من صبورتره

‫در جريانم بذار

‫عمو

‫ميدونستم

‫هميشه ميدونستم

‫ولي هيچکس باورم نکرد

‫ايلونا

‫تو منو جدي نميگيري

‫معلومه که جدي ميگيرم عزيزم

‫حق با توئه ‫هيچکس باورت نميکنه

‫چون هيچکس نميخواد پدر منو بکشه

‫به جز شايد خدا

‫صدام کردين والاحضرت؟

‫اين داره ديوونه‌م ميکنه من نميپوشمش

‫اما رفتن پدرتون يه مناسبت خاصه

‫داري راجع به پادشاه حرف ميزني ‫بيشتر احترام بذار

‫ممنونم ايلونا ميتوني بري

‫بله والاحضرت

‫تو عموي منو نميشناسي

‫ولي من ميشناسم

‫اونم درست مثل اولريش سيله‌ايه

‫اونا فاميل‌هاي ما هستن

‫تو يه قطره از خون فريدريش ‫تو وجودت نيست؟

‫اميدوارم نباشه

‫چه حيف

‫چون من خون اولريش تو رگامه

‫اونم بيشتر از يه قطره

‫همين الان؟

‫شايد اين آخرين فرصتم باشه ‫که به عنوان يه شاهزاده باهات بخوابم

‫باورنکردنيه

‫وقتي نوبت من رسيد ‫منو تو کليسا علم نکنين

‫ميخوام دراز کشيده بميرم

‫نشستن کمرمو درد مياره

‫چه مرگ نکبتي

‫چي شده؟ ‫انگار تو حال خودت نيستي

‫تو بايد جشن گرفته باشي

‫مرگ پادشاه يه تراژديه

‫ولي تاجگذاري يه پادشاه جديد ‫دليل خوشحاليه

‫يه طلوع جديد اميد تازه مياره ‫موافق نيستي؟

‫اگه تو ميگي

‫با من بيا

‫آلبرت اميد تازه ماست

‫اميد من تو ‫و همه اشراف

‫ اميد؟ ‫مگه همين الانشم چيزي که ميخوايمو نداريم؟

‫معلومه که نه

‫اطرافتو نگاه کن ميکلوش

‫فکر ميکني سيگيسموند ‫با پول کي تاج امپراطوريشو خريد؟

‫واقعا گرون بود

‫و حالا داره اون تاجو ‫با خودش به گور ميبره

‫انگار طلاهامونو ‫ريختيم تو چاه

‫و اين جنگ‌هاي تموم نشدني ‫که تو سرتاسر اروپا مي‌کنيم

‫داريم ورشکست ميشيم

‫ما ملت هستيم

‫و تو ثروتمندترين مالک اين ملتي

‫تو نفوذ زيادي داري

‫بايد تصميم بگيري

‫با مايي يا بر عليه ما؟

‫ميخواي به جايي تعلق داشته باشي ‫يا عقب بموني؟

‫ما درخواست ميکنيم که

‫نه

‫ما "مطالبه" ميکنيم که ‫حقوق اشراف مجارستان

‫با ظلم و ستم سلطنتي محدود نشه

‫همينه ‫همينه

‫ما ملتيم

‫ما اشراف

‫درسته

‫ما خون جاري اين سرزمينيم

‫و اجازه نميديم ‫خونمون کشيده بشه

‫و کشور ضعيف بشه

‫راست ميگه

‫آروم باشين ‫من حاضرم مذاکره کنم

‫ولي الان کار مهم‌تري دارم ‫چي ميتونه از اين مهم‌تر باشه؟

‫ديگه مجبور نميشيم ‫ارتش‌هامونو به خارج از کشور ببريم

‫خسته شديم از بس هر وقت هوسيت‌ها

‫يا يه حمله خيالي ‫از طرف عثماني‌ها پيش مياد بپريم وسط معرکه

‫و هزينه‌اي که برامون داره

‫ديگه بسه

‫همش همين بود؟

‫نه

‫اين فقط مورد اول ما بود

‫پادشاه بودن آسون نيست

‫من پادشاه نيستم

‫فقط چند ساعت مونده

‫پس به عنوان پادشاهت ‫بهت دستور ميدم تنهام بذاري

‫جسارتا ‫شما هنوز پادشاه من نيستين

‫دنبال چي هستي؟

‫شما مجارها هميشه دنبال يه چيزي هستين

‫بايد با عموم حرف بزنم ‫ميدوني کجاست؟

‫تو حياط ديدمش

‫من فقط ميخواستم يه پيشنهادي بدم

‫هر چي اونا اون تو گفتن ‫اگه از مرزهامون دفاع نکنيم

‫اين کشور نابود ميشه

‫فقط يه نفر ميتونه از مجارستان محافظت کنه

‫يانوش هونيادي

‫اگه به هونيادي پول و نيرو داده بشه

‫نه اونو ميبيني نه عثماني‌ها رو

‫و تا وقتي ‫هيچکدومو نبيني

‫سلطنت خوشي خواهي داشت

‫اينو در نظر ميگيرم

‫خوشحالي؟

‫امروز همون روزيه که منتظرش بودي ‫آلبرت به زودي پادشاه ميشه

‫ميشه ولي هيچ وارثي نداره

‫و بدون وارث يکي ديگه ‫به تخت ميشينه

‫نه از خون ما

‫هنوز ميلي وجود نداره

‫هيچوقت با هم نميخوابين؟

‫آلبرت

‫خيلي گرفته‌س

‫خب کمکش کن آروم شه ‫غيرممکنه

‫اون مطمئنه که ‫تو و اون فريدريش لعنتي

‫دارين سعي ميکنين پدرمو بکشين

‫دير يا زود اتفاق ميفته

‫آلبرت وارث ميخواد ‫در واقع بيشتر از يکي

‫زمان چيز عجيبيه

‫هيچوقت بهش فکر نميکني ‫ولي هر لحظه

‫داره از بين انگشتات فرار ميکنه

‫تو ملکه خواهي شد

‫ولي ميدوني ‫ارزش يه ملکه چطور سنجيده ميشه؟

‫با تعداد فرزندان پسري ‫که به دنيا مياره

‫فهميدي؟

‫بله

‫عمو

‫زود حرفتو بزن من آماده رفتنم

‫من پادشاه مجارستان نميشم

‫چي داري ميگي؟

‫نميتونم اين کارو بکنم

‫نه به اين قيمت

‫گوش کن

‫ميفهمم که نگراني

‫کاملا هم حق داري

‫پادشاه بودن حکومت کردن

‫قلقش دستت مياد

Rise of the Raven subtitles in other languages

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left