Le prime 121 righe.
تمام شخصیت ها و اتفاقات در این سریال ساختگی هستند ازکودک بازیگرها با حضور سرپرست، فیلمبرداری شده
...خیلی وقت پیش، اینجا ترسناک
و در عین حال دنج و راحت بود
الان که بهش نگاه می کنم خیلی رقت انگیزه
چرا هنوزم همچین جایی میمونی؟
به خاطر چیزایی مثل توبه و پشیمونی؟
اینجا چیزی داره که از گناه خلاصت میکنه؟
هیچ وقت نتونستم این کارت رو که دفنشون میکنی و براشون مقبره سنگی میسازی، درک کنم
احساس نمیکنی سرت کلاه رفته؟
کسانی که ما رو مثل سگای وحشی، اینجا حبس کردن
و جوری باهامون صحبت میکردن ...که انگار این کل موجودیت جهانه
اونا شرم آور نیستن؟
این تقصیر ما نبود، پان
ما فقط کاری که مجبور بودیم رو انجام دادیم
من مثل تو نیستم
کسی که چون گرسنهای، آدمای بی گناه رو برای لذت خودت میکشی
حق با توئه
اگه به گذشته نگاه کنیم تو خیلی باهوش بودی
این حقیقت که باید فقط یه زندگی رو ...میگرفتیم تا از اینجا فرار کنیم
تو اینو میدونستی
خفه شو
...پس این دفعه
کِی قراره وون جونگ رو بکشی؟
فکر میکنی چرا حواسم به تو بود؟
!چون چیزی که من دارم یقینه
یه یقین بدون کوچیکترین شکی که دوباره اونو میکشی
خیلی دیر نیست که صادق باشی و قبول کنی ازش می ترسی
به همین خاطر نبود به جای اینکه با دستای خودت بگیریش، شیطان های طمع رو فرستادی؟
...خب، چه احساسی داشتی
وقتی وون جونگ تو رو مهر و موم کرد؟
اونجا فقط پوچی و نیستی بود
درد و زمان هیچ معنایی نداشتن و حتی نمیتونستم به این فکر کنم، که دارم فکر میکنم
اونجا یه مکان پوچ بود
اگه نتونی بکشیش، آخرش کار دوتامون به اونجا ختم میشه
چطوره، برادر؟
خب، من به همچین جایی علاقه ندارم
خون شیاطین طمع تو رگهای هر دومون جریان داره
دیگه خونمون پاک نمیشه
اگه نمیتونه پاک بشه، پس باید بیرون کشیده بشه
به نظر میاد دوباره قراره بیای سر راهم
نمیتونم بزارم برادرم دوباره احساس پوچی کنه
من خون ات رو بیرون می کشم
حالت خوبه؟ به نظر میرسه حسابی زخمی شدی
تو چی؟- !من خوبم، برخلاف بعضیا-
اون چی بود؟
به نظر یه روح یا یه سایه میومد
با شیاطین طمعی که تا به حال باهاشون روبرو شدیم، متفاوته
...یه هیولا که باعث میشه مردم خودکشی کنن
بهش میگن گو سون سه، یه روح شیطانی که خیلی وقته تو ججو ئه
تا الان خبری از شیطان نبوده، اما به نظر میاد شیاطین طمع کنترلشو به دست گرفتن
مثل اتفاقی که برای بنجول افتاد
خب، چطور میتونیم بکشیمش؟
بیا با هم بریم
تنهایی نمیتونی نجاتشون بدی
نمیرم اونجا که آدما رو نجات بدم از این چیزا خوشم نمیاد
ببخشید؟
میتونم انرژی گو سون سه رو حس کنم حس میکنم باید برم سراغش
پس بیا با هم بریم- نه-
کاری رو بکن که دلت میخواد از وون می هو محافظت کن
همین کافیه -❤@moonriverteam_sns ❤-
...سو جین
متاسفم
متاسفم سو جین
!سو جین
...سو جین
استعمال دخانیات ممنوع
...چی شد
خانم
خانم
!سو جین
!سو جین
خانم
آجوشی
نباید بیرون باشین
بیاین سریع برگردیم داخل
سو جین اونجاست
من باید برم پیش سو جین
وای، نزدیک بود
خوبی؟
!هی
!هی، یه لحظه
!هی...ببخشید
متاسفم، اما الان زیاد وقت ندارم
!به نام پدر، پسر، روح القدس
!آمین
به پیشکار چانگ چقدر اعتماد داری؟
ازم میخوای ذات واقعی اونو بهت نشون بدم؟
فکر می کنین اگه وون می هو خاطراتش درباره وون جونگ رو به یاد بیاره، چه اتفاقی براش میافته؟
اون به هر حال یه پوسته ست
هر اتفاقی هم بیافته، نگرانش نباش
الان ما وون جونگ رو نیاز داریم، درسته؟
اما پدر چانگ، تو تمام زندگیت رو با این ذهنیت کنارش بودی؟
من فقط ماموریتی که خدا بهم محول کرده رو انجام میدم، هیچی برام مهمتر از این نیست
خانم
خانم
دیدی؟ درست میگفتم، مگه نه؟
...خانم
بهم بگو
بهم بگو که این حقیقت نداره
و هیچ وقت فریبم ندادی
بهم بگو که برای تبدیل کردنم به وون جونگ بهم نزدیک نشدی
...پدر پیتر
من از اون پیروی میکنم
من مثل یوهان یه جنگیر بودم
...از بین تمام کشیشهایی که اون موقع ماموریت گرفتن
من تنها کسی هستم که نجات پیدا کرد
...به خاطر همین
...این ماموریتی که ازش حرف میزنی
ماموریت ما محافظت از تامرا در برابر شیاطین طمع بود
بعد از اینکه خودمو نجات دادم
محافظت کردن از شما، که قدرت ...وون جونگ رو داشتین
ماموریت من شد
...چطور تونستی
...چطور تونستی این کار رو با من
اصلا حس بدی نداری؟
وقتی دستتو به سمتم دراز میکردی احساس گناه نداشتی؟
...متاسفم، اما
برو بیرون
خانم - سریع از خونه من گمشو بیرون-
!سریع از جلوی چشمم دور شو -❤@moonriverteam_sns ❤-
وون می هو
No comments yet. Be the first to leave one.