Warehouse 13

Warehouse 13

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 4

Informazioni sulla release

Warehouse 13-S04E17
Un commento di Mostafa-p
Mostafa-p مترجم Imdb-dl.com

Tag

other
Pubblicato il: 2014-02-15
Download: 27
Sottotitoli per non udenti: Yes

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

آنچه گذشت

من نمیخواستم ازدواجم رو مخفی نگه دارم

خودم بودم

مردی که قبلا بودم پیت مست و پاتیل

تو هرگز نباید منو اونجوری میدیدی و در مورد خودتم همینطور

شارلوت دوپرس که فهمیدم مشکل روانی داره

... بنظرت اگه مُخت رو بپاشم رو دیوار

اینجوری متوقف میشی ؟

. شوهر دروغگو و متقلب من دوباره به دنیای بیرون بازگشت

ولی منم برنامه هائی دارم

" صبح بخیر خانم "لابل

. سلام تری

خدای من

کمکم کنید

دارم میسوزم

. اسمش "تری چمبرز "بود

" وکیل مدافع بخش " مارلون

. در هنگام رانندگی و یه جای نامعلوم مسموم شده

تو قهوه اش " آرسنیک " ریختن ؟

نه ، طی 8 ساعت گذشته هیچی نخورده بوده

و هیچ نشانی هم مبنی بر این پیدا نشده

.... دلیل مرگش

فلج شدن ماهیچه و خرابی ریه

. و حمله قلبی

برای همین تو و پیت رو میفرستم

حالا پیت کجاست ؟

برای معاینه پزشکی سالیانه اش رفته

خدای من ، وقتشه ؟

..... نه پس همینجوری واسه خودت

. همونجا خوش بگذرون

این چیه ؟

.... اینا آخرین وسائلی ان که

. پیش مادرم مونده بودن

. آره اون به فضای بیشتری نیاز داشت

تا یه ساعت دیگه پرواز داری

باشه دارم میرم

هی استیو این بو رو حس میکنی ؟

آره میکنم

... میدونی ابیگل

اینکارها از تو بعیده

که خودتو انقدر به زحمت بندازی

که برامون کلوچه بپزی - براتون کلوچه بپزم ؟ -

. نه این صبحونه ی منه

در ضمن اینا رو از یه نونوائی در خیابون سوم خریدم

باشه

آره همونجائی که پیت راجبش حرف میزد

... اون یه کم

آب دهنش راه افتاده بود -

آره ولی اگه کسی میخواد ظرفها رو بشوره

اونوقت میتونم کلوچه هام رو باهاش تقسیم کنم

کسی راجب کلوچه حرف زد ؟

... راستش تو برای صبحونه خوردن وقت نداری

چون تو و استیو ، کار دارید

... امیدوار بودم که - ... یه پسر 15 ساله -

، شرایط اضطراری داره

. در یه پارک در شهر نیویورک

. و میگن روی دیوارها محاسبات ریاضیات پیشرفته ای مینویسه

بنظر مجذوب کننده میاد

جدی ؟

آره ، تو اینطور فکر نمیکنی ؟

باشه ، همه خرحمالی ها مال منه

.... جدی ؟ چون من و ابیگل

.... میخوایم به بخش منبع خنثی کننده بریم

ولی اگه نمیخوای بری میتونی همینجا بمونی

نه ، ممنون از محبتت عزیز

بیا بریم جینکسی - من میمونم -

تو چی ؟ - تو میخوای بمونی ؟ -

آره من عاشق رسیدگی به آشغالا هستم

.... آره ولی مگه نمیدونی اونا غیر از

مورد خنثی کننده کار دیگه ای هم دارن ؟

نه ، وایسا ببینم

من 30 ساله با خنثی کننده ها سروکار دارم

اگه استیو میخواد بمونه

باید اجازه بدیم بمونه - عالی شد -

آره و منم بهتره خودمو تو میدون نشون بدم

و فکر میکنم من و تو باید گام های بزرگتری برداریم

مثل ردگیری مجسمه بتهوبن بریم ؟

باشه تو بردی

بزن بریم - من باید وسایلمو جمع کنم -

باشه تو برو منم میام

داری چیکار میکنی ؟

هیچی

دارم عضات دستم رو تقویت میکنم

آره میدونم چقدر اینکار برات مهم ـه

میتونم کمکتون بکنم ؟

آره ، ما داریم دنبال تالار تری میگردیم

اوه ، سرویس مخفی هستید ؟

اون نشان ها رو میشناسم

شما بخاطر مرگ دادستان اومدید ؟

... در راه باریک " هومین برد " به چپ بپیچید

شماره 2141 ، فهمیدی ؟

منم برای پشتیبانی اینجام

اینجا شبیه دهه 50 تو برنامه های تلویزیونی ـه

چیه ؟

منکه دستم رو عوض کردم

نمیشه اینجا پارک کنی ، آقا

. شما باید در پارکینگ بازدید کننده ها پارک کنید

سرویس مخفی

من اهمیتی نمیدم که کی هستید

من سرهنگ آرنولد کَسل هستم مسئول اینجا

. بهتون راه رو نشون میدم

میزنی به چاک یا نه ؟

باشه ، صبر کن تو همینجا بمون

باشه آقا

ما میریم

. قانون برای همه یکسان ـه سرباز

نمیشه از اون تخطی کرد

دروازه های ارتباط

فکر میکنه اینجا هم پادگان ـه

یه آدم مُرده و اونا فقط به قوانین پارک ممنوع اهمیت میدن

انگار اینجا ارث باباشه - تو چِت شده ؟ -

اول این تمرینات تقویت عضلات

و بعدش سر یه پیرمرد فریاد میزنی ؟

خدای من تو امروز یه چیزیت هست

همه چی روبراه ـه ؟

آره ، نه هیچی مشکلی نیست

پس چرا انقدر تند راه میری ؟

.... باشه مایکز

دکترم ممکنه بهم گفته باشه که " تس استرون " بدنم کم شده باشه

... خوب این یعنی

البته اون گفت که چیز مهمی نیست

میدونی ؟

ولی بعدش تو اینترنت دیدم که این باعث بی باری میشه

.... از دست رفتن قوای جنسی و

. عقیم شدن

سلام بر شما - سلام -

جانیس مالوی

شماره 26 از اینطرف

درسته

و شما ؟

من مامور برینگر و ایشون مامور لاتیمیر ه

ما از سرویس مخفی هستیم - مامور ... میدونستم -

... شما بخاطر تحقیقات مرگ

دادستان "چمبرز" اینجائید ؟

فکر میکنید به قتل رسیده ؟

چطور ؟ شما فکر میکنید قتل بوده ؟

امیدوارم اینطور نباشه

.... ولی با اتفاقی که چند شب پیش افتاد

برای دادستان ؟ - شما نشنیدید ؟ -

دادستان فراموش کرد که ماشینش رو در گاراژش پارک کنه

و یکی شیشه ماشینش رو شکست

هیچکس ندید کی بود ولی ما شیشه های شکسته شده رو دیدیم

بهرحال من درخدمتم

موفق باشید

در شماره 26 اینجا هستم

. اگه بتونم هرجوری کمک بکنم

تا بعد

تا بعد

ممنون خانم خوشگله

.... فکر میکنی واقعا لازمه اینو بزنم

اینکار کمی زیاده روی نیست ؟

.... نه ، بعد از اتفاقی

که موقع گسترش انبار پیش اومد

. دیگه هیچ ریسکی نمیکنم

هرجور راحتی

خودت میدونی

اوه

. اینجا بوی لاشه مُرده میده

خوب

یه پسر 15 ساله ؟

آره ، نیک پاول

اون خودش همه اینارو انجام داده ؟

... آره بر اساس شهادت 2 شاهد

تابش یجور نور بوده

خوب کِی باید نیک رو ببینیم ؟

میدونی ... ؟ اوه تا یه ساعت دیگه

. پرستار گفت قرار "ام آر آی" داره

اینجا الگوریتم فیزیکی میبینم

و حساب دیفرانسیل

یه رمزی در بینشون وجود داره

مثل سی مثبت که میشه جاوا

شاید بهتره بریم خونه اش و با والدینش حرف بزنیم ؟

نیک والدینی نداره یا خونه ای

اون اونجا زندگی میکنه

تو جعبه

قدیما یکی مثل اونو داشتم

از دست دادمش

... راجر " ناپدریت اخیرا"

عتیقه ای چیزی نخریده بیاره خونه ؟

من رادجم و نمیدونم

مادرم شاید چیزی دیده باشه

راجب شیشه ماشین چی ؟

. ما شنیدیم چند شب پیش یکی اونو شکسته

متوجه شدم ولی کار من نبوده

من حتی اینجا نبودم

شماها واقعا از سرویس مخفی هستید ؟

بببین راجر - رادج -

رادج

ناپدریت اخیرا تهدید نشده ؟

چی ؟ تهدید ؟

خوب اون در طول 15 سال 6 نفر رو به مرگ محکوم کرده

... " منظورم اینه کسی مثل " دادستان چمبرز

. باید دشمن زیاد داشته باشه

وایسا ، یعنی شما میخواید بگید تری به قتل رسیده ؟

. چون تا حالا فکر میکردم سکته کرده

. ما فقط داریم همه زوایا رو میسنجیم

رفیق این خیلی ستم ـه

آه

من هیچی راجب مسایل کاریش نمیدونم

باشه ممنون

More Farsi Persian subtitles for Warehouse 13

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left