Le prime 200 righe.
= قسمت 43=-
رییس سئول ممنونم بخاطر اومدنتون و شرکت توی مراسم
می خواستم شما رو به هم معرفی کنم
این نوه منه
من 14 مین کارشناس سس سویای هوانگ سو ، جانگ یون سونگ هستم
تبریک می گم ، بسیار استوار
عمو ، کارتون عالی بوده
رییس سئول جین موک همکاسی دبیرستانی پدرت بوده
باهاشون باید مثل پدرت رفتار کنی
بفرما بشین
در واقع من می خوام سمت شما و جانگ یون سونگ بیام
می خواستم پسرمو بهتون معرفی کنم
دیدن جانگ یون سونگ به من انگیزه داد
من هم می خوام یه جشن برای معرفی پسرم برگزار کنم
ایده خوبیه رییس سئول
بذار با هم آشنا بشن
ایوای
دراز بکشین این یه تشک حرارتیه
به محض اینکه بخوابین روش حالتون خوب می شه
شما باید سریع بهتر بشین
ایوای ، ایوای ، ایوای دلم
ایوای ایوای دارم می میرم
ایوای شکمم داره از درد می ترکه
ایوای شکمم
اینقدر دلم درد می کنه که نمی تونم دراز بکشم
اولین باره که می بینمش
ولی درست مثل اینکه از قبل می شناسمش
برای چی پسرتو قایم کرده بودی؟
شما دوتا بعدا باید توی صنعت غذایی از هم حمایت کنید
باید با هم کنار بیاید
حتما همین کارو می کنیم
در اصل ما همدیگرو خوب می شناسیم
یعنی چی؟
یون سونگ و من هم اتاقی هستیم ، پدر
جانگ یون سونگ همون هم اتاقیته
اون هم اتاقی توئه؟
بخاطر هم اتاقیت دچار سوءتفاهم شدی؟
بله
ما سرنوشت های مشترک داریم
پس اینطوری که بهتر شد نه؟
-=تـــرجمه و زیـــرنویس=- -=شـــــــهلاز=-
دقیقا این بچه همون جانگ یون سونگ؟
که هر دوتا پسر من بخاطرش مردد شدن
مراسم انتصاب برای فامیل ما
بعد از چندین دهه یکی از مهمترین مراسم برامون بوده
توی همچین مراسم مهمی برای چی اونا شرکت نکردن
مادر و مادر بزرگ راگونگ
برای چی شرکت نکردن؟
من توی مراسم بودم
برای همین دلیلش رو نمی دونم
الان منشی چونگ فرستادم تا ببینه چی شده
رییس ، مادر و مادر استاد راگونگ
برای اینکه بیمار بودن نتونستن شرکت کنند
اونها حتی الان بهشون سرم وصل شده
راگونگ
استاد جوان
رایون که دیگه سرم بهش وصل نشده بوده
برو و راگونگ پیدا کن
بله رییس
دروغ گفتن به دیگران خیلی کار سختیه
منشی جانگ رفت درسته؟
ایوای یه عالمه کار برای کردن هست داشتم می مردم
زیاد دراز کشیدن هم آدمو دیوانه می کنه
منشی جونگ همه رو به پدر می گه ، نمی گه؟
حتما به رییس می گه ما مریض بودیم
اما رییس جانگ احتمالا باور نمی کنه
باید یه راهی پیدا کنیم
رییس جانگ و هیوسون باید الان حسابی عصبانی باشن
اینطوری حتما مارو بیرون می کنند
لطفا از این حرفها نزن
وای مردم از ترس ، واسه چی ناراحت می شی
دارم راستشو می گم
چونگ نان هر چی هم که فکر می کنم
تنها راه حلمون رییس اس.اس هستش
برو به رییس سول التماس کن مارو نجات بده
رییس
بعدا با هام حرف بزن
برای تو جانگ یون سونگ اینقدر مهمه
حتی به مراسم انتصابش هم رفتی
فقط با من بلدی اینطوری رفتار کنی؟
ببخشید
یون چان ، می خوام یه سوالی ازت بپرسم
تو ، بین من و جانگ یون سونگ
در یک لحظه سرنوشت ساز کدوممون رو انتخاب می کنی
انتخابت کدوم ماست؟
جوابمو بده
نکنه تو هم
رییس ، من در مورد مسائل دیگه کاملا به حرف شما گوش می دم
اما در مورد آسیب رسوندن به چانگ یون سونگ
من نمی تونم اونو ناراحت کنم
دقیقا اون بچه برای تو چیه؟
من فقط از شما یه خواهشی کردم در مورد یون سونگ
و شما بهم قول دادی
و توی همچین وضعیتی تنها کاری که می تونم بکنم همینه
تو برای من مثل خنجر می مونی
باید کاملا مطمئن باشی که بعدا پشیمون نشی
لطفا منو ببخشید رییس
وقتی ببینی متوجه می شی
اینها تمام جاهای مهم هستند
باید به این توجه داشته باشین
وقتی یه نگاه بهشون بندازی زیاد سخت نیست متوجه می شی
یون سونگ تو باعث عوض شدن من شدی
از لحظه ای که دیدمت عاشقت شدم
انتخاب اول من
تویی و این انتخاب می تونه باعث بشه من از همه چی دست بکشم
برای من تو همون شخصی هستی که من می خوام
دو هیون کنفرانس خلاقیت اس اس
بار اولی نیست که پدرتو می بینم؟
من تونستم توی مراسم یون سونگ خودمو بهش معرفی کنم
من اونو توی مراسم هوانگ سو سس دیدم
دو هیون می تونم توی اون مراسم باهات همراهی کنم؟
تو هیج حسی نسبت به من نداری؟
معذرت می خوام ناهوی
این احساس واقعی منه
اگه ما مثل عشاق رابطه داشته باشیم
باید با هم رابطه فیزیکی هم برقرار کنیم
ولی من همچین حسی به تو ندارم
وقتی ما شروع کردیم به قرار گذاشتن
تو مگه موافقت نکردی؟
من یک وجهه خوبی از تو در نظرمه
اما ، بعد از اینکه بررسی کردم دیدم این مشکل منه
فکر میکردم اگه با تو قرار بذارم مشکلم حل می شه
مشکلت چیه؟
نمی تونم بهت بگم
ببخش که نا امیدت کردم
نیازی به عذر خواهی نیست فقط یه سوال ازت دارم
زن دیگه ای رو دوست داری؟
الان فقط منم که باهاش قرار می ذاری
به هر حال ما دیگه الان به توافق رسیدیم
بذار اول یه ماه امتحان کنیم
بعد ببینیم جواب چی میشه ، نگران نباش
منم سعی می کنم رعایت کنم
مشکلت چیه؟
صد در صد پای کس دیگه ای در میون نیست
اما اگه باشه...کی می تونه باشه؟
ناهوی خیلی عصبانی شده ، همه اش تقصیر توئه
ناهوی عصبانی شده ، چرا تقصیر من باشه؟
مگه من چیکار کردم؟
برای اینکه تو باعث شدی من تبدیل بشم به یه روانی به هم گره خورده
بخاطر تو نمی تونم برم سمت زنها
من کاملا مطمئنم گرایش های من کاملا عادیه
و من کاملا به زنها علاقه مندم
اما وقتی کنار توام عچیب می شم
فقط دلم می خواد با تو باشم دلم نمی خواد دیگه با زن ها باشم
نمی تونی با چشمت قلب منو ببینی که
چی فکر می کنی
به نظرت این شمکل نیست هان؟
نمی خوای الان در مورد عشق بینمون حرف بزنی؟
تو باید همه اینها رو بدونی
چرا من اینطوری شدم؟
فقط الان وقتی راهوی بازوی منو می گیره
ولی من هیچ حسی بهش ندارم
اما با تو
چطوری باید بگم؟
اهمیتی نده ، به هر حال تقصیر تو نیست
تو هم اتاقی من و دوست منی
من ناجی تو هستم
تو توضیح بده
برای چی من تو رو دوست دارم؟
بهم بگو
من با زنها قرار می ذاشتم
من همیشه از احساسم پیروی می کردم.
من هر راهی رو امتحان کردم
دیگه عقلم قد نمی ده
حالا باید چیکار کنیم؟
استاد جوان راگونگ هم توی مراسم شرکت نکردند
هر چقدرم که ناراحت بودند بازم باید توی مراسم شرکت می کردند
این بهترین فرصت برای این دو استاد چوان بود
ما نمی دونیم راگونگ کجا رفته
اون قرار بود بیاد مراسم
ما هنوز نتونستیم باهاش تماس بگیریم ، دوتا از کارمندارو فرستادیم دنبالش
گفتن اونو توی ساختمان شرکت دیدن
اما به تلفن هاش جواب نمی ده
ایوی چه بدبختی گرفتار شدیم
ما بادی جواب رییسم حالا بدیم
چرا هر چی من گفتم هیچی جواب نداد؟
حالا من باید چیکار کنم؟
من بین زمین و هوا ول شدم
من می تونم برای مشکلت بهت کمک کنم
چطوری؟
اگه یه کم بیشتر صبر کنی کمکت می کنم
چرا باید صبر کنم؟ الان بهم بگو
فقط کافیه دو روز دیگه صبر کنی
یکی دو روز دیگه صبر کنم مشکلم حل می شه
به هر حال باید صبر کنی تا کمک کنم ذهنت باز بشه
بعد از یکی دو روز تو می تونی کمکم کنی؟
وقتی بفهمی من دخترم دیگه این حس نداری
باید با پدر بزرگ هم صادق باشم
آره می تونم
راست می گی یون سونگ؟
بخاطر خوردن صدف مونده مریض شدم
همه ...خونواده اسهال حاد شده بودن
خیلی اذیت شدیم پدر
بله رییس اسهال شده بودیم
دیگه مردم از بس رفتم دستشویی
اگه میومدیم مراسم می خواستیم چیکار کنیم
برای همین
همه اش تقصیر آجوما بوده
آجوما خودت بگو
بله رییس
No comments yet. Be the first to leave one.