Le prime 200 righe.
به سونگ مارینِ آینده
در حال حاضر تو
اینطور که به گوشم رسیده ،از گذشته ت پشیمونی
میخوای این ازدواج رو به پایان برسونی
... در آینده
گفتی برگردم و باهات به هم بزنم
پس تصمیمتُ بگیر
آینده ای که بهش دسترسی نداری یا حال ؟
بهم بگو
اون یا من ؟
معلومه که تو
چه قدر آشفته شده بودی
چه قدر هیجان زده شده بودی
چه احساس شعفی داشتی
بهترین دورانمون بود
دورانی که مملو از عشق بود
چطور فراموششون کردی ؟
مهم نیست حتی اگر یه روز از عمرم باقی مونده باشه، الان خوشحالم
پس سوجونِ گذشته عذاب نده
اون مرد منه
در ضمن من هیچوقت مثل تو نمیشم
سونگ مارینی که توی نوامبر ۲۰۱۶ زندگی میکنه
... نامه رو به این تاریخ در اینده بفرست
※فردا با تو※
واقعا میخوای قید اون یکی دنیا رو بزنی ؟
لزومی داره این بپوشم ؟
موضوع رو عوض نکن
جدنی نمیری؟
سوار مترو نمیشی؟
... تو گفتی نرم
به خاطر منه ؟ - هی -
دارم لباس عوض میکنم
چرا گنده ش میکنی ؟
من که همه چی دیدم
وقتی لباسی تنت نیست با وقتی لباس عوض میکنی فرق داره
فقط برو - وایسا -
داری تلاشتُ میکنی که به خاطر من نری آینده
اما نمیتونی لباس خواب سِتی که همه میپوشن رو بپوشی
چون همه اینکارو میکنن خوشم نمیاد
در ضمن از این لوس بازی ها خوشم نمیاد
کمکت کنم بپوشی؟
بیا - کمکم کن درش بیارم -
جدی ؟
بپوشش و بیا بیرون
نمیشه بی خیالش شم ؟
بپوشش
وقتش که رسید درش بیار
اخه با این همه دبده کبکبه اینو بپوشم ؟
خداوندا
فقط یه بار می پوشمش
ای جان ، بانمک شدی
خیلی ناز شدیم
چرا عکس میگیری ؟
چه اشکالی داره ؟
همش خاطره میشه
میخوام یه عالمه عکس بگیرم
کلی عکس میگیرم
... اگر رابطه مون بد بشه
به این عکس ها نگاه میکنم و با خودم میگم عکس ها چه خوب افتادن
"ما واقعا دوست داشتنی بودیم "
اینجوری چیزیُ فراموش نمیکنم
تو گفتی نگران آینده نیستی
کی گفته نگرانم ؟
فقط از دستش حرصم گرفته
خوشت میاد خودتُ تخریب شخصیتی کنی ؟
حقشه
بیا عکس های خوشگل بگیریم تا ببینه
خوبه ، دیگه فکر کنم عکس گرفتن کافیه
خب ، حالا چی ؟
عکس گرفتیم ،پس کافیه
حالا که عکس گرفتیم میتونی لباس خوابتُ در بیاری
تازه پوشیدیم ، چه کاریه درشون بیاریم ؟
عیب نداره
چیکار میکنی ؟ ترسناکه
شبیه منحرفا شدی
امروز ورژن ترسناک منحرفمُ نشونت میدم
همینکارو بکنیم ؟
حتی اگه نری اون یکی دنیا هیچ مشکلی نداری ؟
کلافه نمیشی اگر زندگی نرمالی داشته باشی ؟
مثل مردم عادی زندگی میکنم
هم سخت کار میکنم هم به تفریحاتم میرسم
وقتی فردا برسه بهش فکر میکنم
میخوام چنین زندگی داشته باشم
تو میخوای سخت کار کنی ؟ تو ؟
بله ، باید سخت کار کنم
شب تا صبح
شیطون شدی امشب
شبه دیگه
درباره ی مدیر کیم شنیدی؟
این چه کاری بود کرد ؟
دقیقا چه قدر به جیب زد ؟
واقعا نمیدونم
چطور تونست اینکارو بکنه ؟
واو ، اینجارو باش ، اینجارو باش
از خیلی وقت پیش میدونستم
در ضمن نباید از مجازاتش شونه خالی کنه
باید اخراج شه و مجازات شه
سلام
رئیس ،چی شده که از سر صبح اومدید؟
از اونجایی که مدیر کیم دیگه اینجا نیست باید یه تکونی به خودمون بدیم
اره ،البته که وقتی شرکت اوضاعش خرابه باید یه تکونی به خودم بدم
در ضمن بیاید با تمام تلاش نذاریم صدای قضیه در بیاد
جلوشُ بگیر
درسته ، جلوشُ میگیرم
اوه ، چی شده زود اومدی ؟
سلام
روز خوبه داشته باشید من دیگه میرم
خسته به نظر میای
کل شب پیشِ حراست بودم
چیزیم دستگیرت شد؟
چیز دیگه ای پیدا نکردیم
اون مردیکه کیم یونگ جین کلی از بودجه ی مدیریت رو بالا کشیده
تقریبا سالی ۱۰۰ میلیون وون
فکر کنم تا الان ۲ بیلیون وون به جیب زده
چطور تونسته این همه پول بکشه بالا ؟
چرا هیچکس نفهمید ؟
به عنوان حق کمیسیون سه تا چهار درصد از رو بودجه برمیداشته
یه چیزی حدودای ۷ درصد
ساختمون سامسونگ ته جون رو میشناسی ؟
ماهی ۳۰ میلیون وون از اونجا گیرش میومده
وقتی اون خونه ی لاکچری رو خرید شصتمون باید خبردار میشد
خب ، حالا دیگه فهمیدم
حالا که داریم بازرسی میکنیم صبر میکنیم ببیینم چیز بیشتری میفهمیم
راستی ، میخوای با منشی هوآنگ چه کنی ؟
حتی اومد پیشم ازم خواست حیطه ی کاریشو تغییر بدم
فکر کنم تو این چیزا با کیم یونگ جین شریک نبود
شایعه ساخت ما با هم قرار میذاریم و درباره ی گذشته م تحقیق کرد
وقتی یادم میفته ، هنوزم تن و بدنم میلرزه
میدونم برات سخته که ببخشیش
... آهان راستی
باید کسب و کارُ بهم یاد بدی
ها ؟
دیگه نمیخوام برم اون یکی دنیا
چرا؟
وقتی سوار مترو میشم پا درد میگیرم
بیا امروز سخت تلاش کنیم
حالا چیکار باید بکنم ؟
واو ، اینجا واقعا دفترته منشی هوآنگ ؟
بزرگ و دنجه
انتظار برایِ ترفیع واقعا طاقت فرساست
من مشکلی ندارم
تو که تقصیری نداری منشی هوآنگ فقط رئیس بدی به پستت خورده بود
ممنون - قابلی نداشت -
... پس فقط بهم بگو
چیزهای مخفی بیشتری درباره ی مدیر کیم هست ، مگه نه ؟
یه چیزی بزرگتر از قضیه ی جانگ هو مثلا ؟
خب - بگو ؟ -
نمیدونم
چرا انقدر وفاداری ؟
مگه مبارز جنگی ؟
البته که نه
خانواده ی من جز اولین خانواده هایی بودن که اسمشون رو ژاپنی کردند
پس نمیخوام اون ژن سست بهم برسه
انگار تو هم بدبختی های خودتُ داری
ولی حتی اگه حرفی نزنی همه چیز برملا میشه
نمیدونم یونگ جین با کارت تجاریش چیکار کرده
یه کم صبر کن تا خبرِ اخراج شدنش پخش شه
سر و کله ی تمامِ کسایی که سرشون کلاه گذاشته پیدا میشه
اوه پس - چیه ؟ -
نمیدونم
میخوام تنها باشم
الو ؟
سلام یونگ جینم ، کیم یونگ جین
مونده بودم این شماره ناشناس کیه
باطری گوشیم تموم شد
... اگر به خاطر داشته باشید ، آخرین بار
ازم خواستید قرار داد رو زودتر ببندیم
بله ، باهاشون حرف زدید؟
بله ، تونستم راضیشون کنم
پس چطوره قرار داد رو ببندیم ؟ سه ماه زودتر میتونیم انجامش بدیم
دستتون درد نکنه ،دستتون درد نکنه
خیلی دارید کمکم میکنید مدیر کیم
نه ، بنده همیشه مدیون شمام
بگذریم ، امشب وقت دارین ؟
رئیس چویی اگه زحمتی نیست ... اونجایی هست شما میشناسید
لطفا بریم اونجا خیلی دوسش داشتم
اره ، خوب و ساکته
بله بریم همونجا - باشه -
وقتی اومدید قرارداد رو بیارید
باشه ، پس میبینمتون
ممنون خداحافظ - خداحافظ -
ممنون
یعنی میگی همه ی اینارو بخونم ؟
میخوای همش گیر الکی بهم بدی ؟
خودت گفتی میخوای مثل ادم های عادی زندگی کنی
... مهم تر از همه الان اینه که یادم رفت
بکش کنار - اخ ، درد گرفت -
این نقشه های مدیر وانگ برای منطقه ی سمی هستش
اول اینو نگاه کن
صفحه ی اول
اینا نقشه های اولیه ی ترمینال سمی هستن
همچنین نقشه های اطراف منطقه
ما تمام احتمال هارو محفوظ کردیم و بررسیشون کردیم
فقط باید بهشون نگاه بندازی
بابا دیگه تا این حدشُ میدونم
خدایی میدونی ؟
این چه جور صداییه؟
... نکنه
عجبا .. الان داری منُ دست کم میگیری؟
پس چی ، خیلی دست گم میگیرمت
No comments yet. Be the first to leave one.