Le prime 200 righe.
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
ممنون
زیردستهای با وفای من
امشب شبِ جشن نیست
امشب شب
قضاوته
،گلادریول از گیلگار
خودت رو توی مبارزه خار و خفیف کردی
علاوه بر این، من مدیر ماموریتها ماجراجوییهات رو
با غر زدنهای مدوامت اذییت کردی
به عنوان مسنترین گابلین فرقهـمون
درخواست رایگیری میکنم
آیا ما گولدریول از گیلگار
برای همیشه از گیلگارث تبعید کنیم؟
!بله
پس، قطعی شد
گلادریول از گیلگار
شمشیرت رو بهم بده
عجله نکنین
به عنوان قهرمان فعلی ماجراجویی
شماها به رای من نیاز دارین
رای گلنوین از گالداثلیان
حالا، این طفلکی باید بمونه
چون واقعا هیچجای دیگه برای رفتن نداره
به کُل هیچجا رو نداره
هیچ وقت به این فکر نکرده بودم - ،اگه کسی باهام مخالفت کنه -
میتونه بیاد با شمشیرم صحبت کنه
من نه
امیلی اون هر هفته خوراکیهای من رو میدزده. باید بره
استیو، میتونی لطفا اینقدر شخصیتت رو نشکنی
!تمومش کن
کی اینجا باهام مخالفت میکنه؟
الان تو نقشت هستی، درسته، امیلی؟ این یه سوء تفاهم سادهـست
اوه، آره، ما مشکلی نداریم - پس هنوز من رو تا خونه میرسونی؟ -
آره، حتما. بیخیال - ممنون -
غول
برای مُردن آماده شو
و اینگونه نبرد آغاز میشود
واقعا کارت توی نبرد تن به تن خوبه - خیلی خشمگینی -
واقعا هستم، میدونی وقتی دوباره اینطوری ببنیش هستم
معمولا، ترکیبی از وایکودین و استروئید میزنم
پس واقعا نمیتونم تضمین کنم که رفتار و کارهام رو کنترل میکنم
واقعا؟ - اوه، اره -
بعضیوقتا با خودم میگم "باورم نمیشه قبلم هنوز میزنه"
!بخورش، ورنون! گاییدمت من هیچجا نمیرم، مرد
هی داریم نقش بازی میکنیم
نقش بازی میکنیم، واقعی نیست - خوبی؟ -
ببخشید، چی؟ - خوبی؟ بهنظرت ذهنت جای دیگهـست -
...اوه، آره. نه، من همهـش به این فکر میکنم
باید یه کار دیگه باشه تا با انجامش بتونم باهاش به هدف کمک کنم
داوطلب شدم تا تا یه «تد تاک» بکنم ولی بیادبانه ردم کردن [ سخنرانی کوتاه درمورد موضوعات مختلف و شعارشون اینه صحبت درمورد ایدهای که ارزش شنیدن داشته باشه ]
آسمون نویس رو امتحان کردیم اونا همهچیز رو اشتباه نوشتن
ممکن من کارم رو درست انجام نداده باشم؟
ممکنه؟
...هر اتفاق افتاده - قطعا تام بوده -
اون همیشه همهچیز رو اشتباه مینویسه
...هر طوری که خراب شده - مشخصه تام مقصره -
اره، کار تامه - بچهها، من خودم اشتباهم رو پذیرفتم -
فهمیدم
در دفاع از تو بگم، میدونی خیلی سخته از لاک خودتان بیرون بیای و خودت رو نشون بدی
وقتی شیطان واقعا سعی داره پیدات کنه و بهقتل برسونتت
درسته، درسته
...ولی حس میکنم یه نفر باهوشتر، شجاعتر، یا با ذکاوتتر
کلارک، تو تا این لحظه هرکاری که ازت خواسته شده بود رو انجام دادی
و یه چیز خوب اتفاق افتاد خدا بابات رو نجات داد
از من به عنوان مجرا و پُل ارتباطی استفاده کرد
یه وقت فراموش نکنین. اگه بهش فکر کنی یه جورایی خیلی مهمه
چطوری میتونیم فراموشش کنیم؟ وقتی تو مدام درموردش حرف میزنی
بهنظر میرسه فراموش کنین
هی، صحبتش شد
هی، بابا چطوری؟
از طرف من سلام برسون
کلارک، کجا بودی؟
خب، بهت گفت سرکار بودم
تو بهم گفتی برم چون عجیبه
که با این همه آدم نزدیکت دستشویی بری
میتونم برگردم همه چیز مرتبه؟
غذای اینجا رو اصلا نمیتونم تحمل کنم
من به غذای مورد علاقهـمون برای خوب شدن نیاز دارم. دستور پخت مامانم
اره. مرغ کاملا بریان شده با سیبزمینی آکاردئونی
مشکلی نیست، حله
کلارک، لطفا. اگه مهم نبود ازت نمیخواستم
مشکلی نیست. با کمال میل انجامش میدم
کلارک، لطفا. اگه مهم نبود ازت نمیخواستم
نه، گفتم باشه
...اوه، باشه... عالی. من فقط
نمیدونم. گفتم شاید بیشتر مقاومت کنی
نه، گفتم آره. بدون دشواری
سلام، جین
امیلی تویی؟ - سلام، خیلی خوشحالم حالت بهتره -
هنوز برای امیلی مرغ... رو درست نکردی؟
میدونی، مرغه تمام کنندهـست
نه، هنوز درست نکردم، بابا - مرغ تمام کنندهـست -
امشب مرغ کاملا بریان شده رو برات میارم
خیلی مشتاقشم
مرغ تمام کنندهـست
اره. الان سه دفعه تکرارش کردی
خدافظ، پس عزیزِ بینظیرم
خدافظ، جین
خدافظ
درمورد مرغه شنیدی؟ تمام کنندهـست
اوه، هنوز این رو نشنیدم
راه نداره، تام
چی؟ - همیشه اینکار رو میکنی -
خیلی عجیبه. کُلی دستشویی دیگه هست
این خیلی خندهداره، مرد ببین، داشتم فکر میکردم
همینجا حرفت رو قطع میکنم ما باهام گفت و گو نمیکنیم
اگه من تام معمدان باشم تو چی میشی؟
اول از همه، من مسلمونم
خدای من، داریم حرف میزنیم
باشه، دقیقا همین . مسلمون خیلی با مسحیت فرق داره، درسته؟
...نه، نه واقعا
ببین، میتونم بهت بگم مسلمونا خدا رو میپرستن
و باور داریم محمد پیامبرشه درود خداوند بر او و خاندان پاکش
به جای مسیح؟
نه، ما اعتقاد داریم مسیح هم پیامبره
ولی ما آموزههای محمد رو دنبال میکنیم درود خداوند بر او و خواندان پاکش، باشه؟
و خدای جفتمون یکیه چندتا خدای مختلف نیست
یهودیا، مسلمونا، مسیحیا، خدای همه یکیه
خدایی که کلارک ظاهرا توی دستشوییش باهاش حرف میزنه
آره، میدونی، به هر دلیلی
فکر میکردم یه میلیون خدا وجود داره
آره، خب - فکر من اونقدرا هم مذهبی نیستم -
ولی خدا از طریق من کارش رو انجام داد
آره، این رو نزدیک 55 میلیون دفعه بهم گفتی
میخوام ببینم ارتباط ذهنی یکی از قدرتهام هست یا نه
باشه، یه پیام با ذهنم برات میفرستم. یه سواله
نمیگیرمش - لعنتی -
باشه، سوال این بود هنوز به کلیسا میری؟
منظورت مسجد بود؟
چی چی؟
مسجد یه مکان عبادت برای مسلموناست
باشه، مثل احمقها باهام رفتار نکن
فقط بگو، میری یا نه؟
...نه، واقعا، من
فکر کنم من یه مسلمون ترک دین کرده باشم
میدونی، هرچی پیرتر شدم از دین فاصله گرفتم
مثل خیلی از مردم
احتمالا به همین خاطره که خدا در وهله اول با کلارک حرف میزد
احتمالا میخواد بدونه چند نفر هنوز با اعتقادن
عجب، این خیلی عمیقه
فکر کنم درست نمیتونم درک کنم چرا خدا انتخاب کرد از طریق من کارش رو پیش ببره
تام
و قول میدم این آخرین حرفیه که از توی این دستشویی بهت میزنم
ولی فکر میکنم دلیلی که خدا انتخاب کرد تا کاراش رو از طریق تو پیش ببره
...به خاطر اینه که تو
توی اون لحظه یه هدف داشتی
و تو با صداقت بودی
میدونی، کلارک میگه تموم دینها درستن
پس مهم نیست که تو جان (یوحنای) معمدان یا تام معمدان باشی
یا پیرو دین خاصی باشی ...یا آدم دینداری باشی، فقط
تو یه کار خوب در لحظهای که مبارک بود انجام دادی
حالا، لطفا شرّت رو کم کن
آره، حتما
هی، تو حتی از دستشویی استفاده میکنی؟ تو میگی چندین دفعه تو روز میری
نه
من از دستشویی طبقه پایین استفاده میکنم خیلی برای حریم شخصیم ارزش قائلم
سلام، جک - لعنت خدا بهت، تام -
سلام - سلام -
امروز قهوه میخوری؟ فکر نمیکردم به قهوه علاقه داشته باشی
...اره، میدونی، من فقط دارم امتحانش میکنم
خیلی قویه و ناخوشآینده؟
خیلی قهوهـست
آره، هی
میخواستم خیلی سریع بگم که فکر کردم خیلی دوست داشتنیه
که به تصمیم گرفتی به کلارک کمک کنی تا برای باباش مرغ درست کنه
اوه، چیز مهمی نیست یارو توی کما بوده، میدونی؟
فکر کنم لیاقت خوردن یهکم مرغ جادویی مامانبزرگ رو بهدست اورده
ولی بهنظر میرسه چیز مهمی باشه، نه؟
نمیدونم، تا حالا نخوردم
مرغ رو نمیگم. هرچند عالی بهنظر میرسه
فکر کنم بیشتر منظورم این بود که جین بابای دوستپسرته
داری براش یه غذا با دستور پخت خانوادگی درست میکنی
از با ملاحظگیـته. خیلی خوبه
خب هنوز چیزی نگفتین؟
یه سه کلمهای خاص؟
سه کلمه بزرگ
نمیدونم درمورد کدوم سه حرف، حرف میزنی؟
"واگیر دار هست؟" یا " بهنظر عفونت کرده"؟
هه هه هه
خیلی خندهدار بود. همیشه همین کار رو میکنی
همیشه از جواب دادن به سوالام که فکر میکنی خسته کنندهـست، طفره میری
خیلی عجیب و غریبی
تو که از همه عجیب غریبتری
من از همه عجیبترم؟ - آره تو از همه عجیبتری -
من عجیب غریبتر دیدم ولی تو با اختلاف از همه عجیب غریبتری
باشه، که چی؟ پس ازم شکایت کن که یواشکی عجیبم
من حس میکنم تو هر لحظه عیجبتر میشی
امروز خیلی حرکات دست میری
اوه، تغییرش میده، اوه - اوه، اوه -
میتونه تکونش بده - مفصلهای روباتی -
روغندان
ما این کار رو میکنیم ما این کار رو میکنیم
برای قهوهی صبحمون برو تا بریم
روبات. اونا احتمالا به یهکم روغن نیاز داشته باشن
...باحاله، هی، اوم
گفتم شاید بهتره برم سراغ ماجراجویی درست کردن مرغم اگه هنوز پایهای بریم، البته اجباری نیست
نه، حتما باهات میام
من فقط سر کار میام تا با این یکی وقت بگذرونم
No comments yet. Be the first to leave one.