Le prime 200 righe.
Pink Panther ترجمه از
،در دوران افسانه ای
خدایان در زمین بودند
.و فانی ها را زجر میدادند
،آتنا، الهه ستیز و فرزانگی
قدرت این را داشت تا بشریت را نابود کند
.اما تصمیم گرفت از ما محافظت کند
شوالیه های جوان از سرتاسر جهان
.نسبت به او پیمان وفاداری بستند
،آنها یادگرفتند کازمو را کنترل کنند
.قدرت ستارگان
مشت آنها به بهشت رسید
تا با کسانی که خواستار مرگ .آتنا بودند مبارزه کنند
...با گذر زمان
خدایان عقب نشینی کرده و تبدیل به .افسانه شدند
،اما سپس، 18 سال پیش
آتنا به عنوان کودکی درمانده .دوباره به دنیا آمد
یک شوالیه با زره طلا ...هنگام برخورد به زمین جان خود را داد
.تا از او محافظت کند
و من او را اینطوری .در دستان او پیدا کردم
.یک دختر فانی با قدرت خدایان
از اون زمان، من دنبال نسل جدیدی از شوالیه ها بودم
.تا از آتنا و زمین محافظت کنند
.ما برای محافظت از خودمون مبارزه میکنیم
اما برای محافظت از همدیگه هم مبارزه میکنیم
همیشه چیزی بزرگ تر و مهم تر از خودت وجود داره سیا
.تو باید برای محافظت از اون هم مبارزه کنی
تسلیم شدی؟
!هرگز
.تلاش خوبی بود اما امشب نه
تسلیم شو - !نه -
.باید یاد بگیری که کی تسلیم بشی - !هرگز -
!نه سیا. نکن
قول بده که بیرون نیای - قول میدم -
.هی پسر
یالا بعدی توئی
هی اگه این مبارزه رو ببری .شاید یه روزی یه فرصت با من هم نصیبت بشه
.هی گوش کن ببینم
.از اون رقص ها نزنی باز فهمیدی؟
.یه نمایش خوب اجرا میکنی اینبار
پسر
این بار مبارزه کن عوضی - خانوم ها آقایون -
.وقت رویداد اصلی ـه
،اول معرفی میکنم
.قهرمان بی چون و چرای رینگ
!جکی هیولا رو تشویق کنید
!جکی! جکی
!جکی! جکی! جکی
!جکی! جکی
!جکی! جکی! جکی
!جکی! جکی
،و حریفش کسی که عملا در دو مبارزه اولش
،با رقص ظاهر شد
!سیا پسر خیابونی رو تشویق کنید
.جفتتون روال کار رو میدونید
.قوانین رو میدونین .قانونی وجود نداره
هرچیزی آزاده تا وقتی که یکی از شما .تسلیم شه یا از حال بره
اگه تسلیم بشید، از میدان .مسابقات تبعید میشید
مفهومه؟
!لعنتی مبارزه کن دیگه
!هی گفتم نرقص
!کسیوس! کسیوس
چیه فکر کردی میتونی همینطوری منو نادیده بگیری؟
.باشه آروم بگیر گنده بک
.رقص باله تمومه پسر جون
...کسیوس هر بار
!میبره
!کسیوس! کسیوس
!کسیوس! کسیوس! کسیوس
!کسیوس! کسیوس
!کسیوس! کسیوس! کسیوس
تسلیم میشی؟
!آره
نمیدونی کی باید تسلیم بشی ها؟
.آره قبلا هم این حرفو شنیدم
!ما کارمون اینجا تموم نشده
!هنوز تموم نشده
.بیا بیرون
.تو خوشتیپی اما سلیقه من نیستی پسر
.یکی بیرون میخواد باهات صحبت کنه
.اون از تحقیقات تو خبر داره
.میدونه دنبال چی هستی
.بدش بهم
.آره، منم
.فکر کنم یکی از افراد کازمویي ـت رو پیدا کردم
.من از اینجا میرم
نمایشت اون داخل
.بعضی ها رو ناراحت کرد
.ببین من دنبال دردسر نیستم
شاید دنبالش نباشی .اما به پستت خورده
تا چند لحظه دیگه واندر گوراد .با افرادش میاد اینجا
کی؟
.همسر سابقم
.اون مسابقات مبارزه رو کنترل میکنه
.عملیات سرباز گیری ـشه
منظورت چیه؟
کیارو استخدام میکنه؟
مبارزانی با مهارت های خاص
.برای ارتش شخصی ـش
.خیله خب
.من دیدم تو رینگ چیکار کردی
.میدونستم که باید خودت باشی، سیا
تو کی هستی؟
.من تنها دوستی هستم که تو داری
.باید یه تصمیمی بگیری سیا
یا با من بیای یا شانستو .با مبارزان گوراد امتحان کنی
.بعد شما میام
.یالا
.ببین چی پیدا کردیم
اونا از چی ساخته شدن؟
.دلت نمیخواد که بدونی .تکون بخور
.وسیله ـمون اون پشته
!بخواب رو زمین
!برید
.با مایلاک آشنا شو، دستیارم
اونا برای همسر سابقت کار میکنن؟
.پسره رو تحویل بدین
پسر تو باید تو زندگیت .تصمیمات بهتری بگیری
ان دیگه چه کوفتیه؟
.امیدوارم شام سبکی خورده باشی
چرا دنبال منن؟
اونا دنبال مبارزانی .که دارای کازمو قوی ـن هستن
کازمو؟ این رشته رزمی جدیده؟
.خب خودت باید بدونی
.توی رینگ مبارزه ازش استفاده کردی
.من که از چی استفاده نکردم .آدم اشتباهی رو گرفتن
میخوای وایسیم و اینو بهشون بگیم؟
!خدایا
.سفت بچسبین
تا وقتی بهم نگی جریان چیه
.یه قدم دیگه بر نمیدارم
.بعدا وقت برای گفتن هست
.ما هنوز در خطریم - ...تو واقعا -
.خیله خب
.بخواب
.هی، هی بیدار شو
بیدار شو
.بیدار شو. یالا
.باید قایم شی
هر اتفاقی که بیفته .نباید دیده بشی
من باید مطمئن بشم که این .آدما تورو پیدا نمیکنن
.قول بده که نمیای بیرون
.باشه قول میدم
.ممنون
برای چی؟
.از کازمو ـت استفاده کردی
!نه سیا، نکن
.منو دقیقا به در خونه خودت آوردی
.باعث شدی کلی دردسر نکشم
!بریم
.نباید ازش استفاده کنی
.فقط پگاسوس میتونه ازش استفاده کنه
.واسه همینه که با ما میای
.آروم باش
.راحت باش دیگه جامون امن ـه
امن؟
اول که ربات های نیمه انسان نینجایي بهم حمله کردن
بعدشم یه سفینه سمتم تیراندازی میکرد
!بعدشم اون اوسکول چیز خورم کرد
بزار اینطوری بهت بگم که
.اینجا جات امن تره تا پیش گوراد
اون تا الان کلی جوون مثه تورو اسیر کرده
.کازمو اونا ازشون کشیده
!چرندیات نگو و بگو جریان چیه
آماده فرود باشید - چی؟ -
.بهتره بشینی سر جات
!نه من همین الان جواب میخوام
...لعن
!اونجا هیچ باند فرودی نیست
.گفتم بهتره بشینی سر جات
نمیتونستی بهم بگی که این عمودی فرود میاد؟
بیا از اول شروع کنیم باشه؟
اسم من آلمن کیدو ـه
.یه زمانی من تاجر بودم
مایلاک به اون بگو که مهمون ـمون رسیده لطفا
.بله قربان
میخوای باور کنم که ورشکسته شدی؟
من این حقیقت رو
توی تجارتم خیلی موفق بودم رو قایم نمیکنم
اما یک چیز که پول نمیتونه .اونو بخره، هدف ـه
پس هدفت رو اینجا میزاری؟
.بله
بگو سیا چی میبینی؟
...مطمئن نیستم. یه
.چندتا وسیله خیلی قدیمی گمونم
.من داستان میبینم
قهرمان های باستانی همونقدر که ،با پایان غم انگیزشون تعریف میشن
.توسط اعمال شگفت آورشون هم تعریف میشن
.من همیشه سرنوشت با شکوه اونا رو تحسین میکردم
.بهش حسودی میکردم
قبلا فکر میکردم که ...همه چیز رو
...درباره روایات باستانی میدونم اما
.متاسفانه این از روی تکبر من بوده
درباره آتنا چی میدونی؟
.اون خدای جنگ بود
.و خدای فرزانگی
چی میشد اگه بهت میگفتم که آتنا به شکل انسانی برگشته
و تو سرنوشتت اینه که
باید یکی شوالیه های محافظ اون بشی؟
میگفتم که روان شناست .پول مفت ازت میگیره
No comments yet. Be the first to leave one.