Le prime 200 righe.
چه مرگته؟
.وقتشه بیدار بشی، بچه
نگهبانان چی گفتن؟
درباره چی؟
اینکه چهارتا جنازه فضایی .توی زمین فوتبال پیدا کردیم
.یکیشون هم توی کلانتری منفجر شد
.اوه آره، با نگهبانان تماس نمیگیرم
پس اینجا چه گوهی میخوری، هل؟
.آموزشت میدم
،نه، نه، جدی میگم .سر کیفت بیا
داریم چه گوهی میخوریم، جوردن؟
چی داری میگی؟ تو بودی یه ماه گیر دادی تا
.بهت پرواز کردن رو یاد بدم
امروز هم قراره یاد بگیری - یه مسئله داریم باید حلش کنیم -
.یا پروردگار بزرگ
.شل کن
آمادهای؟
.پرواز کن
پرواز کنم؟
.پرواز کن دیگه
فقط همین؟ همینجوری... پرواز کنم؟
،اوه، نه، نه، نه .من... من... متاسفم
.پرواز کن، لطفا
.ببین، مهارتش غریزیه
.فقط تمرکز کن
من یه خلبان جت جنگیام - قبلا شنیدمش -
،وقتی به "پرواز" فکر میکنم .به صورت خودکار انجام میشه
.میبینی... فقط تمرکز کن
.به پرواز فکر کن
.عالیه، ممنون
.یه کم برو عقب
اون چه کوفتیه؟
.آه، فکر کنم یه پرندهست، آقا
چرا بیخیال این "آقا" گفتنت نمیشی؟
هردومون میدونیم از روی ادب نیست - آره، آره، آره -
.هرچی که شما بگید
.حلقه در حالت اتمام شارژ
خیلیخب، درس جدید .اون هم مفت، حلقه رو بده بهم
.زودباش
مشکلی هست؟
.نه، نه
...وقتی شارژ حلقه کم میشه، یه
.یه ترفند برای شارژش داریم
...فقط کافیه
.حلقه رو بزنی بهش
.شارژ حلقه در حالت 5 درصد
.خیلیخب
.برنامه پرواز جدید
برات یک صندلی کنار پنجره رزرو کردم - متوجه نمیشم -
.توی هواپیما
،صندلیها یا کنار پنجرهان، یا کنار راهرو
.یه صندلیها هم هستن که وسط قرار دارن
...که هیچکس اونها رو نمیخواد، آه
.ببین، کلا منظورم اینه که فانوس رو برای شارژ حلقه نیاز دارم
.میخوام که بری کوست سیتی و برام بیاریش
...آدرس پشت کاغذه و
.کلید زیر سنگ جلوی دره
.ولی، هل، این قبلا رزرو شده
وایسا، اگه پرواز میکردم قرار بود چیکار کنی؟
خب، پرواز نکردی، کردی؟ .پس، این حرفها اهمیتی نداره
،حالا هم خودت رو آماده کن .به اون فانوس نیاز دارم
...اوه، آه
یه چیز دیگه، آه، لطف کن به ارل غذا بده، میشه؟
غذاش توی یخچاله - و ارل چیه؟ -
سگه؟ گربهست؟
میدونی چیه؟ .یه تمرین آموزشی دیگه هم داریم
اون... پرنده رو با خودت .ببر و زنده برشگردون
.اگه تمرکزت رو از دست بدی محو میشه
.اگه محو بشه، آزمون رو میفتی
.آزمون رو نیفت
و تو میخوای چیکار کنی؟
.از جواب ندادن به سوالهات لذت میبرم
« لنترنها »
.شما با اداره کلانتری راشویل تماس گرفتید
اگر این یه مورد اضطراریه، لطفا تماس رو .قطع کنید و به شماره 911 زنگ بزنید
اگر نه، لطفا یه پیام بذارید
...و یک نفر از اداره با شما تماس خواهد گرفت
.پس اینجایی
.این حلقه بزودی شارژش تمام خواهد شد
گوه توش - ،سه -
.دو، یک
درباره من حرف میزدید؟
.درباره من حرف میزدید
.ببخشید
.ببخشید
.ببخشید
.ادامه بدید
ما داشتیم صحبت میکردیم که باید
.بازی فوتبال این جمعه رو ادامه بدیم یا نه
،این کار ممکنه آسیبزا باشه
.یا شاید بتونه جامعه رو دور هم جمع کنه
مربی، نمیخواستید چیزی بگید؟
...درسته، بله، آم
،با بچهها حرف میزدم
.و آه، اونها توی شوک هستن
...این یه چیزیه که - هی -
اونها از روزهای تمرین دو نوبته .دارن روش کار میکنن
...آه، منظورم اینه
فکر میکنم برام سواله که بدونم - شرمنده، شرمنده -
،اگه همه چیز رو جمع کنیم و بازی رو ببازیم .چه چیزی بهشون یاد میدیم
آره، با فکر اینکه این چیزیه که میخوایم به
...جوابش برسیم - خبرهای خوب -
از قاضی خواستم اتهامهای .ضرب و شتمت رو برداره
.خب، ازت ممنونم
قراره چقدر پام بیفته؟ - اوه، نه، به حساب ماست -
...و مشخصا، ما نگرانیم
.خبر خوب اینه که آزادی بری کوست سیتی
.یا هرجایی که عشقت میکشه
قبل از اینکه بیام اینجا درباره چی حرف میزدن؟
با این نتیجه، به نظر میاد که باید .بازی رو ادامه بدیم و بازی کنیم
.پنج نفر اینجا مُردن
.یه فضایی خودش رو توی کلانتری منفجر کرد
.بررسی کردنشون زمان میخواد
همسرت این رو بهت گفت که
اون فضایی قبل از اینکه خودش رو منفجر کنه
درباره انتقام بلغور میکرد؟
این چیزیه که دوست دارم .باهات دربارهاش حرف بزنم
من پام به اون زمین فوتبال
.فقط به خاطر حس ششمم باز شد، همم
یه حس درونی
.که میگفت جریان فرازمینیه
.ولی افراد بابای تو، به چهار نفر شلیک کردن
و با این حال، دوست اون یارو یه فضایی درمیاد؟
...این الان... یه سواله یا
آه، این فقط یه راه غیرمستقیم برای گفتن اینه که
.به خاطر یه حس غریزی به مردم شلیک نمیکنی
...من... نمیدونستم - نه، دارم بهت میگم -
نمیدونی - خیلیخب -
پس، افراد بابات از کجا میدونستن که کی رو هدف قرار بدن؟
...خودت باید ازش بپرسی، من
،دارم به عنوان وکیلم ازت میپرسم
،کسی که به صلاحیتم اهمیت میده
.و ظاهرا، کسی که سفرم رو برنامهریزی میکنه
فکر میکنم هنوز داریم با پروتکل .حق قانونی عدم افشای مکالمات حرف میزنیم
ببخشید، عزیزم؟
بله؟
.داشتم با شوهرم حرف میزدم
.اوه، اوه، آره، البته
،اگه شما دوتا به حرف زدن ادامه بدید
.باید از آقای جوردن بخوام که از اینجا برن
اون شروع کرد - ...خب -
.من حدود 30 ثانیه صبر دارم
.فقط به 40 ثانیه نیاز دارم
و خوشحالم میشم که اون وقت رو بهت بدم
.وقتی که کارمون اینجا تموم شد
خب، چقدر قراره طول بکشه؟
.هرچقدر که قراره طول بکشه
.آره، فکر نکنم اونقدر بتونم ساکت بمونم
.اوه، آه، ببخشید، باید به این... جواب بدم
.آره، ادامه بدید
.حرف بزن، بچه
.این خونه عقل از سرم پروند
به خاطر این زنگ زدی؟
.نه، نه، کلید رو پیدا نمیکنم
خب، زیر سنگ رو گشتی؟
کدوم سنگ، هل؟
.سمت چپ در، زیر بوته
.شبیه یه سیبزمینی با لبخنده
،یا اگه برعکس گذاشته باشمش .شبیه یه صورت اخمالوئه
.سنگ سیبزمینیای
خب، اوضاع اونور چطوره؟
.یه حسی بهم میگه همه میخوان من برم
.که یه حسی بهم میگه باید بمونم
.اینجوری فکر میکنی
.فانوس توی کمدمه
.اگه جلوی در هستی، باید بری طبقه بالا سمت چپ
خب، لنترنها حقوقشون چقدره؟
.زیاد نیست
.از رو تجربه میگم
.خب، خونهات یه حرف دیگهای میزنه
صدای چی بود؟ - کارت نباشه -
،خونه رو از یه یارویی گرفتم .بچهاش رو نجات دادم
باباش خیلی درمونده بود چون .نمیتونست کمک کنه
نمیخواستم بیشتر از این احساس ...حقارت بهش بدم، پس منم
.گذاشتم برام یه خونه بخره
پس، دقیقا کی قراره بیای اینجا زندگی کنی؟
چی داری میگی؟
.هشت سال اونجا زندگی کردم
اسباب نداری - تخت دارم -
.اتاقت رو پیدا کردم
.فانوس توی یه جعبه پشت کمده
.برو توی راهرو و برو راست
...هی، تو
نمیخوای یونیفرمی برات بیارم؟
نه اگه بلدی بهم یاد بدی توی اون .کوفتیها چجوری میشه شاشید
.جعبه رو میبینم
.خوبه
،با صدا احراز هویت میشه، وقتی جلوش ایستادی
.تلفن رو بگیر تا صحبت کنم
.خوشآمدید، هل جوردن
،برای دسترسی به گاوصندوق .لطفا احراز هویت کنید
.آمادهام
.موگو اجتماعی نیست موگو نام یک سیاره زنده گرین لنترن میباشد که کارش ] [ هدایت حلقهها و یک رواندرمان برای ماموران سپاه گرین لنترن است
.جعبه رو باز کن، فانوس توشه
.سیاهی کامله
.یه بُعد جیبی هست، بچه
فقط... دستت رو بکن توش ...و از حست استفاده کن
.پیداش میکنی
.گرفتمش
.یادت نره به ارل غذا بدی
No comments yet. Be the first to leave one.