Le prime 200 righe.
آنچه گذشت...
از همهی شبکههای بزرگ...
نیم ساعت زمان میخرم، سخنرانی زنده.
بازخوردِ صادقانه از کارمندانت.
بهعنوان موتور محرکِ سخنرانی ازش استفاده میکنم.
اگه با اعتماد بهنفس بره سخنرانی کنه، حسابی سر زبونها میفته.
بهم گفتن که باید ببینمت.
وقتی وندی چیزی میخواد، خوب آدم رو قانع میکنه.
واسه همین به اون زنگ زدم.
وقتی ابتکار عمل دست بردفورد باشه،
بازخوردش بدجور میترکونـه.
پس میخوای برگردیم عقب...
و دنبال بازخورد منفی بگردیم؟
این کار ممکنه شرکت رو نابود کنه،
همچنین کارزار و جایگاهی که توش داریم.
این رو یه لطف شخصی در نظر میگیرم.
قراره یه کار به شدت سخت...
انجام بدیم.
آخه کِی من لکس لوتر شدم؟
رها کردن به معنی تسلیم شدن نیست.
پس نباید نگران یافتنِ...
محبت واقعی باشم؟
دارم میگم راه بدست آوردنش اینـه که برنده باشی.
ممنون...
که من رو از پیله در آوردی.
سرنوشت، درون خودمـه.
من جمع و جورش کردم...
بعد اینکه تو تیکه تیکهاش کردی.
من مایک پرینس هستم.
مایک توی همهی پلتفرمها ترند شده.
انجام شد.
دیدم.
یه روز، که اون روز حتماً میاد،
واسه ادای این دِین سراغت میام.
ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده AM1Я H1tmaN
Billions - S07E07 1402/07/02 « ادارۀ راهنمایی و رانندگی »
این خیلی محشره.
ما اینیم دیگه. هدفم شگفتزده کردنِ بقیهست.
آخر انجامش دادی. خیال میکردم یه الگوی فرضی باشه.
بود، اون موقع که عضو تیم «استنفورد کاردینال» ِدانشگاه بودی.
الان میشه روش حساب کرد.
به چقدر مقاومت فشاری رسیدی؟
میزان مقاومت مصالح عادی 21هزار کیلو پاسکال تا 35هزار کیلو پاسکالـه.
محصولِ من نزدیک به 42 کیلو پاسکال مقاومت میکنه.
- واو! - بهعلاوه، وقتی شکل بگیره،
باکتری یه اثر خود ترمیمی ایجاد میکنه.
این یه شبیهسازی آلی با فناوری بالا از...
لایههای آهک و خاکستر آتشفشانی بتنِ روم باستانـه.
که باعث شده اون ساختمونها هزاران سال دووم بیارن.
- عالیه. - آره.
تقریباً واسه ورود به بازار و...
ارائه به اتحادیه صنفی ساختمانی حاضره.
واسه همین چند وقت پیش آزمایشگاه رو به اینجا منتقل کردم.
قبل اینکه این کار رو بکنی،
بهتره بذاری این رو با رئیسم در میون بذارم.
خیلیخب، قبل از آزمون شهری بعدیت باید...
شروع حرکت، توقف، راهنما زدن، پیچیدن و...
وارد شدن از فرعی به اصلی رو تمرین کنی...
تا مجبور نشی مثل تیم بسکتبال «فای اسلاما جاما»...
سه بار انجامش بدی.
پس صد درصد رد شدم؟
چه جورم.
هر وقت واسه آزمون بعدی آماده بودی،
برو توی وبسایت و یه آزمون دیگه ثبت نام کن.
خب، از اونجا که مطمئنیم آزمون بعدی رو قبول میشه،
چطوره همه زحمت رو از گردنِ همه برداریم؟
این دفعه خیلی نزدیک بود دیگه.
حتماً یه راهی هست که بشه یه نمره کم و زیاد کرد؟
نزدیک؟ نه. به هیچ وجه.
ولی اون اتوبوس نزدیک بود.
کدوم اتوبوس؟
اتوبوسی که پسر جوانتون چیزی نمونده از بغل بزنه بهش،
مثل تکلی که «ریک ماهورن» به «ویلکینز» زد.
«فای اسلاما جاما». «ریک ماهورن».
تو اهل ورزشی.
و بر خلاف این پسر، جناب، شما خیلی سریع مطلب رو میگیرید.
همینطوره.
اسمتون چیه، آقا؟
کوئین. ارن کوئین. آقای کوئین.
خب ارن، گمونم باید...
برات بلیط مسابقه بگیریم تا بری بازی رو ببینی،
که گرون هم هست، میدونم.
پس، نظرم اینـه که،
ما ترتیبِ این رو بدیم...
بعدش تو هم ترتیب گواهینامه رو بدی.
این مسخرهست.
من با «رابرت موزس» دوست اجتماعی بودم.
اسم بابات رو نگی.
بهشون میگم با مامان تماس بگیرن.
نه. اون پوستم رو میکـَنه.
باید یکیشون رو با خودم میاوردم.
این «اداره راهنمایی و رانندگی»...
مخففِ «آشغالهای روانی ریقو»ـه!
فقط میخوان پول بیشتر بگیرن.
خودم حلش میکنم.
ساختن.
این انگیزهی آدمـه.
بههرحال انگیزهی من اینـه.
ولی بهترین سازهها چقدر دووم میارن؟
اونقدری طولانی نیست که تمدنهای آینده...
از آوارهای ما بهعنوان یه زیربنای انحصاری استفاده کنن.
تا الان.
بتن آوندی زیستسازگار.
نقاط ضعف سیستم بتن رو تشخیص میده و...
میتونه خودش رو به صورت آنزیمی ترمیم کنه.
این اختراع زیرساختهای در حال فروپاشی کشور رو متحول میکنه.
این ماده گذشته رو بازسازی میکنه،
حال رو مستحکم میکنه، آینده رو تضمین میکنه.
این بینظیره.
واقعاً هم هست.
این یه دستاورد تحولآفرینـه.
ولی مسیر ابداع تا بازار...
پر از خطراتـه.
اون بیرون همه مثل گرگ هستن.
نباید این اختراع به سرانجام نرسه.
آ...
دقیقاً چه خطری؟
رقبایی با پشتوانهی مالی قوی، شرکتهای کپیکار،
دولتهای خارجی که حاضرن بدزدنش.
همونطور که میدونی، تمام این موارد و غیره...
میتونه یه شرکتِ نوپا رو نابود کنه.
ولی من میتونم از خودت و اختراعت محافظت کنم.
انگیزهی من هم خریدنـه.
میخوام در ابعاد بزرگی از این رویکرد حمایت کنم.
من میتونم رقبا رو از سر راه بردارم،
همینطور امور اجرایی،
مواردی که لازم نیست...
تو خودت رو درگیرشون کنی.
این چیزیـه که به دنیا کمک میکنه،
و همهمون رو ثروتمند میکنه.
به وکیل شرکت گفتم بیاد...
تا بتونیم سریع و آنی انجامش بدیم.
من حاضرم کل شرکتت رو بخرم...
و یه جدول زمانی قویتر تنظیم کنم،
که طی 14 ماه آینده این فناوری وارد بازار بشه.
نه، نه. افسارش رو دستت نمیدم.
این نتیجهی کار کل عمرمـه.
که در هر صورت از دستش میدی...
چون علنیش کردی.
ولی ما میتونیم ازش جلوگیری کنیم.
قطعاً نمیذاریم از دستش بدی.
اینطوری، چشماندازت در امانـه...
و پول منصفانهای گیرت میاد.
حق ندارید کل سهام شرکتم رو بخرید.
وقتی شماها برنامه کودک میدیدید من اون شرکت رو ساختم.
پس مثل «مو گرین» جوابت منفیـه.
بعدش چه بلایی سر مو گرین اومد؟
از همگی ممنونم که وقت گذاشتید.
و این شیرینیها.
نمیفروشم.
ببینید، اون کل زندگی حرفهایش رو پای این کار گذاشته.
گمونم توقع حملهی رعدآسا رو نداشت.
من هم نداشتم.
چطوره بری باهاش حرف بزنی.
میتونم. سعیم رو میکنم.
ولی اون لجبازه.
یعنی مرغش یه پا داره.
آره، خیلیخب، همین کار رو بکن.
سر عقل بیارش. از این راه به هدفش میرسه.
چون اگه از این راه نتونم شرکتش رو داشته باشم،
فناوریش رو میخوام.
بهدستش هم میارم.
به صورت قانونی. علنی.
بالهها بالای آب. متوجه منظورم میشی، کیت؟
پول هنگفتی به جیب میزنیم و همچین ایدهای...
واسه کارزار رد خور نداره.
یه زیربنای جدید برای آمریکا.
روش کار میکنم.
سلام پسرم.
پدر، من حالم خوبه.
کوین، این نمادِ «خوب نبودن»ـه.
ریدم و اسمت رو گفتم.
به کی؟
یه عوضی توی ادارهی راهنمایی رانندگی پیدا کردم...
که فرق انعام و رشوه رو نمیفهمه.
دیگه یه کلمه هم حرف نزنید،
هیچ کدومتون.
قصد دارم به مایک بگم که...
مسئولیت ارزیابی جلسات عملکرد رو بهعهدهی یکی دیگه بذاره.
اوه، قصد داری!
خب، یعنی اگه میخوای خودت این کار رو بکنی،
البته که میرم کنار و...
فکر کردم واسه همین این شکلی گفتیش،
تا من برات انجامش بدم.
برای مایک. برای شرکت.
چیزی نیست که بشه به عهدهی یکی دیگه گذاشتش.
بعد از اون جلسات حقیقتگویی، افراد وسواسی شدن.
بهنظر من کارکنان میدونن که مایک هرگز...
از نتایج جلسات عملکرد واسه انتقامگیری از افرادی که...
صرفاً حقیقت رو درمورد احساساتشون گفتن استفاده نمیکنه.
آره خب، همین که الان...
«کارکنان» خطابشون کردی...
حرفهای زیادی از احساسشون نسبت به قضاوت شدن میگه.
خب، گمونم تو انگشتت رو صاف گذاشتی...
روی شاهرگِ...
از روی حدس و گمان حرف نمیزنم.
توی شبِ فیلم همه درموردش حرف زدن.
شبِ فیلم؟ این عبارت مُصطلح ِچیه؟
پففیل. نمایشگرِ بزرگ.
تعجب میکنم که نیومدی.
No comments yet. Be the first to leave one.