Billions

Billions

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 7

Informazioni sulla release

Billions S07E07 WEB XviD-RMX
Billions S07E07 720p WEB h264-EDITH
Billions S07E07 2160p WEB H265-NHTFS
Billions S07E07 WEB-DL HEVC x265-RMTeam
Billions S07E07 2160p WEB H265-SuccessfulCrab
Billions S07E07 1080p WEB-DL DDP5 1 x264-AOC
Billions S07E07 AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Billions S07E07 HMAX WEB-DL DDP5 1 x264-NTb
Billions S07E07 720p WEB x264-TORRENTGALAXY
Billions S07E07 2160p SHO WEB-DL H265 SDR DDP 5 1-HONE
Un commento di Hitman007
█❝ H1tmaN امـیـر ❞█ 📣 T.me/IR_Billions 📣

Tag

web
XviD
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HEVC
x264
1080
Pubblicato il: 2023-09-25
Download: 80
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫آنچه گذشت...

‫از همه‌ی شبکه‌های بزرگ...

‫نیم ساعت زمان می‌خرم، سخنرانی زنده.

‫بازخوردِ صادقانه از کارمندانت.

‫به‌عنوان موتور محرکِ ‫سخنرانی ازش استفاده می‌کنم.

‫اگه با اعتماد به‌نفس بره سخنرانی کنه، ‫حسابی سر زبون‌ها میفته.

‫بهم گفتن که باید ببینمت.

‫وقتی وندی چیزی می‌خواد، ‫خوب آدم رو قانع می‌کنه.

‫واسه همین به اون زنگ زدم.

‫وقتی ابتکار عمل دست بردفورد باشه،

‫بازخوردش بدجور می‌ترکونـه.

‫پس می‌خوای برگردیم عقب...

‫و دنبال بازخورد منفی بگردیم؟

‫این کار ممکنه شرکت رو نابود کنه،

‫همچنین کارزار و جایگاهی که توش داریم.

‫این رو یه لطف شخصی در نظر می‌گیرم.

‫قراره یه کار به شدت سخت...

‫انجام بدیم.

‫آخه کِی من لکس لوتر شدم؟

‫رها کردن به معنی تسلیم شدن نیست.

‫پس نباید نگران یافتنِ...

‫محبت واقعی باشم؟

‫دارم میگم راه بدست آوردنش ‫اینـه که برنده باشی.

‫ممنون...

‫که من رو از پیله در آوردی.

‫سرنوشت، درون خودمـه.

‫من جمع و جورش کردم...

‫بعد اینکه تو تیکه تیکه‌اش کردی.

‫من مایک پرینس هستم.

‫مایک توی همه‌ی پلتفرم‌ها ترند شده.

‫انجام شد.

‫دیدم.

‫یه روز، که اون روز حتماً میاد،

‫واسه ادای این دِین سراغت میام.

‫ترجمه از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

‫Billions - S07E07 ‫1402/07/02 ‫« ادارۀ راهنمایی و رانندگی »

‫این خیلی محشره.

‫ما اینیم دیگه. هدفم شگفت‌زده کردنِ بقیه‌ست.

‫آخر انجامش دادی. خیال می‌کردم ‫یه الگوی فرضی باشه.

‫بود، اون موقع که عضو تیم ‫«استنفورد کاردینال» ِدانشگاه بودی.

‫الان میشه روش حساب کرد.

‫به چقدر مقاومت فشاری رسیدی؟

‫میزان مقاومت مصالح عادی 21هزار ‫کیلو پاسکال تا 35هزار کیلو پاسکالـه.

‫محصولِ من نزدیک به ‫42 کیلو پاسکال مقاومت می‌کنه.

‫- واو! ‫- به‌علاوه، وقتی شکل بگیره،

‫باکتری یه اثر خود ترمیمی ایجاد می‌کنه.

‫این یه شبیه‌سازی آلی با فناوری بالا از...

‫لایه‌های آهک و خاکستر ‫آتشفشانی بتنِ روم باستانـه.

‫که باعث شده اون ساختمون‌ها ‫هزاران سال دووم بیارن.

‫- عالیه. ‫- آره.

‫تقریباً واسه ورود به بازار و...

‫ارائه به اتحادیه صنفی ساختمانی حاضره.

‫واسه همین چند وقت پیش ‫آزمایشگاه رو به اینجا منتقل کردم.

‫قبل اینکه این کار رو بکنی،

‫بهتره بذاری این رو با رئیسم در میون بذارم.

‫خیلی‌خب، قبل از آزمون شهری بعدیت باید...

‫شروع حرکت، توقف، ‫راهنما زدن، پیچیدن و...

‫وارد شدن از فرعی به اصلی رو تمرین کنی...

‫تا مجبور نشی مثل تیم ‫بسکتبال «فای اسلاما جاما»...

‫سه بار انجامش بدی.

‫پس صد درصد رد شدم؟

‫چه جورم.

‫هر وقت واسه آزمون بعدی آماده بودی،

‫برو توی وبسایت و ‫یه آزمون دیگه ثبت نام کن.

‫خب، از اونجا که مطمئنیم ‫آزمون بعدی رو قبول میشه،

‫چطوره همه زحمت رو از گردنِ همه برداریم؟

‫این دفعه خیلی نزدیک بود دیگه.

‫حتماً یه راهی هست که ‫بشه یه نمره کم و زیاد کرد؟

‫نزدیک؟ نه. به هیچ وجه.

‫ولی اون اتوبوس نزدیک بود.

‫کدوم اتوبوس؟

‫اتوبوسی که پسر جوان‌تون ‫چیزی نمونده از بغل بزنه بهش،

‫مثل تکلی که «ریک ماهورن» ‫به «ویلکینز» زد.

‫«فای اسلاما جاما». ‫«ریک ماهورن».

‫تو اهل ورزشی.

‫و بر خلاف این پسر، جناب، ‫شما خیلی سریع مطلب رو می‌گیرید.

‫همینطوره.

‫اسمتون چیه، آقا؟

‫کوئین. ارن کوئین. آقای کوئین.

‫خب ارن، گمونم باید...

‫برات بلیط مسابقه بگیریم ‫تا بری بازی رو ببینی،

‫که گرون هم هست، می‌دونم.

‫پس، نظرم اینـه که،

‫ما ترتیبِ این رو بدیم...

‫بعدش تو هم ترتیب گواهینامه رو بدی.

‫این مسخره‌ست.

‫من با «رابرت موزس» دوست اجتماعی بودم. ‫

‫اسم بابات رو نگی.

‫بهشون میگم با مامان تماس بگیرن.

‫نه. اون پوستم رو می‌کـَنه.

‫باید یکی‌شون رو با خودم میاوردم.

‫این «اداره راهنمایی و رانندگی»... ‫

‫مخففِ «آشغال‌های روانی ریقو»ـه!

‫فقط می‌خوان پول بیشتر بگیرن.

‫خودم حلش می‌کنم.

‫ساختن.

‫این انگیزه‌ی آدمـه.

‫به‌هرحال انگیزه‌ی من اینـه.

‫ولی بهترین سازه‌ها چقدر دووم میارن؟

‫اونقدری طولانی نیست که تمدن‌های آینده...

‫از آوارهای ما به‌عنوان ‫یه زیربنای انحصاری استفاده کنن.

‫تا الان.

‫بتن آوندی زیست‌سازگار.

‫نقاط ضعف سیستم بتن رو تشخیص میده و...

‫می‌تونه خودش رو ‫به صورت آنزیمی ترمیم کنه.

‫این اختراع زیرساخت‌های ‫در حال فروپاشی کشور رو متحول می‌کنه.

‫این ماده گذشته رو بازسازی می‌کنه،

‫حال رو مستحکم می‌کنه، ‫آینده رو تضمین می‌کنه.

‫این بی‌نظیره.

‫واقعاً هم هست.

‫این یه دستاورد تحول‌آفرینـه.

‫ولی مسیر ابداع تا بازار...

‫پر از خطراتـه.

‫اون بیرون همه مثل گرگ هستن.

‫نباید این اختراع به سرانجام نرسه.

‫آ...

‫دقیقاً چه خطری؟

‫رقبایی با پشتوانه‌ی مالی قوی، ‫شرکت‌های کپی‌کار،

‫دولت‌های خارجی که حاضرن بدزدنش.

‫همونطور که می‌دونی، ‫تمام این موارد و غیره...

‫می‌تونه یه شرکتِ نوپا رو نابود کنه.

‫ولی من می‌تونم از خودت ‫و اختراعت محافظت کنم.

‫انگیزه‌ی من هم خریدنـه.

‫می‌خوام در ابعاد بزرگی ‫از این رویکرد حمایت کنم.

‫من می‌تونم رقبا رو از سر راه بردارم،

‫همینطور امور اجرایی،

‫مواردی که لازم نیست...

‫تو خودت رو درگیرشون کنی.

‫این چیزیـه که به دنیا کمک می‌کنه،

‫و همه‌مون رو ثروتمند می‌کنه.

‫به وکیل شرکت گفتم بیاد...

‫تا بتونیم سریع و آنی انجامش بدیم.

‫من حاضرم کل شرکتت رو بخرم...

‫و یه جدول زمانی قوی‌تر تنظیم کنم،

‫که طی 14 ماه آینده ‫این فناوری وارد بازار بشه.

‫نه، نه. افسارش رو دستت نمیدم.

‫این نتیجه‌ی کار کل عمرمـه.

‫که در هر صورت از دستش میدی...

‫چون علنیش کردی.

‫ولی ما می‌تونیم ازش جلوگیری کنیم.

‫قطعاً نمی‌ذاریم از دستش بدی.

‫اینطوری، چشم‌اندازت در امانـه...

‫و پول منصفانه‌ای گیرت میاد.

‫حق ندارید کل سهام شرکتم رو بخرید.

‫وقتی شماها برنامه کودک می‌دیدید ‫من اون شرکت رو ساختم.

‫پس مثل «مو گرین» جوابت منفی‌ـه. ‫

‫بعدش چه بلایی سر مو گرین اومد؟

‫از همگی ممنونم که وقت گذاشتید.

‫و این شیرینی‌ها.

‫نمی‌فروشم.

‫ببینید، اون کل زندگی حرفه‌ایش ‫رو پای این کار گذاشته.

‫گمونم توقع حمله‌ی رعدآسا رو نداشت.

‫من هم نداشتم.

‫چطوره بری باهاش حرف بزنی.

‫می‌تونم. سعیم رو می‌کنم.

‫ولی اون لج‌بازه.

‫یعنی مرغش یه پا داره.

‫آره، خیلی‌خب، همین کار رو بکن.

‫سر عقل بیارش. ‫از این راه به هدفش می‌رسه.

‫چون اگه از این راه نتونم ‫شرکتش رو داشته باشم،

‫فناوریش رو می‌خوام.

‫به‌دستش هم میارم.

‫به صورت قانونی. علنی.

‫باله‌ها بالای آب. ‫متوجه منظورم میشی، کیت؟

‫پول هنگفتی به جیب می‌زنیم ‫و همچین ایده‌ای...

‫واسه کارزار رد خور نداره.

‫یه زیربنای جدید برای آمریکا.

‫روش کار می‌کنم.

‫سلام پسرم.

‫پدر، من حالم خوبه.

‫کوین، این نمادِ «خوب نبودن»ـه.

‫ریدم و اسمت رو گفتم.

‫به کی؟

‫یه عوضی توی اداره‌ی ‫راهنمایی رانندگی پیدا کردم...

‫که فرق انعام و رشوه رو نمی‌فهمه.

‫دیگه یه کلمه هم حرف نزنید،

‫هیچ کدومتون.

‫قصد دارم به مایک بگم که...

‫مسئولیت ارزیابی جلسات عملکرد ‫رو به‌عهده‌ی یکی دیگه بذاره.

‫اوه، قصد داری!

‫خب، یعنی اگه می‌خوای ‫خودت این کار رو بکنی،

‫البته که میرم کنار و...

‫فکر کردم واسه همین این شکلی گفتیش،

‫تا من برات انجامش بدم.

‫برای مایک. برای شرکت.

‫چیزی نیست که بشه ‫به عهده‌ی یکی دیگه گذاشتش.

‫بعد از اون جلسات حقیقت‌گویی، ‫افراد وسواسی شدن.

‫به‌نظر من کارکنان می‌دونن که مایک هرگز...

‫از نتایج جلسات عملکرد ‫واسه انتقام‌گیری از افرادی که...

‫صرفاً حقیقت رو درمورد ‫احساساتشون گفتن استفاده نمی‌کنه.

‫آره خب، همین که الان...

‫«کارکنان» خطابشون کردی...

‫حرف‌های زیادی از احساس‌شون ‫نسبت به قضاوت شدن میگه.

‫خب، گمونم تو انگشتت رو صاف گذاشتی...

‫روی شاهرگِ...

‫از روی حدس و گمان حرف نمی‌زنم.

‫توی شبِ فیلم همه درموردش حرف زدن.

‫شبِ فیلم؟ این عبارت مُصطلح ِچیه؟

‫پف‌فیل. نمایشگرِ بزرگ.

‫تعجب می‌کنم که نیومدی.

More Farsi Persian subtitles for Billions

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left