Le prime 200 righe.
اما، این همه چیز برای چیه؟
نکنه یه وقت رشوه باشه؟
لطفا قبول کنید
این حداقل کاریه که به عنوان تشکر از بنیاد می تونم از حامیمون بکنم
پس به نظر میاد رشوه نیست ...ممنون
لطفا اینم بدید به دخترتون
بهش قول داده بودم باهاش مصاحبه کنم ولی نتونستم سر قولم وایسم
فکر کنم خیلی بهش بیاد ، خیلی خوشگله
اما موضوع چیه ؟ من نشنیده بودم شما دختر داشته باشی
راستش ، اون دختریه که
جی ریون با خودش از تایلند آورده
از تایلند؟
5سال پیش بود؟
دقیقا همون سالی بود که جی وون فوت شد
ایوای حرف بدی زدم ،ببخشید
نه اشکالی نداره
!بلک
گفته بودی برات ارزش دار ، چرا مواظبش نیستی؟
می دونستم که زنده ای
اصلا عوض نشدی همونطور بی باکی
سوار ماشین شو
!نه ، نرو
منتظرم باش ، الان برمیگردم
چی شده؟
دنبالشم الان
متوجه شدم
مشتاق دیدار
!بگیرینش
!بگیرینش
گفت بر می گرده
پس بر می گرده
رییست کیه؟
دوستت ، مین سون جه
سون جه تویی؟
برام مهم نیست تو کی هستی
اگه نمی خوای گیرت بیارم باید حسابی قایم شی
می شناسیش؟
نه
یادت میاد ، این همونیه که بوی باروت میداد کسی که پدرو کشت
همون سگ شکاری که اسم منو خراب کرد
حالا که تا شرکت اومده به نظر میاد دنبال منه
ازش پرسیدم کی بهش دستور داده گفت ...تو بودی
حالا باید چیکار کنم؟
اگه بخوایم ریسشو بگیریم باید ولش کنیم
باید دنبال رییس اصلیش باشیم
می دنستم که می تونم روت حساب کنم پس حالا می تونیم آدم بده رو پیدا کنیم
همونطوری که گفتی برگشتن به خودم اونقدرام سخت نیست
خوش می گذشت بهت؟
نه زیاد
فکر کردم منو فراموش کردی
چطوری می تونستم فراموشت کنم ما خیلی به هم نزدیک بودیم
بریم
متاسفم
بهتره از شرش خلاص شی چاجی وون اونو می شناسه
مراقب باشید
وقتی زنگ زدم ...می دونستی منم چرا وانمود کردی منو نمی شناسی؟
من بلک هستم ...تو اسم یکی دیگه رو آوردی
واااو رانندگیت خیلی خوب شده وقتی خواستیم فرار کنیم به درد می خوره
من زمانی رو که دستمو می گرفتی و فرار می کردیم بیشتر دوست دارم
به سختی تونستم فرار کنم ، بادقت رانندگی کن
جلوتو نگاه کن
کجا داریم میریم؟
نمی دونم ، فقط می خوام رانندگی کنم
نگه دارم ، من میرونم
!سووان
بهت گفتم جلوتو نگاه کن
...واقعا که
اون دخترو از تایلند با خودش آورد انگار 5 سال پیش بود؟
همون سالی که جی وون فوت کرد
می خواستم خبرنگار کیم سو وان ببینم
اونو از کجا می شناسین؟
ازآشناهاست
بفرمایید اینجا ، الان میرسه
لطفا بفرمایید راحت باشید
هی ، اون انسان نیست
!سوپر خوشگله
منم اگه اینقدر خرج هیکل و لباسم می کردم خوشگل می شدم
هی ، بیا اینم پول ، برو قهوه بخر
حرف دهنتو بفهم
این عکس عروسی خبرنگار کیم تا حالا ندیده بودید؟
چی؟
اینجا کلی آدمه ، اگه گیر بیفتیم چی؟
به خاطر تو که به هر حال گیر می افتم
چی می خوری؟
میخوام آب مانگو ردیف سه رو بخورم
منم
زالو
از دست این زالو
چی شده باز
هی کیم سووان
...موضوع خیلی مهمی بود
الان کجایی؟
ساعت 9 اونجم
الو؟
واسه چی وقتی دارم حرف میزنم مثل احمقا قطع می کنه؟
به نظر میاد کارت زیاده می خوای توی راه بخوریم؟
کدوم راه؟
اصلا هم کار ندارم ، اصلا
چراغهای اینجا شبیه همون فانوسای کاغذی که توی تایلند می مونه مگه نه؟
می دونی من چه آرزویی داشتم؟
...اینکه ما - سووان -
می خواستم ازت یه خواهشی کنم
تو الان دیگه همه چی رو می دونی درسته؟> کاری که بائک یون دو و مین سون جه باهام کردن
من باید اونهارو بگیرم
منو درک کن نمی خوام تو توی این جنگ درگیر بشی
نه ، من بخاطر تو این کارو نمی کنم ، بخاطر خودمه
من دیدم اونها یکی رو به قتل رسوندن
درست نیست وقتی که اینو دیدم ...ندید بگیرم
...اگه با من آشنا نشده بودی - تا الانم داشتم توی اون آشغال دونی زندگی می کردم -
و آب مانگو قلابی می فروختم
هر صبح فقط به این امید بیدار می شدم که فقط زنده ام
ولی حالا می دونم چی می خوام
چرا فکر می کنی کاری برام نکردی؟
دیدن تو باعث شد بخوام زندگی کنم
درسته که الان هدف من و تو الان یکیه
سووان - ساعت 9 جلسه دارم وگرنه اخراج میشم -
بریم
برو تو ، مواظب خودت باش
تو هم همینطور
ممنونم از اینکه زنده موندی
همین برام کافیه ، شب خوش
ماری کجاست؟
هنوز نرسیدن ، بهشون زنگ میزنم
لازم نیست ، ممکنه بخاطر عجله کردن تصادف کنه
سلام عرض شد - بله مین سون جه هستم
حتی منم از شنیدن صدای شما هیجان زده می شم
برای اینکه صداتون خیلی شیرین
خانم یون بعد از ظهر اومده بودن اینجا
بله می دونم ، سلام رسونده بودم بهتون
به زودی خودم خدمت میرسم برای عرض سلام
نمی تونی تمرکز کنی ؟ با این همه غلط املایی که داری
تمرکز می کنم
حتی دعواشم که می کنم نیشش بازه
امروز یه اتفاقی برات افتاده درسته؟
چرا آروم حرف میزدی؟ گفتی کار داشتی کارت چی بود؟
فقط یکی رو دیده بودم
فقط اون کی بود؟
یکی دیگه - ...منظورت چیه -
چه می کنی که حتی مجبورم کردی با یون ماری حرف بزنم؟
یون ماری؟
...اون این عکسم دید، وای نه
نمی خوام بهت بگم
سردبیر
چرا اینقدر دیر اومدی خونه؟
ترسوندیم
نگران بودم ، تا الان خونه خانم جونگ بودی؟
آره ، برای ناهار دعوتم کرده بود
منتظر بودم با هم ناهار بخوریم
به مسئله اون یاری رسیدگی کردی؟ - منم -
ماری ؟
می خواستم ازت یه چیزی بپرسم می تونم فردا ببینمت؟
چرا صدات اینطوریه؟
مشکلی که پیش نیومده؟
.ماری - بذار برا وقتی که همو دیدیم ، ساعت 2 -
فهمیدم ، می بینمت
...محتوی خوبه ولی املات - بررسیش می کنم
جه وو - بله -
ساعت 9 اینو بذار صفحه اصلی پاندا
یه خستگی در کنید دوباره ساعت 12 شروع می کنیم
سان وو بدون شک مقابله به مثل می کنه
کجایی؟ گفتی که میای
کی گفتم؟ - هیونگ -
امروز قراره مقاله بائک یون دو رو منتشر کنیم من خیلی استرس دارم
تو هیچ اطلاعاتی نداری؟
دارم
خوب گوش بده ، این چهار شنبه توی هتل ردمون ساعت 2
قراره مراسم امضای قرارداد کازینو رو داشته باشن یه سری از خبرنگارام قراره بیان
اوکی ؟ - ...اوکی ، پس هیونگ -
ووجین بعدا باهات تماس می گیرم
ببخشید که باعث شدم تا اینجا تشریف بیارین
اشکالی نداره ، تا حالا اینجا رو ندیده بودم خیلی قشنگه
به سرمایه نیاز دارین؟
می خوام یه کار جدید شروع کنم بخاطر همین به سرمایه نیاز دارم
می خواستم ازتون خواهش کنم
می تونم بپرسم چه نوع سرمایه گذاری ؟
هنوز در مرحله ابتداییه ، بعدا براتون توضیح میدم
خیلی خب من بهتون اعتماد دارم رییس مین
لطفا اگه مین سون جه ازت کاری خواست انجام بدی
تا نتونه در مسئله کازینو درگیر بشه
ببخشید چه می شه کرد کار دارم باید برم
اگه می خوای ببینیش مثل آدم برو تو نگاش کن واسه چی یواشکی نگاش می کنی؟
کی گفته یواشکی نگاه می کردم؟
نمی خوای بری؟ - نه ، فکر کردم گفتی تا 12 شب کار داری -
ای بابا...فکر کنم قصد داره باهات قرار بذاره
قرار دیگه چیه ، بلا؟
اه درسته ، درسته
اینو بپوش ، اینو خانم یون برای تو آورده
چرا؟ - برای اینکه دختر منی -
برای اینکه ما شماره یک شرکت اوناییم
شماره یک ...نکنه رشوه گرفتین؟
چی واسه خودت بلغور میکنی؟
باشه ، پس میرم آماده بشم
کجا میری؟
کجا می خوای بره؟ میره لباس عوض کنه
نباید فقط راه بری ، اگه می خوای چربی بسوزونی باید بدوی
فکر کنم به جای کوچیک کردن شکمم دارم سکته میزنم
وای نمی تونم ، پدر سوخته بابات داره میمیره
تو برو
آی قفسه سینه ام
دختره بی عاطفه حال منو می بینه بازم راشو می کشه میره...
No comments yet. Be the first to leave one.