Le prime 200 righe.
آنچه گذشت
اسم من هست مارکو ایناروس.
من فرمانده ناوگان آزاد هستم،
و ما مسئول
ضربه زدن به ستمگرانمون
در زمین و مریخ هستیم.
امروز و برای همیشه،
ما آزاد هستیم.
تمام بلترها حالا باید پاسخگوی
اعمال مارکو باشن.
میدونی چه اتفاقی میفته
وقتی یکی علیه مارکو عمل میکنه.
کشته میشیم.
شما جلوی روسینانته رو میگیرید و باهاش درگیر میشید.
مطمئن بشید کار انجام میشه.
تکون نخور.
چرا ترکم کردی؟
گاهی اوقات رفتن تنها انتخابه که برات میمونه.
اون هردومون رو ترک کرد.
دوباره.
طاقت بیار نائومی، داریم میایم.
داره چیکار میکنه؟
دارمش. الکس، جواب بده.
یه سکته بود. خطریه که همهمون میپذیریم.
اون در حین نجات من مرد.
من واقعا متاسفم.
نجات خانوادهت...
تا جایی که میشه دووم آورد، این انتخاب منه.
اومدی اینجا تا به من کمک کنی؟
گمونم آره.
هلو، بیا بریم.
یه حمله دیگه به حلقه صورت گرفته.
مارکو، مارکو!
یه ناوگان کامل مریخی در اتحاد با
ایناروس سرکش شدن.
ممکنه اونا رو
با پروتومولکول خریده باشه.
چرا باید مریخیها
پروتومولکول رو از حلقه رد کنن
اونم بعد از کاری که با ایلوس کرد؟
شاید اونا چیزی میدونن که ما نمیدونیم.
گرانچر!
همم؟
اسلاینکرواین!
پرنده آفتاب.
بچههای آفتاب.
باید واسه همتون اسم بزارم.
اگه بتونم یه راهی پیدا کنم که از هم تشخیصتون بدم.
کی اونجاست؟
زن؟
تویی؟
بهتره اینطور نباشه.
بهت گفتم دست از دنبال کردن من برداری.
هی.
تو چی هستی؟
چیزی نیست. چیزی نیست
میتونی بیای بیرون.
من دوستم، میبینی؟
تو یه صخره جهندهای؟
اینطوری فکر نمیکنم.
شبیه سگی. یجورایی.
چیزی نیست، چیزی نیست!
تو... حالت خوب میشه.
حلقه 673، سیاره 2
"لاکونیا"
مـــتـــرجـــم ::. صادق هاشمی .::
"چندین برخورد تایید شد"
"میلیونها تلفات در حینی که تاثیرات سیارکها ادامه دارد"
"هشدار سونامی"
"کارشناسان آسیب شدید زیستکرهای را پیشبینی میکنند"
مارکو، مارکو، مارکو! "نیروهای ناوگان آزاد در بلت"
"ایستگاهها وفاداری خود را به ایناروس اعلام کردند"
مارکو، مارکو، مارکو، مارکو! "نجات یافتگان پیمان پالاس انتقام میگیرند"
"روسیناته به نبرد ملحق میشود"
حالا زمینیها میدونن که بلتر بودن
چه حسی داره.
نجکم دنالی (ناوگان جمهوری کنگرهای مریخ)
ردیابی رو به نسم فاراگوت متصل کرد، (ناوگان سازمان ملل)
و همراه با سنتینل-16،
رگبار ترکیبی ریلانداز (یک جنگ افزار که با نیروی الکترومغناطیسی یک پرتابه را شلیک میکند)
سه صخره ورودی رو نابود کرد.
قبلا از شلیک کردن به ستارهها خوشم میومد.
من هیچوقت خوشم نمیومد.
تاثیرات ثانویه؟
چهار قطعه قابل توجه به زمین رسیدن،
که دوتاشون با مناطق پرجمعیت برخورد کردن.
تلفات کلی زیر 500 نفر.
جوری نکنش که انگار یه موفقیت بوده.
من... اینکارو نمیکردم، خانم، اما ما تقریبا تمام صخرههایی که
مارکو ایناروس توی شیش ماه اخیر به سمت ما پرتاب کرده رو
نابود کردیم.
که میشه 200 تکحمله.
و با این کارش چیزی که از ناوگانمون باقی مونده رو
زمینگیر نگه داشته،
و در همین حین داره کاری میکنه که ایستگاهها و کشتیهای اکتشافی داخل بلت
با این به اصطلاح ناوگان آزاد کیریش
سوگند وفاداری بخورن.
مریخ به ما اطمینان داده که طی یک ماه
یه سفینه سطح دانجر دیگه عملیاتی خواهد بود.
و تا آخر سال سه سفینه جنگی
دیگه هم آماده موضعگیری خواهند بود.
کارخونهها دارن بیوقفه کار میکنن.
"مزرعه غلات پربازده منطقه کشاورزی مدیترانه"
شبیه یه زمستون هستهای لعنتیه.
آخرین ارزیابی زیستکره رو خوندی؟
هنوز نه.
تغییر کاربری تصفیهکننده کربن دی اکسید اتمسفرمون
کار نمیکنه.
نه به اندازه کافی.
آلایندههای شهابی هنوز رو به افزایشن،
حتی سریعتر از قبل.
هر صخره ما رو یکم بیشتر میکشه،
حتی وقتی که برخورد نمیکنن.
وقتی اون پایگاه یازده سال پیش تقریبا امروز باز شد
توش سخنرانی کردم.
من توی اون زمینها گشت زدم.
ذرت آماده برداشت بود.
ساقهها انقدر سنگین بودن که خم شده بودن.
این از کدوم گوری اومد؟
نمیدونم... احتمالا چسبیدن به یکی از صخرهها!
تدنز3 از کار افتاده! (توپ دفاعی نقطهزن)
تدنز5 هم قرمزه، خاموش شده.
یکیشون رو بخارون.
میبینمشون.
- دارن فرار میکنن. - به یکیشون شلیک میکنم.
روسینانته درون بلت
ماموریت ریکان
روز 187
خب، گمونم این شایعه فعالیت
ناوگان آزاد در این منطقه رو تایید میکنه.
جستجوی 360 درجه.
فکر میکنی بتونم کریسی رو قانع کنم
تا واسه هر کدوم از این عوضیایی که میکشیم بهمون پول بده؟
دوست دارم تلاش کردنت رو ببینم.
دارم جدی میگم.
ما مزدور نیستیم.
سربازم نیستیم.
بنظر میاد تنها اینجا بودن.
خیلی خب. پس سوال اینه که
اصلا چرا اینجا بودن؟
راه نداره سفینه کوچیکی مثل اون
میتونسته صخرههای به این بزرگی رو پرتاب کنه.
میبرممون داخل تا از نزدیک نگاه بندازیم.
نه، باید فاصلهمون رو حفظ کنیم.
ناوگان آزاد عاشق محرکین مجاورت و بمبای فیالبداههس.
میدونن مارکو رو ارضا میکنه.
یه پهپاد میفرستم.
ترکش یه دوربین رو کاملا از کار انداخته.
گمونم باید برم اون بیرون
و ببینم سوراخی نیاز به اتصال نداشته باشه.
خیلی خب.
هلو، هنوز زندهای؟
اگه اسم اینو میزاری زندگی.
خاموشی تدنز5 رو فهمیدی؟
- آها. - بنظر من که...
مجموعهای از تیرهای گذرا
محافظای جریان رو از کار انداختن؟
حرف از دهنم در نیومده رو هوا گرفتیش.
منم همین فکرو کردم.
مطمئن شو قبل از شروع عیبیابی
گذرگاه اصلی رو ریست کنی.
بیخیال. این که دستورالعمله.
باید بیشتر از اینا بهم ایمان داشته باشی.
- میدونی که دارم. - میدونم.
آموس، داریم پهپاد رو میفرستیم
تا صخرهها رو شناسایی کنه، پس اون بیرون حواست به قدمات باشه.
دریافت شد، کاپیتان.
و آموس، سعی کن لنزهای
دوربین بدنه رو بازیابی کنی.
- قطعات یدکیمون تموم شده. - خیلی خب.
خب هلو، برنامهای داری؟
احتمالا اتصال عصبی برق از سمت مرکز نیروئه
که میشاشه تو اعصابمون.
دارم روش کار میکنم.
خوبه.
نشونهای از کامپوزیتهای پنهانی نیست.
خوبه.
زمین ماههاست صخره پنهانشده ندیده.
شوخی هم نمیکنم.
اگه همینط...
لعنتی، یه سفینه دیگه اون پایین هست.
صبر کن!
فکر نمیکنم سفینه باشه.
یه درایوه.
ایستگاه سیریس تحت کنترل ناوگان آزاد
تا اینجا
طرحهای من طبق نقشه پیش رفتن.
حرکت سفینههای کلونی
و همه تدارکات کشاورزی از طرف زمینیها متوقف شده.
سرشون گرم نابودن کردن صخرههای ماست.
آره، که به ما فرصت فوقالعادهای میده
تا تدارکات خودمون رو درست کنیم.
با ترکیب کشت آبی
و کشاورزی در سطح خاک،
باید بتونیم تولید غذا تو سریس رو 15 تا 20 درصد
اونم فقط تو سال اول افزایش بدیم.
- داز همیشه میگفت... - داز مرده
چون من از شنیدن چیزایی که میگفت
خسته شدم.
No comments yet. Be the first to leave one.