Le prime 200 righe.
می ره، نمی خوای اسمت رو توی تیتراژ ببینی؟
.ممکن نیست .خسته نباشید
.بیا و ببین
.نا می ره
من... بخشی از تیمم؟
.آره
وای، چی کار کنم؟
!واقعا خوشحالم
.تبریک می گم
او خدایا، خیلی خوشحالم، چی کار کنم؟
نگفتم بین اعضای تیم قرار گذاشتن ممنوعه؟
اینجا "کارگاه عشق"ه؟ هاه؟ (یه برنامه ی تلویزیونی که توش به مردم کمک می کردن عشق قدیمیشون رو پیدا کنن)
شهر عشق"ه؟" برنامه ی تلویزیونی ای که مردم می رفتن) (به جا چادر می زدن و با افراد ناشناس قرار می ذاشتن
چرا توی محل کار همچین سر و صدایی راه انداختید؟
صدای ما از این سر و صداها بلندتر بود؟
.دارم در مورد جوِ اینجا صحبت می کنم
.نمی تونم تمرکز کنم و باعث می شه احساس پریشونی کنم
پرشونی؟ شما گوینده کیم؟
درک می کنم که زن و مردها تو سن و ،سال شما احساسشون فوران می کنه
.اما ما یه تیمیم
اگه احساسات شحصی دخیل شه .نمی تونیم کارمون رو درست انجام بدیم
پس لطفا توی تیم احساسات و عواطفتون .رو در توی حداقلش نگه دارید
.بیایید بریم
واقعا، من چم شده؟
!خجالت آوره
.نخیرم. من حموم رفتم
اون دختر اونجا... با رای اعضا، امروز صبح .به عنوان دستیار نویسنده انتخاب شد
انتخاب شد؟
مگه رییس جمهوره؟
.اسمش نا می ره است؟ براش دست بزنید
!صبر کنید
.اگه اون دستیار نویسنده است، یعنی الان بخشی از تیم نویسندگیه
رضایت منُ گرفتی؟
.خیلی چیزها هست که باید یاد بگیرم، اما همه ی تلاشم رو می کنم
.هی، هی، پس بیا اینطوری انجامش بدیم
.بیایید رقص سکسی نا می ره رو ببینیم، بعد تصمیم بگیریم
...اگه بتونه تحریکمون کنه
.کافیه. هیون اه، تصمیم بگیر
بهش یه شانس بده و اگه خوشت اومد و فکر .کردی می شه، تا آخر با ما می مونه
.اگه فکر کردی نمی شه، پس اخراجش کن
یه هفته کافیه؟
.آره
.جلسه تموم شد، برید سر کارتون
.عجله کنید
.اخراجش کن
.برو باهاش حرف بزن. زود باش
.ارشد، ممکنه شما خوشتون نیاد، اما همه ی سعیم رو می کنم
.بهم بگو هیون آه
.هنوز همکار نیستیم
.بهتون می گم نویسنده به
،خودت تصمیم می گیری هرجور می خوای صدام کنی
.زیردست جالبی هستی
اول باید چی کار کنم؟
...اگه بهم یاد بدید چطوری
.وقت ندارم بهت یاد بدم چطوری کارتُ درست انجام بدی
.می تونی تصمیم بگیری خودت بری کارتُ درست یاد بگیری یا نه
...بازم، باید بدونم چطوری
،در ضمن، وقتی من دارم پیشرفتت رو زیر نظر می گیرم .خودت باید قبل از گفتن من، کارهاتُ سر وقت تحویل بدی
.به نحو احسنت
.کار خوب، توی زمان درست
.از آخرین باری که اومدی خیلی می گذره
.با ماشین تصادف کرده بودم
.همیشگی لطفا
می خوام یه چیزی ازت بپرسم
.اوه، من زنای جذابُ دوست دارم
پارک سه جو؟
.سئو یو کیونگ
اینجا چی کار می کنید؟
تو چرا اینجایی؟
.اینجا خیلی جای گرونیه
.هر از گاهی میام
واقعا؟
.اوه خدای من، والدینت باید پولدار باشن
اما این چیه؟
،برای می ره یه کم توضیح معرفی سخت بود
.منم روزهای سختی دارم
،هفته ی دیگه فیلم برداری دارم .اما چون خیلی وقت گذشته، نگرانم
می شه شروع برنامه ی منُ هم برای هفته ی اینده بنویسی؟
.منم توی همون تیمم
.و منم مثل اون زنم
.اوه خدای من، ترسیدم
خانم، چطور می تونی یه دفعه ای اینطوری ظاهر شی؟
.خانم، خانم، خانم
کنجکاو بودی بدونی چرا اینجام، آره؟
.ببین
.این نقشه ی اصلیمه
،کیم شین، به جای اینکه شوهرم باشه
هدفم این بود که تو با این مرد ازدواج کنی .تا منم بتونم بقیه عمرم رو مثل آدم زندگی کنم
اینها چیه؟
.اوه، داداشم هم که اونجاست
.چه بامزه شده
،داوطلب شدم توی ماشین زمان باشم
من مسافر 28ام از آزمایش "سی کیو9" بودم، که .بعد از ثبت شدن با کد "ایکس ان 2480" اومدم اینجا
ماشین زمان هنوز کامل نیست، پس ممکن ،بود تو عصر یخ بندون فرود بیام
.یا می تونستم روی خورشید فرود بیام و بسوزم و بمیرم
اما بعد از امضای قرارداد، که از .عواقب کارم مطمئن نیستم، اومدم اینجا
قرار بود، فقط ناظر باشم، اما اومدم ،پیدات کردم و تو کارت دخالت کردم
اگه گیر بیوفتم توی دردسر خیلی بزرگی .می افتم، اما بازم این کارُ کردم
چرا؟
.برای اینکه نجاتت بدم
.همینطور تا زندگی کنم
اما چرا داری این کارها رو می کنی؟
چی کار کردم؟
!فقط یه ماه
.نهایتش دو ماه، نمی تونم بیشتر اینجا بمونم
چرا؟
.چون برای من، هر روز مثل یه ماهه
.اگه مراقب نباشم، پیر می شم و می میرم
اما الان، تو! چرا اینقدر نگران نویسنده شدنی؟
خانم؟ چی شده؟ خوبی؟
چی کار می کنی اگه سئو یو کیونگ پارک سه جو رو ازت بدزده؟
سئو یو کیونگ؟
.اینطور نیست
.پارک سه جو واقعا ازش متنفره
حتی اگه پارک سه جو در اصل مقدر شده باشه که
سئو یو کیونگ رو ببینه؟
واقعا؟
چقدر می شه؟
.صورتحساب توسط اون خانم اونجا پرداخته شده
صورتحساب منُ شما پرداخت کردی؟
.فقط دارم به یه وی جی که پولی نداره، کمک می کنم
،هر چقدرم که والدینت پولدار باشن .یه وی جی نباید همچین خرج هایی بکنه
.اما...من سه تا نوشیدنی خوردم
س-سه تا نوشیدنی؟
اوه خدای من...این چیه؟
هی، دیوونه شدی؟
حتی به منو نگاه هم نکردی؟ چشمات مشکل دارن؟
چطور می تونی سه لیوان از یه نوشیدنی به این گرونی بخوری؟
...یه لحظه صبر کن
...فقط نوشیدنی های برند های معروف رو انتخاب کردی و تو
.هی، دیوونه ی عوضی
.پس فقط تراکنش کارتت رو کنسل کن
.خودم می دم .فراموشش کن بچه-
...با این پول می تونستم
چطوره از مغازه ی اون طرف خیابون برات اودن بخرم؟
...اوه تو واقعا
200هزار ون نوشیدنی خوردی، پس .فکرشم نکن منُ یه جای ارزون ببری
.اونجا هم گرونه
.البته بازم...200 هزار ون نمی شه
بیا بریم، باشه؟
.مزه اش خیلی خوبه
...کسی که اون با اولین نگاه عاشقش می شه
.در اصل سئو یو کیونگه
.توی مارچ آینده نامزد می کنن و توی سپتامبر هم عروسی می کنن
.کل دنیا از خبرش به لرزه می افته
...پس...سئو یوکیونگ
...اما خانم، اینکه پارک سه جو یه پسر فوق العاده پولداره، یکم
!آه، باشه
!پس ولش کن
...بر می گردم و تنهایی می میرم، و
.تو هم شوهرت و پارک سه جو رو به سئو یو کیونگ می بازی
اونجوری خوبه، مگه نه؟
تو فقط می خوای یه دستیار نویسنده باشی، درسته؟
.باشه، خوبه! پس تبریک می گم
!موفق باشی
!موفق باشی
!موفق باشی
چیزی بین تو و پارک سه جو نیست، درسته؟
فقط دوستید، درسته؟
می خوای باهاش قرار بذاری؟
.آره
چرا دارم سعی می کنم چند تا مردُ فریب بدم؟
!واقعا عقلتُ از دست دادی
نمی دونی قیمت غذاهای اینجا از 15هزار ون شروع می شن؟
.غذایی که ما می خوایم بخوریم، 25هزار ونه
!تو
حالا که داری توی شبکه تلویزیونی کار می کنی فکر کردی، بازیگری، چیزی هستی؟
!تو فقط یه وی جی ای
.توی هرم کاری، اون آخرای، پایینِ پایین
وقتی فیش حقوقیت رو می بینی درک نمی کنی؟
همسن منی، درسته؟
چطوریه که یه ذره هم واقع بین نیستی؟
،اگه اینطوری پول خرج کنی، اونوقت قبل از اینکه بدونی
همه ی کارت های اعتباریتُ تماما استفاده می کنی،از نزول .خورها پول می گیری و تا قرون آخر حقوقت رو باید بدی
و اون نزول خورها زنده زنده دفنت می کنن، می تونی توی یه لحظه اتفاق بیوفته، می دونی؟
.اینکارُ نکن
،حتی اگه مثل آب پول خرج کنی هم
می گی نمی خوای کسی واست سخنرانی کنه؟
اون نه. این
یه عادت شده؟
مگه چی کار کردم؟
،برای تهیه کننده ها من اتوماتیک وار .بطری نوشابه رو با دستمال تمیز می کنم
چرا؟
...خب، مردها
.سرپرست ها انتظار دارن
.اگه این کارُ بکنم می تونم یه برنامه بیشتر بگیرم
من تنها کسی نیستم که این کارُ می ...کنم، بقیه ی گزارشگر ها هم همشون
.از الان دیگه این کارُ نکن. حتی برای من
.ما هنوز رابطه ی همکاری با هم نداریم
.من یه آدمم، تو هم یه آدمی
...چرا باید یه رابطه ی یه طرفه باشه؟ چرا فقط زن ها
چرا فقط تو، سئو یو کیونگ باید این کارها رو بکنی؟
.من یه گزارشگرم، فقط وقتی کار دارم که بهم برای کار زنگ بزنن
.پس، سعی می کنم هر طور شده خوب به نظر برسم
.این فکر ها رو بریز دور
.وقتی توی تلویزیونی، بی نظیری، پر از اعتماد به نفس
.می درخشی
.چم شده؟ فکر کنم دیوونه شدم
پارک سه جو، یو کیونگ
می ره، کیم شین
No comments yet. Be the first to leave one.