Informazioni sulla release

1080p Web-DL
Un commento di soroush007
هماهنگ با نسخه با مدت زمان 59:06

Tag

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
Pubblicato il: 2021-01-30
Download: 77
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

حس بسیار خوبی پشت حل کردن مسائل وجود دارد

بسیار سخت تلاش می کنید تا راه حل را نمی توانید پیدا کنید

و یکدفعه میگید آهان همینه

و فکر می کنم مریم میرزاخانی می توانست این اشتیاق را به همه نشان دهد

هرجا که نگاه کنید انواع هنرها از ریاضی شروع می شوند

برای مثال ساختمان ها،مساجد و بناهای تاریخی که ما اینجا در اصفهان داریم

پُر از ایده های ریاضیاتی هستند

وقتی به بعضی برگه ها نگاه می کنم یا با همکارانم صحبت می کنم ایده های بسیار خوبی وجود دارد که حس می کنم جذاب هستند

مثل گوش دادن به موسیقی یا تماشای یک نقاشی شگفت انگیز حقیقتا مثل هنر می ماند

رموزِ سطح دیدگاه ریاضیاتی مریم میرزاخانی

کارهای پیشرو مریم میرزاخانی ابزار جدیدی به ریاضی دانان داد تا هندسه سطوح را درک کنند

در سال 2014 او تبدیل به اولین زنی شد که مدال فیلدز را برنده شد.

معتبرترین جایزه در ریاضیات

راهگشای ریاضات خوب پیداکردن مشکلات مهمی است

که همچنین به صورت ذهنی به دیگر مباحث ریاضی مرتبط است

کار ما نه تنها مشکلات را حل می کنید بلکه مشکلات دیگری را هم قابل دسترسس و حل قرار میدهد

ما امروزه در دوران طلایی ریاضیات هستیم

توپولوژی هندسه جبری که جدای از هم توسعه یافتند

با هم ترکیب شدند تا مشکلات بیشتری را حل کنند

مریم تاثیر گرفته از تمام این زمینه ها بود روی یک مشکل خاص

همه اینها بخشی از یک دنیا بودند و همه به یکدیگر متصل بودند

و جای اینکه فقط سعی کنه مفاهیم رو درک کنه سعی میکرد تعامل بین چیزها را درک کنه

من خیلی درش خوب نبودم

و حتی یکسال در مدرسه راهنمایی اصلا نمراتم درش خوب نبود چون اصلا علاقه مند نبودم

بیشتر علاقه به خواندن کتاب ورمان داشتم

حتی یادم میاد زمانی که هر شب یک داستان برای خودم تعریف میکردم و شب به شب داستان را ادامه میدادم

فکر میکردم که نویسنده بشم

او خودش رو در اتاقش حبس میکرد

یک کاسه بزرگ سیب میبرد و یکی یکی میخورد و کل بعد از ظهر را کتاب می خواند

مریم دو برادر داشت آرش و علی

درواقع آرش کسی بود که مری را به ریاضیات علاقه مند کرد

از دوران دبستان و از خانواده اش

او یاد گرفت چطور ریاضیات را یاد بگیرد و چطور مثل یک ریاضی دان فکر کند

بعد از انقلاب ایران

این دو مدرسه راه اندازی شدند برای دانش آموزان خاص و با استعداد

یکی برای دختران و یکی برای پسران فقط در پایتخت مان تهران

دانش آموزان از تمامی مدارس مناطق تهران

ازشون امتحان ورودی گرفته میشود و حدود 90 تا 100 نفر از بهترین ها وارد این مدرسه میشوند

وقتی وارد دبیرستان شدیم

ریاضی را انتخاب کردم چون دوست داشتم

و دبیرستان بسیار از ما حمایت کرد

با در اختیار گذاشتن منابع و معلمان

چون این مدرسه جایی است که میرزاخانی از آن شروع کرد

من و مریم در 1988 با هم آشنا شدیم تازه مقطع راهنمایی را شروع کرده بودیم

وس سریع با هم دوستان صمیمی شدیم

و تا هفت سال بعد با هم سر یک میز می نشستیم در راهنمایی و دبیرستان

معلم ریاضی تست ها را به ما برگرداند

و نمره تست مریم 16 از 20 شده بود

خیلی ناراحت شد و گفت دیگه بسه حتی نمی خوام بیشتر از این تلاش کنم

اما اوضاع تغییر کرد وقتی وارد کلاس هفتم شدیم و او خیلی بهتر شده بود

او به جایی رسیده بود که یک مشکل را از چند روش مختلف حل میکرد

حتی یک جوک شده بود که مریم یک مسئله را از چهار روش حل کرده بود

ما یک معلم هندسه داشتیم آقای نیوشا

و هیشه درباره این حرف میزد

که در مدرسه دیگری درس میده که دو دختر ددانش آموز با استعداد داره

و همه ما باید از اونها یاد بگیریم و آن دو نفر مریم و رویا بودند

هر هفته در کلاس درباره آنها حرف میزد که چقدر سریع مسائل را حل می کنند

همیشه سعی در رقابت با پسرها باعث ایجاد انگیزه بوده

آقای نیوشا این مسائل را به آنها داد

بعضی مسائل به وسیله چهار یا شش تا هشت روش مختلف حل شده بود

من همکلاسی مریم بودم وقتی که 14 یا 15 سالمان بود

مریم بسیار سریع بود

بسیار جالب بود که مریم مسائلی را حل میکرد که برای همه ما سخت بود

بعضی مواقع حتی نمی توانست توضیح بده بسیار سریع فکر میکرد

چیزی که باعث موفقیت او بود این بود که سخت تلاش میکرد

بسیار روی مطالعات و تحقیقاتش متمرکز بود

و او بسیار زیاد تمرین میکرد تمرین، تمرین، تمرین

مریم برای من یک بچه نابغه بود

او به وسیله والدین و معلمانش به این شکل شناسایی نشد

وقتی در جوانی محاسبات ریاضی را عالی انجام میداد

این اولین تعریف از یک کودک نابغه است

اصفهان - ایران

یک راه برای جذب جوانان به ریاضیات ایجاد رقابت است

پس ما شروع به برگزاری مسابقات ریاضی در اصفهان کردیم از سال 1983

و خیلی از دانش آموزان بخاطر این مسابقات جذب ریاضیات شدند

ما شنیده بودیم که خیلی از دانش آموزان در آن مسابقات بسیار عالی عمل کرده اند

پس خیلی هیجان انگیز بود که ببینیم ما چطور عمل خواهیم کرد در مقایسه با آنها

ما رفتیم دفتر مدرسه و درخواست کردیم که می خواهیم در این مسابقات شرکت کنیم

او خیلی حمایت مان کرد و ما آن سال در دور مسابقات ملی شرکت کردیم

و قبل از ما هیچ دختری در مسابقات ملی نبود

ما در آن کارگاه شرکت کردیم بعد از اتمام کلاس نهم

اما اون اولین باری بود که با پسراها قاطی شدیم

اولین سرفصل ریاضیات حل مسئله است

ما در چهار زمینه اصلی ریاضیات کلاس حل مسئله داشتیم

که شامل: تئوری اعداد - ترکیبیات - هندسه و جبر است

من به آنها انواع مسئله که از منابع مختلف پیدا کرده بودم دادم

یکی از این مسائل که نمی دانستند چطور حل کنند مریم یک راه حل برایش نوشت و به من داد

مجبور شدم به کتب مرجه مراجعه کنم

تا ببینم او از چه شروطی استفاده کرده و دیدم که او درست انجام داده بود

پس مجبور بودم برم پایه آنالیز مختلط را مطالعه کنم تا اثباتش را درک کنم

من معمولا سالی دو بار سخنرانی داشتم

و مسائل ریاضی جدید معرفی کنم

عباد محمودیان توجه دانش آموزان را به مسئله های جدید جلب می کرد

و مسئله خوبی در نظریه گراف و ترکیبیات بود

مریم مسئله را ثابت کرد و آنها چاپش کردند

این اولین مقاله ای بود که مریم منتشر کرد

رویا و مریم اولین دانش آموزان دختری بودند که وارد لیست ورودی تیم امپیاد بین المللی شدند

ما اولین بار در 1994 هنگ کنگ شرکت کردیم

مریم مدال طلا گرفت امتیاز 40 از 42 گرفت

و من مدال نقره گرفتم

فکر می کنم این زیبایی ریاضی را به من نشان داد

چون من به عنوان یک چالش بسیار درباره اش هیجان زده بودم

و بعد متوجه شدم که خیلی خوبه و من دارم ازش لذت می برم

و این فرصت را به من داد تا بیشتر درباره مسائل ریاضی فکر کنم

سال 1995 بود و المپیاد در کانادا بود

مریم مدال طلا گرفت اما ایندفعه امتیاز کامل 42 از 42 را گرفت

مریم برگشت و دستاوردش رو دست پایین شمرد

گفت این تنها سالی بود که امتیاز کامل گرفتن بسیار آسان بود

در اون موقع فقط 3 نفر بودند که امتیاز کامل را در المپیاد از ایران بدست آوردند

و مریم به چشم ما یک جور قهرمان و مبرز بود

مریم معروف شد و عکسش در روزنامه ها رفت

بعد از اون زنان بیشتری جذب ریاضیات شدند

اون زمان مریم چون یک ابرستاره بود در هر جایی

اینکه یک دختر مدال طلای المپیاد را برنده بشه

برای بقیه دانش آموزان بسیار الهام بخش و دلگرم کننده و بود

همچنین برای خود من که بدونیم غیرممکن نیست

زمانی که ما در ایران بزرگ می شدیم

هیچوقت نگاه منفی درباره زنانی که در ریاضیات یا کارهای علمی بودند وجود نداشت

ما هیچ وقت حس نکردیم که این یک حرفه مردانه است که ما درش ورود کنیم

این مورد که زن ها توانایی هایی به موازات مردان ندارند در ایران وجود ندارد

فکر می کنم این جنبه به وسیله آموزش رنان در این دیگر وجود ندارد

در آموزش عالی بیشتر از 50 درصد دختران هستند

در دانشگاه شریف بیشتر از 40 درصد دانشجوهای جدید دختر هستند

زنان در ایران برتری ویژه ای ندارند

پس باید تلاش کنند تا موقعیت اجتماعی بهتری بدست بیاورند

بوسیله ورود به حوزه های هنری و علمی

برای ورود به این گروه های برتر

باید بیشتر از اینها تلاش کنید

مریم بعد از اتمام مدرسه تصمیم گرفت به دانشگاه شریف برود

به عنوان اعضای تیم المپیاد ایران ما مجبور نبودیم آزون ورودی بدیم

می تونستیم هر رشته ای را انتخاب کنیم در کالج

انتخاب اول مریم ورود به دپارتمان علوم ریاضیاتی دانشگاه شریف بود

ما از سال 1995 تا 1999 در دانشگاه حضور داشتیم

رئیس دپارتمان پروفسور تابش بود

و بسیار ما را حمایت کرد

ما مرکز برترین ها را بنیان گذاشتیم

گذاشتیم هر کسی با سرعت خودش پیش بره نه کنترلشون کردیم و نه هل شون دادیم

اول صبح آنها در جلوی دپارتمان ریاضی در یک دایره دور هم جمع میشدند

درباره مشکلات ریاضی حرف میزدند

رویا و مریم هم حضور داشتند

ما یک برنامه آموزشی بسیار باز داشتیم

که به دانشجویان آزادی عمل میداد

همه می تونستند دوره های تکمیلی تحصیلی

نسبت به دیگر دانشگاه ها آزادی بیشتری بهشون میداد

ما خیلی فوتبال بازی یکردیم مریم همیشه می گفت دوست داره بیاد بازی کنه

تنها دختری که واقعا اومد بازی کرد

اومد و صحبت کرد تا بگذارند بیاد بازی کنه

مریم همچنین عضو کمیته المپیاد شد و مربی المپیادی های جدید شد

اینکه باهاش بنشینی و ببینی چطور فکر میکنه تا مسائل جدید طرح کنه

او بینش عمیقی درباره ریاضیات داشت

مقالاتش چاپ شد و در مقطع کارشناسی بود

موضوع جالبی بود که داوران از او خواستند که کمک هزینه تحصیلی کسی دیگه را به او بدهند وقتی که او در مقطع کارشناسی بود

چون او هنوز داشت شهرت کسب میکرد بر اساس نتایج اش

تصمیم گرفت در المپیاد شرکت کنم و شروع کردم به خواندن چند کتاب

و یکیش کتاب نظریه اعداد مریم بود

یک چیز خاص و متفاوتی در اون کتاب بود

توسط دو زن ایرانی نوشته شده بود مریم میرزاخانی و رویا بهشتی

اون شامل هر دوی مسائل زیبای ریاضی المپیاد

و قضیه های ریاضیاتی عمیق بود

که می شد در یک کتاب ریاضیات دانشگاهی پیدا کرد

قبل از اینکه مریم این را بنویسه

منبع دیگری برای مطالعه دانشجویان نبود

و او کتابی کامل برای دانشجویانی که می خواستند ریاضیات المپیاد یاد بگیرند نوشت

بعد از سال ها ما هنوز داریم ازش استفاده می کنیم و ازش یاد می گیریم

ما رفیم اهواز در جنوب ایران برای شرکت در کنفرانس دانشجویان

حدود 40 دانشجو با اتوبوس به اهواز رفتند در بخش جنوبی ایران

هم کنفرانس بود و هم مسابقه که مریم در اون اول شد

ما قبل از نیمه شب اهواز را ترک کردیم

هوا بارانی بود و در راه برگشت

اتوبوس از جاده خارج شد و به رودخانه افتاد

و چندتا از دوستانمان کشته شدند

راننده نتوانسته بود در تاریکی جاده را درست تشخیص بدهد

و اتوبوس تصادف کرد و داخل یک دره بزرگ افتاد

و هفت تا از دانشجویان درجا کشته شدند

مریم در اتوبوس بود رویا در اتوبوس بود

رویا نیازمند چندین عمل جراحی شد

من چندین شب در بیمارستان بودم

کبد من اسیب دیده بود و نیازمند عمل جراحی شد

و دو نفر دیگر بودند کیا و ایمان

همه می آمدند عیادت تا ببینند چطور هستم مریم یکی از آنها بود

و خیلی احساساتی شده بود و ن هیچ درک نمی کردم چرا

و بعدا فهمیدم که فکر کرده بود من فوت کردم

این فقدان بزرگی برای جامعه علمی ما بود

هیچوقت فراموش نخواهیم کرد

اینطور فرض شد که اگر تو نفر اول کلاس هستی

و اگر می خواهی برای دکترا ادامه بدی باید کشور را ترک کنی

پرفسور شهشهانی پیشنهاد داد

که اگر می خواهید شانس بیشتری برای قبولی در دانشگاه های خوب داشته باشید

هرکدام باید یک دانشگاهی را انتخاب کنیم که دیگری برای آن اقدام نکرده باشد

مریم هاروارد را انتخاب کرد و من ام آی تی را چون می خواستیم به همدیگر نزدیک باشیم

در پاییز 1999 من یک تماس تلفن از پروفسور "جو هریس" گرفتم

او عضو کمیسیون پذیرش دپارتمان ریاضی مدرسه عالی بود

و او تماس گرفت تا از من درباره مریم میرزاخانی سوال کند که برای پذیرش در مدرسه عالی هاروارد اقدام کرده بود

کامران وفا به من زنگ زد و گفت

آیا درباره این نامه معرفی مطمئنی؟ چون آنها قبول کردند که مریمم را بپذیرند

او به من گفت ما باید منتظر خبرهای خوبی از مریم باشیم

و من یکجورایی از قطعیت او سورپرایز شدم

معلوم شد که پنج تا از آنها اولین انتخابشان این بوده

سپس ما دو ماهی در ایتالیا گذراندیم

جایی که ویزاهامون را برای آمدن به اینجا گرفتیم

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left