Le prime 200 righe.
!اوناهاش
مرگ کارگر سد هینامیزاوا
...واقعا یکی بوده
حالت خوبه؟خوبی؟
منو ترسوندی
خودت گفتی تبر یا همچین چیزی میتونه کمک کنه
...پس
انگار ...یه بزرگشو آوردی
ولی الان داره تاریک میشه... بیا فردا ادامش بدیم
...باشه
ناراحت نباش.فردا کنتار و میکشی بیرون
درسته
دور شده توسط شیطان قسمت دو,راز
وقتی اونا گریه میکنن
پشت جایی که نگاه میکنم
ناخونامو تو تاریکی بلند میکنم .
قطرات باران تبدیل به خون میشن و از گلو چکه میکنن
اگه جایی نداری که ...برگردی بهش
پس اینجا رو انگشتم بمون...
من تو رو همراه اون انگشت میبرم
به جنگل متروک جایی که کیکاداس گریه میکنه
دیگه نمیتونی برگردی
فستیوال؟ بهت گفته بودم
فستیوال شناور کردن پنبه
ریکا-چان جزو کمیته اجرایی فستیوال هست , درسته؟
آره
خوب این فستیوال شناور کردن پنبه چیه؟
اون جاییه که ما توها و ...کیمونوهای فرسوده رو میبریم و
ازشون تشکر میکنیم و با ساختن خاطره... اونارو به جریان میسپاریم
به نظر فستیوال کسل کننده ای میاد
!اصلا کسل کننده نیست !ما دوباره اینکارو امسال میکنیم
سنجو های صلح جو
!فستیوال شناور کردن نبه !نبرد چهار شیطان
اون چیه؟
الان که تو باهامونی , امسال میشه نبرد پنج شیطان
پنج؟
باید تواناییهایی که در کلوپمون بدست آوردی رو نشون بدی
به عبارت دیگه ما فعالیتهای کلوپمون رو وقتی از غرفه ها بازدید میکنیم انجام میدیم
که اینطور
!آره
!سلام
خوشحالم که بازم میبینمت
منم همینطور
عکس خوبی گرفتی؟
فکر کنم یه چندتایی
به هر حال تو خیلی محبوبی کیچی-کون
حسودیم میشه که دخترا اینجوری دورتو گرفتن
نه اینجوریا نیست
برای فستیوال شناور کردن پنبه میمونی؟
برنامم همینه
بعد از اینکه از فستویال یه سری عکس گرفتم به توکیو برمیگردم
امیدوارم به زودی بخاطر عکسهات برنده جایزه بشی
...اوه , پسر
خب , بازم تو فستیوال میبینمت
خداحافظ
تو تومیتاکه-سان رو میشناسی؟
اون در سال دو یا سه بار میاد اینجا
اون از مناظر طبیعی فصلها و پرنده های وحشی عکس میگیره
پرنده های وحشی هان؟
چند روز بعد , روز فستیوال شناور کردن پبنه رسید
سلام بچه ها
!وای , خیلی خوبه
امسالم عالی به نظر میای
!خیلی نازه !میخوام ببرمت خونه
!خوب بیاید شروع کنیم
!آره
اوه اوناهاشون
خیلی خوب
مسابقه خوردن در !غرفه نوکینامی
!من نمیبازم
!آهان
!هورا
شناور کردن پنبه , هان؟
پنبه همه چیزای بدو از بدنت جذب میکنه
بعدش پنبه رو میندازیم تو جریان آب همش همین
هان؟رنا کجا رفت؟
!تومیتاکه-سان
هی , بقیه کجان؟
از هم جدا شدیم
خب , کیچی-کون؟ از فستیوال لذت بردی؟
تقریبا
واقعا
این کیه؟
تونستی خودتو با هنیامیزاوا وفق بدی؟
خیلی مطمعن نیستم
هنوز خیلی چیزا هستن که نمیدونم و ندیدمشون
درمورد هینامیزاوا؟
مثل جریان سد
هینامیزاوا تقریبا زیر آب بود
اون حادثه بزرگی بود , مگه نه؟
نقشه سد حدود هفت یا هشت سال پیش شروع شد
به نظر میومد هینامیزاوا و مناطق اطرافش غرق میشن
تا این حد؟
البته تظاهراتی هم اتفاق افتاد
اون جریان به داگاه و رسوایی کشید و یک سری فسادها مشخص شدن
...وقتی همه اینا اتفاق افتاد
من شنیدم اونا طرح رو... متوقف کردن
اوم , یه قتل هم اتفاق افتاد , درسته؟
درسته
حدود چهار سال پیش بود
و همون زمان فستیوال شناور کردن پنبه هم بود
به نظر میاد ریش سفیدها و بالا دستیها شک نداشتن که نفرین اویاشیرو-ساما بوده
نفرین اویاشیرو-ساما؟
یه تفکری بوده که ...خدای محافظ هینامیزاوا
ساخت و ساز سد و تلاش برای... غرق کردن روستا رو مجازات کرد
از اونموقع این اتفاق هر سال میوفته
اتفاق میوفته؟چی؟
هر سال , یه نفر در روز فستیوال شناور کردن پبنه میمیره
ه-هر سال؟
در طول فسیتوال ...یک سال پس از اون قتل
یکی از ساکنین هینامیزاوا که... موافق سد بود و اونو استدلال میکرد...
وقتی به تعطیلات رفته بود... از بالای صخره افتاد و مرد
جسد زنش هم پیدا نشد
تازه , در شب فستیوال ...یه سال بعد
یه خادم معبد بخاطر مریضی... ناشناسی مرد
زنش همون شب خودشو انداخت تو یه باتلاق
...همینطور در شب فستیوال سال بعدش
این بار یه زن خونه دار پیدا شد که تا سر حد مرگ کتک خورده بود
رن خونه دار؟
قربانی با کسی که موافق جریان سد بود ...نسبت فامیلی داشت
همونی که دو سال قبلش... از بلندی افتاد و مرد
و پنجمین سال شب فستیوال شناور کردن پنبه ...به عبارت دیگه
امشبه...
حالا , این یکی مسئلرو چجوری حل میکنی؟
حالا , این یکی مسئلرو چجوری حل میکنی؟ چیزیکه تومیتاکه-سان گفت .واقعا شوک کننده بود
یه سری از مرگهای مرموز در هنیامیزاوا اونم هر سال
ولی فکر کنم این چیزا به من ربطی نداشته باشن
من این مسئله کوفتیو حل کردم
!ریکا-چان مظنونه
!سلاح سمه
!صحنه اتاق پرستاری
!لعنتی
!نگرفتم
من قتل آرومو با سم دوست دارم
آسون بود
!بعدی!بریم سراغ بعدی
اوه , قبلش باید برم دستشویی
برو با شماره 2 !وقتتو بگذرون
می-چان خیلی زشت بود
حالا که گولشون زدم وقت نقشه کشیدنه
مائبارا-کون؟
یه نفر اومده ببینتت لطفا به قسمت ورودی برو
یه ملاقات کننده؟
تو مائبارا-سانی؟ کیچی مائبارا-سان؟
بله خودمم و شما؟
ماشینم دستگاه تهویه هوا داره پس بریم اونجا حرف بزنیم؟
خوب ازم چی میخواین؟
اگه چیزی درمورد این مرد میدونی لطفا بهم بگو
این تومیتاکه-سانه؟
پس این زنو میشناسی؟
اسمشو نمیدونم ولی دیشب با تومیتاکه-سان بود
آخرین باری که دوتاشونو دیدی کی بود؟
من دیشب باهاشون حرف زدم تو فستیوال شناور کردن پنبه بود
متوجه چیز عجیبی شدی؟
لطفا هرچی میدونی بهم بگو
چیزی شده؟
اون مردی که تو عکسه دیشب مرد
وقتی اونا گریه میکنن
وقتی اونا گریه میکنن
اون تو روز فستیوال مرد
مطمعنم میدونی که این یعنی چی
این یعنی چی؟
این میتونه نفرین اویاشیرو-ساما باشه؟
چی شده؟
ماشین گشتی ما در حال برگشت از فستیوال یه بدنو تو راه پیدا کرده
پنج دقیقه به 12 بود
همون قسمتی که راه به سمت خارج از منطقه میره
اونجا تقریبا هیچ نوری نداره
...در اون تاریکی
ما بدن تومیتاکه-سانو... کنار جاده پیدا کردیم
زمین پوشیده از خون و چرک بود
کالبد شکافی میگه اون با ناخوناش گلوشو بریده
ناخوناش؟
به هر دلیلی,اون با شدت گلوی خودشو جنگ زده
و رسیده به سرخرگی که خیلی حیاتیه
ما به یجور دارو مشکوک بودیم ولی نتونستیم چیزی پیدا کنیم
هرچند زخمهای سطحی زیادی رو بدنش پیدا کردیم
احتمالش هست که توسط چند نفر مورد حمله قرار گرفته باشه
چند نفر؟
به نظر میاد زمان تقریبی مرگش بین ساعت 9 و 11 شب بوده
به عبارت دیگه درست بعد از ملاقات با تو
و اون زن؟ گم شده
انگار اونم در این حادثه دخیل بوده
...در این وضعیت جیرو تومیتاکه-سان
به نظر میاد بخاط... نفرین اویاشیرو-ساما مرده
...در طول شب مقدس فستیوال
اوایشیرو-ساما از اینهمه عکس گرفتنش... حسابی عصبانی شده
همچین دلیلی باید باشه
...نمیشه
تازه مردم نمیتونن بخاطر مجازات الهی یا نفرین بمیرن
همینطوره مائبارا-سان
کمک یکی از ساکنین که به نفرین اعتقاد نداشته باشه ضروریه
هرچیزی خوب و به درد بخوره حتی اگه خیلی مهم نباشه
اوه , این شماره تلفنمه
همه چیزایی که اینجا گفتیم ...باید بصورت راز بمونن
مخصوصا از... سونوزاکی-سان و دوستاش
سونوزاکی؟منظورت میونه؟
چرا؟
من ایده ای ندارم که کی در این روستا در این قضیه دخیله یا تا چه مرتبه ای
بخاطر همین نمیخوام به بقیه روستاییها چیزی بگی
No comments yet. Be the first to leave one.