Motherland: Fort Salem

Motherland: Fort Salem

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 3

Informazioni sulla release

Motherland Fort Salem S03E02 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Motherland Fort Salem S03E02 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Motherland Fort Salem S03E02 1080p WEB h264-GOSSIP
Motherland Fort Salem S03E02 720p WEB h264-GOSSIP
Motherland Fort Salem S03E02 WEBRip x264-ION10
Un commento di thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

Tag

web
720p
720
webrip
x264
BRip
1080
Pubblicato il: 2022-06-29
Download: 36
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫آنچه گذشت

‫دارن از یه نسخه‌ی دستکاری‌شده‌ی ‫قدرت ما استفاده می‌کنن

‫ابیگل بِلودر، ریل کالر و تالی کریون...

‫که در حال حاضر از محضر عدالت فراری‌ان

‫به گشتن ادامه بده

‫نه فقط دو حرکت جلوتر

‫پنج حرکت جلوتر چطوره؟

‫خب یکی رو روی پشت بوم دیدن

‫من بودم. داشتم روی پشت بوم تمرین می‌کردم

‫تمرین می‌کردی که احمق و بی‌احتیاط باشی؟

‫یادته که راجع به فانوس دریایی صحبت کردیم؟

‫رویای قشنگیه

‫نگران ابیگل هستی؟

‫کم‌کم داره ازش خوشت میاد؟ چه عجب

‫ریل می‌تونه ما رو وارد سشن کنه

‫یکی از کاماریاها یه چیزی ‫راجع به تو و ادیل...

‫و جلوگیری از پیوند زمین و آسمان گفت

‫این دورگه‌های پست...

‫به این موجود میگن مادر

‫محققین ما باور دارن که اون منبع قدرتشونه

‫من شخصاً به عملیات حفاری...

‫و استفاده از سم...

‫نظارت می‌کنم

‫پایان کارشون رو تضمین کردیم

‫چی می‌خواستی نشونم بدی؟

‫سر مته رو عین کاغذ خورد

‫یه جور پوسته ازش رشد کرد. ‫شبیه ریشه بود

‫نمی‌دونم این چیه ولی...

‫یه جورایی حس می‌کنم ‫داره باهامون مبارزه می‌کنه

‫البته که مبارزه می‌کنه

‫الان داریم سرمته‌ی پلاتینیومی رو ‫امتحان می‌کنیم

‫ولی اگه اینم جواب نده...

‫ایول

‫پس ایمان، اعتماد به آن چیزی‌ست ‫که امید داریم...

‫و برهان چیزهای نادیده

‫به بقیه‌ی پایگاه‌ها اطلاع بدید ‫که در اولین فرصت...

‫براشون سرمته‌ی جدید می‌فرستیم

‫چرا نمی‌ذاری دینامیت داخلش کار بذارم؟

‫فکر کنم اندازه‌ی این موجود رو ‫دست کم گرفتی

‫در ضمن...

‫یه چیزی لازم دارم که پخش بشه

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫فقط یه قایقی لازم داریم ‫که به قدر کافی بزرگ باشه

‫خیلی‌خب. این یکی چطوره؟

‫خیلی پر سر و صداست

‫چرا حس می‌کنم قبلاً هم این کارو کردی؟

‫واقعاً خوشحالم که داوطلب شدیم کمین کنیم

‫تو واقعاً می‌خوای بیدار بشه. مگه نه؟

‫شاید

‫آخه از فرار کردن و مخفی شدن خسته شدم

‫هرگز با این همه زوج کار نکردم

‫بهش عادت می‌کنی

‫هرچی تو بگی

‫به گمونم واسه تو سخت‌ترم باشه، نه؟

‫اینکه هیچکی هم‌سن خودت نیست

‫الان چند ساله که همینطوریه

‫گرچه که این یکی از خوبی‌های...

‫بودن پیش داجرها بود

‫ببین، به نظرم این یکی عالیه

‫جدی؟ خودمون دوتا؟

‫آره

‫آره، مستقیم به سمت فانوس دریایی

‫میرم ببینم چرا انقدر طولش میدن

‫اگه بیدار بشه چی؟

‫مطمئنم خودت می‌تونی از پسش بر بیای

‫آره، قطعاً همینو می‌دزدیم ‫

‫ببین

‫بیا اینجا

‫یه روز به همین زودی با هم فرار می‌کنیم

‫خودمون دوتا. باشه؟

‫قول میدم

‫برخلاف هرست، کارا برنت...

‫چهره‌ای به شدت اجتماعیه

‫توی هیئت‌مدیره‌ی چندین شرکت چندملیتیه...

‫توی خیریه هم همینطوره

‫هیچی نشون نمیده که اون ‫آدم ناجوری باشه

‫به نظر خرج و مخارج...

‫عملیات حفاری با اونه

‫سیلور و هرست قطعاً زیردستشن

‫خیلی‌خب. پس می‌دونیم که رده بالاست

‫ولی هیچ کدوم از اینا ‫پاسخ مهم‌ترین سوال نیست

‫آیا رئیس‌جمهور وید یه کاماریاست؟

‫اون کیه دیگه؟

‫اون مَرده رو میگم

‫اون توی جلسه بوده

‫رئیس دفتر وید‌ـه

‫به گمونم احتمال اینکه وید ‫کاماریا باشه، حسابی رفت بالا

‫خب حالا چیکار کنیم؟

‫با در نظر گرفتن اینکه اون رئیس جمهوره...

‫خیلی سخت میشه یه بدل به جاش گذاشت

‫فکر می‌کنی استرلینگ بتونه ‫یه آدم جدید رو...

‫وارد تیم حفاظت وید کنه؟

‫خیلی‌خب، وقتی ماشین حرکت کنه، ‫باید حفاظ‌ها رو بردارن...

‫تا ماشین بتونه کامل رد بشه

‫اون موقع حرکت می‌کنیم

‫وقت کافی برای همه‌مون هست که رد بشیم؟

‫باید باشه، تالی. چون این وقت شب...

‫نمی‌دونیم کِی یه ماشین دیگه میاد رد بشه

‫وقتی رفتیم، نزدیک من می‌مونید

‫چون آخرین چیزی که می‌خوایم، ‫اینه که مرزی‌ها...

‫بو ببرن که اینجاییم

‫چون اگه گیرمون بندازن...

‫استرداد میشیم به آمریکا

‫واقعاً باید بیخیال این قضیه‌ی مرزی‌ها بشی

‫تو هم روحت خبر نداره ‫راجع به چی حرف می‌زنی...

‫پس چطوره نظراتتو توی دلت نگه داری؟

‫من سال‌ها و دهه‌های مختلفی...

‫وارد سشن شدم و ازش خارج شدم

‫تا حالا یه بارم ندیدمشون

‫آره، خب مطمئن باش اونا دیدنت

‫مرزی‌ها بهترین ردزن‌های دنیا هستن

‫اونا لولوخورخوره‌ان

‫فقط یه چیزیه که به خورد آدم میدن ‫که نظم رو به هم نزنه

‫یالا

‫چیزی نیست

‫چیزی نیست. من پیشتم

‫کجایی؟

‫فکر کنم گم شدم

‫تمرینات صدا از کدوم طرفه؟

‫- آهای، ریل کجاست؟ ‫- زیاد حالش خوب نبود

‫می‌ذارم چند ساعت دیگه بخوابه

‫کجا میری؟

‫با ماشین میرم داخل شهر...

‫و از آناکستیا خبر می‌گیرم

‫می‌تونیم امشب به حرکت ادامه بدیم

‫یا می‌تونیم یه حفاظ بذاریم ‫و یه مدت اینجا بمونیم

‫وقتی چیزی لازم داشتیم ‫یواشکی وارد شهر بشیم

‫ریل خیلی تأکید کرد

‫ما توی سشن نمی‌مونیم

‫واسه چی؟ عالیه که

‫ارتش و دولت نمی‌تونن بیان اینجا

‫اکثر مردم هم سرشون به کار خودشونه

‫آخه شاید بهتر باشه به حرفش گوش بدیم

‫آخه سی سال فراری بودن...

‫و مخفی شدن، باید به حساب بیاد، نه؟

‫شاید بهتر باشه تو دیگه به حرفش گوش نکنی

‫میشه وقتی برگشتم راجع به این بحث کنیم؟

‫مطمئنی برمی‌گردی؟

‫تو و ریل نمی‌خواید ماشین رو بردارید...

‫و فرار کنید؟

‫آره. توی اسکله صداتونو شنیدم

‫وای، بازم جنجال

‫چقدر حیرت‌آور

‫ابیگل، فقط رویاپردازی بود

‫رویاپردازی حین فرار...

‫راه خوبی برای اینه که کاری کنی ‫همه‌مون گیر بیفتیم...

‫یا بدتر

‫آره. بعد ریل هم هیچوقت...

‫رویای فرار نداشت

‫بیشتر از اونی که تو بدونی رویاشو داشت

‫مطمئن نیستم بهت اعتماد داشته باشیم ‫که ماشین رو ببری

‫واسه اولین بار می‌بینم که با اسپری موافقم

‫خیلی‌خب. بس کنید. همه‌تون

‫- اینطوری ریل رو بیدار می‌کنی ‫- با همه‌تون بودم

‫سیلا ماشینو می‌بره...

‫تو هم بابتش نگران شو

‫ختم کلام

‫- حالت خوبه، رد؟ ‫- خوبم

‫فقط دیگه نمی‌تونستم اون دعواها رو ‫تحمل کنم

‫- آره، درک می‌کنم ‫- واقعاً؟

‫چون معمولاً خودت در مرکز دعوایی

‫منصفانه بود

‫ولی حالا سعی دارم کمکت کنم

‫باید مراقب باشی

‫می‌تونی با تواناییت دنیا رو عوض کنی...

‫ولی چنین قدرتی یه بهایی داره

‫خود تو منو وادار کردی پرورشش بدم

‫البته. ولی فقط اینکه می‌تونی...

‫- چند دقیقه جلوتر رو ببینی... ‫- بهتره بگی چند ساعت

‫پس اتفاقاً خیلی مهم‌تره که...

‫همینطوری سرسری ازش استفاده نکنی

‫بنیانگذار اسپری داره اینو میگه؟

‫آره. چون هیچکی دیگه تو جهان...

‫مثل من این قضیه رو درک نمی‌کنه

‫بهایی که من دادم وحشتناک بود

‫باید بهم اعتماد کنی

‫بهت اعتماد کنم؟ چطوری؟

‫همه‌ی وجود تو دروغه

‫حتی چهره‌ات

‫می‌خوای چهره‌ی واقعی‌مو ببینی؟

‫می‌خوای بهای واقعی توانایی‌تو ببینی؟

‫همینو می‌خواستی ببینی؟

‫سی سال استفاده از قدرت ‫بدون فکر کردن...

‫چنین بلایی به سرت میاره

‫چرا لبخند می‌زنی؟

‫چند روز پیش روی پشت بوم...

‫این صحنه رو دیدم

‫امکان نداره

‫هیچکی نمی‌تونه تا این حد جلوتر رو ببینه

‫ظاهراً هیچکی به جز من

‫لایحه‌ی سیلور جداً می‌تونه...

‫حق و حقوق ساحره‌ها رو محدود کنه

‫از حمایت زیادی هم برخورداره

‫ولی بدون وید نمی‌تونه تصویبش کنه

‫واقعاً امیدوار بودم بدونم که اون ‫متحد ماست یا نه

‫استرلینگ تونست ام رو وارد ‫تیم حفاظت وید کنه

‫واسه همین می‌تونیم نظارتمون ‫روی اون رو بیشتر کنیم

‫فکر خوبیه، ولی ممکنه خیلی طول بکشه

More Farsi Persian subtitles for Motherland: Fort Salem

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left