Mine (Main / 마인)

Mine (Main / 마인)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

MINE E08 NF 🌸ProMovi ir🌸
Un commento di Saharnaz_GH
❦❦❦ ترجمه اختصاصی پروموویز ❦❦❦

Tag

other
Pubblicato il: 2021-05-30
Download: 24
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

MINE

…نه

…سونگ ته

برو سونگه ته رو بیار

من از هیوون میرم

آسون نیست

پاپس کشیدنم به خاطر اینکه ول کردن همه چی و رفتن اسون‌ترین راهه نیست

مهم نیست چی بشه من میرم

بخاطر ها جون

و خودم

من میخوام بدون آسیب دیدن زندگی کنیم

من کنارت کمکت میکنم اینکارو بکنی

فراموش نکن که من طرفتم

…کمکت میکنم

که هرکار میخوای بکنی

…من میخوام دست ها جونو بگیرم

…و یه راهی پیدا کنم تا از دیوارای بلند

اینجا جا بگذریم

…من بهت میگم

…چطوری

میتونی اینکارو کنی

قسمت هشت چطور یه فیل از دَر باریک، رد میشه

چیه؟

تو نمیخوای بی خیال اون جایگاه بشی؟

چی داری میگی، عوضی

از من به عنوان اهرم فشار برای گرفتن جایگاهم استفاده کردی؟

چرا از اول اجازه دادی مدیر کل بشم؟

جوابمو بده

نباید شانستو هدر میدادی

پدر با بهترین امکانات خیلی زود شروع به آموزش و تربیتت برای مدیریت کرد

…وقتی من به دنیا اومدم تورو بیشترم به جلو هل داد

که نکنه من یوقت ازت تواناتر باشم

چون واقعا اینو نمی‌خواست

بخاطر همین منو توی کره دانشگاه فرستاد

بازم بخاطر همون رفتم دانشگده ی حقوق

گرچه بعد از فارغ التحصیلی به خواست خودم توی انگلیس تحصیل کردم

درباره چی حرف میزنی؟

خودت میدونی چقدر تورو بیشتر از من دوست داشت

چطور؟

تا حالا سرزنشت کرده؟

اون همیشه ازت تعریف میکرد هیچکاری جز تشویقت نمیکرد

همیشه از روی سرخوردگی کتکم میزد و منو با تو مقایسه میکرد

…هیونگ میدونستی

هر وقت سرزنشت میکرد من بهت حسودیم میشد؟

چی؟

من هیچی نمیخواستم جز اینکه یبار توسط پدر سرزنش بشم

ممکنه متوجه نشی

اما اینکه بتونی توی زندگی ‌‌...هرکاری که دلت میخواد بکنی

یه مزیته

هر کسی نمیتونه دست به مخالف و سرکشی با پدرو مادرش بزنه

بچه هایی که فکر میکنن پدر و مادرشون ممکنه ولشون کنن نمیتونن خودشونو به دردسر بندازن

چرا؟

اونا از اینکه ممکنه محبت پدرومادرشونو نسب به خودشون از دست بدن میترسن

خدایا

با این وجود بهم جواب بده

چرا بهم اجازه دادی که مدیر کل بشم؟

فکر کردم حداقل باید بهت یه شانس بدم

پدر نمی‌خواست من مدیر کل بشم

حالا که توی بیمارستان خوابیده

…به

مردی که بزرگم کرده بود، بی احترامی میشد

چی؟- اعضای هیئت مدیره بهم گفتن-

که تو نباید مدیر کل بشی

بهم گفتن شونه هات برای حمل کردن وزن کمپانی خیلی ضعیفن

وقتی پدر به هوش اومد، باهاش موافقت میکنه

بهت یه شانس دادم تا بهم حقیقتو بگی

چرا بهم دروغ میگی؟

شنیدم منو در عوض اوردن مادر بیولوژیکی ...ها جون به خونه

مدیر کل کردی

مادر هیچوقت قولاشو نگه نمیداره

قرار بود به هیچکس نگه

اگه معامله اتون این بود نباید منو پایین بکشی

نباید الان منو برکنار کنی

تو اول قولتو شکستی

من معامله امو با مادر تا آخرش انجام دادم

اون موقعیتو به تو و مادر سپردم

و تو کسی بودی که شکست خوردی

زنت میدونه؟

میدونه که تو از عمد مادر بیولوژیکی ها جون رو اوردی؟

...اگه منو از موقعیتم برکنار کنی

به زنت میگم، عوضی

بخاطر همینه که هیچوقت موفق نمیشی

فکر میکنی از بین همه ی آدما، حرفی که تو بهش میزنی رو باور میکنه؟

...فقط فکر میکنه اینو از روی خشمت

بخاطر باختن جایگاهت به من ساختی

این چهره ایه که خودت برای خودت ساختی

هیچکس تورو به چشم آدم قبل اعتمادی نمیبینه

حالا، منم از دست دادی

کسی با برادر کوچیکترش اینجوری رفتار نمیکنه

…من

نمیخوام اخراج بشم

خب؟

میخوای صندلیتو نگه داری؟

…خب پس

منو بکش

فکر میکنی جین هو میتونه جایگاهش به عنوان مدیر کل رو نگه داره؟

چی؟- مادر شما کاملا گول خوردین-

…چی

هی سو درباره اش میدونه؟ تو بهش گفتی؟

آره

جی یونگ نمیتونه بفهمه که شما اونی بودین که ...که به هی سو

حقیقتو گفتین

البته که نه

اما دنبالش میگرده

هی سو ازش نمیگذره

اگه نگران این بودین چطور تونستین بهش حقیقتو بگین؟

تازه حامله هم هست

اون یهو سرزده اومد و حقیقتو میخواست بدونه چیکار میتونستم بکنم؟

مادر

باید یاد بگیرین که زبونتونو نگه دارین

و باید کتاب اخلاقیات بچه های مدرسه راهنمایی رو بخونین

اگه کار بهتری برای انجام دادن ندارین

هی، چطور میتونی اینطوری حرف بزنی

چیکار باید کنم؟

آقای کیم؟

کجا بودی؟

سونگ ته

امروز چیزی ندیدی یا نشنیدی

باشه؟

بله خانم

من باید یکاری انجام بدم

چه کاری داری که باید ماشین خانم سو رو بگیری؟

ازش اجازه گرفتی

البته

...این

باشه میتونی بری- باشه-

میخوای جایگاهتو نگه‌داری؟

پس منو بُکش

وقتی با ما قرارداد بستی

متن قرارداد رو با دقت خونده بودی؟

ببخشید؟ نه

منظورم اینه که، آره

...شما حق ندارید اتفاقاتی که

درون این عمارت میفته رو پیش کسی فاش کنید

میدونی که توی قرارداد ذکر شده مگه نه؟

بله خانم

از اونجایی که برای اتفاقات داخل" عمارت دلیل موثقی وجود نداره

هر اتفاقی هم که بیوفته حق حرف زدن " و تفسیر اون اتفاق رو ندارید

شرایط این بود

قبل از اینکه بخوابی اون بند رو دوباره بخون

فهمیدی؟

بله خانم

میدونم تنها مرد بین یه گروه خانم بودن سخته

ممنون

میتونی بری

بله خانم

خانم سو

باید یه چیزی بخورین

چیزی هوس نکردین؟

بچه‌م دیگه وجود نداره

ولی چرا هوس خوردن سیب شیرین کردم؟

فکر میکردم

بچه‌م بود که دلش میخواست اونا رو بخوره

ولی فکر کنم فقط خودم بودم

یو یون

میشه بری خونه و مراقب ها جون باشی؟

بله خانم

ازش مراقبت میکنم

یه سری لوازم بهداشتیُ چیزایی که نیاز میشه رو براتون میارم

ممنون

پس دیگه میرم

منم، لطفا خوب از جاریم مراقبت کن

مطئنم که میدونی چرا آوردمش پیش تو

معلومه

...و دکتر

میخوام کمک هزینه به بخش اطفال رو افزایش بدم

باید رو در رو درباره‌ش صحبت کنیم

بله

عشقم

جی یونگ

تو نباید به دنیا میومدی

...ها جون رو با خودم میبرم

و یه راهی برای بالا رفتن از دیوارای بلند اینجا پیدا میکنم

کار راحتی نیست

همشون سعی میکنن جلوتو بگیرنُ نذارن به چیزی که میخوای برسی

هی سو کجاست؟ نمیبینمش

رفتن خونه ی مادرشون

مادرش توی سان فرانسیسکو خونه ی برادر زنمه

رفته خونه ی مادرش وقتی کسی اونجا نیست؟

به خاطر حاملگی تهوع هاشون شدیده

برای همین اینجا موندن براشون سخته

چرا یکم تنهاشون نمیذارین؟

ایشون الان توی مراحل اولیه‌ی بارداری هستن

و به خاطر تغییرات هورمونی یکم حساس شدن

پس همه شروع به دروغ گفتن کردن

...دروغ میگفتن، نه به خاطر خودشون

بلکه به خاطر دیگران

و هرچه گذشت این دروغ‌ها بزرگتر و بیشتر شدن

یو یون

داری میری خونه سو یونگ؟

نمیتونم با اونی تماس بگیرم میدونی کجاست؟

هیچ وقت همچین اتفاقی نیفتاده بود

و چون حامله هم هست نگرانم

خانم کیم

...به من یا

سو یونگ نگفته

قبل از اینکه بره فقط به تو گفته؟

انتظار داری باور کنم؟

با من در میون گذاشته بود

اگه تو بدونی اونوقت هاجون هم میفهمه

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left