Marry Him If You Dare

Marry Him If You Dare (미래의 선택)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

Marry Him If You Dare E05 2013
Un commento di niloo1991
ترجمه و زیرنویس: نیلوفر

Tag

other
Pubblicato il: 2013-10-30
Download: 24
Sottotitoli per non udenti: Yes

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 195 righe.

می گن پیشگوها گذشته رو خیلی خوب .می تونن بگن، اما آینده رو نه

خب، آینده ی من چطور به نظر می رسه؟

.نابود می شی

.نابودی می شی

.نابود می شم

نه...چطوری؟

.اون...خودتون اخلاق خودتون رو بهتر می شناسید

.می دونستم ارشد کیم به این روز می افته

خدای من، این چیز بزرگیه

فکر نمی کردم پولدار باشم، اما فکر می کردم .لازم نیست نگران این باشم که از گرسنگی بمیرم

خب...چقدر سقوط می کنم؟

.توی یه لحظه، برای همیشه از صحنه ی تلویزیون حذف می شی

،اما از اونجایی که شخصیت خیلی جدی ای داری ،توی هیچ برنامه یا جشنی شرکت نمی کنی

.واسه همین زنت به جات پول در میاره

اما به خاطر یک هزینه ی کیفری، هر روز .و هر روز بیشتر توی قرض فرو می ری

.واسه همین زنت می ره سر دو تا کار

.اون صبح زود کاملا خسته برمی گرده خونه

.با این حال، کیم شین شما هیچ کاری نمی کنی

.پیداش کردم

،تمام روز تلویزیون می بینی

به عبارت دیگه، یه حیوون می شی که .هیچ کار مفیدی جز خوردن نمی کنه

.هی، این قسمتُ حذف کن

.اون خانم دیگه خیلی داره زیاده روی می کنه

.بله، یه حیوون

،به عنوان یه خبرنگار

باید به حرفهاتون گوش بدم و بیشتر به .اصول بچسبم تا مثل یه آدم زندگی کنم

.با ما همراه بودید با مهمان ویژه ی برنامه ی صبحگاهی کیم شین

.حرکت

.شروع

.خانم

.خانم

این برنامه ی چند دقیقه پیش چی بود؟

.کامل بهم بگو

.درست همونطوریه که گفتم

.اون کاملا نابود می شه

کی؟ کیم شین؟

با این حال، من خوب پیش می رم؟- .همتون با هم نابود می شید-

.نه به خاطر اینکه اشتباهی کرده باشید، به خاطر کیم شین

.نابود می شم

حتی نه اینکه زندگی خوبی نداشته باشم، واقعا نابود می شم؟

قسمت پنجم

.سلام

امروز روز تعطیلت نیست؟ چرا اومدی؟

.چون باید یه نفرُببینم

...اون

.هیچی

حالا فهمیدی چرا کیم شین نمی تونه باشه؟

چرا باید پارک سه جو باشه؟

فهمیدی؟

.بله، گوینده کیم

هی، چرا مامانت اینطوری می کنه؟

.اون مامانم نیست

...یه فامیل دوره، اما اخلاقش یه کم

،با این حال

کی میای؟

رسیدی به در شرقی؟

.قول دادیم درس بخونیم، پس زود باش و بیا

عشق؟

.اگه با عشقت به هم بزنی، کل شبُ گریه می کنی و بعدش می خوابی

.اما اگه پول نداشته باشی، خواب؟ هیچ وقت نمیاد

.حتی اشکت هم در نمیاد

،چون اونقدر از پرداخت بدهی ها خسته ای .که وقت واسه گریه هم نداری

.بله

سرپرست خیلی سرزنشت کرد، درسته؟

.زیاد نگران نباش

.و...من نزدیک در غربیَم

.زود باش بیا پایین

پارک سه جو هم بهت گفت بیای؟

.خودت تصمیم بگیر

.بهت اعتماد می کنم که تصمیم درستُ می گیری

اوه، شما همون کسی هستید که اومدید توی برنامه ی صبحگاهی کیم شین، درسته؟

ای خدا، کارکن ها حتی حواسشون به .مهمون ها هم نیست، این دیگه خیلیه

چرا اینطوری هستی؟

جاییتون آسیب دیده؟

ببخشید؟ هی! ببخشید؟

!مریضید؟ بیمارستان

خودت تصمیم بگیر

اعتماد می کنم که تصمیم درستُ می گیری

می ره، چرا قیافه ات این شکلیه؟

خیلی دعوات کردن؟

.سه جو

چه خبره؟ چرا تلفنشُ جواب نمی ده؟

چرا وقتی اینقدر خسته ای سوار اتوبوس می شی؟

.گفتم که می تونم برسونمت

.اتوبوس اینجاست

.سه جو، فردا چی کار می کنی؟ تلویزیون که به هر حال از بین رفت

بله؟

می خوام برم شهربازی، می خوای باهام بیای؟

.آره، حتما

پیری؟

اون آدم داره پیر می شه؟

.بله

...پوستش، سلول هاش، و مفصل هاش

...حتی موهاش، همه چیز

سرعت پیر شدنش شدیدا بالاست

.به خاطر همین مشکلات تنفسی پیدا کرده

،وقتی مردم پیر می شن، خروجی قلبشون کاهش پیدا می کنه

.اکسیژن رسانی انجام نمی رسه

.اگه توی شرایط استری زایی قرار بگیرن، حتی بدتر هم می شه

خدای من، می خواستم مهربون باشم و .ماساژتون بدم اما مثل اینکه بیدارتون کردم

.به هر حال از حضورتون توی تلویزیون لذت بردم

.ممنونم که ازم مراقبت می کنید

شما...یه پیشگوی واقعی هستی، درسته؟

گفتید برنامه رو دیدید، درسته؟

.اون یه برنامه ی صادقانه نبود

یه نمایش بود واسه اینکه من ببینم، درسته؟

اگه یه پیشگوی واقعی بودی باید .الان محل کارت پر از مشتری می بود

.اما شنیدم توی تیم نظافت شرکت خودمونی

...توانایی پیشگویی من همیشگی نیست، واسه همین

همونطور که روی بالابردن توانایی هام .کار می کنم، نظافت هم می کنم

.شنیدم وضعیت بدنیت هم عادی نیست

.شنیدم داری پیر می شی

چرا می خواستی بهم نزدیک شی؟

بله؟

هی، قرار بود همدیگه رو ببینیم، چرا جواب تلفنتُ نمی دادی؟

حالت خوب نیست؟

گوینده کیم، اون کلاس درس رو چطور دوشنبه داشته باشیم؟

.باشه، می تونیم این کارُ بکنیم .می تونیم ساعت 5 همدیگه رو ببینیم

.باشه، پس اون موقع می بینمتون

.اوه، درسته، حالا جفتشونُ می بینم

.کی اهمیت می ده اگه این کارُ بکنم هاه؟ پس این کارُ می کنم

.تو هم می تونی این کارُ بکنی

.می تونم

من

...توی خوابهام

.می تونم آینده رو ببینم

هر از گاهی اتفاق می افته، اما

.می تونم به دقت ببینم

،توی خوابم

نوه ی شما رو دیدم

.توی وضعیت خوبی نبود

اون توی انگلیسه و داره به خوبی درس می خونه، چرا؟

.اون توی کره است

.داری توی شبکه کار می کنه و تظاهر می کنه که یه وی جیه

.نوه اتون اوقات خیلی سختی داشت

،یه نفر بود که ازش خوشش می اومد

اون آدم کیه؟

.بعدا بهتون می گم. وقتی زمان مناسبش برسه

.گوینده کیم شین نباید اینجا بمونه

اون همین الانشم کلی مشکل درست کرده، اینطور نیست؟

.اگه بذاری بمونه، کمپانی هم به همراهش سقوط می کنه

پس، باید اخراجش کنم؟

،خب، لازم نیست دیگه به این حد هم پیش برید

!فقط بفرستیدش یه جای دیگه

.یه جای خوب...مثلا به عنوان خبرنگار بفرستیدش نیویورک

چرا همچین موقعیتی بهش بدم، وقتی قراره کمپانی رو نابود کنه؟

باید این کارُ بکنید تا اون بتونه توی کارش پیشرفت کنه و

اونجا می تونه هرکاری دوست داره .بکنه و این به نفع کمپانی شماست

.اما توی تلویزیون گفتی که اون سقوط می کنه

دقیقا توی خوابهات چی دیدی؟

دیدی کیم شین می ره نیویورک یا سقوط می کنه؟

همینطور هم چرا ایتقدر به نوه ی من علاقه نشون می دی؟

.اون ربطی به تو نداره

.بله، اون ربطی به من نداره، اینُ هم می تونم ببینم

.توی خواب های من اوقات سختی داشت

پس باید آینده ات رو به خوبی بدونی، درسته؟

فکر می کنی دستت رو نگه می دارم، یا اینکه می اندازمش؟

،اگه در مورد آینده ی بقیه می دونی

چرا در مورد آینده ی خودت نمی دونی؟

.این اصلا منطقی نیست

فکر می کنی دستتُ نگه می دارم یا می اندازمش؟

.مسائل می تونن جوری پیش برن که انتظارشونُ نداری

،توی خوابم، به صورت شما سیلی زدم

باید اینُ هم به واقعیت تبدیل کنم؟

.امتحانش کن. بهم سیلی بزن

واقعا؟

.خیلی بامزه اید

...آینده ی شخصی من

...می تونه همینطوری مدل های مختلفی داشته باشه

،اما، اتفاقات مهمی که ربطی به من ندارن

.سخته که عوض بشن

،مثلا

این حقیقت که هتل یونگ گون نمی تونه ده .سال دووم بیاره...یه چیزهایی مثل این

واقعا؟

.شوخی کردم

.اوه خدای من، ببین چقدر وقت گذشته

.باید برم .هی، یه دقیقه صبر کن-

.باید قبل از رفتنت یه چیزی بهم بگی

.بهتون نمی گم

.اوه، راستی

...دو هفته ی دیگه، هفتم نوامبر، ساعت 10:30 شب

.بیرونُ نگاه کنید

.صحنه ی فوق العاده ایه که ازش لذت می برید

.خداحافظ

.اون حتی از آینده ی خودش هم خبر نداره، اما بازم خیلی مشکوکه

.دو ماه دیگه، من از تو پیرتر می شم دختر

اوه، چطوری می تونم 67 ساله شم؟

باید تا جشن تولد 70 سالگیم اینجا بمونم؟

خانم، چی شده؟

.به خاطر تو مجبور شدم نامه ی عذرخواهی بنویسم

چرا؟

توی برنامه ای که 40 میلیون بیننده داشت، به مجری گفتی

"تو یه حیوونی" ، "تو سقوط می کنی" ...چه مزخرفاتی داشتی

،حتی اگه توی تلویزیون هم نبودی

چطور تونستی همچین حرف های وحشتناکی به یه آدم بزنی؟

More Farsi Persian subtitles for Marry Him If You Dare

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left