Le prime 178 righe.
چیزی که در خراب کردن مهارت داره ولی نه به اندازه ی درست کردن .
وقتی چیزی رو درست میکنه ،
باید هدف رو لمس کنه ، وگرنه قدرتش کار نمیکنه .
من گون و آلوکا رو نجات میدم !
محکم بر روی زمین قدم بزار،
و بیدار شو.
با لبخند یک فرشته،
منو با خودت ببر!
Forums.AnimWorld.Net
تو تنها نیستی ، حتی در بدترین شرایط .
قطعاً دلیلی داره که چرا ما تو این مسیر بدنیا آمدیم .
تو میتونی دوباره لبخند بزنی .
زیر آفتاب حموم کن...
تو میتونی پرواز کنی .
دنیا در انتظار درخشیدن توئه !
محکم بر روی زمین قدم بزار،
و بیدار شو،
با لبخند یک فرشته،
منو با خودت ببر ! )تو میتونی بخندی)
هرگز برای یک شروع جدید دیر نیست .
مهم نیست چه اتفاقی میوفته ، به پیش برو !
نبرد آزاد × و × پیوستن به نبرد
غیره ممکنه ...
به هیچ وجه نمیتونم این نفرین رو بردارم !
قدرت من اونقدر کافی نیست
که از پس همچین مسئولیتی بر بیاد .
کیلوا ؟
الان کجایی ؟ حالت خوبه ؟
آره ، دارم برمیگردم .
اوضاع گون چطوره ؟
فایده ای نداره .
وقتی دربارۀ کایت بهش گفتیم ،
هیچ واکنشی روی صفحه نمایش ایجاد نشد .
خیلی ها اومدن باهاش حرف زدن .
اما واکنشی نداشت .
باشه ، فهمیدم .
بعید میدونم بتونیم با روش های معمولی درمانش کنیم .
صبر کن ! اینقدر عجول نباش ، کیلوا .
همونطور که خودت گفتی ، گون از شرط و تعهد استفاده کرده تا موقتاً
مقدار زیادی " نِن " بدست بیاره ، درسته ؟
پس بهتره بزاریم کسی که کارش خارج کردن " نِن " از بدنِ به این کار رسیدگی کنه .
میتونیم صبر کنیم تا همۀ گذینه های انتخابی ـمون تموم بشه اون وقت از روش هایی که خطرشون بیشتره استفاده کنیم .
اوه ، معذرت میخوام . انگار منظورمُ درست بیان نکردم .
نگفتم سر زندگی گون قمار کنیم .
راستش میتونم ، تضمین کنم گون حالش خوب میشه .
بزار خودم ترتیب همه چی رو بدم .
این روش به اندازۀ خروج " نِن " از بدن خطرناک نیست .
اما مشکل اینجاست چطور خودمُ اونجا برسونم .
الان هر لحظه خیلی مهمه .
من-منظورت چیه ـــ
منو ببخشید ارباب کیلوا .
تویی ،گوتو ؟
بخاطر محرمانه بودن اون موضوع نمیتونم اجازه بدم به مکالمه ـتون ادامه بدید .
من هیچ رازی رو بهش نگفتم !
حقیقت نداره .
شما گفتید میتونید تضمین کنید که گون حالش خوب میشه .
اون به قدرت ارباب آلوکا اشاره میکنه .
در حال حاضر ، شما هنوز درون املاک زولدیک هستید ،
اما خارج از این محدوده ، شما در سطح هشدار 4 هستید ، پس خواهش میکنم مواظب باشید .
پس اون منتظرم بود تا به مورل یه سرنخی بدم ؟
خیلی بهم آسون میگیری گوتو .
نمیدونم منظورتون چیه .
سطح 4 ...
انگار بابامُ خیلی عصبانی کردم .
هنگامی که کسی بیرون ـست ، سطح هشدار 4 میباشد ،
و محدودیت هایی بر آن چه هدف میتواند انجام دهد یا صحبت کند قرار میگیرد .
برای اجرای این محدودیت ،
تعدادی خدمتکار و اعضای خانواده برای تحت نظر گرفتن هدف مأمور میشوند .
محدودیت
اگر محدودیت نقض بشه ،
هدف سریعاً دستگیر و به خانه برگردانده میشود ،
محدودیت
و هدف بطور خودکار وارد سطح هشدار 5 میشود .
سطح هشدار 5 ،
زمانی که هدف یک قدم خارج از املاک زولدیک بگذارد ،
دستگیر میشود .
دلیلش چیه ؟
دلایل خروج غیر مجاز شی محرمانه ،
شورش علیه پدر و مادر تون و استفاده از اقدامات تحدید آمیزه .
آلوکا شیءِ ؟
سه تا محدودیت وجود داره .
اول ، برای محافظت از رازهای خانواده ،
هدف نباید بدون اجازه ،
با هیچ غریبه ای صحبت یا وسیله ای مبادله کنه .
برای اجرای این موضوع هدف نباید هیچ وسیلۀ ارتباطی حمل کنه .
همهش گرفته شده .
دوم ، برای محافظت از رازهای خانواده ،
هدف همیشه باید در یک متری ارباب آلوکا باشه .
بله ، بله .
قصد ندارم بزارم از جلوی چشمم دور بشه .
سوم ، برای محافظت از رازهای خانواده ،
شما به هیچ وجه نباید بزارید هیچ غریبه ای
دربارۀ قدرت آلوکا-ساما چیزی بفهمه .
کاملاً متوجه شدم .
پس اساساً ...
این کاریِ که باید انجام بدم .
اینطوری ، دیگه لازم نیست هر دفعه برای انجام هر کاری اجازه بگیرم .
تا وقتی که تو سفر هستیم بهت اجازه میدم تا ترتیب همه چی رو بدی !
میدونم برای چی اینجام .
اما چرا کاناری اینجاست ؟
ای احمق !
آلوکا دختره .
نمیتونم بزارم آدم چلمنگی مثل تو ازش محافظت کنه !
جای نگرانی نیست .
ما هم شما رو همراهی میکنیم .
به نظر سیلوا-سان
دوتا خدمتکار کافی نیست .
سوبونه !
بابا جداً خیلی عصبانیه ...
مشکلی نیست .
تو سطح هشدار 4 کار احمقانه ای نمیکنم .
خوب گوش بده ، کیلوا-چان .
من مثل پدرت و گوتو مهربون نیستم .
کوچکترین خطایی ازت سربزنه ، برت میگردونم خونه .
به هیچ وجه هم تصمیمم عوض نمیشه .
اگه مقاومت کنی ، حسابتُ میرسم .
اینُ یادت باشه .
فهمیدی ؟
بله ! بله ! بله !
از بین تمام مستخدمین سوبونه-سنسی
"تنها کسی که ارباب کیلوا رو " کیلوا-چان " صدا میزنه .
داداشمُ سرزنش نکن .
معذرت میخوام ...
آلوکا-چاما خیلی مهربونه .
دیگه این کارُ تکرار نمیکنم .
الان یه چیزی رو فهمیدم .
اصلاً با خانوم های پیر آبم توی یه جوب نمیره .
داداشتُ دوست داری ؟
خیلی دوستش دارم !
پس هرکاری میگه باید انجام بدی .
باشه !
ارباب کیلوا رو من حساب کرده .
برای اینکه بتونه دوستشُ نجات بده ،
از خطراتش صرف نظر کرده .
بهش کمک میکنم !
حتی اگه به قیمت شغلم
یا زندگیم تموم بشه .
آمانه هستم ، خوشبختم .
کاناری هستم .
منم خوشبختم .
سوبونه !
ناخن انگشت کوچهت رو بده بهم .
اون از سوبونه درخواست کرد !
تو چه وقت بدی هم این کارُ کرد !
حتی منم نمیدونم کِی و از چه کسی درخواست میکنه .
بله ، حتماً .
ارباب کیلوا ،
من از همون اول خودمو مخفی میکنم .
که یعنی ارباب آلوکا
از کسِ دیگه ای درخواستی نمیکنه .
مگر اینکه من نظرم عوض بشه .
متوجه میشی منظورم چیه ؟
البته ، من تمام مدت کنارتون میمونم .
هنوز یه عالمه درخواست دارم ...
دستمُ خونده !
مشکلی نیست .
هنوز یه شانسی دارم .
نمیتونم آرزو کنم ، اما میتونم دستور بدم !
داداش ، عصبانی هستی ؟
مشکلی نیست .
لازم نیست نگران باشی .
من نجاتت میدم !
بله ؟
بله .
بله .
درسته .
این گوشیِ ارباب کیلوا ـست .
نه ، نمیتونم جواب این سئوال رو بدم .
نمیتونم جواب این سئوال رو هم بدم.
در این صورت ،
شما اول باید اسم ـتونُ بگید .
خداحافظ .
کی بود ؟
اون ...
الو ؟
من لئوریو هستم !
میشه گوشی رو به کیلوا-کون بدی ؟
! شش
No comments yet. Be the first to leave one.