Le prime 193 righe.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
من برگشتم
پیت، حالت خوبه؟ پیت؟
ـییـودـاجـ ـرـیــمـشـ ـتـفـهـ ـتـنــطــلـسـ
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
این هنر شفادادنه
دارم مانام رو میفرستم داخل بدنت تا چرخش مانا توی بدنت متعادل شه
مشکل اساسی رو حل نمی کنه ولی دردت رو آروم میکنه
حالم خیلی بهتر شد
بدنت هنوز به جادو توی فرم زنانگی عادت نداره
باید همینطوری یاد بگیری
اینطوری
ریلکس کن پیت، خواهش میکنم
نیازی نیست نگران چیزی باشی
تا حالا از این کارا کردی؟
آره
جریان مانای نامنظم خیل شایعه
ممکنه به خاطر بلوغ یا مریضی
و...
حس خوبی داره
ممنونم، نول.
هی، هنور داری همون کارو میکنی؟
اوه ببخشید
حالت چطوره؟
انگار تا حالا درد نداشتم
خوبه
ولی بدون که تا وقتی بدنت به این تغییرات عادت نکنه این وضع ادامه داره
من که بغلت میخوابم، کمک نیاز داشتی سریع صدام کن
اینطوری سرمو ناز نکن
ببخشید نتونستم جلوی خودمو بگیرم
باید صبح زود پا شیم
بیا بریم بخوابیم
پیت
سخته که واسه مدت طولانی این موضوع رو از بقیه مخفی کنی
یه ریورسی؟
واو، شگفت انگیزه
خیلی نادر و ویژه ست
تبریک میگم، پیت
فکر نکنم تبریک کلمه درستی باشه
اصلاً نمیدونم چه فایده ای داره
هم...
یه استفاده خوب بهت میگم
داری به کجام دست میزنی؟
خجالت نکش گوش کن
با تغییر به بدن یک زن، الان عضوی از بدن رو داری که قبلاً نداشتی
بله، رَحِم
بعضی وقتا به رحم یه جادوگر میگن قلب دومش
یکی از بهترین جاها برای ذخیره ی ماناست
ذخیره مانا...؟
وقتی بقیه بدن مانا کم میاره
مانایی که ذخیره کردی به طور خودکار به بدن میرسه
با تمرین میتونی ببندیش یا بازش کنی
بذار نحوه باز کردنشو بهت یاد بدم
این چیه؟
این قدرت...
این مانای ذخیره شده ست که آزاد شد
درصد زیادی از مانا یهو توی بدنت افزایش پیدا کرد
قدرت جادوت بیشتر میشه
دوباره بستمش
خب؟
دیدی؟ بدن زن هم خیلی بد نیست نه؟
آها... رحم...
فکر کنم منم یه زنم. منم میتونم انجامش بدم دیگه؟
دامنتو بکش پایین نانائو
هی پیت! لباس مجلسی نمیخوای؟
همیشه میدونستم تو لباس مجلسی قشنگ میشی!
بیا بریم چندتا لباس خوشگل بدم امتحان کنی
رد میکنم!
میبینم که شما رفقا مثل همیشه خوش می گذرونید!
اون!
تنش درست نکن. صرفاً اومدم شکایت کنم
شکایت؟
از وقتی با هم مبارزه کردیم هی دارم شکست میخورم
فهمیدم که چه قدر کارم بده، و دیگه بسه
من تسلیمم
بعد از مبارزه با من با یکی دیگه هم مبارزه کردی؟
مراقب باش، اولیور
بعضی از اون آدما واقعاً خطری ان
قوی تر شدی چهارچشم؟
مشتاق کلاس عصرم
می بینمتون!
خیلی خب بعدی
آماده!
میخوام تحقیرت رو جبران کنم
مثل اینکه تو مودِ بدیه
واسه چیزی از پیت عصبانی بود؟
حتی اگه امتیاز گرفتین هم تا پایان وقت مبارزه باید ادامه بدید
حالا شروع کنید!
خونسردیتو حفظ کن پیت
تمرکز کن که بهش ضربه بزنی
فکرشم نمیکنه که قوی باشم هان؟
بهم حمله کن متوسط
پاشو وایسا
هنوز وقت هست
خیلی بیخودی
پیت آروم باش
میتونی توی این مسابقه از طلسم استفاده کنی
احمق
فکر میکنی میتونی با جادو شکستم بدی؟
تونیتروس!
از قدرت های ریورسیش استفاده نمی کنه؟
اگه ازشون استفاده کنه...
نه، هنوز به اون نقطه نرسیده
اصلاً تلاشی هم برای نشونه گیری میکنی؟
تونیتروس!
حالا فهمیدی نه؟
این فرق بین من و توئه
فقط به خاطر اینکه یه کم بهت توجه شده خودتو نباز
گفتی همه جلدها رو خوندی؟
تو منو جلوی عمو تئودور ضایع کردی
نمیتونم ببینم اینطوری کتک بخوره!
نه، پیت هنوز تسلیم نشده
و مطمئن نیستیم که ببازه یا ببره
خانم کورن ویلیس پیت رو دست کم گرفته
اینطوری میتونه حمله کنه!
تونیتروس!
وقت تمومه!
کافیه!
تعظیم کنید و محل مبارزه رو ترک کنید
کارت عالی بود پیت!
حتی یه ضربه هم نزدم
نباید گریه کنی
کارت خیلی خوب بود که تسلیم نشدی
آره
حمله قهرمان از استایلِ ریزت خیلی خوب بود
تقریباً ضربه ات خورده بود به هدف
تو بهش یاد دادی میشلا؟
اینقدر میخوای تحقیرم کنی؟
خیلی عصبانیم میکنی!
خانم کورن ویلیس...
نذار اعتماد به نفستو پایین بیاره
تو دیگه داشتی شکستش میدادی
داشتم میدادم، ولی شکست شکسته
ولی خب... بهتر از خیلیا عمل کردی، چهارچشم
فکر کنم بهتره از چیزای پایه شروع کنم
بیا به این مدرسه های قدیمی یه فرصت بدیم
حالت چطوره؟
کاش یه جای بهتر بهت میدادن...
یه آشنا؟
سلطنت هفت شمشیر جادویی
دیوونه ای؟
این کارگاه میلیگان بود نه؟
میدونم که گفت مال اون ولی...
اینطوری میخواد عذرخواهی کنه ولی
و یه سال اولی فقط اینطوری میتونه یه کارگاه گیربیاره درسته؟
مگه شماها هم یه مخفیگاه نمی خواستید؟
خب، آره...
گوش کن کتی
تا وقتی هنوز داری یاد میگیری چطوری از خودت دفاع کنی،
ریسک رفتن توی هزارتو
خیلی بیشتر از داشتن یه کارگاهه
اینو میدونی دیگه؟
به نظر منم زیادی زوده
هشتصد و بیست تا در سال
میدونی چیه؟
میزان کشته شدگان دورگه ها توی همین آکادمی
نحوه برخورد با موجودات جادویی افتضاحه
واسه هیچی میکشنشون
میخوام اینو تغییر بدم!
اول از همه میخوام یه اسم برای خودم به عنوان یه محقق انتخاب کنم
که یعنی یه جایی میخوام که موجودات جادویی خودم رو بدون اینکه
نیاز باشه به کسی جواب پس بدم بزرگ کنم
واسه همین کارگاه میخواستی؟
آره
میدونم که تنهایی از پسش برنمیام
واسه همین به همه تون نیاز دارم!
میشه کمکم کنید کارگاهم رو راه بندازم؟
اینطوری کمک بزرگی بهم میکنید
من پایه ام
این کارگاه قرار بشه قلعه شخصیت نه؟
در نتیجه وظیفه من محافظت ازشه...
نانائو...
یه برقی تو چشماته
و امیدوارم یه روزی اون برق بتونه تاریکی رو از بین ببره
نانائو!
موافقت میکنم
کنار یه دوست بودن و حمایت ازش...
کاریه که یه دوست خوب باید انجام بده
منم هستم
منم هرکاری بقیه میکنن میکنم
یه جا بهم میدی کتابامو بذارم دیگه؟
امنیت بچه ها در اولویته
اگه بتونی اینو تضمین کنی،
پس منتظر چی هستیم؟
اول از همه بریم یه سر و گوشی آب بدیم
آخر هفته ست
فرداشب میریم و اگه لازم شد شبو می مونیم
چطوره؟
جاروتو آوردی؟
اینجا که نمیشه پرواز کرد
فعلاً میخوام هرچه قدر که میشه با هم وقت بگذرونیم
بعضی وقتا تنهایی تصمیم میگیره..
آره...
No comments yet. Be the first to leave one.