Le prime 178 righe.
.همیشه فکر میکردم عشق یک چیز آرام، شیرین و مهربان باشه
.ولی وقتی اولین عشقم رو تجربه کردم فهمیدم که همه اینها یک توهم بچگانه بوده
،عاشق شدن
.یک حس خشنی هست که تیکه تیکهات میکنه
کاری از انجمن دنیای انیمه
AnimWorld
Empire eyes
،هر چیزی رو که تو پشت سرت جا گذاشتی
،تبدیل شده به همه چیز من
زخمی که توی قلبم نفوذ کرده
،بعد از گذشت روزها هنوز سر جای خودش باقی مونده
اگه به زور میکشیدمش بیرون، دردش هرگز تمام نمیشد
پس برای همین میذارم اونجا بمونه
روزهای بارانی، آفتابی و ابری
بهار، تابستان، پاییز و زمستان
تمام 365 روز سال
تو توی همشون هستی
درون من عمیق نفوذ کن
زمانی که این کار رو میکنی، خاطراتم رو هم با خودت ببر
صداهایی که شنیده نمیشن
دوباره دارن من رو خفه میکنن
عمیقتر نفوذ کن
و به دردی که درون من هست نگاه کن
،هر چیزی رو که تو پشت سرت جا گذاشتی
،تبدیل شده به همه چیز من
،هر چیزی رو که تو پشت سرت جا گذاشتی
تبدیل شده به زندگی من
نظرت چیه، خوب بود؟
.رک و پوس کنده بگم از قبلی خیلی بهتر بود
!میدونستم
!آکیهکو
.ایول، هاروکی سان ایول
!کثافت چرا آزار جنسی میرسونی
آب
.مافویو از اون موقع حتی یک کلمه از شعرش رو نتونسته بنویسه
،راستش همچین عجیب هم نیست
.هی مافویو
درست و حسابی تمرین میکنی؟
،هوی آرام باش
اینی که زدی خیر سرت مثلا چی بود؟
،عزیزم آرام، ریلکس
به من بگو جدی هستی یا نه، زودباش؟
.آره جدی هستم
چی؟
!هی آرام باش
!یک زره هم توی کارت بهتر نشدی
!دائم داری اشتباهاتت رو تکرار میکنی
!مگه نمیگم بسه
،اگه نمیخوای کارت رو جدی بگیر از این جا بر
!دیگه بسه! اوئه
!انقدر یک طرفه سمت قاضی نرو
!داری هولش میکنی
!تازه خودتم این چند وقته گیج و منگ میزنی
.واسه امروز دیگه کافیه
.اگه این جوری پیش بره شای مجبور بشیم گروهمون رو جدا کنیم
،راستش
.یک نفر تو زندگیم بود که دوستش داشتم
.بیا
!مهمون من باش
!دستت طلا
.میگم، این روزا خیلی خسته به نظر میرسی
چرا آرام و قرار نداری؟
.اصلا تمرکز نداری
.این جوری حق نداری از کسی ایراد بگیری
.هیچ وقت فکر نمی کردم از اون آدمای دمدمی مزاج باشی
.خودم میدونم
.نگاه نمیخوام بهونه بیارم، یک راست میرم سر اصل مطلب
بین تو و مافویو اتفاقی پیش آمده؟
،همینجوری پرسیدم
چی؟ کره خر نگو که بهش دست درازی کردی؟
چی؟
،من بدبخت رو بگو که فکر میکردم چشگوش بسته باشی
هوی! صبرکن بینم داری چی میگی برا خودت؟
انصافا رو چه حسابی این حرفها رو میزنی؟
دست درازی بهش کردم؟ چشگوش بسته هستم؟
واسه من بهونه نیار؟ اصلا قیافت رو دیدی الان چه شکلی شده؟
مگه قیافم چش شده؟
.راستش صورتت داد میزنه که من عاشق مافویو شدم
.انویاما بلد شو
.خودت رو جمع و جور کن
،من، من
،راستش، من
من آدم عجیبی هستم، بلایی سرم آمده؟
!نه اصلا
آخه چیش عجیبه؟
چون یک پسر رو دوست داری؟
فکر میکنی چون پسری حتما باید از دخترها خوشت بیاد؟
.غمت نباشه
.منم با مردها رابطه داشتم و احساسی که تو داری رو تجربه کردم
.این برمیگرده به قدیما
یا نکنه می خوای بگی که منم عجیب هستم؟
.ولی به هرحال مافویو به خاطر تو داره روی این آهنگ کار میکنه
.پس بهتره بیشتر حمایتش کنی و پشتش رو خالی نکنی
...ولی آخه.... من اصلا نمیفهمم
این درسته که همچین احساسی داشته باشم؟
.بیا بریم
.چشم
!آیانو
همرا دستت اینا رو هم میبری؟
چی؟
چه اشکالی داره کلاس بعدیت همین بقلی هست؟
.سر راهت هست
،چی بگم والا
.منم کمکت میکنم
چی؟
.آخه سنگینه، تنهایی سختت میشه
.زودباش بیا بریم
چرا آخه؟ یعنی نمی خوای بدونی؟
.هی ساتو
!بدو بیا نگاه کن
.خب دیگه بیا برگردیم
فکر کنم خبرایی باشه؟
.هوی سرت تو کون خودت باشه
واسه چی انقدر باهام مهربونی؟
،من بهت حرفای بدی زدم
چی؟ صبرکن بینم، حرف بدی زدی؟
،منظورم حرفام در مورد ساتو کون هست
،آها اون
،میدونم آدم پستی هستم که در مورد اون شایعات باهات حرف زدم
.فکر می کردم دیگه باهام حرف نمیزنی
.راستش حرفات یک خورده نامردی بود
.ولی راستش خیلی خوش حالم که اون حرفها رو شنیدم
فکر کنم دیگه مساوی شدیم؟
آخه این اونویاما چرا انقدر خاطرخواه داره؟
.موافقم
!شرط میبندم اون تخم جن از چیزی خبر نداره
.آره
.راستش، اونویاما کون با همه مهربانه
!آره موافقم
شنیدم قراره اجرای زنده داشته باشید؟
ماهم برای دیدن اجراتون میایم، مگه نه؟
.هوی
!جفتمون موسیقی دوست داریم! بهتره اجراتون خفن باشه
.چشم
.تازه بعضی وقتا موقع ناهار بیا تا بسکتبال بازی کنیم
.هر وقت بخوای من پایه هستم
.چشم
!ولی اصلا نمیتونم صبرکنم اجراتون رو ببینم
،که اینطور... پس بقیه برای شنیدن موسیقی به اجرای زنده میان
!معلومه که آره
یعنی من به اون مردم باید چی بگم؟
.مافویو خیلی بهتر شده
.با این پیشرفت یهوییش هممون رو شوکه کرده
هوی نگاهش کن؟
.چه زود خوابش میبره
.به نظرم ماهم یک استراحتی کنیم
.هاروکی پاشو بیا بریم استعمال دخانیات
.برو که دارمت
.حواست بهش باشه
.چشم
چته؟
،حالا که بهش فکر میکنم
.اولین باری که همدیگه رو دیدیم همین جوری خوابیده بود
.حسابی خوابش رفته و خروپفش راه افتاده
!صبرکن بینم! خاک تو سرم قلبم به تپش افتاده
یعنی واقعا خوابیده؟
،انگشتاش
.تاول زده
.تازه انگشتاش مثل آدمهای حرفهای زبر شده
،یک زمانی منم این جوری بودم
،چیزه
اونویاما کون؟
،وای ت- تو
.بیدار شدم
،آ- آهان
.ببخشید
،هنوز نتونستم چیزی بنویسم
.هنوز وقت داریم... تلاشت رو بکن
.چشم
.راستش از آهنگی که قراره بنویسه میترسم
.ئلم نمی خواد وقتی عاشق یکی دیگه بوده آهنگش رو بشنوم
.آه
.انگار مافویو بیدار شده
بهتره برگردیم؟
چته؟
چت شده؟
.بیا یک نخ دیگه بکشیم
،من دیگه سیگاری برام نمانده
No comments yet. Be the first to leave one.