Le prime 195 righe.
=حاکمان دنیا=
=قسمت نوزدهم=
خوشبختانه خانم خوان انقدر دقیق بودن که
متوجه شدن یک قسمت از خز کت عالیجناب کنده شده
وگرنه
اونا ممکن بود متوجه بشن
خوب شد که وزیر فنگ
یه کت خز روباه سیاه دیگه آماده کردن
ما اگر بخاطر ایشون نبود نمیتونستیم بی گناهیتون رو ثابت کنیم
من نمیتونم درک کنم که چرا ملکه بای لی
تا این حد پیش رفته که
بانو چی چنگ رو بخاطر پاپوش دوختن برای شما بکشه
اون همیشه میخواست فنگ چانگ
علیه من بشه
فکر نمیکنم این اصل برنامه اون بوده باشه
فکر میکنم
این کار فنگ جوئه
عالیجناب الان که پرنس چانگ هنوز بیهوشن
ما نمیتونم کاملا از این قضیه فرار کنیم
اگر پرنس چانگ بیدار شن
...بعدش
من
قضیه رو با اون حل میکنم
چرا اینجایی؟
شنیدم توزندانی بودی
برای همین اومدم به دیدنت
تو نگران
من شدی؟
چرا باید بشم؟
تو نه نیاز و قصد اینو داری
که به خانواده خودت صدمه بزنی
همچنین
تو دستگیر که نشدی
فقط فعلا تو این مکان گیر کردی
یعنی تو یه راه حق داری
تو میدونستی؟
نه فقط من
همه در پایتخت میدونن
همه نوع شایعه تو شهر هست
یه نقشه کلاهبرداری بین برادرها برای تاج و تخت
الان نقل محافل شده
خانواده سلطنتی الان مایه خنده اند
پدرم حتما الان خیلی عصبانیه
اگر مشکلی نداری
چرا همه چیز رو
به من نمیگی؟
این اتفاق افتاد
خداروشکر که من همیشه جانب احتیاط رو رعایت
میکنم و برای همین آماده بودم
وگرنه
من الان زندانی بودم
تو خیلی خوب میدونی که
این یه تله توسط برادرته
چرا قدم گذاشتی داخل اون تله؟
فهمیدم
تو داری اینکارو بخاطر فنگ چانگ میکنی
تو بهم گفتی که
اون مجبور شده
اگر تو طعمه رو نمیگرفتی
اون حتما دوباره مجبور به انجام اینکار میشد
برای نجات اون
تو مجبور شدی این خطر رو قبول کنی
و تو مسیر یه راه حل پیدا کردی
من فقط انتظار نداشتم
اونا حدی پیش برن
که باعث فلج شدن فنگ چانگ و
کشتن خانم چی چنگ بشن
من خودمو یک مرد زیرک و باهوش میدونم
ولی نتونستم همه چیز رو پیشبینی کنم
برای همینم من هیچوقت
از دنبال سلطه گری خوشم نمیاد
برای نفع شخصیشون،آدما
حاضرن خانواده های خودشون رو نابود کنن
ولی
با اینکه تو همیشه فاصله میگیری
تو یه وجهه دیگه بهم نشون دادی
وقتی با کسی هستی که باهاش صمیمی ای
همه اش همین
تو یه مرد باوقاری
چطور میدونی که من باافرادی
که باهاشون صمیمی ام متفاوت رفتار میکنم؟
چون اینو در خودم دیدم
خیلی خب
به هرحال
من میدونم که تو داری اینکارو برای برادرت انجام میدی
ولی این استراتژی یه جاش میلنگه
تو باید با اون حرف بزنی
باهاش آشتی کنی
و درمقابل یک دشمن مشترک باهم متحد بشین
تو
همیشه احساساتت رو مخفی میکنی
ارتباط برقرار نمیکنی
و اگر اینکارو نکنی
هیچکس نمیفهمه داری به چی فکر میکنی
پس تو
میتونی متوجه احساساتم بشی؟
...من
من سرم شلوغه
خداحافظ
مرخصید
نبض عالیجناب طبیعیه
عالیجناب
عالیجناب
...شما باید
عالیجناب
پام چطوره؟
ساق پاتون شکسته
با استراحت کافی
مهارتهای حرکتیتون بهبود پیدا میکنه
نه
به همه در قصر سلطنتی بگید
که پام زخم شدیدی برداشته
و مجبورم بقیه عمرم رو از عصا استفاده کنم
عالیجناب- اینم اضافه کنید-
من هنوز بیهوشم
و چندروز طول میکشه تا بیدار شم
لخته خونم تو سرم هست
و وقتی بیدار شدم
ممکنه فراموشی بگیرم
عالیجناب
جعل پزشکی یک جرم بزرگه
من جرا ندارم به ارباب دروغ بگم
اگر نتونی منو درمان کنی
پدرم تو رو بخاطر قصور سرزنش میکنه
...اگر از من اطاعت نکنی
پسرت تازه به عنوان دانشمندی رسیده نه؟
هرطور شما بخواین عالیجناب
همین الان برو بیرون
و به اون نگهبان هایی که پدرم فرستاده بگو
من باید درآرامش استراحت کنم
بهشون بگو درحیاط جلویی بمونن
بدون دستور منم ازجاشون تکون نخورن
بله عالیجناب
من دیگه با اجازه میرم
عالیجناب
باید پزشک چنگ رو از بخش معاونت اداری
بگم برای طب سوزنی و کاهش درد بیاد؟
هرچی دردناک تر باشه
کمتر درمورد لان شی احساس گناه میکنم
وقتی جسد بانو چی چنگ رو دیدم
از تصمیمم پشیمون شدم
عالیجناب
شما حقتون این نیست
اینجوری بهتره
فقط وقتی تبدیل به یک معلول بی مصرف بشم
اون دیگه ازمن به عنوان دست آویز استفاده نمیکنه
وگرنه
اون بازم منو مجبور میکنه تا از شر لان شی خلاص بشم
و همه کسایِ دیگه ای که سرراهش قرار میگیرن
یکم برام شراب بیار
عالیجناب
شما نباید بنوشید
خبری از فنگ چانگ نشده؟
پرنس چانگ هنوز بیهوشن
ارباب ترتیبی دادن که پزشک ها شیفتی مراقب ایشون باشن
منم افرادم رو در کنار عمارت ایشون قرار دادم
به محض اینکه ایشون بیدار بشن
من ازشون میخوام یه برنامه ای بچینن
و برای پرنس یونگ پینگ پوشش درست کنن
اون واقعا اینکارو میکنه؟
علیاحضرت،دارید میگید
پرنس چانگ نمیخوان برای پرنس یونگ پینگ پاپوش درست کنن؟
پس
اگر پرنس چانگ دیوانه بشن چی
دیوانه؟
وقتی بیدار بشه ممکنه یا ممکن نیست
برای پرنس یونگ پینگ پاپوش درست کنه
اگرم دیوانه شد
ما قطعا میتونیم از این علیه پرنس یونگ پینگ استفاده کنیم
اون هرروز دارو میخوره نه؟
مسموم کردن جوشانده هاش نباید کار سختی باشه
انجامش بدین
بگید
این دستور پرنس یونگ پینگه
بله
سلام پرنس یونگ پینگ
عالیجناب شما هنوز تحت بازداشت خانگی هستین
دلم برای برادرم تنگ شده بود
میخواستم ببینمش
پزشک نگفت کی بهوش میاد؟
چقدر حیف که همه چیز
آخرش به اینجا کشید
فنگ چنگ
میدونم که تو مجبور شدی
تا برای من پاپوش درست کنی
من تو جشن شکوفه های آلو شرکت کردم
تا جلوی مجبور شدن تو رو بگیرم
مثل اینکه همیشه میگم
تو برادر منی
و حتی الانم
این هنوز حقیقته
یه نفر بهم گفت
تا احساسات شخصیمو بیان کنم
من
نمیدونم از کجا شروع کنم
No comments yet. Be the first to leave one.