Le prime 200 righe.
آنچه گذشت
مایلو یه چیزی رو نابود کرد
گرفتش و نابودش کرد
واسه همین نمیذاریم قسر در بره
ولی باید بذاری اوضاع پیش بره
بانی، چیزی نمونده
از اینجا درت میارم
نمیتونم حبسم رو بکشم، مایک
فقط توی مسیر بمون
تنها مسیری که میبینم اونیه که قراره بسازم
چی کار میکنی؟
یه زندانی داشتیم بردیمش بهداری
وقتی دکترها معاینهش کنن کلی جراحت پیدا میکنن
رک باش، کارنی
یکی از سهنفره - کدوم سهنفر؟ -
هی! اون که مقاومت نمیکرد
تو با اتحادیهی آزادیهای مدنی هستی؟
میخوایم یهکم با خودت تنهات بذاریم، پسرم
مایک، ریختن سرش زدنش و بردنش انفرادی
.بهم گفتن چه آدمی هستی ناجی سفیدپوست و این کسشعرها
تو چیزی نجات نمیدی
بهنظرتون اگه مایک مکلاسکی میتونست درستش کنه
تا الان نکرده بود؟
دارن زندانیهای کارگر رو میدن دست شرکتهای
سرتاسر ایالت
میدونی چهقدر بهشون حقوق میدن؟ ساعتی 16 سنت
دارن ازشون بردگی میکشن
پولی که واسه غذای سگهای نگهبان خرج میکنن
بیشتر از پولیه که برای زندانیها هزینه میکنن
راه فراری براشون نیست
تو هم نمیخوای باشه
به این چرخه نیاز داری
پولت رو از همین راه درمیاری
مایک، دلیلی که این همه راه رو اومدی، همینه؟
تا بهم توضیح بدی که روال کاری شرکتم چطوره؟
همهچیز رو سنجیدیم و به اینجا رسیدیم
پس یا ملحق شو
یا زیر چرخهای پیشرفت له شو
...آره، خب
یه لطفی ازت میخوام
که اینطور؟
میخوام یه کاری رو انجام بدم
از این راههای بیهودهای که دارم میرم، خسته شدم
پس تو و چرخهای پیشرفتت
میتونین کمکم کنین یه سنگی رو از جلوی راه بردارم
چی گیر من میاد؟
خودم
بهت مدیون میشم
یه یارویی توی انکور بی هست
میخوای به وارویک منتقل بشه؟
.نه بابا میخوام آزاد بشه
با دفتر دادستانی یه قول و قراری بستم
.کاغذهاش روی میزشه فقط باید بهکم بهش فشار آورد
چیزی هم به انتخابات نمونده
.اون لاشیها پول لازمن دارن قرارداد بذل و بخشش میکنن
اکثرشون زیر چتر حمایتی تو هستن
به یکی نیاز دارم که توجهش رو جلب کنه
کاغذ رو بگیره جلوش
و مجبورش کنه امضاش کنه
اگه میتونستم خودم در رو میشکوندم
و مجبورش میکردم امضاش کنه
باشه
خیلیخب
کانال زیرنویسهای ما @NightMovieTT
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توییتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
« مترجم: علیرضا نورزاده » ::. MrLightborn11 .::
یعنی میگی رفتن بانی به انفرادی مشکل نیست؟
بانی تا عصر میاد بیرون
تازه، با اینکه توی انفرادیه باز هم حرکتهای خودش رو میزنه
هنوز بوی اونی که سوزوندن
داره میاد
اون کارِ برادران آریایی بود
نگهبانها پشتشونن، داداش
تا وقتی نگهبانها پشتت باشن حیاط هم مال خودته
این قضیه هم عوض میشه
چطور اونوقت؟
رالف، من باید پول دربیارم
باید جنس بیاری توی زندان که بتونی پول دربیاری
میفهمی چی میگم؟
وقتی بانی دربیاد حتی اگه خودش
اون سفیدپوست رو بکشه باز هم اوضاع عوض میشه
قدرتمون رو پس میگیریم
از دید من اینجوری نیست، داداش
چون دید یه چشمت بهگا رفته
دارم سربهسرت میذارم، داداش
بازیت رو بکن
هی راف
گردن منه؟
نمیدونستم اینقدر دوست دارید ببازید
امروز نمیبازیم
باشه، ببینیم و تعریف کنیم
با این بیعرضه چی کار دارید آخه؟
آشغال ترسو
.آروم باش هنوز داره تعلیم میبینه
پس چرا سر میز نشسته، دی؟
به یه نفر چهارم نیاز داشتین
بهنظرتون، بان این خوک رو میکشه یا نه؟
اوضاع قراره بهگایی بشه
نه بابا؟ ...اون مادرجنده بهمون مدیون
تیزی
لعنتی
برو
ممنون ربکا - خواهش -
سلام، ممنون که زنگ زدی
بایستی تا آخر روز از اونجا باید بیرون
بایستی؟
اصلا از همون اول نباید میرفت انفرادی
اون زندانیته
اداره این زندان با من نیست
فقط سرپرستی زندانیهای کینگزتاون به عهده منه
درش بیار
از توی اون انفرادی نمیتونه اوضاع رو کنترل کنه
بذارش توی بند عمومی
یه مکزیکی سوخته شده اونجا هست که بهنظرم مخالفه
کار بانی نبوده. باشه؟ برادران آریایی پشتش بودن
خودت هم میدونی
میخوان تعداد سیاهپوستها و تیرهپوستها کم بشه
.دقیقا همین رو دارم میگم، مایک انکور بی، دست برادران آریاییه
نصف مامورهای اینجا یا با آریاییها دستشون توی یه کاسهست
یا به رسالت آریایی پایبندن
من کلا چند روز اینجام تا یه سری کارهای اداری بکنم
تا وقتی نفهمم اینجا کی در راس اموره، نمیتونم کاری بکنم
.باشه، عالیه ببین، خودم میرم تو
چطوره؟ برام وقت ملاقات جور میکنی؟
میتونی حداقل این یه کار رو بکنی؟
آره
ممنون
کیر توش
جریان چیه؟
سلام عزیزم
عزیزم - هان؟ -
...مادرت کپر میخواست یا
.نمیدونم ...شاید. نه؟ یعنی
رفتم مغازه، دیدمش و به خودم گفتم
خوب میشه اگه وسایل باغبونی و این چیزهاش رو
بذاره توش، پس من هم ساختمش
و الان دوتای دیگه هم دارم - درسته -
نگفت جریان چیه؟
فقط میدونم که طرز حرف زدنش خیلی تخمی بود
گفت به تو و کایل زنگ بزنم
و باهاتون جلسه بذارم
همین؟ - نه، ایان -
معنی زندگی رو هم بهم گفت
فقط نمیخوام به تو بگم
حرفم اینه که عجیبه
دانا، چهجوری پایهایی داری؟
پای موزی، خامهای و گردویی
همهش توی یه پایـه؟
.نه، دوتا پایـه فرق دارن
تازهن؟ - بگی نگی -
دانا، یه آبجو برام میریزی؟
حتما
واسه من هم یه تیکه پای بیار
از کدوم نوع؟
.برام مهم نیست. غافلگیرم کن از هر نوع، یکی بیار
وای خدا. ناموسا؟ از پای بکش بیرون. اومدش
چی شده؟ - به کایل زنگ زدی؟ -
آره، داره میاد
باشه، صبر میکنم
با اینکه خیلی دوست دارم کل روز رو بشینم
و پای خوردن این دلقک رو تماشا کنم اما نمیتونم
بیخیال، عاشقش میشی - باید برم انکور بی -
.و یهسری جاهای دیگه جریان چیه؟
نامه تعلیق گرفتم - پشمهام -
کِی؟ - امروز صبح -
دادستان گفت وقتشه وکیل بگیرم
و براش آماده بشم
لعنتی - سلام -
چی شده؟ چه خبر شده؟
نامه تعلیق گرفته
کیر توش
آره، دارن میان سراغم
آره. میدونی کی؟
دادستان دیگه
نه، یعنی کی زیر آبت رو زده
یعنی چی؟
صرفا بهخاطر شهادت یه زندانی نمیان سراغت
باشه؟ یکی زیر آبت رو زده
چیزی میخوری عزیزم؟
نه
دانا، میشه یه لحظه تنهامون بذاری؟
.ممنون، دانا متشکرم
ردیفیم
نظرت چیه؟
ما یه خانوادهایم، مایک
هیچکس اون تو زیر آب کسی رو نمیزنه
یکی زده
دفاع از خود بود، مایک
تعدادشون صدها نفر بود
میدونی، ما رو تیکهپاره میکردن
دفاع از خود
.کسشعره باید برام ساک بزنن
و به افتخارم رژه برپا کنن
ناسلامتی شورش داخل زندان رو سرکوب کردیم
.میفهمم چی میگی ولی میخوان سر یکی خالی کنن
و ظاهرا قراره سر تو خالی کنن
اون لاشیهای گارد ملی چی؟
یه جوری روی دیوارها تیراندازی میکردن
انگار که بازی ویدیوئیه
.مهم نیست، رابرت یه مدرکی دستشونه
No comments yet. Be the first to leave one.