Le prime 200 righe.
خیلی خوبه
مگه نه؟
آره ، خوبه عالیه
انگار تو این دنیا ما آخرین بازماندگانیم
...همیشه این صحنه
و این احساسات برام یاد آوری میشه
در ضمن
فردا هم باهم خواهیم بود
میدونی
من از حالا بخاطر فردا هیجان زده ام
احتمالا من این لحظه رو برای همیشه به خارط می سپارم
هر وقت با توام یادم میره کی هستم
... اغلب لبخند میزنم
و گاهی عصبانی می شم
ترسویی می شم که فقط می خواد فرار کنه
این اعتراف بود؟
اگه این عشق نباشه نمی دونم چیه
...تو کاملا به دام من افتادی
و هیچ راه خروجی برات نیست
من جای خالی هر چی رو که نداری برات پر می کنم
...پس
...به فرار فکر نکن
و احساست رو قبول کن
وای خدا کفشم آتش گرفت
وای حالا چیکار کنم
کفشم خراب شد
لعنتی ، داغه
حالا چی؟
چونگ آه
تولدت مبارک
.تولدت مبارک
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.: ( شهنــاز (شـــهلاز :.:.
چی؟
ممنون ازت بخاطر سوپ جلبک دریایی
درست نخوابیدی برا درست کردنش؟
تا حالا اینقدر خوشحال نبودم
خورشید داره طلوع می کنه
بهتر نیست بریم از اون بالا تماشا کنیم
زود باش ...یالا
باید یک چیزی بهت بگم
دیگه نمی تونم بیشتر از این ادامه بدم
خیلی سعی کردم
ولی دیگه نمی تونم اینکارو بکنم
منظورت چیه؟
فکر نمی کنم بقیه عمرم بتونم با تو باشم
اگه فقط دوستی بود همه چی فرق میکرد
...اما گذروندن وقت با تو اینجا
برام خیلی ناراحتت کننده و سخت بود
خیلی سعی کردم بتونم یک ثانیه بخوابم
ولی معذب بودم از اینکه تو کنارمی
و فکر میکنم بعدا هم همینطور باشه
...در نهایت مثل دوست دخترای قبلیم
باعث اذیت و ناراحتیت بشم
بیا همینجا تمومش کنیم
راستش
واقعا باید تمومش کنیم
...پس داری میگی
می خوای باهام به هم بزنی؟
آره
من به حد خودم رسیدم
...فقط اینطوری در نظر بگیر
یک سگ هار گازت گرفته
بیشعور عوضی
تو دیگه چه مرگته
متاسفم
.متاسفم
مگه امروز تعطیل نیستی؟ کجا داری میری؟
با همکارام قرار ناهار داریم
راستی جون هووی دیروز نیومده خونه
احتمالا دیشب با دوست دخترش بوده
فکر کنم ، دیروز صبح زود از خونه رفت
با وسایل کمپینگ
واسیل کمپینگ ؟ به ندرت با کسی غذا می خوره
اونوقت با یک دختر رفته کمپینگ؟
وای خدا ببین چقدر عوض شده
خیلی دلم میخواد بدونم این دختر کیه
اگه به همین سرعت پیش بره به زودی عروس میگیری
اینطوری بیشتر خوشحال میشم
برام هیچی مهم نیست جز اینکه دختر خوبی باشه
جون هووی رو که می شناسی
نگران نباش دختر خوبی رو انتخاب میکنه
من دیگه میرم - باشه -
گوشی تو جواب بده
!عوضی گوشی تو جواب بده
مشترک مورد نظر پاسخگو نمی باشد
جواب نمیدی؟
ترسوی بدبخت
تا وقتی جواب ندی همینطور زنگ میزنم
صبر کن
.مامان
چیه؟
چیزی میخوای بگی؟
تلفنت همش داره زنگ میخوره
باید ضروری باشه
لازم نیست جواب بادی
فکر نمی کنی فوری باشه که اینقدر زنگ میخوره
گوشی منه ، خودم بهش رسیدگی میکنم
اگه مهم نیست بعدا صحبت می کنیم من الان خسته ام
دیدم کی بهت زنگ میزد
راستشو بهم بگو
قبل از اومدن به خونه داشتم تماشات می کردم
از همونجا جواب نمیدادی
شما دوتا همدیگرو دیدین؟
چونگ آه دختریه که باهاش ملاقات کردی؟
فقط بهم بگو که اینطور نیست
امکان نداره تو همچین کاری بکنی
قرار نیست اینکارو بکنی
فکر نمی کنی مسخره باشه
تو برادر بزرگ جون گیومی
می دونم
خودم میدونم ، لازم نیست شما بهم بگی
دیگه چیزی نگین
ملاقاتش کردم چون بخاطر لحظات پایانی جون گیوم کنجکاو بودم
چون شما هیچی بهم نگفتی
اون تنها کسی بود که در مورد برادرم میدونست
مطمئنی همینطوره؟
فقط همین بین شما دوتا بوده؟
فقط همین بوده
در مورد اون روز ازش شنیدم
فهمیدم موضوع چی بوده
و الان خیالم راحت شده
دلیلی نداشت درگیر همچین چیزی بشی
...بهت گفتم در این مورد کنجکاوی نکن
و به زندگی خودت ادامه بدی
اون روز من تو ایستگاه کودون بودم
چی؟
اگه یک قدم اونورتر میرفتم
جون گیوم رو می دیدم
می تونستم جون گیوم برگردونم خونه
اما اینکارو نکردم
چطوری میتونم بعدش راحت زندگی کنم؟
فقط یک لحظه بود
حتی خبر نداشتم اون اونجاست
بدون اینکه بدونم هر دوی اونهارو از دست دادم
فقط مثل شما احساس بدی داشتم
بخاطر همین چند بار رفتم دیدنش
چی؟
چند بار؟
پس یعنی تمام این مدت بهم دروغ میگفتی؟
چونگ آه میدونه تو کی هستی؟
اون هیچی نمی دونه
دروغ گفتم چون نمی خواستم
پس واسه چی بهت زنگ میزنه؟
چرا تو جوابشو نمیدی؟
بیا دیگه اینقدر بهش سختی ندیم
هم شما هم من
تا چونگ آه بتونه زندگی شو بکنه
چونگ آه؟
چونگ آه
کفشات چی شده؟
آتشی چیزی گرفته؟
نه بابا
فقط وقتی داشتم سیب زمینی کباب میکردم سوزوندمش
ای بابا ، باید بیشتر مواظب بودی
با دوتا چمدون رفتی فکر کردم داری میری خارج
چرا اینقدر زود برگشتی؟
دعواتون شده؟
آره ، یک دعوای کوچولو
همه همچین روزایی دعواشون میشه
بیخودی ناراحت نشو
ببینم غذا خوردی؟
برات سوپ جلبک دریایی درست کردم
دعوا داشتی که داشته باش باید سوپ تولدت بخوری
باشه؟
اون برام سوپ جلبک درست کرده بود
چی؟ سوپ جلبک برات درست کرده بود؟
وای چقدر مهربون
خیلی شیرین و خوبه
...نمی دونم سر چی دعواتون شده ولی
سعی کن زودتر باهاش آشتی کنی
من وسایل تو باز میکنم تو برو صورتت بشور
خیلی خب
ایوای
ایها چیه؟
کل چمدون پر از هدیه است
ای بابا باورم نمی شه
یک هدیه کافی بود این همه واسه چیه
قلبمو براش بفرست
قلبمو براش بفرست
میرم دست و رومو بشورم
ماشین نگه دار
مشترک مورد نظر پاسخگو نمی باشد
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک چونگ آه عزیزم
تولدت مبارک
با این قیافه چرا اینجا نشستی؟
چرا جلوی آشغالها نشستی؟
اینجا چیکار میکنی؟ بدون اینکه خبر بدی
اگه خونه نبودم چیکار میکردی؟
بیا
باید جواب میدادی مجبور شدم به مامانت زنگ بزنم
ببینم
داری گریه می کنی؟
فقط بایک کیک اینقدر تحت تاثیر قرار گرفتی؟
گریه چیه
از صبح تا حالا دارم اشک میریزم
دیگه اشکی برام نمونده
چی ...از امروز صبح ...چرا؟
دوباره دعواتون شده؟
No comments yet. Be the first to leave one.