Killer Cop (La polizia ha le mani legate)

Killer Cop (La polizia ha le mani legate)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

la polizia ha le mani legate - killer cop 1975
Un commento di minr
پلیس قاتل - شهر بی قانون - اختصاصی کافه سینما

Tag

other
Pubblicato il: 2023-09-10
Download: 39
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

Minar تقدیم میکند

تقدیم به عشاق موسیقی و سینما و تمامی دوستداران کافه سینما

کلودیو کاسینلی

آرتور کندی

پليس قاتل "ترجمه و زیرنویس به پارسی از مینار"

صبح بخير آقاي رولاندي

صبح بخير ، مي شه لطفا يه دستي به آپارتمان من بکشيد اوضاعش وحشتناکه

خيالتون راحت متشکرم

اوه مبارکه يه ماشين نو گرفتين

خب ... مي شه گفت کم کار کرده

با شرکت : فرانکو فابریزی

سارا اسپراتی

برونو زنین

داستانی از : ماریو برگنی

موسیقی : استلویو چیپریانی

کارگردان : لوچیانو ارکولی

تمام حوادث و شخصيت هاي اين فيلم خياليست

هر گونه شباهت با اتفاقات واقعي تصادفي مي باشد

لعنت بهت

کلانتري

پارک کردن توي توقف ممنوع !ا اونم با يه جوجه خروس تو بغلتون!ا

مي دونيد چه جريمه ي سنگيني براتون داره ؟ چي شده مگه ؟

نقص حقوق شهروندي در ملاء عامِ يه لحظه صبر کن

آخرين باره از خلافتون چشم پوشي مي کنم

خب بريد ديگه باشه

براي کيه ؟ براي آقاي رولاندي بده من بهش ميدم

بفرماييد ، خدمت شما صبحانه تون جناب رولاندي

سلام ، چرا ملت اول صبح پنجره ها رو باز مي ذارن يخ زديم از سرما

خبر نداري ديشب چه چيزي رو از دست دادي ؟ چي رو از دست دادم ؟

واقعا باور نکردني بود

اینا که عین لاستیک سفته چطور می خوریشون ؟ به تو چه ؟ ادامه بده ، تعریف کن

فکرشو بکن دیروز عصر ، کی همراه جیانا بود ؟ کی ؟

آنسلما ، همون خانمه اهل لودی

هنوزم یه خانم خوشگله باسنش حرف نداره

مجبور شدم هر دوتاشون رو به شام دعوت کنم بعدش هم رفتیم خونه ی جیانا که مشروب بزنیم

گرما شون که زد بالا ، شروع کردن به لخت شدن

حدس بزن بعدش چی شد ؟ مجبور شدم برم تو کار هر دوتاشون !ا

چاخان نکن !ا به خدا ، کلیه هام به فنا رفت !ا

بیخیال فندکم شو ، می زنی خرابش می کنی

کجا داری می ری ؟ می رم سر کار

اما من اومده بودم که باهات حرف بزنم !ا خوب تو هم بیا

کجا می ری ؟ ماشینم اینه

منظورت چیه که ماشینت اینه ؟

این بنز مال توعه ؟ آره ، مگه چیه ، سوار شو

خیلی خب ، بدک نیست

باید بفهمن که تصادفی بوده من که تقصیری نداشتم

اگه تصادفی بودنش رو قبول نداشتن که الان هنوز پلیس نبودی

بی خیال ، مگه پلیس بودن چه آش دهن سوزیه

هشت ساعت آزگار توی تراموا رو دوتا پاهات بایستی و دنبال جیب بر ها باشی

خبر داری ، وقتی شبا می رسم خونه دست و پاهام داره می لرزه

اجازه دادی با یه تفنگ اسباب بازی تو رو بترسونن

من که نمی دونستم ؟ تفنگ رو گذاشته بود رو شکمم

توقع داری چیکارش می کردم ؟ با سر برم تو صورتش ؟

یا با یه دستم بکوبم تو صورتش و با یه دست دیگه تفنگم رو بکشم بیرون

چرت و پرت نگو !ا به جاش دستهام رو بردم بالا ، البته با متانت کامل

تازشم ، من اهل بزن بزن نیستم من بیشتر دنبال شواهد و قرائنم

اگه بخوام واضح تر بگم یه چیزی تو مایه های شرلوک هلمز

چیش خنده داره ؟ خب مغزم رو بکار می گیرم نه زور بازوم رو - برو سر اصل مطلب

ازت می خوام بری پیش رئیس و بهش بگی منو منتقل کنه بخش مواد مخدر

بهش می گم اما می دونم جوابش چیه فقط بهش بگو

این دیگه چیه ؟ ولش کن ، به همه چی باید دست بزنی ؟

ناهارمه ! باید کل روز رو با همین ساندویچا سر کنم نمی خواستم بخورمش که ، چرا عصبانی می شی

در حال حاضر رو چه پرونده ای کار می کنی ؟ قاچاق مواد مخدر از الجزایر ، اونم تو مقیاسی عظیم

من می تونم تو این پرونده کمکت کنم شاید ، اگه بتونم رئیس رو متقاعد کنم

همینجا ها منو پیاده کن اونجا می تونی وایستی

خدافظ فراموش نکنی با رئیس حرف بزنی باشه ؟

یادم هست اوه ، داشت یه چیزی یادم می رفت

امشب میام پسش می گیرم چرا اونجا گذاشتیش ؟

می ترسم تو تراموا ازم بزننش خدافظ

سلام رفقا !ا صبح بخیر جناب بالسامو ! حالتون خوبه ؟

امروز رو خط هفتاد و پنج کار می کنی ؟ بریم یه قهوه بزنیم ؟ ممنونم

پیدا کردن واژه هایی ساده و صریح برای بیان احساسات ما به شما

بسیار سخت است

از طرف گروه مطالعاتی که ترتیب این نشست را داده از همه شما برای شرکت در آن

مراتب قدردانی خود را ابراز داشته

و صمیمانه امیدواریم تا در نشست سال آینده حضور گسترده تری داشته باشیم

سپاسگزارم - خدا نگهدار خواهش می کنم

اولین پرواز به پاریس چه ساعتیه ؟ ساعت شش و چهل و پنج عصر

یه جا برای من رزرو کنین چشم ، حتماً آقای بلکازن

سلام ، می خواستم یه جا برای پرواز ساعت شش و چهل و پنج رزرو کنم ، به نام آقای بلکازان

تا ده دقیقه دیگه خبر می دن ممنون ، من همین جا منتظر می مونم تا بهم خبر بدین

می شه کلیدم رو لطف کنید ؟

من پنج دقیقه وقت می خوام ، یه کاری کن نیاد بالا ممنون

از کجا بفهمم اینجا چی نوشته

چخه ، چخه

آهای داری چیکار می کنی ؟ این چمدون منه !ا

ولش کن !ا گمشو از اینجا بیرون !ا

مراقب اون چمدون باشید پلیس رو خبر کنید

مراقب باشید ، تو اون چمدون یه بمبه !ا

فرار کنید !ا

برید عقب !ا

خدای من !ا

انفجار ساعت یازده و بیست دقیقه ی امروز صبح اتفاق افتاد

با قتل عام مردم بیگناه ، دشمنان مردم سالاری باری دیگر به مردم آسیب وارد کردند

در داخل هتل ، همایشی بین المللی در باب هنر عامه پسند ، در حال برگزاری بود

برو تو هم اکنون وارد لابی هتل «پارکو دی پرینسیپی» می شویم

اینحا لابی هتل پس از از وقوع انفجاره چه صحنه ی وحشتناکی

انفجار بسیار شدید بوده اما خوشبختانه سقف نریخته

اگر این اتفاق می افتاد تعداد قربانیان بسیار بیشتر می شد

از تعداد دوازده نفری که کشته شده اند هشت نفر اتباع خارجی بودند

مجروحان واقعه در وضعیت وخیمی به سر می برن

دادستان کل دی فدریکو شخصاً تحقیقات را بر عهده گرفته

و بلافاصله در محل حادثه حضور یافت

در پایتخت ، اعضای کابینه برای برگزاری جلسه ای فوق العاده ، فرا خوانده شده اند

نماینده ی ویژه ی دولت با پرواز امروز بعد از ظهر به اینجا اعزام خواهد شد

شهری که متحمل این ضربه ی هولناک از سوی دشمنان مردم سالاری شده است

از سراسر دنیا پیام های تسلیت و ابراز همدری ارسال گردیده است

نوبت اونام می شه

اجساد قربانیان به باغ هتل انتقال داده شده است

خانواده های ایشان با سوگواری به شناسایی عزیزانشان پرداختند

تعدادی از اجساد غیر قابل شناسایی بودند

تو یه هرزه ای

چه با احساس !ا

نمی دونم اون احمق لعنتی کجاس ؟

باید همشون رو بکشن فاشیست های سنگدل

" قتل عام " " دوازده کشته و بیست و هفت مجروح "

فاشیست نیستن به نظر من که سرخ هان ( طرفداران کمونیست )ا

بمب گذارا همشون فاشیستن بعدشم اصلا بحث رنگ مطرح نیست

همیشه باید آشوب طلب ها رو در نظر گرفت وقتی نمی دونی کار کیه باید انداخت گردن اونا

خیلی ساده اس ما واقعا نیاز به یه دولت مقتدر داریم

ما بیست سال بود که چنین دولتی داشتیم زمان فاشیست ها هیچ وقت همچین اتفاقایی نمی افتاد

بله اما اتفاقای دیگه ای می افتاد که هیچ کس ازش خبردار نمی شد ، بس کنید این مزخرفات رو !ا

تراموا رو نگه دار من پلیسم ، بذار پیاده شم

" برسد به دست پلیس " " این حادثه یک اشتباه بود ، منو ببخشید "

ببخشید ، یه آقای جوونی با بارونی سبز رنگ نیومد اینجا دقت نکردم

جلوت رو نگاه گن ببخشید ، الان برش می دارم براتون

معذرت می خوام ، اصلا متوجه شما نشدم

یه جوونی با بارونی سبز رنگ ندیدین بیاد این طرف ؟ چرا

کدوم وری رفت ؟ از اون طرف ، ممنون

اینو تو نوشتی ؟ نه

وقتی رفتی تو باجه ی تلفن ، دیدمت جلوتر نیا

کار احمقانه ای نکن و گر نه مجبور می شم اسلحه ام رو در بیارم سر جات وایستا والا شلیک می کنم

برگرد ، برو نزدیک اون نرده ها ، سریع

عجله کن

همونجا وایستا

اگه تکون بخوری می کشمت

ای خدا ، چرا همش این بلا ها سر من در میاد !ا

تو مجلس در کمتر از نیم ساعت بیست و دو نفر درخواست سوال کردن

سوال پرسیدن که کاری نداره جواب دادنه که سخته

اگه بفهمی کدوم رنگی (وابستگی حزبی ) هستن قضیه فرق می کنه

تو این شرایط ، فایده ی رنگ و حزب چیه

این یا اون ، زیاد فرقی نمی کنه

اما اگه بشه تقصیر رو انداخت گردن یکی می شه مجلس و افکار عمومی رو آروم کرد

دردسر های بین المللیش رو هم باید در نظر گرفت

نخست وزیر هم باید جواب انبوهی از وزرای کشورهایی که

درگیر این قتل عام هستن رو بده

یه عالمه از قربانی ها ، تو کشور خودشون آدمای معروفی بودند

وضعیت وخیمیه

قبول دارم که وضعیت ناخوشایندیه

فکر کنم به همین خاطره که دادستان کل فکرت رو درگیر کرده

خب ، این دی فدریکو چه جور آدمیه ؟

- منظورت "قرص نعنایی" هستش ؟ ا- "قرص نعنایی"؟

بله ، به این خاطر بهش می گن قرص نعنایی چون هر وقت فکرش در گیره قرص نعنا می مکه

کله شقه اما تواناس سرسخته اما صداقت داره

تمایلات سیاسیش چیه ؟ وابستگی خاصی نداره مهم ترین خصوصیتش اینه که تو کارش خبره اس

باشه ، اما اون که نمی تونه همه کارها رو خودش به تنهایی اداره کنه

ما باید مدام ، از تک تک نتایج تحقیقاتش باخبر بشیم

به نظر من هم نکته ی به جاییه

حلال زاده اس !ا

صبح بخیر قربان من سر دفتر جناب وزیر هستم

ایشون هم سرهنگ " فرانکالانچیای " از اداره ی اطلاعات از دیدارتون خوش بختم

جناب وزیر تازه از رم رسیدن

و با معاون دادستان جناب " بوندی " تو دفترتون منتظر شما هستن

بده شون بهم می شه یه چند دقیقه منتظرت بذارم

چه خبرا ؟ هیچی ، رئیس پلیس اعصابش داغونه

ا" قرص نعنایی" بهش اجازه هیچ کاری رو بدون دستور خودش نمی ده

نیرو های ما دارن پاتوق بچه محصل ها رو شناسایی می کنن

درست قبل از انفجار ، یه جوونکی سعی کرده به دربون هتل درباره ی انفجار بمب ، هشدار بده

خوبه ، چهار چشمی مراقب اوضاع باشید و منتظر دستورات بعدی بمونید

من شرایط رو کاملا درک می کنم

ما در وضعیت بغرنجی هستیم و بایستی با احتیاط کامل قدم برداریم

اما خب ، ما باید خواسته های پارلمان

افکار عمومی و کشورهای خارجیه درگیر در این پرونده رو هم در نظر بگیریم

سفرای کشورهای خارجی پشت در وزارت امور خارجه به صف شدن و منتظر پاسخ مناسبن

من یه قاضی هستم و نه یه سیاست مدار جناب وزیر !ا

افکار عمومی ، پارلمان و سفرای خارجی

توی این پرونده ، تا یه حد مشخصی برام اهمیت دارن

این یه پرونده معمولی نیست ، کاملا سیاسیه

کاملا روابط بین المللی ما رو تحت تاثیر قرار می ده شما نمی تونید این موضوع رو نادیده بگیرید

بسیار خوب جناب وزیر توقعتون از من چیه ؟

این که درک کنید این قتل عام کشور رو تو چه موقعیت حساسی قرار داده

به همین خاطر باید ما رو در جریان نتایج تحقیقاتتون قرار بدید

در جریان قرار خواهید گرفت به محض اینکه چیزی پیدا کنم ، خبردار می شید

اما باید یافته مستدل و محکمی باشه

مساله ی مهم زمانه ، متوجه هستید که ؟

فکر نمی کنید ، یه همکاری صمیمانه بین نیروهای پلیس

و سرویس های اطلاعاتی باعث تسریع در روند کار بشه ؟

سرعت کار رو ببره بالا ؟

عدالت گستری که یه رویداد ورزشی نیست جناب وزیر

من خودم شخصا مسوولیت این پرونده رو بعهده گرفتم

از همکاری جناب " بوندی " هم بهره مند خواهم بود

و همینطور از هرکسی که به نظرم تو هر مرحله از کار بدرد بخوره

اما این دفعه دیگه هیچ کس بدموقع دچار حادثه نمی شه یا خودکشی نمی کنه !ا

دیگه مدارکی که ناپدید بشن یا دستکاریشون کنن نخواهیم داشت

و همچنین بعد دو سه سال تحقیقات ...1

هیچ قاضی دیگه ای یهویی ، جایگزین من نخواهد شد

و خلاصه اینکه مسوولیت تموم این پرونده با خود منه

بدون دخالت هیچ کس دیگه ای

و محکم پای این تصمیم هم وایستادم

زود باش ، پیاده شو

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left