Wentworth

Wentworth

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 2

Informazioni sulla release

Wentworth - 02x11 - Into The Night
Wentworth - 02x11 - BRRip x264 720p-NPW
Wentworth - 02x11 - Into The Night BRRip x264 720p-NPW
Wentworth - 02x11- 720p BluRay x264-PFa
Wentworth - 02x11 - Into The Night HDTV x264-TD
Wentworth - 02x11 - Into The Night HDTV XviD-FUM
Wentworth - 02x11- Into The Night DVDRip x264-FUTV
Wentworth - 02x11- HDTV x264-W4F
Un commento di faahime
►►iMovie-Dl.Co || زهرا و فهیمه◄◄

Tag

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
Pubblicato il: 2018-02-05
Download: 27
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

مواظب خودت باش، لیز - باشه -

وقتی بیام بیرون، می‏کشمت

اگه ازم بخواد به آدما صدمه بزنم چی؟

پس باید اون کارو بکنی - یه کاری واست دارم، مکسین -

روی اسب اشتباهی، شرط‏بندی کردم؟ - نه -

یه چیزی اینجات مالیده

اوه، اون یه قرص معجزه‏ آساست جلوی خونریزی رو میگیره، باعث میشه لخته بشه

پس این داروها جلوی خونریزی رو می‏گیره؟

!جنده‏ی لاشی - !محض رضای خدا، فلچ -

باید از اینکه اینجا رو ترک می‏کنی، خوشحال باشی

!بی؟ بی؟ بی !با من بمون

بی، تو توی درمانگاهی، باشه؟

صدامو می‏شنوی، بی؟ می‏خوام جراحاتت رو ارزیابی کنم، باشه؟

به آمبولانس خبر دادین؟ - بله فرمانده -

اکسیژن، لطفاً روی بازوشو فشار بده

کی این کارو باهات کرده؟ کی بود؟ بی؟

کی این کارو باهات کرده؟

،یادم رفته بود وقتی آدم حامله میشه به گوز می‏افته

خدایا، انگار دیشب خمپاره می‏زدم

هم می‏گوزم هم بالا میارم بعضی وقتا هر دوتاشو همزمان انجام میدم

هی، دور، می‏خوام به خاطر من دوباره به تونی زنگ بزنی - حتماً، باشه -

مو قرمزی؟

یه جای خالی توی میز بزرگ داری، هان؟

خب، بومر که نیست تا ازش استفاده کنه

دلیل انفرادی رفتنشو فهمیدم فکر کردی متوجه نمیشم؟

اون بهم حمله کرد منم از خودم دفاع کردم

چرا بهت حمله کرد؟ - یهویی داغ کرد -

خبر داری که می‏خواست چیکار کنه می‏خواست یه نقشه واسه لیز بچینه

و قرار نیست سر راهش قرار بگیری

نه - حالا چی بهش گفتی که انقدر ناراحت شد؟ -

چه اهمیتی داره؟ - وقتی بیاد بیرون، اهمیت پیدا میکنه -

بهش گفتم "بومر، تلفنو قطع کن "این گندکاریا رو با لیز نکن

"اگه قطع نکنی، بهت آسیب میزنم" اونم گفت "فرانکی یه چیزی

"راجب این کار بهت میگه منم گفتم " به یه ورمم نیست

که فرانکی چی میگه. چون تا چند وقته دیگه قرار نیست

"فرانکی اوضاع اینجا رو اداره کنه

واقعاً لازم داشتم که تلفن رو قطع کنه

پس می‏خوای گناه انفرادی رفتن بومر رو بندازی گردن من؟

من نمی‏خوام هیچ کاری بکنم اینا همش ساخته‏ی ذهن خودته

...هی آبجی، بی می‏خواد

هی، تونی. بی هستم

آره، برام سواله که اون کادو رو که می‏خواستی بهم بدی داری یا نه

نه، منظورت چیه؟ باید امروز می‏بود

یعنی هیچوقت نگفته بودی که نیستی

لعنتی

هی، گوش کن

کاری که باید بکنی اینه که بری به خانه‏ی استندستید

می‏شناسیش؟

آره، خوبه می‏خوام بدیش به لیز

آره، اونجا چیز بیشتری در انتظارته

آره، توانایی کار کردن به صورت خودگردان بدون وجود سرپرست رو دارم

کار تیمی رو دوست دارید؟ آره

من عاشق محیط تیمی هستم

هفت سال توی همین وضعیت بودم

درباره‏ی سابقه‏ی کاریت بهم بگو

...آره، می‏دونم که

خب، هشت سال و نیم از آخرین باری که کار کردم، می‏گذره

...و کار کردنو ول کردم تا

دوتا بچه‏ی خوشگلمو بزرگ کنم

لعنتی

قضیه چی بود؟

می‏خوام به لیز زنگ بزنی - چرا؟ -

مشکلی داری؟ - آره، دارم -

می‏دونی چیه؟

تا آخر امروز، فرانکی میره کنار و همه چیزو من اداره می‏کنم

پس وقتی ازت میخوام کاری رو بکنی نباید دلیلشو بپرسی

فقط اون کارو انجام میدی، باشه؟ حالا به لیز زنگ بزن

اگه برینی توی عفو مشروطش هیچوقت نمی‏بخشمت

لیز؟ - بله؟ -

تلفن داری - الان میام -

الو؟ الیزابت بردورث هستم

هی، لیز منم. خوبی؟

بی! اوه، خدایا. چطوری؟ حدس بزن چی شده

حدس بزن چی شده؟ سوفی رو دیدم دخترمو میگم و میدونه من کی هستم

...آره، خیلی خوشگل شده

هی، یه چیزی واسه من هست که امروز بعدازظهر به دست تو میرسه

یه بسته اس - چی؟ -

آره، قراره... قراره بعدازظهر امروز برسه به دستت

فقط برام سواله که اونجا هستی یا نه

یه بسته؟ چه... چه بسته‏ای؟

یه چیز سورپرایزیه، باشه؟

و تا وقتی بهت نگفتم، اجازه نداری بازش کنی

پس هستی دیگه؟

آه. آره - خوبه، چون -

چون خیلی چیز خاصیه و نمی‏خوام به فنا بره

بی، قرار نیست... قرار نیست که تو دردسر بیافتم، مگه نه؟

نه - هی؟ - امکان نداره -

فقط، فقط... فقط بهم بگو که هستی

آره. آره، باشه - خوبه -

عشقم، همه چیز مرتبه؟

آره. آره، واقعاً خوبه

ببین، باید برم لیز

به زودی با هم حرف می‏زنیم

اوه، گوه توش

چیه؟

با تو نبودم - فکر کردم راجب -

تمام کارای گوهی‏ای که کردم گفتی گوه

توی مواقع تخمی راجب کارای گوهی که انجام میدم، میگم گوه توش

یا مسیح، کلی

فکر می‏کردم اسمم "یا مسیح، کلی"ـه

یا مسیح کلی چه گوهایی

امضا کن - باشه -

فکر کنم یه قسمتیش به خاطر اینه که ناتوانی ذهنی دارم

همش انجام شد؟ - آره -

می‏شناسیش؟

براینت. هی، فرمانده رو میگم

می‏شناسیش؟

نه - مطمئنی -

آره

چه خبره؟ - چی می‏دونی؟ -

چی؟ - قرمزی رو میگم -

بی اسمیت

داره بر علیه فرانکی، کاری میکنه؟ - من که چیزی نشنیدم -

خب، اگه چیزی بشنوی و نیای بهم بگی

صورت بی‏گناه و کوچولوتو چاقو چاقو میکنم

یا می‏تونیم با هم دوست بشیم نظرت چیه؟

فرانکی. نکن

!مکسی - هوم؟ -

ممه‏هات داره بزرگتر میشه

واسه تو که نمیشه - یالا -

بریم به کارمون برسیم

خانوما، ایشون کلی براینت هست

سلام کلی، من جس ام - براینت، شماره 43 -

سومین سلول برو راحت باش

ادامه بده - یه شایعه‏ی بد شنیدم که امروز آخرین روزتونه -

درسته

آره، همینه

گوش کن، می‏خوام حواست بهش باشه

...باشه؟ اون - مگه چشه؟ -

به خاطر یه چیزی عصبیه هر چیزی که خارج از وضعیت عادی بود

بهم خبر بده، باشه؟ - خوشحال میشم کمک کنم -

ممنون جس

هی آقای فلچر

هنوز جشنو شروع نکردین؟

منظورت چیه؟

اگه من بودم سریع شروع می‏کردم

واسه رفتن از اینجا دارم لحظه شماری می‏کنم

آره، منم همینطور - اون غده‏ی سرطانیه، ویل -

منو گیر انداخت تو رو هم گیر میندازه

می‏تونی به این فکر کنی که همه چیز عادلانه پیش میره

اما آیندت مثل من میشه، رفیق

بفرما

اون تیزی رو که بهت دادم، لازم دارم

قرمزی! بازم بیار

یه دقیقه همینجا وایسا

فرگوسن داره ازت سوءاستفاده میکنه تا منو گیر بندازه

اولین باری نیست که یه مامور این بازی رو میکنه

اما فرمانده؟

قضیه‏اش یه چیز دیگه اس

من هیچوقت اون موادو به سیمو ندادم

هیچوقت فرصت اینو نداشتم که قبل از توقیفش، از موادا چیزی بردارم

کار فرگوسن بود

خودش به سیمو تزریق کرده

نمی‏دونم چرا

اما این اتفاق افتاده. پس بعداً نگو که بهت هشدار ندادم

اسمیت. خواستن به دفتر فرمانده بری

من حرفامو زدم - همین حالا -

!چای صبحگاهی با فرمانده

چه گرم و نرم! از طرف ما بهش بگو دوسش داریم، قرمزی

بهش میگه - آره، بسه دیگه دویل -

برگردین سر کارتون، همتون

بله؟

بی اسمیت رو براتون آوردم، فرمانده

ممنونم خانم بنت

نباید انقدر منو به دفترت احضار کنی جالب به نظر نمیرسه

بگیر بشین

خیله‏خب. دویل

این همه تاخیر واسه چیه؟

یه کاری کردی تا بومر جنکینز بیافته انفرادی، درسته؟

خب، با نبود بومر، دویل ضعیف‏تر میشه

سه روز گذشته و هنوز هیچکاری نکردی

...وقتی وقتش برسه، می‏کنم

تموم شد؟

قرار نیست کاری بکنی، درسته؟

گفتم که، به وقتش

!به من وقت تنفس بدین! اوه

توله سگ، توله سگ، توله سگ

!به من وقت تنفس لامصب رو بدین! اوه

هی، بومر - سلام -

کی وقت تنفسم میشه؟

چون چند ساعت پیش باید وقتش میشد

...و دارم سعی میکنم

دارم به سختی سعی می‏کنم که خوب باشم

آره. می‏دونی، درباره‏ی توله سگا فکر می‏کنم

به پشمای خوشگل و براقشون فکر می‏کنم

اما دیگه باید برم بیرون - هیس، هیس، هیس، هیس، هیس -

اون بی اسمیت، اون شب پای تلفن حسابی

حالتو گرفت، درسته؟ - درسته -

چی بهت گفت؟

اشکالی نداره، بومز می‏تونی با من حرف بزنی

هنوز دستمال آقای فلچرو داری؟

نه، بهش برگردوندم

دیدم چطوری نگات می‏کنه

شرط می‏بندم شب میره خونه و حسابی

به جس کوچولوی عرقی فکر میکنه

اوه، ایول، دوستت دارم. می‏خوام جنده رو بکنم - !بومز -

چجوری اومدی بیرون؟ - فرمانده دلش واسم سوخت -

!آره

دیدی، قرمزی؟ بومر از انفرادی اومد بیرون

سلام، بی

More Farsi Persian subtitles for Wentworth

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left