Le prime 200 righe.
الماس ساب با افتخار تقدیم میکند
شما فکر میکنید عضویت در نهاد نخبهگرای شما، نوعی ابر قدرتی ـه؟
!نه
!تو یه گرازی
دامینیک، زمان ترک این عادت های بد رسیده
من تلاش میکنم، اما وندی همهی وجود منو گرفته. میخوای من چیکار واست کنم؟
!توپ رو پاس بدی
آره، آره، میدونم
مربی، من باید برم دس به آب. میشه؟
برو! کار امروزمون تمومه
خیلی خب، خانمها، اونو بیارین
چی؟ بروشور تبلیغات رو ببینین
باشه، چیکار میکنی دختر؟
همه میدونین که مهارت های دام قانونی ـه، اما من بهتون میگم
تو به این گوه نیاز داری
این جادویی ـه و ارزونه
من واسه محصولی که تا حالا امتحانش نکردم، پنج دلار پرداخت نمیکنم
اما تو واسه خانم جسی سیودو دلار میدی؟
هی، دامینیک پیِر
درمورد محصولاتت بهم بگو دختر
کون گشادت لباست رو تنگ کرده؟
این زمستون کریپتونایتت پخش میشه؟ کریپتونایت یه مادهایه تو داستانهای سوپرمن
کرم موی کاملاً طبیعی ساخته شده توسط من، دام، رو امتحان کنین
... و عزیزم
...باعث آرامش شما میشه...
اوه - هی -
...و سلامتی....
تف توش - ...و رطوبت... -
از کلمهی مرطوب متنفرم - هیچ وقت... -
طراحیهای دام، مردم
شما میتونین کالای خودتون رو از همینجا سفارش بدین
به دخترت پیام بده
خیلی خب، امتحانش میکنم - خیلی خب -
خوبه! دیگه کی؟ - طبیعیه؟ -
کاملاً طبیعیه
نه، ترکیبات طبیعی هستن؟
جردن، من عاشق اینم که تو بگی
بهتره همه از مشاغل سیاهپوستان حمایت کنید
اما فعلاً تو مطمئن نیستی
فقط این ریدن من حساسه
حساس - همین -
!حساس
من هرچی که بخوام میخرم
کیر توش، درسته
...خانما
شما نمیتونین تو مدرسه چیزی بفروشین
چه خبره، دام؟
...بعد از مدرسه ئه. من نمـ - نمیتونی این کارو بکنی -
...باشه، من
...مربی، اون فقط میخواست
بله، این فقط یه تجارت جانبی کوچیکه
دو تا میگیرم، لطفاً
بله، درسته
خونگیه، خب؟
قطعاً نه
من به هیاهوی کارآفرینی شما احترام میذارم
فقط دوباره اینجا نه، خیلی خب؟
میدونم، باشه
!فردا، دخترا
بله، مربی
ممنون دام
همچنین رو مو هم انجام میدم، مربی
من همه کاری میکنم
قلاببافی، ساخت کلاه گیس، سبک های طبیعی
من رنگ هم میزنم. میتونم اون خاکستری رو واستون بزنم
نه اینکه شما خاکستری ها رو تکون بدین
میدونی، نقره همهچیزه - فشارش نده -
گوتچا، مربی
پس، دومو،
این چهل دلاره. فقط از همین
کلمه - تو خوبی -
دارم رد میدم
نه، نه، نه. نده
درست مثل یه حس ملایمه. قول میدم
نه، نه درمورد این
میتونی بوی منو حس کنی؟
نع
گفتم بو نمیده
فقط.... فقط بخاره. ما نیازی به قایم شدن توی اینجا نداریم
آره، داریم. محافظ دو در
تو شبیه مامانت هستی یا بابات؟
نمیدونم
...مامانم، فکر کنم، اما
من نصفم پاکستانی و نصفم دانمارکی ـه
پس، فکر نکنم شبیه هیچکدومشون باشم
...آره، خب
من فرزند خونده ام، پس واقعاً شبیه هیشکی نیستم
میدونی، من شانسیام
یا حرضت عباس
...من کیری طور تصادفیام، انگار
من ترکیبی از این دو تا تاریخ متفاوتم؟
آره
پس من به هیچ وجه مناسب نیستم، درسته؟
مثل اینه که من به اردو حرف میزنم
اما کل خانوادهام جوری رفتار میکنن که انگار من یه سفید پوستم
خب، هستی
یه جورایی
میدونی، این عکس من و پدر و مادرمه
و ما تو این پرورشگاهیم، درسته؟ و اونا انگار
خیلی هیجان زدهان و این خیلی شیرینه، میدونی؟
اما بعدش، تو پس زمینه انگار نوزادای دیگه ای هستن
و انگار همهی این تخت های کوچیک یکیان
آره، و؟
میدونی، اونا من رو انتخاب کردند
مثلاً اونا من رو انتخاب کردن... انگار من مثل بچه گربه بودم یا یه همچین چیزی
مثل یه پناهنده. منظورم اینه که من بودم
میدونی باید چیکار کنی؟ بیستوسه و من
احتمالاً چیزای خیلی بدی درموردت بهت میگن
با این حال هنوز هم اونو حس میکنی؟
آره، اینطور فکر میکنم
به نظرت واقعاً اون بچهها به جوئی دل مارکو تجاوز کردند؟
آره
اما تو اینو نمیدونی - میدونم، اما اون گفت که اونا این کار رو کردند -
اونا میگن که این کارو نکردند - آره -
من حس میکنم دلایل زیادی واسه دروغ گفتن دارن
اما تو اونا رو نمیشناسی. ...و اون دختر رفتارش خیلی کیریه
این مهم نیست
...اما این کارو میکنه، شاید اونا نمیدونستن که
بدن اون دهکدهای مرطوب بود
و اونا اون رو بگا دادند
این... از مونولوگهای واژن ـه
میرا بهمون گفت اونو واسه آماده شدن برای نمایشنامه بخونین
یا اکثر امامزاده ها
یا ابلفضل، یا ابلفضل
تو تنها کسی هستی که میتونه مونولوگ واژن رو اجرا کنه
تو یه نمایش عجیب و غریبی
نه، من خیلی ازش خوشم میاد
اینکه ازش خوشت میاد رو دوست دارم
....آره، اونا
...اونا دهکدهی
مرطوب اون رو خراب کردند
اون یارو، جورج رایت رو میشناسی؟
...یکی از بچههایی که اون دختره میگه، مثلاً
هیچی
بیخیال
نه، یه حس عجیبی دارم که نمیدونم بهش اعتقاد دارم یا نه
میدونی، ازش خوشم نمیاد
هیچوقت آرزو میکنی که مذهبی باشی؟
.... مثلاً
من مسلمانم، اما این واسه من واقعاً سختگیرانه است
...من هم کاتولیکام، اما اونا متجاوزن، پس
راشل میره معبد
خاخام اون یه زن باحال و فمینیست ـه
آره
مثل اون. من... من... من فکر میکنم داشتن همچین چیزی شگفت انگیز باشه
...مثل
...یه جایی واسه رفتن، مثل
...درمان یا مثل
...اردوگاه، اما کمتر ناخوشایند و نخبهگرا و
...میتونی حرف بزنی و
...اون شخص توی زندگی اجتماعیت نیست، انگار
من.... من عاشق بالا بودنام
...انگار
من میتونم.... میتونم هرچیزی رو بگم
...و
...میتونم بهت بگم که واقعاً
آره
من واقعاً به همچین شخصی نیاز دارم
میتونم بیشتر داشته باشم؟
آره
قطعاً
ازش خوشت میاد؟
نمیدونم از چی خوشم میاد
میدونی، من قبلاً موسیقی مدرسه رو دوست داشتم
اما حالا ازش متنفرم
...پس
من کی هستم؟
ریدم توش
بکیرم
چی گفته بود؟
اون میگفت تو حیرت زدهای
تقریباً یه ثانیه بعد هشدار دادن بهت واکنش نشون دادی
این طبیعیه؟
نه.
نه، این معنیش اینه که تو مزاحمی
آره، طبیعیه. وقت میبره تا بدنتون محرک رو پردازش کنه
اگرچه تاخیر دوم کمی طولانی به نظر میاد
خانم آرنوکس میگه، افرادی که از شهود قویای برخوردارند،
درواقع میتونن قبل از وقوع تحریک واکنش نشون بدن
مثل اینکه روانیان؟
نه، اونا حسی هستند
اونا حسشون رو تقویت کردند تا توی تصمیم گیری بهشون کمک کنه
...یا واسه بهترین آمادگی برای - پیشبینی -
...انتظار میتونه تو رو درگیر کنه، تو
بار خودت رو خیلی زود از بین میبری - همون چیز نیست. -
وایسا. دوباره امتحانم کن
میخوام ببینم میتونم تحریک رو درک کنم و بر اساس اون پاسخ بدم
یا میتونم اونو پیشبینی کنم
خیلی خب
استناد میکنم
روی زمین دراز بکش. یا روی تختت، یا هر جای دیگه.
چشماتو ببند
آروم
...نکتهی اصلی
این نیست که سعی کنی پیشبینی کنی چی میشه
اما واکنشت طبیعی باشه
گرفتم
بزن بریم
سلطان، من فعلاً واسه انگیزه تو اتاقت هستم.
تو میتونستی چیزی که من قرار بود انجام بدم رو درک کنی
No comments yet. Be the first to leave one.