The Light in Your Eyes

The Light in Your Eyes (눈이 부시게)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

눈이 부시게 The Light in Your Eyes E10
Un commento di Ro94kgh
@KTteam. . .🌹مراجعه کنید @KTteam برای دانلود دیگر زیرنویس ها به کانال تلگرامی🌹

Tag

other
Pubblicato il: 2019-03-13
Download: 34
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

تقديم ميکند KT Team تيم ترجمه

اگه پروازش شبانه است تا الان وسایلش رو جمع کرده

کی؟

آقای آرورا

که اینطور

موندم که کرم ضد آفتاب هم بر میداره یا نه

از اون جایی که پوستش بی رنگ و روئه شاید بره برنزه کنه

شنیدم نودل های لیوانی تو یه همچین جاهایی خیلی گرونن

امیدوارم یکم نودل لیوانی با خودش ببره

میدونی چجوری به غذا ها ناخونک میزنه؟

باید با خودش گوچانجانگ و دونجانگ هم ببره

اونجا سرده؟

خیلی سرده

پس باید یه کت بلند هم برداره

اما محدوده دمایی اون کشور خیلی خشکه

پس نباید فقط لباس های نازک زمستونی برداره

...پس

چند تا لباس هم باید برداره که زیر بقیه لباساش بپوشه

...اما ممکه به خاطر اون کت بلند

جای کافی نداشته باشه

پس باید گوچوجانگ و دونجانگ رو در بیاریم؟

..نه بیا با

اون غذاهای تیوپی عوضش کنیم

برنج فوری چطور؟

حتما باید برش داره

باید لباس زیرشم در بیاریم؟

اونوقت میتونه از همونجا بخره دیگه

همینجوریشم بودجه اش کمه

چطور میتونه بره لباس زیر بخره؟

بیا یه چمدون بزرگتر برداریم

ایده خوبیه

...اما مگه مجبور نمیشه

پول بیشتری توی فرودگاه موقع پرواز پرداخت کنه؟

اصلا چرا نمیری خودت براش وسایل جمع کنی؟

راست میگه بیا بریم هه جا

باشه- هی-

حتی راجبش فکر هم نکن انقدر مثل کنه بهش نچسب

همین الانشم باهاش خداحافظی کردی پس دیگه تموم شده

راست میگی

خداحافظی کردم

چیه؟ دوباره میخوای ببینیش؟

نه

خدای من ، این احمقارو باش

بهشون گفتم باهاش خوب باشنا

صورت کوچولوی خوشگلت ترکیده

هی جون ها

واقعا میخواستی گزارشمُ به پلیس بدی؟

تمومش کن هی وون

دارم ازت سوال میکنم عوضی

واقعا میخواستی گزارشمُ به پلیس بدی؟

باورم نمیشه

...چطور تونستی با من

همچین کاری بکنی؟

من خیلی خوب ازت مراقبت کردم یادت نمیاد؟

وقتی مادربزرگت فوت شد

من اونجا عملا عزادار اصلی بودم

وقتی به خاطر پدرت دستگیرت کرده بودن

خیلی تلاش کردم تا بیارمت بیرون یادت نمیاد؟

...چطور تونستی

همچین کاری باهام بکنی

دیگه از حدّت داری رد میشی تمومش کن

از حدّم رد میشم؟

از کدوم حدّ؟

از کدوم حدّم رد شدم؟

هی

...فکر کردی ما میتونیم با فروختن محصولات ارزون

کار و کاسبی ـمون رو راه بندازیم؟

ما زیر قرضیم

حتی برای اداره کردن این کسب و کار ، وام خصوصی گرفتم

چطور میتونم اونو برگردونم؟

تو اینکارو واسم انجام میدی؟

باید یه چیزی داشته باشم تا بتونم بهش تکیه کنم مگه نه؟

اون آدمای پیر حتی توسط بچه هاشونم رها شدن

ما باهاشون بازی کردیم ، ازشون نگهداری کردیم

و حتی گذاشتیم بیمه داشته باشن

و اگه فوت کنن

پول بیمه رو به عنوان جایزه این سخت کوشی هام میگیرم

اینطوریم نیست که برنامه ریخته باشم واسه کشتنشون

چرا کله سحر هیون جو گفت دور هم جمع شیم؟

منم نمیدونم هنوز نیمه خوابم

این چیه؟ چی شده؟

براتون یه ماشین اجاره کردم بچه ها

میخواستین برین مسافرت پس بیاید بریم

اون میخواد بره شفق قطبی رو ببینه چرا ما نتونیم بریم؟

بیاید ما هم بریم مسافرت سوار شین

معرکه ست- بهت گفته بودم به بزرگترت احترام بزار-

مهم نیست چی بشه حرف ، حرف منه ها

به هرحال داشتیم میرفتیم دیگه

کجا میخوای بری؟- ساحل-

بریم طلوع خورشید رو ببینیم

!باشه !ما داریم میریم ساحل

راستی من امروز ضبط دارم

ما هم باید وسایل جمع کنیم

خیلی خب پس فردا میریم

باشه

فقط همینو میخوای بیاری؟

چیه؟ مگه چشه؟

وقتی میخوابی خیلی راحته

مگه میخوای لباس فروشی راه بندازی؟

مگه میخوای داروخانه راه بندازی؟

فقط دارم دارو هامو بر میدارم

اگه منم وسایلم رو بردارم اونوقت باید یه چمدون دیگه هم برداریم

این دارو ها رو بخوری دیگه غذا نمیخوای

خودتم تو آینده این شکلی میشی

الان حتی به لباس پوشیدنتم اهمیت میدی

اما وقتی مثل من پیربشی ، فقط به دووم اوردن فکر میکنی

بعد از دیدن طلوع آفتاب چیکار باید بکنیم؟

از اونجایی که داریم میریم کنار اقیانوس ، پس باید ساشیمی بخوریم

اونجا کافه های خوبی هم داره پس بیاید عکس هم بندازیم

باید آبگرم هم بریم- دلم میخواد امتحانش کنم-

چی؟

آتش بازی- منم-

باشه همه اینکارا رو میکنیم

دارین میرین مسافرت؟- حرفامونو شنیدی؟-

شما بچه ها تنهایی مشکل ندارین؟

نمیتونی خودتو بهمون بچسبونیا الکی دنبال بهانه نگرد

این سفر برای دوستیمونه

چی میگی !خودمم نمیخواستم بچسبونم خودمو بهتون

هی تو چشمای من نگاه کن

ارتباط چشمی رو قطع نکن بهم نگاه کن ، میکنی؟

شرط میبندم چون ناامید شدی الان چشمات پر اشک ـه

هنوزم انکارش میکنی؟- چون این خیلی تنده-

من باید برم به پخش زنده ام برسم

کانالت رو که معلق کردن

هی چرا تو همش غیر رسمی با من حرف میزنی؟

من برادر بزرگتر دوستتم

منُ مسخره میکنی؟

بکش کنار چرا اونجا وایسادی؟

راهت رو گرفتم آره؟

!مگه نه؟

هی ، زیرانداز برداشتیش؟

نه- کجاست؟-

مطمئنا تو اتاق یونگ سو ئه

!هی زیر انداز کجاست؟

برو بیرون زود برو بیرون

بدون در زدن اومدی تو سریع برو بیرون

اون چیه؟ بکش کنار

چرا؟

داری چیکار میکنی الان؟

چرا داری وسیله جمع میکنی؟

میخوای بیای بهمون بچسبی؟- نه اصلا-

میخوام قشنگ چند روز گورمو گم کنم

واقعا؟ کجا؟

میخوام برم معبد

باعث میشه ذهنم باز بشه

...یکم هوای تازه میخورم

و خوب فکر میکنم

اگه داری میری معبد پس چرا ظرف استیک پز رو میبری؟

اونجا باد خیلی قویه وقتی دارم کتاب میخونم

صفحه ها با وزش باد تکون میخورن

واسه همین اینو میزارم رو کتاب که تکون نخوره

خیلی خب اشکال نداره فرض کنیم من رد دادم

"البته ، معلومه که یه استیک پخته شده رو میتونی به معبد ببری"

فکر کن من زر زر هات رو باور کردم

اونوقت چرا داری لباس شنا با خودت میبری تو معبد؟

راهب اصلی ازم خواست بیارم

چرا یه راهب باید یه همچین لباس شنایی بخواد؟

مطمئن نیستم چرا ازم خواست اینو بیارم؟

نکنه خواسته های دُنیویـش برگشته؟

اما از اونجایی که خودش خواسته ، باید براش ببرم

تلاش میکنم تا متقاعدش کنم که بیخیال خواسته های دنیویش بشه

بس کن دیگه

نمیشه بیای همشُ برداشتم

چته؟

خیلی خب نمیام ، اصلا نمیام

مشکلش چیه؟

اوه ، چی میخوای؟

اون چیزی که برای کمپرس داغه از اونایی که گرم نگه میداره

حس میکنم اینجاها دیدمش- اوه اون-

بزار ببینم اینجاست

ممنون- میخواین برین مسافرت؟-

آره دیگه کی میتونیم با دخترا بریم بیرون

ما چطور پس؟ کی ما میتونیم بریم مسافرت خانوادگی؟

ما هم باید یه جا بریم

بیا روزٍ پدر بریم

...یادته اون موقع رو که رفتیم ساحل

و هندونه خوردیم؟ اون خیلی سفر خوبی بود

من باید برم

بابا- شما دوتا دارین اینجا چیکار میکنید؟-

بعدا میبینمت- بابا ، بیا سفر خانوادگی بریم-

مثل اون قدیما که خوشحال بودیم

چرا واسه این سفر وسیله جمع کردن تا ابد طول میکشه؟

شما بچه ها کی میرین؟- موقع طلوع آفتاب ، چطور؟-

مواظب خودتون باشین

بگیر- اون چیه؟-

با این یکم غذای خوب واسه خودتون بخرید ببخشید که کمه

مریض شدی؟- چرا؟-

عجیبه که دارم به خواهرم پول میدم؟

نه منظورم این نبود

اینجا- ممنون یونگ سو-

هیون جو ، مواظب هه جا باش

چی؟ باشه

گفتی صبح زود میخواین برین دیگه؟

این حتما سنگینه میزارمش توی صندوق عقب

موقع رانندگی مواظب باش

باشه

خوش بگذره دخترا

چه مرگش شده؟ چیز اشتباهی خورده؟

مامانم تو غذاش سم موش ریخته؟

خوب تموم شد عالی بود

More Farsi Persian subtitles for The Light in Your Eyes

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left