The Vampire Diaries

The Vampire Diaries

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 8

Informazioni sulla release

The Vampire Diaries S08E04 farsi sub
The Vampire Diaries S08E04 HDTV x264-LOL
The Vampire Diaries S08E04 HDTV XviD-FUM
The Vampire Diaries S08E04 XviD-AFG
The Vampire Diaries S08E04 720p HDTV x265 ShAaNiG
The Vampire Diaries S08E04 720p HDTV HEVC x265 RMTeam
The Vampire Diaries S08E04 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
The Vampire Diaries S08E04 720p HDTV x264-DIMENSION
Un commento di Mohadeseh
زیرنویس فارسی قسمت4 فصل8 خاطرات خون آشام

Tag

XviD
Pubblicato il: 2016-11-12
Download: 53
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

آنچه گذشت

- من سیبل هستم - ما داریم درباره

یه سیرن زنده حرف می زنیم

دیمن کاملا به من وفاداره

این رو با ساکن داخل سردابه تحویل دادن

فک کنم تو جهنم ساخته شده

چنگال میزان سازیه

دیمن تموم شد

حالا ازادی

کاش همینطور بود استفن

ولی کار من با اون تازه شروع شده

واقعا امیدوار بودم وقتی سیبل رو شکست دادیم

هر کنترلی که روی دیمن داره ازبین بره

ولی یه جوری، به شیوه ای هنوزم اونو در دست داره.

دیگه چکار میشه کرد؟

تو هنوز تعلقات زیادی داری

ادمای زیادی حاضرن بخاطرت بجنگن

باید روش کار کنیم

لاکوود

دیمن، وایسا

سیرن ها با کنترل ذهنی

قربانیشون رو به مرگ می کشونن

بعضیا میگن اونا پیام اور شیطانن

فکر می کنم هر داستانی باید از جایی شروع شده باشه

یه قصه برام بگو

چجور قصه ای؟

یه چیز شاد

در روزگاران قدیم

در یه دهکده

که دقیقا در همین نقطه بود

مردی زندگی می کرد

ارکیدیوس

دوستاش بهش می گفتن کید که البته دوستای زیادی داشت

او مرد مودبی بود

عشق می ورزید و احترام می گذاشت

ولی کید می تونست کاری بکنه که هیشکی نمی تونست

می تونست ذهن بقیه رو بخونه

ذهن خوان بود؟

نخستین ذهن خوان

بخاطر این قدرتش بود که نسبت به بقیه خیلی همدلی داشت

و این قدرت بود که باعث شد جونشو ازدست بده

...چیزی که تصور می کنی برادر

ناپاکه

ممنوعه

اگه بذاری بیشتر در عمق ذهنت برم

شاید بتونم کمک کنم و امیالت رو سرکوب کنم

کید فقط می خواست کمک کنه

ولی از حد خودش تجاوز کرد

و بقیه که از قدرتش می ترسیدن

حتی دوستانش رو هم علیه اش کردن

اون موقع بود که کید متوجه

چیزهایی در درون افراد شد

که حتی قدرتش هم

نتونسته بود بفهمدش:

شرارت واقعی

من ازت یه داستان شاد خواستم

ولی این شاده، خواهر عزیزم

از نظر مرگ، کید پیروز شد

از اون لحظه به بعد

مردان شرور تاابد بخاطر کارهای

بدشون تنبیه میشن

کید انتقامشو گرفت

و یه روز

ما هم انتقاممونو می گیریم

:ترجمه و زیرنویس از Mohade$eh

هی

هی

بخاطر اینده مون می گم

فقط چون من شب رو با بانی گذروندم

دلیل نمیشه که نمی تونی تو تخت خودت بخوابی

درسته، اره، نه من تو اسلحه خانه خوابیدم

گفتم به شما دوتا یه کم فضا بدم

حال بانی چطوره؟

چسبیده به سمت انزو

علی رغم تمام چیزهای وحشتناکی که انزو بهش گفت.

هنوز باید یکی دو روز دیگه بهش گرسنگی بدیم

تا اینکه بانی بتونه بره سراغ روشن کردن کلید انسانیتش

خب، اگه کسی بتونه اونو برگردونه

اون شخص بانیه

هی می دونی چیه؟

من احتمالا باید برم

من و الاریک

یه قرار کوچولو با سیرن داریم

مراقب باش

دیدی که سیبل چکارایی می تونه بکنه

وقتی وارد سرت بشه

مادامی که این جنگال میزان سازی زنگ بزنه، نمی تونه کاری کنه

یه عبارت مختصری هست که نامزدها بجای

«موفق باشی و من روحم با توئه»

استفاده می کنن؟

اره، فک کنم باید بگی:دوستت دارم

منم دوستت دارم

هی مرسی

از پرستار تشکر کن اون ناخوداگاه همه چیزو ممکن می کنه

هی

فک کردم بهت گفتم که امروز نیای

خب شنیدم کمبود قهوه داری

و بدو بدو اومدم

خب درواقع

ما وسط یه پروژه بزرگیم

....پس چطوره امروز رو مرخصی بگیری

پروژه بزرگ؟ بنظر سطحی میاد

دختری رو تو زیرزمین بستی؟

شوخی کردم

باشه. من دیگه میرم

در آنِ واحد فقط ازعهده یه وسوسه گر برمیام

به هرحال، خبری از دیمن شد؟

هیچی. همینه که نگرانم می کنه

هی!

هی! حواست اینج باشه گردن کلفت

تو پیتر مکسولی؟

نه، پیت صاحب اینجاس

من فقط واسه کمک استخدام شدم

اسمم لو هست. چه کمکی ازم برمیاد؟

من واقعا باید با پیت حرف بزنم

خب، هرکاری می خوای بکن

باید یه کم دیگه برگردی

هی، دقیقا واسه چی اومدی اینجا؟

می دونی گفتنش سخته

واقعیتش، من حتی کسی نیستم که

به پیدا کردن رئیست اهمیت بدم

... یه زنی هست ... این کلمه رو شل و ول می گم

اسمش سیبله، که می خواد رئیستو پیدا کنه

پس بطرز مرموزی

من اینجام

انگار اون دختره داره ذهنتو سرویس می کنه

اصلا خبر نداری

سوپرایز میشی من 5بار ازدواج کردم

حرفمو پس می گیرم

دستمو رو کردی لو

ببین قضیه اینه

یه چیزی بین من و سیبل بود

ولی تموم شد

در نظریه، من یه مرد ازادم

ولی من هنوزم می بینم دارم هرکاری رو می کنم

که فکر می کنم اون دلش می خواد من انجامش بدم

به درک، بین خودم و خودت باشه

احتمالا بخاطرش ادم هم بکشم

پیت به زودی برمیگرده من باید برگردم سرکار

نه

تو باید هرکاری من میگم بکنی

فقط یه سوال دیگه رو جواب بده

بدترین کاری که تاحالا کردی چیه؟

من یکی از اون زن هامو که برات گفتم رو کشتم

وانمود کردم تصادفی بوده

تکون نخور

لعنتی، داشت ازت خوشم میومد لو

واقعا

...حالا همونطور که گفتی

برگرد سرکارت

سیرن کاملا قدرتمند

اسیر یک چنگال

اینو مردی میگه که با یه تکه چوب کشته میشه

قضیه این وسیله چیه

که اینقدر برات درد داره؟

چرا برای بچه هام دردناکه؟

منو بگو فکر کردم همه رازهامو فهمیدی

فکر نکنم

اگه این، قدرت ذهن خوانیتو ازت می گیره

پس چرا دیمن هنوز عروسک توئه؟

من به عمیق ترین بخش ناخوداگاهش وصل شدم

اگه دیمن هنوز داره بهم خدمت می کنه واسه اینه که در عمق وجودش

اینو دلش می خواد

چرا اینکارو باهاش می کنی؟

همش که شد دیمن، دیمن دیمن

یه ذره هم کنجکاو نیستید

من کی هستم؟

نه درواقع

من فقط به این اهمیت میدم که چجوری برادرم رو نجات بدم

خب خوش بختانه

جواب سوالت

یه قصه است. درباره من

تو قصه دوس داری، نه پروفسور؟

داستانای واقعی رو ترجیح میدم

خب پس عاشق این یکی میشی

در روزگاران قدیم

در یک دهکده مدیترانه ای کوچک

یه دختری بود

وقتی که بزرگ شد

دختر روستایی کم کم از خودش قدرت های ذهن خوانی نشان داد

خصلتی که در سرزمینش ممنوع بود

ازوقتی که هرکسی یادش میومد

کمک کنید، لطفا!

سرنوشت ذهن خوان ها

تبعید بود

که دختر روستایی

بیچاره، معصوم و رها شده

...اخر سوار یه قایق شد

این قایق اونو به سمت

صخره های یک ساحل سرد و دور بود

درسته مقدر بود که رهاش کنن

ولی قرار نبود تنها بمونه

اونجا با دختری از اهالی

جزیره ملاقات کرد

هردو تبعیدی بودن

ازنظر توانایی ذهن خوانی به هم مرتبط بودند

جز خون در همه چیز مثل دوتا خواهر بودن

از اون لحظه براشون مقدر شد که یه روز

...سیرن بشن

پس می بینی استفن

More Farsi Persian subtitles for The Vampire Diaries

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left