Informazioni sulla release

The Time We Were Not In Love E12
Un commento di Persian Dream Team
نسرين - SAMIRA

Tag

other
Pubblicato il: 2015-08-05
Download: 30
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

:: قسمت 12 ::

بيا طوري نشيم که ديگه حتي نتونيم با هم دوست بمونيم

بيا برگرديم

به جايي که بهمون خوش ميگذشت و خوشحال بوديم

چوي وون

وون

من، وقتي رفته بودي سفر

ميترسيدم يه چيز خيلي مهم رو از دست داده باشم

اينکه از شر چوي وون به عنوان دوستم خلاص شده باشم

فکر کردم اينکه بخوام دوباره دوست صميمي بشيم

خيلي خودخواهانه ست

...اين زمان طولاني اي که با هم گذرونديم

معنيش اين نيست که حتما بايد عاشق همديگه باشيم يا به هم علاقه داشته باشيم

فکر ميکنم معني اي عميقتر از اينا داشته باشه

دوست؟

آره، دوست

ممنون

از اين به بعد، تو هر رابطه اي با هر کسي داشته باشي من پشتتم

اينکه پشتم باشي خوبه ولي لطفا عيب و ايراد نگير و قضاوت نکن

باشه بابا

!اوه هانا

دوستش باشي يا نباشي

بخاطر اينکه دور و بر هانا ميچرخي نميبخشمت

چا سو هو

بريم

داشتين چيکار ميکردين؟

باز با من دعوا کردي و رفتي پيش چوي وون؟

مگه بهت نگفتم؟

اونروز، بعد از اينکه با من دعوا کردي ديدم داري با چون وون گل ميگي و ميخندي

سو هو

نبايد اول سوال کني

که چرا، واسه چي من با چوي وون بودم؟

فقط بخاطر اينکه ما با هم بوديم تو اينجوري از دست من عصباني شدي؟

چوي وون دوست منه

هم اونروز و هم امروز، چوي وون به عنوان دوستم پيش من بود

انتظار داري اين حرفا رو باور کنم؟

چرا باور نميکني؟

پس، سه سال پيش واسه چي گذاشتي رفتي؟

چرا بدون اينکه مثل الان عصباني بشي

يا سعي کني سوءتفاهم ها رو برطرف کني غيبت زد؟

...بقيه هر چي هم گفتن

حتي با وجود مخالفت خانواده ام

به جاي انتخاب يه دوست قديمي من تو رو انتخاب کردم

چون خاطره ي زخما و دردي که رو دلم گذاشتي

اصلا واسم اهميت نداشت

تو کسي هستي که نميتونم پسش بزنم

...چا سو هو، تو واقعا

ببخشين

مدير اوه، گزارش همه ي چيزايي که مربوط به کفشهاي چاانديه رو دادم

پس تاريخ توزيع کفشها رو براي فروش بهمون بدين

غير از اينا، وضعيت عملکردمون رو براي ايشون توضيح بده

باشه - پس بااجازه -

کفشهاي پروژه ي مشترک

قراره هفته ي بعد براي فروش توزيع بشن اول هم از بازارها شروع ميکنيم

...کنسرت خيريه هم ماه بعده

کنسرت خيريه ي چا سو هو

ممکنه به خاطر برنامه ي تور جهاني کنسل بشه

پس مدير اوه هانا، لطفا از امروز خودتونو بکشين کنار

بله؟

دوست ندارم يه حرفو دو بار تکرار کنم

اين موضوعو با خود چا سو هو هم در ميون گذاشتين؟

رئيس آژانس منم

خب رئيس آژانس باشين

مگه آژانستون از سر استعداد واعتبار هنرمندتون سرپا نيست؟

اون يه سري مصاحبه درخصوص اين پروژه انجام داده

اگه شما تصميمتون رو عوض کنين اونوقت چي به سر اعتبار چا سو هو مياد؟

چي گفتي؟

بنظرتون اينکه آدمي بشين که

به خاطر يه تور جهاني حتي نميتونه سر يه قول کوچيک وايسه

فايده اي هم داره؟

حالا ديگه منو نصيحت ميکني؟

نصيحت نکردم فقط به خاطر اينه که نميفهمم

خيلي چيزا تو دنيا هست که تو نميفهمي

تو جايي که من هستم، اينجور استثنائات پذيرفتني نيستن

لطفا تجديدنظر کنين

سو هو

ميفهمم چي داري ميگي

من به تور جهاني نميرم

اينا فقط فکراي رئيس مينه، نه من

من تو اين سه سال به اندازه ي کافي اجرا داشته ام الانم اومدم اينجا که استراحت کنم

لطفا طبق برنامه هاي کنسرت خيريه پيش برو

بين مسافرهاي درجه يک امروز يه بيمار سرطاني لاعلاج داريم

يه همراه و دکتر همراهشن

در صورت شرايط اضطراري ممکنه درخواست مراقبتهاي ويژه بشه

ازتون ميخوام نهايت همکاري رو داشته باشين

باشه

استاد

منو يادتون نيست؟ من چوي وونم

دبيرستان دونگ بانگ پايه ي سوم، کلاس 1 شماره ي 43

!ها، چوي وون

استاد

تنهايي؟ الان وقت نهاره

چرا نرفتي غذا بخوري، وايسادي زل زدي به بيرون؟

ازش خوشت مياد، درست ميگم؟

نه، خوشم نمياد

يعني چي که نه؟

کسي نيست من باهاش نهار بخورم ميخواي با من غذا بخوري؟

نه، نميخوام

اگه با شما غذا بخورم، رودل ميکنم

تو نمايشنامه نويسيت خوبه

دوست نقش اول نمايشنامه کيه؟

دختري که دوستش بهش علاقه داره و پسري که به دختره علاقه داره؟

مشتاقم بدونم

فکر کنم جواب رو بدونم

بعد از اين همه سال تدريس خوب ميتونم ذهن آدما رو بخونم

چون مادر نداري به خودت گشنگي نده

اگه گشنه ات شد، بيا پيش خودم

واسه پسري که دست به نوشتنش خوبه اينقدر کارو ميتونم بکنم

ممنونم

ولي، نويسنده نشيا، گشنه ميموني

يادم اومد. هنوزم مينويسي؟

نه، وقتي اينجا ديدمت پس يعني نويسنده نشدي،نه؟

بله، يادتون اومد

بايد ميومدم بهتون سر ميزدم، عذر ميخوام

از چي عذر ميخواي؟ ما خيلي اتفاقي همديگه رو ديديم

چيز ديگه اي لازم ندارين؟

نه - ...اين سفر -

بخاطر سي و پنجمين سالگرد ازدواجمونم هست

آها، فهميدم

يه لحظه صبر کنين لطفا

چيکار ميکنين ارشد؟

يه هديه ي ويژه ست

اين ديگه چيه وون؟

اين يه هديه ـست واسه شما که سفر خوبي داشته باشين

واي خدا، اين واقعا قشنگه

به لطف تو، ما يه سفر عالي داريم

منتظرم تو سفر بعديتون هم بهتون سرويس دهي کنم

نمايشنامه اي که نوشته بودي تو خونه ـست، بيا ببرش

هنوز دارينش؟

باشه، پس به همين زوديا ميام خونه ـتون ميبينمتون

باشه

وون

بايد لحظه لحظه ي زندگيت رو بدون پشيموني زندگي کني

واقعا ميخوام اينجوري زندگي کني

چشم استاد

همونجوري که انتظار ميرفت، چوي وون بي نظيره

هر کسي ميتونه از اينکارا بکنه

تو هم يکم کيک ميخواي سو اون؟

نه مرسي

اون هميشه کارهاي عجيب غريب ميکنه

کارهاي عجيب غريب نميکنه کله اش کار ميکنه

باشه، باشه، من ديگه چي ميتونم بگم، واقعا که

اينبارم يکي بخر، يکي ببرـه؟ بله، يکي بخر، يکي ببر ـه -

نپسنديدين؟ - اين زيپش اينجوريه -

کاري هست بتونم برات انجام بدم؟

صبر کن ببينم

ميتوني لطفا يه ميز کوچيک و چند تا صندلي بياري؟

واسه چي؟ ميخواي چيکار کني؟

کلي فروش کرديم

امضاي چا سو هو عجب تاثيري داره ها

به همين تعدادي که فروختين، واسه بچه هاي کم توان کفش فرستاده ميشه؟

آره - چه فکر خوبي -

موقعي که ما کفشها رو هديه ميکنيم، تو هم عکس ميندازي و مصاحبه ميکني

همه ي کارا رو ميسپارم به خودت

مرسي

جيگرم حال اومد

بيا بريم بيرون ديگه

ميخوام يه چيزي بهت بگم

همينجا بگو. اينجا راحت و خوبه

چيزي نيست که بتونم تو يه همچين فضايي بگم

تا موقعي که وقتمون تموم بشه هنوز خيلي مونده

تازه فقط دو ساعت گذشته

يعني واقعا اينقدر کنار من راحتي؟

ما تا حالا فقط دو بار همديگه رو ديديم بار اولم تو رستوران گامجاتانگ بوده

امروزم که تو سونا

بنظرت فقط تنش کم نداره؟

من فکر ميکنم اين رابطه جواب نميده چون سليقه ي ما با هم فرق داره

بهتره ديگه همديگه رو نبينيم

اگه جواب نداد، کاري ميکنم که جواب بده

دفعه ي بعد ميريم جايي که تو بخواي

نشنيدي چي گفتم؟

گفتم بيا تمومش کنيم

واقعا بايد اينجور حرفا رو تو سونا بزنم؟

اول بيا يه چيزي بخوريم بعد در موردش فکر ميکنيم

دفعه ي بعد آرايش نکن

وقتي آرايش نداري خوشگلتري

!من تخم مرغ آبپز دوست ندارم

!مي هيانگ

"بانوان"

!مي هيانگ "بانوان"

!مي هيانگ

ميدوني اينجا کجاست؟

بعدا اون طرف ميبينمت

نه ممنون. ديگه به من زنگ نزن

بهت زنگ ميزنم

!هي، هي

اين، اين چيه؟ اينا ديگه چيه؟

ميخوام واسه خانواده ي مهربونم غذا بپزم

واسه چي ميخواي غذا بپزي؟

!نه، نه! نميخواد

...يعني

مجبور نيستي اينکارو بکني

از اينکه واسه مامان بابام دردسر درست کردم خيلي ناراحت بودم

هانا، نميشه من اينکارو بکنم؟

نميشه تو فقط بري دست و روت رو بشوري و منتظر بموني، بعدش يه غذاي خوشمزه بخوري؟

حالا وايسين ببينين چه ميکنم کل دستور پختا رو حفظ کردم

اينکه حفظ کردي معنيش اين نيست که ميتوني غذا بپزي

طعم خوب غذا از مهارت آشپز بدست مياد

وون

چي شده؟ ترسونديم

More Farsi Persian subtitles for The Time We Were Not in Love

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left