Le prime 200 righe.
پس تو با خانواده اش یه معامله ای کردی تا
اونـو از شایعاتی که توی کشورش پخش شده دور کنی؟
چه شایعاتی؟
چی؟
هیچی
شما راجب اون شایعات بی اساس حرفی دارید؟
نه،اصلاً
منسیا کجاست؟
زنگش زدم و پیامش دادم،ولی جواب نمیده
پس اون اینجا نیست؟
آری،من بهت سپردم که مطمعن بشی اون میاد اینجا
بابا،من نمیتونم 24ساعت روز رو حواسم بهش باشه
اگه اوکی نیستی تا ولش کنیم، میخوام راحت باشی
فقط اینـو بدون که،این آخرین باره
خواهیم دید.
بله مامان.
بنجامین گفت که با 3 تا بچه اش میاد اینجا
اونا در کلاس من خواهند بود
نگران نباش.
منم همینطور،دوسِت دارم، فردا صحبت میکنیم
باعث افتخاره که شخصاً باهاتون ملاقات کردم
باعث افتخار منـه،خوش اومدید
بذار به بچه هام معرفیت کنم،پاتریک
-سلام،حالتـون چطوره؟ -خوشبختم
-همچنین -و آریاندا
سلام.
حالتـون چطوره؟
از ملاقات با شما خوشحال شدم
سه میلی گرم الکل توی خونشـه
اگه به مشروب عادت نداره..
بیهوش شد؟ مجبورش کردن؟
نمیدونیم
48 ساعت اول بسیار مهم خواهد بود.
:تـــرجمه و تنـــظیم متــین | @ Matin78124
"نخبه" قسمت دوم-فصل چهارم "پنج ثانیـه"
فیلیپ فلوریان فون تریسنبرگ. دومین وارث جوان در اروپا.
اون دو سال پیش "لبال"رو افتتاح کرد
-بله حتماً -مجلس عروسی بزرگ فرانسوی
-چیزی ازش نشنیدید؟ -نه
ولی بهتر از همه،ببین این یکی خوبه
اون یک نماد و حامی بهترین طراحان لباس بین المللیـه.
اون از زمان تحصیل در
بهترین مدارس،به چهار زبان اسپانیایی،انگلیسی و سوییسی و فرانسوی صحبت میکنه
اون خیلی خوشگلـه،خیلی خوشتیپـه
دورگه اسپانیایی-فرانسویـه
-این توی خونشـه -وایسا ببینم درست متوجه شدم یا نه
تو قبلاً خیال پردازی کردی که
با این یارو فلویران توی راهـرو قدم بزنی و خودتـو مشهور کنی؟
فلوریان،نه فلویران. من فقط دارم اطلاعات رو به اشتراک میذارم
خب،کلاه ایمنی ـت رو سرت کن خانم
چون قراره خیلی زود بزنتـت زمین
پس به همین دلیلـه که اونا دوربین و فلزیاب نصب کردن
بله درسته، اقدامات بیشتری هم صورت میگیره
اینجا بهتر به نظر میـرسه
-آره درسته. -بعداً میبینمتـون.
واو، شگفت انگیزه
سلام.
یک دقیقه وقت داری؟
چی میخوای؟
میخوای منـو خر کنی تا بابامـو راضی کنم دوربین ها رو حذف کنه؟
نه
میخوام عذرخواهی کنم.
-شرمنده اگه فکر کردی که همه اینا یه بازیـه -کدوم قسمتش بازی نبود؟
از قدم زدنمـون لب ساحل لذت بردم
قدم یا قرار؟ قبلاً میگفتی قرار
باشه،قرارمـون
یه قرار واقعی بود؟
دیگه چی واقعی بود؟
ارتباطی که احساس کردیم.
من هم قبول دارم..
-خنده هامـون،خوکچه هندیـم -دوست دخترت چی؟
دوست دخترم هم واقعی بود
واقعاً متاسفم آری
بیخیالش میشم
ولی تا زمانی که دوست دختر داری، هیچ رابطه ای نباید باشه
قبوله؟
آره.
قبوله
بین تو و آری یه حس و حال عجیبی به وجود اومد،نه؟
توی شنا با هم شوخی میکردید
مدام به همدیـگه خیره میشدید، خیلی مشتاقانـه صحبت میکردید
یه سوتفاهم بود،رفع شد
-یعنی نمیخوای شانست رو امتحان کنی؟ -من دوست دختر دارم!
-خیله خب،خوب شد فهمیدم -چیه؟ازش خوشت میاد؟
من؟ عمراً! نگران نباش،مُخش رو نمیزنم
باشه باشه
"باشه باشه"چی؟
-اگه من حرکتی بزنم،چیزیت میشه؟ -نه،اصلاً
-منظورم اینـه که تو دوست دختر داری -آره
-ولی هیچ ربطی به من نداره -چی؟
بعنوان یه دوست بهت میگم،اون خیلی از تو سر تره
وایسا ببینم،حسودیت شده؟ یا دوباره یه نخبه کونی شدی؟
میخوام ازت محافظت کنم
میدونم یه داف خفن داشتی،ولی تموم شد دیگه
کارلا بهترین و آخرین کِیس خوبی بود که بهت پا داده
آری نه تنها از مدار تو خارج نیست،بلکه به اندازه پلوتو از تو دوره،فهمیدی؟
-پلوتو هان؟ -آره
باشه
ناراحت نشو مرد
دیشب کجا بودی؟
بیرون
میشه بپرسم با کی؟
با یکی از دوستای دخترم
کدوم دوستت؟
بنجامین،میخوام برم
نمیخوام واسه کلاسم دیرم بشه،وگرنه ناراحت میشی
منسیا
منسیا
ببخشید.
بله؟
سابقه کیفری؟
کدوم کلمه رو نمیفهمی؟ "سابقه" یا "کیفری" رو؟
کلمات خیلی ساده ای هستن پاریلا
میدونم معنیشـون چیه
ولی چرا شما سابقه ما و اقوام نزدیکمـون رو میخواید؟
خصوصیـه،مگه نه؟
با توجه به تو و مادرت،خیلی هم عمومیـه
اگه میخوای،جاش رو خالی بذار
این من نیستم که میخوام بدونم همکلاسی های وارث چه کسانی هستند،قوانین شاهنشاهیـه
ولی بنظر منطقیـه
اینکه اونا بخوان از همکلاسی های وارث اطلاعاتی داشته باشن
اینطور نیست؟
ربه
حالت خوبه؟
عالیه
اینقدر حساس نشو ربه
احمقی عمر؟ آدما رو دارن اخراج میکنن!
دقیقاً این حرف رو نزد
-خفه شو،با تو نیستم -اوکی
شنیدی
این آقای به اصطلاح خوب واقعاً عصبیـه
بنظرت کی اول از همه میره؟میخوای حدس بزنیم؟
مامانم توی زندان بوده و منم خیلی شرایط خوبی نداشتم
این کصکش با یه تیر دو نشون میزنه
میفهمم که اولین واکنش ما اینـه که بقیه رو بخاطر اشتباهات خودمون مقصر بدونیم
ولی همونطور که شنیدی،اینجا قراره یه جای سلطنتی بشه
ربه،تو تنها کسی نیستی که خانواده اش سابقه کیفری داره
به برادر سامو فکر کن.
یا پدرت
یادت رفته اونم سابقه داره؟
تا زمانی که به شاهنشاهی و بنجامین مربوط بشه، همه ما توی یه سطحـیم
همه تو یه سطحِ مزخرفیـم
برو توی کلاس
فقط ده دقیقه بهم فرصت بده
ربه..
دوستت دارم
و میدونم که تو هم منـو دوست داری..
ولی نمیفهمم چرا داری مُدام از من دوری میکنی
اونوقت چرا فکر میکنی من اونجوری دوستت دارم؟
چون.. دفعه آخر..
و این کارو کردم..
تو هم همراهی کردی..
ببین منسیا،من نمیخوام که..
از اینجا برو بیرون
باید یه جستجو انجام بدیم
وقتی بوست کردم دنیا به آخر رسید؟؟
هان؟ بگو دیگه
توی پنج دقیقه گذشته چیزی عوض شده؟
قیافه باباتـو ندیدی؟ "پاریلا،برو بیرون"
پس حالا بهونه دوری کردنـت از من،بابامه؟
منسیا،لطفاً
بیا هرکی راه خودش رو بره
اونقدرا دشوار نیست،نه.. دارم ازت درخواست میکنم،لطفاً..
بهتره الان از ربه دوری کنیم،وگرنه دهنمـونو سرویس میکنه
اونا ریختن رو هم؟
آره انگار
و اون گُرخیده چون طرفش دختره؟
-اون اینجوری نیست -نه
فکر میکنم بدونم چخبره
یا بتونم حدس بزنم
ازش بخواه که ببریش کلاب که باهاش شام بخوری، تا من بتونم باهاش حرف بزنم
اگه من ازش درخواست کنم،بهم میگه برو درت رو بذار
بابا میگه که تو شب با ربکا رفتی بیرون
خب،اگه بنجامین این حرفو زده، پس درسته
اون همچنین میگه که ربکا پول همه چیـو میده
میدونی ربکا از کجا پول میاره؟
از خودپرداز.
درست مثل تو.
آره.
وقتی داشتیم همـو بوس میکردیم،بنجامین مُچـمون رو گرفت
مشکلیه؟
جدی!؟
حالا لزبین شدی یا چی؟
نه نیستم
فقط نمیخوام خودمـو وادار کنم که باید چیکار کنم،یا چه احساسی داشته باشم
-متوجه منظورم میشی؟ -آره
تو عاشق توجه هستی..
منسیا،نمیتونم بذارم با اون دختر معاشرت کنی
اون واست خوب نیست
ربه متاسفم که واست دردسر شدم میشه صحبت کنیم؟
چیکار میکنی؟
-منسیا پیام داد -چیکار میکنی؟
سلام آرماندو.
شاید بتونیم یه بار دیگه همـو ببینیم،
البته اگه بخوای
تُف توش،نادیا تماس تصویریمـون رو یه ساعت عقب انداخت
همیشه باید به ساز اون برقصم
گاهی اوقات حس میکنم که فقط من دارم تلاش میکنم
نگران نباشید،منم به روش خودم قاطی میکنم
اینطوریا هم نیست رفیق، شما دوتا با هم خوبید یا چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.