The House of Bernarda Alba

The House of Bernarda Alba (La casa de Bernarda Alba)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

The House of Bernarda Alba (1987) DVDRip
Un commento di hamlethamletian

Tag

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Pubblicato il: 2022-03-28
Download: 22
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

«« خـانــه‌يِ برنــاردا آلـبــا »»

«نکته‌ي ضروري اينکه در ترجمه‌ي اکثر ديالوگ‌هاي اين فيلم، از کتاب «سه نمايشنامه .اثر «فدريکو گارسيا لورکا»، ترجمه‌ي مرحوم «احمد شاملو»، بهره برده شده است

.همه‌چيزو برق‌بنداز

!امان از اين ناقوس !مُخ‌مو خورد

کليسا خوشگل .به‌نظر مي‌رسه

از همه‌يِ شهرها .کُلي کشيش اومده

،وقتي دعايِ آمرزشو شروع‌کردن .طفلي «ماگدالِنا» غش‌کرد

آخه اونه که .از همه تنهاتره

فقط هم اون بود که واقعاً .خاطرِ پدرشو مي‌خواست

واسه دختر کوچولوم کمي بهم نميدي، «پونسيا»؟

.بگير

يه مُشت هم .نخود بردار

اون امروز حواسش .به اين چيزها نيست

در خوب بسته‌ست؟

کليدو دو بار .توش چرخوندم

.بايد تخته‌يِ پُشتشم مي‌نداختي !انگشت‌هايي داره که صد رحمت به چنگال

!داره مياد

قوم‌و‌قبيله‌اش همه از دم اومدن؟

.فقط قوم‌و‌قبيله‌يِ خودش .کس‌و‌کارِ شوهرش که ازش متنفرن

صندلي به‌اندازه‌يِ همه هست؟

آره، وگرنه مجبورن .بشينن رويِ زمين

!يالا برق‌بنداز !اين ملامين‌ها رو هم برق‌بنداز

بس‌که بشور‌بمال کردم .دست‌هام غرقِ خون‌ــه

اگه «برناردا آلبا» ببينه ... همه‌چيز برق نمي‌زنه

همين چهار تارِ مويي که !برام مونده رو از بيخ مي‌کَنه

!چه عفريته‌اي

،اون مي‌تونه بشينه رويِ سينه‌ات ... چشم بدوزه تويِ چشمت

و يک سالِ آزگار ذره‌ذره ... جون‌کَندن‌تو سياحت‌کُنه

بدونِ اينکه لبخندِ يخ‌زده‌اش .از صورتِ لعنتيش محو بشه

با تو خوب تا مي‌کُنه؟

سي سالِ آزگاره ... رخت‌و‌لباس‌شونو مي‌شورم

سي سالِ آزگاره ... تهِ سُفره‌شونو سق مي‌زنم

صبح تا شام هم، از درزِ در ... زاغ‌سياه همسايه‌ها رو چوب مي‌زنم

که سير تا پيازشونو .واسش خبرچيني کُنم

حالا هيچکدوم واسه همديگه !رازِ ندونسته‌اي باقي ندارن‌ها

،و با اين حال !لعنت بهش

الهي ميخ‌طويله‌هايِ درد و مرض !چشم‌و‌چال‌شو کور کُنه

!ول‌کُن، زن - !خوب سگِ نگهباني‌ام والا -

وقتي بخواد ... واسش پارس مي‌کُنم

... وقتي هم کيشم بده

.پاچه‌يِ گداها رو مي‌گيرم

پسرهام که جفت‌شون ... عيالوارن

رويِ زمين‌هاش .جون مي‌کَنن

اما يه روز بالاخره !به خرخره‌ام مي‌رسه

اونوقت با خودم مي‌کِشمش ... تويِ يه پستو

و تمامِ نفرتِ عالمو !روش تُف مي‌کُنم

!برناردا»، تحويل بگير» !اين بخاطرِ فلان چيز! اين بخاطرِ بهمان چيز

تا دست‌آخر مثلِ مارمولکي که بچه‌ها زيرِ پا !لهش کرده‌باشن، ولش‌کُنم برم ردِ کارم

به چيزيشم که الحمدالله .چشم ندارم

پنج تا دخترِ اکبيري .رو دستشه

آنگوستياس» رو» ... که از شوهر اوليشه

و يه پولي هم داره ... که کنار بذاريم

بقيه‌شون با همه‌يِ اون ... گُلدوزي‌ها

... و پيراهن‌هايِ نخي

کُلِ دار‌و‌ندارشون .يه لقمه نون و انگوره

من که داشتنِ همونشم !از خدامه

ميرم يه‌خُرده بشينم .پايِ صحبتِ کشيش

.از خوندنش خوشم مياد

"موقعِ دعايِ "اي پدرِ ما ... صداش همينجور ميره بالا

انگار که گُرگ !اومده تويِ کليسا

حالا نمي‌خواد به گلوت !فشار بياري

واقعاً؟

کاش به چيزِ ديگه‌ام !فشار ميومد

،خوش بحالت ... «آنتونيو ماريا بِناويده‌س»

که گرفتي با لباس‌هايِ شق‌و‌رق ... و چکمه‌هايِ چرميت آنچنان تخت خوابيدي

که ديگه حتي هوس نمي‌کُني ... مثلِ اون وقتها

بياي پُشتِ درِ حياط‌خلوت .دامنِ منو تويِ چنگت مچاله کُني

من تو رو از همه‌يِ آدم‌هايِ اين خونه .بيشتر دوست‌داشتم

حالا ديگه بدونِ تو چطوري ميشه زندگي کرد؟

بهتر بود عوضِ ننه‌من‌غريبم‌بازي .به کارهات مي‌رسيدي و خونه رو تميزتر مي‌کردي

!حالام بيرون .تو جات اينجا نيست

فقير‌بيچاره‌ها .عينِ حيوونان

خُب اونهام .غم‌و‌غصه دارن

اما يه ملاقه عدس که بيشتر تويِ کاسه‌شون بذاري .غم‌و‌غصه يادشون ميره

،واسه زنده‌موندن .بايد يه چيزي خورد ديگه

،بچه‌يِ به سن‌و‌سالِ تو .جلويِ بزرگ‌ترها اظهارِنظر نمي‌کُنه

.بشينيد

،«ماگداله‌نا» .گريه‌تو ببُر

شنيدي که چي گفتم؟

.به مردها هم بده - .دارن بهشون مي‌رسن -

به «برناردا» بگو .که من گشنه و تشنه‌ام

.قبلاً بهش گفتم

لااقل کمي پس‌آبِ ظرفشويي ... بدين بنوشم

و گوشتِ سگ !بدين بخورم

!بيا ببينم

... پپه ال رومانو» هم»

.با مردها اونجا بود

.آره، اونم بود

.البته منظورت مادرشه

اوني که ديده .مادرش بوده

.ماها «پپه» رو نديديم .نه اون، نه من

... من خيال‌کردم که

تويِ کليسا، چشمِ زن‌ها نبايد ... جز به واعظ

.به هيچ مردِ ديگه‌اي بيفته

چرخوندنِ سر ... به اينور اونور

لابد واسه گشتن پيِ !حرارتِ تنِ نرمـه

!ستوده باد خداوند

!ستوده باد و ارجمند

،ستوده بادي به عمقِ جانِ ما !در کبريايت اي نگهبانِ ما

!غنوده در پناه خداوند

با کرّوبيانِ عالمِ بالا !در پناه عدالتِ والا

!غنوده در پناه خداوند

... با کليدِ همه‌چيز گشاينده

و به هدايتِ آن !دستِ بخشاينده

!غنوده در پناه خداوند

... به شادي و شادکامي

!با آرامشِ جاوداني

!غنوده در پناه خداوند

... با ارواحِ مقدس و شاد

!جاودانه در آرامش باد

!غنوده در پناه خداوند

... بگذار در پناه رحمتت بخُسبد

... «آنتونيو ماريا بِناويده‌س»

و او را که خدمتگزارِ ناچيزِ توست !جاودانه بپذير

اميدوارم سال‌هايِ سال عمر کُنين !ولي پا تويِ خونه‌يِ من نذارين

هيچ عيب‌و‌ايرادي .نمي‌توني بگيري

همه‌يِ شهر .اومده‌بودن

آره، اومدن خونه‌مو از گندِ دامن !و زهرِ زبون‌شون پُر کُنن

.مادر، اينجور حرف نزنين

،تويِ اين شهرِ لعنتيِ بي‌رودخونه .درست بايد همينجوري حرف زد

ده‌خرابه‌اي که دائم تنِ آدم ... از خوردنِ آبِ مسمومِ

.چاه‌هاش مي‌لرزه

ببين چه بلايي سرِ !کفِ اتاق‌ها آوردن

صد رحمت به !گله‌يِ گوسفند

دختر، يه بادبزن .برسون به من

!يه سياهشو بهم بده

ياد بگير به عذايِ پدرت !حرمت بذاري

.مالِ منو بگيرين .من گرمم نيست

تويِ 8 سالِ ... دوره‌يِ عزاداري‌مون

هوايِ کوچه نبايد .واردِ اين خونه بشه

بايد جوري رفتار کُنيم که انگار .درها و پنجره‌ها رو از دم گِل گرفتيم

تويِ اين حين هم مي‌تونين رخت‌هايِ .عروسي‌تونو برودري‌دوزي کُنين

من که مي‌دونم واسم .عروسي‌اي در کار نيست

پس ترجيح ميدم کيسه‌هايِ گندمو .کول‌بگيرم ببرم آسياب

هر کاري شرف داره به ... کپک‌زدنِ

روز‌به‌روز .تويِ اين هلفدوني

.سرنوشتِ زن همينه

لعنت به هرچي !زن‌بودنـه

.اينجا حرف، حرفِ منه

حالا ديگه نمي‌توني .واسه بابات خبرچيني کُني

... زن با سوزن و نخ

.مرد با قاطر و شلاق

تويِ خونواده‌هايِ حسابي .قاعده اينه

حينِ مراسم، پدرم دراومد .تا تونستم نيگرش دارم

چند بار مجبور شدم دهن‌شو .با يه پارچه ببندم که قيل‌و‌قال نکُنه

بفرستينش تويِ .حياط‌خلوت

ولي مبادا همسايه‌ها .از پنجره ببيننش

آنگوستياس» کجاست؟»

داشت از درزِ درِ پُشتي .مردها رو ديد مي‌زد

خودت اونجا چه غلطي مي‌کردي؟

مي‌خواستم ببينم .مُرغ‌ها جا رفتن يا نه

ولي مردها تا الان .ديگه بايد رفته‌باشن

هنوز يه دسته‌شون .اون بيرون وايسادن

بله، چيه؟

کيو داشتي ديد مي‌زدي؟ کيو؟

.هيچ‌کي

هيچ خوبيت داره يه دخترِ ... خونواده‌دار مثلِ تو

روزِ دفنِ پدرش چشمش دنبالِ مرد باشه؟

!يالا بگو ببينم

کيو ديد مي‌زدي؟ - من؟ - !بله، تو -

.هيچ‌کيو

!آروم باش

همه‌تون گُم‌شيد !از جلويِ چشمم

آنگوستياس» حاليش نيست» .چکار مي‌کُنه

.البته خيلي عيبـه خُب

اول ديدم مي‌خواد يواشکي .از کُنجِ حياط‌‌خلوت جيم‌شه

بعدش ديدم پُشتِ يکي از پنجره‌ها ... خف‌کرده

و داره به اختلاطِ مردها .گوش‌ميده

از همين حرف‌هايِ بي‌تربيتيِ .هميشگي‌شون ديگه

چي مي‌گفتن؟

کي‌ها؟ - .مردها -

.صحبتِ «پاکا لا روسه‌تا» رو مي‌کردن

شبِ قبلش تويِ اصطبل ... دست‌و‌پايِ شوهره رو مي‌بندن

... خودشو مي‌نشونن

رويِ اسب و مي‌برنش .پُشت‌مُشت‌هايِ زيتون‌زارها

و اون هيچ کاري نکرده؟ - !کور از خدا چي مي‌خواد، دو چشمِ بينا -

ظاهراً لباسِ درست‌حسابي هم .تنش نبوده

... «و «ماکسيميليانو

.عينهو يه گيتار گرفته بودش !چه وحشتناک

بعدش چي شد؟ - .خُب هموني که بايد -

.کَله‌يِ سحر برمي‌گردن

پاکا لا روسه‌تا» با موهايِ افشون» !و يه تاجِ گُلم رويِ سرش

خيلي چيزهايِ .ديگه هم ميگن

چي‌ها مثلاً؟

.روم نميشه بگم

و دخترِ من .همه‌شو شنيده

.به عمه‌هاش رفته

همون اطواري‌هايِ تويِ سرکه خوابيده‌اي ... که تا يه بچه‌سلمونيِ مزلف

ازشون تعريف‌کُنه !چشم‌هاشون چهارتا ميشه

خُب از حق هم نبايد گذشت که .دخترهات وقتِ شوهر‌کردن‌شونه

تازه بيچاره‌ها واست .دردسريم درست نمي‌کُنن

آنگوستياس» سي سالو شيرين داره، مگه نه؟» - .درست سي و نُه -

!يه‌خُرده فکرکُن خُب .دوست‌پسر هم که هيچوقت نداشته

.نه اون و نه بقيه‌شون .احتياجي هم ندارن

اين اطراف تا 10 فرسخي، تنابنده‌اي نيست که بتونه .به دخترهايِ من نزديک بشه

ميگي چي؟ شوهرشون بدم به عمله‌هايِ روزمزد؟

بايد مي‌رفتي .يه آباديِ ديگه

!آره! ببرم بفروشم‌شون

.«نه، «برناردا .واسه اينکه وضعو عوض‌کُني

ما به هم اعتماد داريم يا نه؟

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left