Business Proposal

Business Proposal (사내맞선)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

사내맞선 Business Proposal E11 WEB-DL❤️(Barcode)❤️
내맞선 Business Proposal E11 HD❤️(Barcode)❤️
Un commento di Mary_fall
❤️@Barcodesubtitle❤️

Tag

HD
Pubblicato il: 2022-04-05
Download: 45
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

از اولش نمیخواستم بهتون دروغ بگم

...اتفاقی سر قرار آشنایی رفتم و مدیر کانگ رو دیـ

قرار آشنایی؟

تو چرا رفتی؟

من با جین یونگسو از گروه مارین دوستم

...نمیخواست سر قرار آشنایی بره به خاطر همین

خب بعدش؟

بعد از اینکه مدیر کانگ فهمیدن ...من یونگسوی واقعی نیستم

ازم خواستن وانمود کنم دوست دخترشونم

چون نمیخواستن وقتشون رو برای قرارهای آشنایی تلف کنن

...پس از اولش واقعا باهم نبودین

اما شروع کردین به قرار گذاشتن تا من رو گول بزنین؟

...بله قربان اما - ...اگه چیزی بین شما دوتا نیست -

دیگه لازم نیست بیشتر از این چیزی بشنوم - ...اما -

دیگه ته مو رو نبین

...فکر نمیکنم بخوای تو موقعیتی قرار بگیری

که بقیه براشون سوء تفاهم بشه

...قربان، باید یه چیزی بهتون بگم

چیه سونگهون

چی؟

ته مو؟

من خوبم

آره، بریم

مامان

نگاه نکن، ته مو

بابا

چطور جرات کردی بیای اینجا؟

قربان

نمیشنوی چی میگم؟

نمیخوام کسی چیزی ببینه که بعدا باعث سوء تفاهم بشه

...پدربزرگ

نمیخوام اینطوری صدام کنی

فکر میکنی تقصیر کیه که ته مو تصادف کرده؟

من خوبم پس لازم نیست ناراحت بشین

خوبی ته مو؟

جای دیگه ات صدمه دیده؟

یه رابطه الکی رو شروع کردی چون نمیخواستی سر قرارهای آشنایی بری؟

چطور تونستی همچین دروغ احمقانه ای سرهم کنی؟

من دیگه میرم جناب مدیر

پدربزرگ

رابطه ما الکی نیست

من عاشق شین هاری ام

...تو هم

از همه این ماجراها خبر داشتی؟

معذرت میخوام

پس شما دوتا باهمدیگه نقشه کشیدین که گولم بزنین؟

ای عوضیای نمک نشناس

از سونگهون عصبانی نباشین

اون منشی منه معلومه که باید طرف من باشه

چی تو اون کله اته؟

همین حالا باید تمومش کنی

متوجه شدم

...اما

اصلا انتظار داشتن یه نتیجه رو نداشته باشین

چی؟

...منظورت - ...فکر نمیکنم هرگز دیگه زنی رو ببینم -

که به اندازه هاری عاشقش بشم

...پس اگه میخواین من خودم رو

فقط وقف کارم کنم و هرگز ازدواج نکنم، هرکاری دلتون میخواد بکنین

الآن داری من رو تهدید میکنی؟

...پدربزرگ منظورم این نبود

اگه بگم"باید از روی جنازم رد شی" چی؟

وقتی به عنوان گوم هی دیدینش ازش خوشتون اومد

...اون موقع

نمیدونستم همش یه دروغه

همه چی دربارش دروغ بوده

من کسی ام که مجبورش کردم این کار رو بکنه

من مجبورش کردم وارد یه رابطه قراردادی بشه

مقصر بیشتر این اتفاقا منم

...پس از من متنفر باشین

و انقدر بی رحمانه درباره هاری قضاوت نکنین

...من با تمام قلبم عاشقشم

پدربزرگ

خیلی خوشحالم که ته مو زیاد صدمه ندیده

رئیس کانگ حتما خیلی شوکه شده

آره

راستی، چه بهت گفت؟

بهت پول داد و گفت بهم بزنی؟

داری سعی میکنی حال و هوام رو عوض کنی؟

نه اینطور نیست

اکس من از دوره دانشگاه یادته؟ اون یارو از یه گروه مستقل

چون خیلی دیوونش بودم بابام بهش یه پاکت پول داد

اونم پول رو برداشت و غیبش زد

ها؟

چرا این روزا انقدر بارون میاد؟

یونگسو معذرت میخوام ولی باید برگردم بیمارستان

ها؟ یهویی چرا؟ داره بارون میاد

معذرت میخوام.میشه بزنی کنار؟

دیگه باید تشریف ببرین قربان

باشه

معذرت میخوام

...بیرون داره بارون میاد

...به خاطر همین

نگران ته مو بودم

میتونین برین تو

روشن نکن

اونجا چی کار میکنی؟

داشتم بیرون رو نگاه میکردم

چرا برگشتی؟

...نگو که

دلت برام تنگ شده بود؟

آره حق باتوئه

بیا اینجا

میبینیش؟

برج اِن سئول مگه چیه؟

...الآن یادم اومد یه بار بابام گفته بود

اون برج شبیه یه درخت کریسمسه

چی فکر میکنی؟

حالا که گفتی یه جورایی به نظرم شبیهه

...اون روز

پدرم داشت یه کار عجیب و غریب میکرد

دیدمش داره چندتا کادوی کریسمس برام کادو میکنه

....گریه میکردم که بابانوئل واقعا وجود داره یا نه

و مادرم با کلی بدبختی داشت آرومم میکرد

پدر و مادرت حتما خیلی دستپاچه شده بودن

آره

...اما مادرم بهم گفت

سر بابانوئل شلوغ بوده به خاطر همین از بابام خواسته برام هدیه ها رو کادو کنه

خوب قضیه رو پیچوند

به خاطر همین چندسال بعدشم باور داشتم بابانوئل هست

...آخرین باری که

انقدر طولانی بارون رو تماشا کردم یادم نمیاد

ممنونم که نگرانم بودی و برگشتی

قبلا ازش متنفر بودم

همدردی یا احساس نگرانی

حس میکردم هیچ کسی نمیدونه من واقعا چه حسی دارم

به خاطر همین یه مشت کلمه و حرکات تو خالی و بی حس بودن برام

به خاطر همین وانمود میکردم خوبم، و بالاخره منم باورشون کردم

...اما یه روزی

حس کردم دارم از درون میپوسم

به خاطر همین یه مدت خیلی درد کشیدم

...فکر میکنم

هر کی بود همین حس رو داشت

...تصادف پدر و مادرم

به خاطر من اتفاق افتاد

نرو مامان

امروز تولدمه

بابا گفتی امروز با هم میریم شهربازی

ته مو

من و مامانت زود برمیگردیم باشه؟

داریم برمیگردیم تا باهم بریم شهربازی ته مو

یه کم دیگه صبر کن

زودباش دیگه. دیرمون شده

زودباش

ته مو، نباید با مادرت اینطوری حرف بزنی

آره، باشه

مامانم میاد؟

آره. زود میرسه. باشه؟

باید عجله کنیم

بابا

ته مو، نگاه نکن

مامان - نگاه نکن -

مامان

ته مو، نگاه نکن

مامان

ته مو

بابا

گریه نکن، ته مو

مامان

...هیچ وقت نمیتونم تو خوابام

صورت پدر و مادرم رو ببینم

فقط از پشت سرشون میبینمشون

...و همیشه

فکر میکنم شاید ازم متنفرن

...و به خاطر همینه که

...نمیذارن صورتشون رو ببینم

حتی توی خوابام

...چطور میتونی

همچین حرف مسخره ای بزنی؟

ته مو

اصلا میدونی همین الآن که داشتی درباره ...پدر و مادرت حرف میزدی

چه لبخند قشنگی داشتی؟

...با دیدن اون قیافه میتونم بگم

چقدر پدر و مادرت عاشقت بودن وقتی داشتی بزرگ میشدی

...خیلی دوستت داشتن، واقعا فکر میکنی

ازت متنفرن؟

ای بابا

حالا که داستانت رو شنیدم میترسم

نکنه پیش خودت فکر میکنی که تصادفت به خاطر من بوده واسه همین از من متنفری؟

اصلا اینطور نیست

چطور همچین چیزی به ذهنت رسید؟

..میبینی

این کاریه که تو میکنی

...پدر و مادرت چطور میتونن

از پسر خودشون متنفر باشن؟

...احتمالا اونها بیشتر از هرکسی

میخوان که تو شاد باشی

...من

فکر میکردم لیاقتش رو ندارم

...فکر میکردم هیچوقت نباید

خودم رو ببخشم

...من مطمئنم که پدر و مادرت

میخوان که تو شاد باشی

..احتمالا ازت میخوان که

...گذشته رو رها کنی

و مثل بقیه شاد زندگی کنی

حتما خل شدم

واقعا اینجا خوابم برده؟

خوب بخوابی

....تو

More Farsi Persian subtitles for Business Proposal

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left