Le prime 200 righe.
الف+یک
پنج شش، دو، دو، سه...
نه، نه.
موندم چرا نمیتونی. بابا فقط یه پرش هستش.
همش از این ور، میپری اونور. در حالی که جای پریدنت اینجاست.
باید اینجا بمونی. چرا همش برمیگردی عقب؟ باید تو یه مسیر مشخص بمونی.
یالا.
پنج، شش، هفت، هشت.
یک، دو، سه، چهار. بپر.
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هف، هشت.
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت.
میشا. میشه لطفاً موسیقی رو روشن کنی؟
آیانا، برو بشین. فقط داری وقتمونو هدر میدی.
دخترا، یالا.
خیله خب. آیانا. میتونی بیای.
یالا، خواهشاً، سریع.
خب پس، آمادهای دوباره انجامش بدیم؟ همگی آروم باشید.
آخرین شانسته، آیانا، آخریشه.
یا الان یا هیچ وقت.
تمرکز کن! تمرکز!
بپا.
ماشینو نگه دار. - عمراً. -
ماشینو نگه دار. -
نگهش دار. - چه گهی داری میخوری؟ -
نگه دار. بزن کنار.
بزن به چاک. - چه کیری داری میخوری، مرد؟ -
بجنب. - جواهرا کجان؟ -
کیرم تو جواهرا. - گاییدمت. -
آخه چیکار داری میکنی آقا جون؟
جون مادرت نمیر. زود باش.
نمیر. تو رو خدا بیدار شو.
تا دو دقیقه دیگه میرسیم، مقاومت کن. از سر راه برو کنار.
دیگه رسیدیم به بیمارستان. دو دقیقه بیشتر نمونده.
تکون بخور.
کسی هست؟ دکتر، تو رو خدا.
کمک!
یکی کمک کنه. بد جور صدمه دیده.
دکتر؟
دکتر؟
بابا کجایید؟
پرستار! خواهشاً یه دکتر خبر کن.
دکتر؟ لطفاً براش دکتر خبر کنید. کمکش کنید.
تصمیم گرفتم یه فیلم راجع به داستانت بسازم.
داستان زندگی تو و دختره.
نسخه مدرن رومیو و ژولیت میشه.
رومئو و ژولیت؟
اینا دیگه کیَن؟
قشنگترین داستان عاشقانهای که تا حالا نوشته شده.
حالا شما کی هستید؟ - کارگردانم. فیلم میسازم. -
رومئو و ژولیت؟ - آره. -
ولی ترجیح میدم اسمشو بزارم، ژولیت و رومئو.
اسمت چی بود؟
"مگه بهت نگفتم؟ -" نه. -
آلیس.
آلیس.
سلام آلیس.
سلام آنتوان.
میدونی کیَم؟
میشناسمت.
برا همین پایه بودی؟
نمیدونم. شاید.
پشیمونی؟
نه. همه چی حله. پشیمون نیستم. - باشه. -
میشه یه سوال احمقانه بپرسم؟
والا با توجه به وضع الانمون، احمقانه بودن بهترین کاره.
به غیر از موسیقیت، چیو بیشتر از همه تو دنیا دوست داری؟
خودمو. - خودتو؟ -
آره. - نه بابا؟ -
آره بابا. - جون من؟ -
شرط میبندم جدی گفتی. - معلومه که گفتم. -
برای همه همین وضعه. برای همینه که عاشق، عاشق شدن هستیم.
عشق من، ترومپتم هستش.
البته برای یه نفر دیگه هم جا دارم.
هر زمان که بشه.
بر طبل شادانه بکوب.
تو چی؟ چیو بیشتر از همه دوست داری؟
عشق.
به هر شکلی که باشه.
دلباخته کسی هستی؟ - آره. -
خیلی وقته با همید؟
از وقتی سه سالم بوده. - چه قدر طولانی. -
نه از اون لحاظ. تا حالا با پسری که به اندازه پیانوم سکسی باشه، آشنا نشدم.
چی چیت؟
پیانوم. - آهان. -
سقف آرزوهات بالا هستش.
همیشه تو ایستگاههای اتوبوس و قطار، پیانو میزنی؟
هر جا که بتونم. عاشق زدن بین جمعیت هستم.
"اولین باره از یه قطار جا میمونم. -" "کجا میخواستی بری؟ -"
یه زن دیگه رو ببینم. - پس جنابعالی، تور پهن کنی. -
یه آدم مشتاقم. مشتاق تور پهن کردن.
فرقی با هم ندارن.
معذرت میخوام. - خواهش میکنم. -
بله؟ آره، راهول. دارم روش کار میکنم.
شرمندم.
بابت همه چیز.
ممنون.
بخاطر همه چی.
ببخشید. آسپرین دارید؟
ممنون.
جولیت و رومئو
اون هواپیما دیگه چیه؟
یکی از مدلای 380 خودمون هستش. یه دقیقه ازمون جلوتره.
دو هزار فوت پایینتر از ماست. داره میره سنگاپر.
ما هم از همون مسیر شروع میکنیم.
برای کار این سوالا رو میپرسید یا محض سرگرمی؟ - کاشکی محص سرگرمی بود. -
آهنگسازی فیلم راهول آبی رو بر عهده گرفتم.
یه کارگردان بزرگ از موج تازه هند هستش.
به سبک بالیوودی؟ -
نه دقیقاً. - نه؟ -
بیشتر شبیه...اون فیلمای سیاه و سفید با فرمت 1:33 هستش.
چجوری بگم، یکم...
خسته کننده هستش. - گرفتم. -
از اون فیلمایی که به خاطر جایزه میسازن، هستش.
ولی کارگردانش، قبلا اسکار برنده شده.
درسته. - کار خوبیه. -
در حال عبور از منطقهای پرتلاطم هستیم.
برای امنیت خودتان، به صندلیهایتان برگشته و کمربندهایتان را ببندید.
"میشه بازم آسپرین بدید؟ -" میرم بیارم. -
بفرمایید، قربان.
در مه، اون زن دور خودش سرگردان بود.
به دنبال صدای آهنگ راه افتادم.
که چی کار کنی؟ - گیتار بزنم. -
چی؟ پسر عاشقتم.
خیلی خوشحالم.
اگه مامانت هم میتونست ما رو ببینه...
گوش میکنی؟ صدام میاد؟
باهام ازدواج میکنی؟
صدام میاد؟
فکر کردم تلفنو قطع کردی. - کاشکی میشد. -
میرم کیفمو بگیرم و بهت زنگ میزنم.
آره؟ میبوسمت. - باشه. -
حرفه شما چی هستی؟
موسیقی زن.
نابغهی موسیقی.
قربونتون.
سلام راهول! چطوری؟
برنامت چیه؟
ببین، دلم میخواد با،
ضبط کردن موسیقی متن اصلی شروع کنیم.
اونم با ارکستر.
بعد میریم سمت...
صحنه دزدی، اتاق ملاقات...
و با ضبط یه موسیقی رقض تو خارج از زندان، تمومش میکنیم.
باشه.
راستی...
ساواگاتا. یعنی به هند خوش اومدی.
درود. - درود. -
"حواست به فرمون باشه. -" حواسم هست. -
اینجا هر جور رانندگی کنی، بلایی سرت نمیاد.
فیلم هندیه دیگه!
راستی اگه سر راه داروخانه دیدیم، میشه وایستی؟
برای چی؟ - سر درد وحشتناک دارم. -
معمولاً داری؟ - نه، از وقتی سوار هواپیما شدم. -
اگه زنده به هتل برسیم، تا صبح فقط استراحت میکنم.
نمیشه. امشب یه قرار کوچولو داریم.
سفیر یه شام به خاطر اومدنت، ترتیب داده.
تُف به این شانس. - این نشون دهنده احترام به سبک هندی هستش. -
تو اینجا یه سوپراستار هستی، میدونستی؟
یه سوپراستار واقعی.
یه بار دیگه بگو. - چیو بگم؟ -
همین که الان گفتی. یعنی اینجا خیلی معروفم؟
نُقل صحبتام؟
خیلی معروفی. - عجب. -
فیلمت درباره یه داستان واقعی هستش؟
درسته. سانجی دزد رو میشناسی؟ - آره. -
موقع بیرون رفتن از بیمارستان، دستگیر شد.
یعنی زندگی اون دختر رو به پول ترجیح داد...
پس نقش خودشون رو بازی میکنن؟ دزد و قربانی؟
آره.
تو هند شدن عینهو یکی از خداها.
برای همینه که اسم فیلمو گذاشتم، "ژولیت و رومئو".
چه خردمندانه. ولی چرا حوا و آدم نباشه؟
اون اسم فیلم بعدیمه. - آره؟ -
باید همیشه اسم زنا رو اول بیاریم.
میگم، تو پاریس دوست دختر داری؟ - آره. -
پیانیست هستش.
که اینطور. - خوشگله. -
خوشگله. و پیشش احساس خوبی دارم.
البته موندم چرا.
وقتی با همیم، حس میکنم تنهام.
بدجنس بازی درنمیارم.
نه اون منو آزار میده،
و نه من اونو. بالاخره اون چیزو پیداش کردم...
تعادل؟ ریتم؟
تعادلم با پستوناش! گرفتی؟
حالا بی شوخی، اونم مثل منه.
رو مُخ همدیگه نیستیم. اوضاعمون خوبه.
فقط مشکل اینجاست که ازم خواسته، باهاش ازدواج کنم.
همین یه ربع پیش ازم پرسید.
نه بابا! - آره. -
تو فرودگاه؟ - آره. -
ازدواج چیز خوبیه، ولی به من نمیاد.
این آدمای تو خیابون... نظرشون درباره زندگی چیه؟
چجوریاست؟
گوش کن...اونا تو همین خیابونا، درس زندگی رو یاد میگیرن.
و بهترین مدرسه برای این کار، عذاب کشیدنه.
افتخار بزرگی از آن سفارت فرانسه شده،
تا آنتوان ابیلارد را در اینجا ببیند.
آهنگساز بزرگ فرانسوی، و شناخته شده در سراسر جهان،
و برنده جایزه اسکار برای موسیقی فیلم "سمفونی شانس"
No comments yet. Be the first to leave one.