Riverdale

Riverdale

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 7

Informazioni sulla release

Riverdale US S07E11 WEBRip x264-ION10
Riverdale US S07E11 WEBRip x264-ELANOR
Riverdale US S07E11 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Riverdale US S07E11 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Riverdale S07E11 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Riverdale S07E11 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Un commento di AMIRX79X
🔲⫸ امـیـر دلـپـسـنـد ⣿ DigiMoviez.com

Tag

webrip
web
x264
BRip
720p
720
1080
x265
HEVC
2CH
Pubblicato il: 2023-06-08
Download: 29
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫بعد از صحبت با خانم گربه‌دار دیوونه

‫توی راهروی خونه‌ی آقای ری‌بری

‫رفتم سراغ کلانتر کلر

‫اما حرفم رو باور نمی‌کرد.

‫یه‌بار دیگه بگو ببینم.

‫همسایه‌ی آقای ری‌بری شبی که قتل ‫اتفاق افتاده، صدای شیشه‌ی شیر شنیده.

‫اتل شبی که پدر و مادرش به قتل رسیدن ‫یه پیک شیرفروش دیده.

‫حالا، اگه یه دو دوتا چهارتای ساده بکنیم

‫خیلی راحت می‌فهمیم که

‫یه پیک شیرفروش قاتل داریم ‫که داره راست راست ول می‌گرده.

‫- موافقید؟ ‫- آقای ری‌بری خودکشی کرده.

‫- این رو مشخص کردیم. ‫- نه، شما مشخص کردید.

‫من نکردم.

‫اگه اون همسایه می‌گفت

‫که کسی رو دیده که لباس ‫پیک شیرفروش پوشیده...

‫دیده باشه، نه شنیده...

‫اون می‌شد یه‌چیزی، وگرنه ‫من دیگه اون پرونده رو باز نمی‌کنم جاگهد.

‫به‌نظرم وقتشه دیگه بیخیال بشی

‫و قانون فردامون رو یادت نره.

‫هالووین برای بچه‌هاست، درسته؟

‫برای نوجَوون‌هایی که دنبال دردسرن نیست.

‫صبح اهالی ریوردیل بخیر.

‫امروز ۲۹ اکتبر ۱۹۵۵ـه

‫و این یعنی وقتشه که بریم توی حس و حال ‫هالووین.

‫قاتل شیرفروش توی ریوردیل؟

‫احتیاط شرط عقله.

‫«بابیلونیوم» ‫

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X

‫قبول دارم، معمولاً وقتی ‫لباس جادوگرم رو بعد از

‫یه مدت زیادی می‌پوشم ‫واکنش‌های بهتری می‌گیرم.

‫مشکل کجاست؟

‫خب، مشکل از لباست که نیست.

‫چون خیلی...

‫خیلی هم جذاب شدی. ‫فقط...

‫ریوردیل زیاد با هالووین جور نیست.

‫می‌تونم بپرسم چرا؟

‫متأسفانه ما مثل گریندیل ‫اونقدر هالووین رو جشن نمی‌گیریم.

‫ما اینجا یه‌سری قانون داریم.

‫قاشق‌زنی فقط برای بچه‌هاست.

‫نوجَوون‌ها بعد از غروب ‫اجازه ندارن بیرون باشن.

‫چرا؟

‫چند سال پیش...

‫شب هالووین یه اتفاق خیلی بدی افتاد.

‫یه ماشین با چندتا از بچه‌های دبیرستان ‫داشتن شیطنت می‌کردن

‫که از جاده خارج میشن.

‫هر ۴تاشون می‌میرن.

‫۲تا از ویکسن، ۲تا از بولداگ.

‫خب پس نوجَوون‌ها باید هالووین چیکار کنن؟

‫کار خاصی نمی‌کنیم.

‫می‌مونیم خونه. ‫به بچه کوچولوها آبنبات و شکلات میدیم.

‫بابام و مأمورهاش با ماشین گشت می‌زنن

‫تا مطمئن شن کسی توی جاده نباشه

‫و شیطنت نکنه.

‫ما توی داک کریک ‫هیچوقت هالووین نداشتیم.

‫اما نوجَوون‌ها به هالووین نیاز دارن.

‫تا لباس مبدل و نقاب بپوشن ‫و تظاهر کنن کس دیگه‌ای هستن.

‫تا دوباره بچگی کنن ‫حتی اگه یه شب باشه.

‫تا یه پسر یا دختر دیگه رو توی تاریکی ببوسن

‫و تقصیر رو بندازن گردن هالووین.

‫تا به مرده‌ها ادای احترام کنن.

‫مـ...مرده‌ها؟

‫توی لس‌آنجلس ‫مامان و بابام قبلاً

‫هر هالووین شیک‌ترین مهمونی ‫لباس مبدل رو برگزار می‌کردن.

‫بعد از مهمونی

‫که می‌شد دم دم‌های صبح اول نوامبر

‫۳تایی‌مون دور میز خانوادگی جمع می‌شدیم

‫و برای ادای احترام به مرده‌ها ‫شمع روشن می‌کردیم.

‫و «روز مردگان» رو جشن می‌گرفتیم.

‫یکی از رسم‌های خونوادگی‌مون بود.

‫و من خیلی دوستش داشتم.

‫بگذریم، انگار که نگهبان‌هامون

‫می‌خوان یکی از رویایی‌ترین ‫شب‌های سال رو کنسل کنن.

‫اما نمی‌دونن که هالووین لقب منه ‫و قصد دارم شدیداً جشن بگیرمش.

‫من رو بگو فکر می‌کردم ‫این شهر از این عجیب‌تر نمیشه.

‫دست به پاکت شیرها نزنید!

‫نه!

‫خیلی‌خب، خوب گوش بدید.

‫دیگه شیر تازه نخورید.

‫شیر خشک بخورید.

‫اتل، حالِت چطوره؟

‫خوبم جاگهد.

‫دلم برات تنگ شده.

‫دلم برای مدرسه تنگ شده.

‫خدایا، اتل...

‫نمـ...نمی‌خوام بیشتر از این ناراحتت کنم

‫اما یه قتل دیگه هم اتفاق افتاده.

‫بِرد ری‌بری نویسنده رو یادته؟

‫همونی که «نوامبر کانتی» رو نوشته؟

‫همونی که خیلی دوستش داری، نه؟

‫آره، داشتم.

‫باهاش همکار بودم اما...

‫فکر کنم جزئی از قتل‌های پیک شیرفروش باشه

‫یا یه شیرفروش اون رو کُشته.

‫کُشته؟ ‫برای چی؟

‫خب همین رو می‌خوام بفهمم.

‫خانواده‌ی تو ‫با آقای ری‌بری ارتباطی داشتن؟

‫نه.

‫اما نمی‌تونه اتفاقی بوده باشه، می‌تونه؟

‫نمی‌دونم جاگ.

‫اما می‌دونی من فکرم کجا بوده؟

‫کجا؟

‫کمیک پیک شیرفروش رو یادته؟

‫همون اصلی...

‫شاید نویسنده‌‍ش یه‌چیزی بدونه.

‫نکته‌ی خوبیه.

‫- میرم دنبالش ببینم چی میشه... ‫- وای خدا.

‫من باید برم جاگهد ‫خواهر وودهاوس داره بهم چشم‌غره میره.

‫اما اگه همه چیز خوب پیش بره ‫زود می‌بینمت.

‫باورم نمیشه تا حالا ‫هالووین رو جشن نگرفتی، رج.

‫عین هر شب دیگه‌ست.

‫فردا صبحش زود بیدار می‌شیم.

‫مثل همیشه.

‫پس یعنی هیچوقت لباس فانتزی نپوشیدی

‫یا قاشق زنی نرفتی؟

‫فقط یه‌بار با پسر عموم رفتیم ‫گاو تکونی.

‫(یواشکی میرن پشت گاوی که حواسش نیست ‫و هلش میدن که بیوفته روی زمین)

‫...بتی...؟

‫ببخشید، چی؟

‫داشتم می‌گفتم

‫حالا که رجی توی بچگی ‫هالووین رو جشن نگرفته

‫نظرت چیه ما براش جشن بگیریم؟

‫آره، چرا که نه؟

‫حالا هالووین چطوری هست؟

‫خب، اول که...

‫قاشق زنی داریم.

‫دوم، میریم قبرستون.

‫و سوم...

‫بوسیدن توی یه خونه‌ی جن‌زده‌ست.

‫همه‌‍ش هم توی شهری مثل ریوردیل ‫قابل انجامه.

‫اتاق آپارات بود.

‫این موقع؟

‫شما این موقع شب اینجا چیکار می‌کنید؟

‫داشتیم...

‫داشتیم از اتاق تاریک برمی‌گشتیم خونه

‫و من هم کلیدهام رو جا گذاشته بودم

‫برای همین اومدیم اینجا ‫تا برش دارم.

‫خوب بلدی ماسمالی کنی، کِلی.

‫تو واسه‌ی چی اینجایی؟

‫نصف شبی دنبال ایده می‌گردم.

‫و خبرهای خوبی هم دارم.

‫دقیقاً می‌دونم شب هالووین باید چیکار کنیم.

‫اینجا توی بابیلونیوم ‫یه نمایش ترسناک برگزار می‌کنیم.

‫و کسی هم نمی‌تونه بگه بالای چشم‌تون ابروئه

‫چون که در واقع قراره

‫نوجَوون‌ها رو همین‌جا نگه داریم.

‫برای تم لباس ‫دهه‌ی ۲۰ توی ذهنمه.

‫فکر خفنیه، نه؟

‫آره، اما...نمایش ترسناک چیه؟

‫یه‌چیز ترکیبی و مخلوط.

‫هیولا، فیلم، رقص و آواز.

‫نیمه شب که شد...

‫مرده‌ها رو زنده می‌کنیم.

«ریوردیل» «فصل: ۷ قسمت: ۱۱»

‫بشتابید، بشتابید.

‫نمایش ترسناک و رقص و آواز هالووینی ‫بابیلونیوم.

‫فقط یک شب فرصت دارید.

‫آهنگ داریم.

‫هرج‌ومرج و آشوب!

‫و وقتی هالووین تسلیم روز مردگان بشه...

‫رستاخیز به‌پا میشه.

‫چهار دانش‌آموزی که چند سال پیش

‫به‌طرز ناراحت‌کننده‌ای شب هالووین فوت کردن

‫جلوی چشم‌هاتون زنده میشن.

‫سریع بلیت‌هاتون رو بخرید تا تموم نشدن.

‫یادتونه داستان پیک شیرفروش ‫این جلد رو کی نوشته؟

‫فقط یه چندتا سؤال ازش دارم.

‫من چه‌می‌دونم بچه.

‫اما اکثر نویسنده‌های مستقل پپ کمیکس

‫قراره توی مهمونی ‫سالانه‌ی هالووین دفتر باشن.

‫نظرت چیه خودت بیای یه سر و گوشی آب بدی؟

‫شاید طرف رو پیدا کردی.

‫ممنون آقای فیلدستون، حتماً.

‫خب، ملکه‌ی زیبایی...

‫شب هالووین برنامه‌ی خاصی داری؟

‫چون داشتم فکر می‌کردم ‫که با هم باشیم.

‫ورانیکا مجبورم کرده برم نمایشش

‫اما خیلی بهتر میشه اگه تو هم پیش‌مون باشی.

‫برنامه‌ی نمایش روی صحنه چیده

‫که رقص و آواز داره.

‫ما باید اجرا کنیم؟

‫جلـ...جلوی مردم؟

‫آره.

‫من و تو با کوین و کِلی.

‫نگو که ترس از صحنه داری.

‫نه، اما توی تیم رسم داریم که هر سال هالووین ‫بچه‌ها میان خونه‌ی ما مهمونی و شب می‌مونن.

‫اشکالی نداره.

‫فقط گفتم حالا که هالووین ‫همه لباس و نقاب می‌پوشن...

‫آدم‌هایی مثل ما...

‫من و تو ‫کوین و کِلی

‫دیگه نیاز نیست...می‌دونی.

‫خیلی‌خب، جمع شید ببینم.

‫قبل از رفتن یه‌چیزی بهتون بگم.

‫می‌دونم هالووین نزدیکه

‫و رسم تیم بولداگ این بوده ‫که برید بیرون کثافت‌کاری.

‫اما یه‌چیزی...

‫بیخیال شید.

‫تا من هستم کثافت‌کاری تعطیل.

More Farsi Persian subtitles for Riverdale

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left