Le prime 200 righe.
از ذهنت شروع کن.
خلاء رو پیدا کن و پرش کن.
کف دست.
بازو.
مهار کن.
بزن.
اول از همه، آسون خودتو نشون نده.
دوم، کسی رو تعقیب نکن.
سوم، واسه حریفت دل نسوزون.
یه شریک واسه پر کردن خلاء پیدا کن.
از یه استاد راهنمایی بگیر.
اگه نه شریک داری و نه استاد،
آینهها و چوبهها مربیت میشن.
یه ون.
این فلسفه درست وینگ چونه.
:ایپ من جوان زمان بحران
یه وِن در سال 1917 برای تحصیل به هنگ کنگ رفت
پیش از آن، او سالها در فوشان، وینگ چان می آموخت.
مترجمین:
فائزه طالبی
حانیه
مهرسان
زندان ویکتوریا
ما اینجاییم تا ما لونگ رو تا چوبه دار
مجوز همراهی
همراهی کنیم.
از این طرف، لطفا.
بله؟
وایسا!
گو بازی میکنی؟
ما لونگ.
بخور.
بخور قبل از این که
بری پای چوبه دار.
عجله کن.
ما اینجاییم تا ما لونگ رو همراهی کنیم.
روز خوش، آقا!
خوردن کافیه.
وقتشه ببریمش اونجا.
صدامو میشنوی؟
حالا!
متاسفم، برادر لونگ.
دیر کردیم.
توجه!
یکی داره فرار میکنه!
برادر لونگ.
همین الان باید بریم.
عجله کن!
یکی داره از زندان فرار میکنه!
بذار بیایم بیرون!
وایسا!
یکی داره فرار میکنه!
بیارمون بیرون!
درو باز کن!
بدو، بدو!
سریع!
صبر کن!
برو.
گلولههاشون تموم شد!
برو.
حالا.
نارنجک!
سریع!
سوار شین، تعقیبشون کنین!
حالا، برو!
جریان چیه؟
اه!
جلوی ماشینو بگیرین!
شلیک کن!
احمقها!
یه مشت بیمصرف!
مالونگ یه دزد حرفهایه
که مرتکب انواع و اقسام جرمهای سنگین شده.
اون یه جنایتکاره!
و شما گذاشتین فرار کنه!
یه فرار از زندان، ناگفته نمونه!
شما وجهه کل نیروی پلیس هنگکنگ رو با خاک یکی کردین!
تو، ژو.
به عنوان یه سرگروهبان پلیس،
واقعا بیخاصیتی!
کودن!
بهت یه هفته وقت میدم.
اگه نتونی پیداش کنی،
و در نتیجه نتونم بکشمش،
تو رو میکشم!
آقای استوارت.
هنگ کنگ
خیلی پیشرفت کردی.
تو مثل همیشه بینظیری.
برادر هو.
ارباب جوان.
انتظار نداشتم تو هنگ کنگ ببینمت.
خیلی وقته ندیدمت.
دیدم داشتی به یه چیز نگاه میکردی.
اون چیه؟
گردنبند؟
میخوای واسه شیائو فنگ بخری؟
میتونستی بهم بگی.
میتونستم برات بخرمش.
هی.
ارباب جوان.
درست نیست.
چرا درست نیست؟
من همیشه واست وسیله میخریدم.
نیاز به تعارف و رو در بایستی نیست.
ارباب جوان.
خونواده یه همیشه هوای منو داشتن.
من خونواده رو ترک کردم و اومدم اینجا
تا با توانایی خودم
پول در بیارم
تا بتونم برگردم و با شیائو فنگ ازدواج کنم.
پس،
واسه بعدش برنامت چیه؟
هو!
وقت کاره!
دارم میام.
صبر کن.
شغل پیدا کردم،
و الان باید کار کنم.
بعدا میبینمت.
فوقالعاده، فوقالعاده، فرار از زندان!
جنایتکار تحت تعقیب با پاداش ۱۰۰ دلار!
فوقالعاده، فوقالعاده!
یکی بهم بده، پسر.
فرار از زندان!
جنایتکار تحت تعقیب!
بفرمایید.
فوقالعاده، فوقالعاده!
آکادمی هنگ کنگ دِ لی
قابل توجه همه دانش آموزان.
اولین شین سی کوپ ما
مسابقه سخنرانی انگلیسی هنگکنگ راس ساعت ۸ آغاز میشود.
به شرکت کنندهها توصیه شده پیشاپیش آماده شوند.
دختر خوب.
فقط یه گاز.
مخصوص واسه تو درست کردم.
نمیخوام.
بیا دیگه، لطفا؟
بیا.
هی!
گفتم نه!
یه گاز.
نه!
واسه شرکت تو مسابقه سخنرانی انرژی نیاز داری.
دختر.
باشه، باشه.
یه ون!
دختر!
کجا داری میری؟
دنبالم نیا، پیرمرد.
یا یون.
صبح به خیر.
چرا انقدر دیر اومدی؟
خیلی منتظرت موندم.
یه غذای خوشمزه دارم.
بگیر.
ممنون.
همتون!
برین!
آمادگیت چطور...
مشکلت چیه؟
مال منه.
یا یون، بیا بگیرش.
پسش بده.
بیا.
بخور.
ممکنه از گلوت پایین نره.
چی داری میگی، بابا؟
بیا بریم، یه ون.
بهش توجه نکن.
ممنون، عمو.
بخور.
بچه بیادب.
فرمانده سوم.
فکر کردم رهبر گروه تبر هستین.
چی؟
سعی داشتین یکی رو واسه یه تیکه نون یه تبر بکشین؟
یو.
سلام، چاپلوس.
مشکل یه تیکه نونه؟
مخصوصا واسه دخترم درستش کردم.
شما عاشق دخترتونین.
این شما رو یه پدر خوب نشون میده.
تحت تاثیر
قرار گرفتم.
ژو.
انقدر چاپلوسی نکن.
به عنوان یه گروهبان پلیس،
چرا به جای دستگیر کردن ما لونگ اینجایی؟
اوه، فهمیدم.
واسه مسابقه سخنرانی اینجایی.
ها ها ها.
واسه مسابقه زیادی پیری، این طور نیست؟
فرمانده سوم.
من واسه محافظت از دانشآموزا اینجام.
هی، شما کی هستین؟
اوه، برین داخل.
اسم من یه ونه، من از بچگی در حال یاد گرفتن وینگ چونم.
یه ون.
چرا انقدر عجله داری؟
No comments yet. Be the first to leave one.