Le prime 200 righe.
(این یک داستان تخیلی است تمامی شخصیتها و اتفاقات هیچ ارتباطی با واقعیت ندارند)
(تحت نظارت سرپرست و متخصص و مطابق با دستورالعملها)
┄┅┄┅✧ ترجمه اپلیکیشن کرهلند ✧┅┄┅┄
کریسمس مبارک
کریسمس مبارک
چیه؟
جی آه برات کادو گرفتم
واو یه خرس عروسکی
خیلی ممنون بابا
هفت سال میشه که آخرین بار صورتت رو دیدم
تو تمام این مدت خیلی دلم برات تنگ شده بود
بیشتر از هر چیزی متاسفم که تو رو کاملاً تنها گذاشتم
هر روزِ خدا خودم رو سرزنش کردم
اون روز
نباید اون روز اون کار رو میکردم
فکر کنم یه چیزی رفته توش یکی دیگه برات میگیرم
خیلی خوب بزرگ شدی دخترم
حالا که میبینمت دقیقاً شبیه مادر خدابیامرزت شدی
توی این هفت سال تو زندان
هر شب با پشیمونی به سقف خیره میشدم
اون روز
باید تو رو هم میکشتم
- ولم کن - بچه نمکنشناس
بعد از اون همه کاری که برات کردم پدر خودت رو لو دادی؟
اصلاً میدونی چقدر منتظر این روز بودم؟
ای توله
بچه پررو
فکر کردی کجا میری؟
کاری که اون موقع باید میکردم رو تموم میکنم
بچه پررو
بیا اینجا بیا اینجا
تکون نخور عوضی
هر چی بیشتر تقلا کنی برات سختتر میشه
آروم باش
وقتشه که تو هم بری مادرت رو ببینی
کادوی کریسمس میخوای؟
پس گریه نکن
باید بچه خوبی باشی
شنیدم که بابانوئل خیلی خوب درست رو از غلط تشخیص میده
خانم شما کی هستین؟
وقتی رسیدی خونه پنجره پذیرایی رو یکم باز بذار
و چراغها رو هم روشن بذار
میبینمت
مامانی بیدار شو
یول بیدار شدی؟
بابا تو هم بیدار شو
پنج دقیقه دیگه فقط پنج
نه باید بری سر کار
یول واقعاً به تو رفته هیچ شکی توش نیست
ای بابا داره گوش میده
یولِ من تو خیلی باهوشی چون به بابات رفتی
بیدار شدی؟
واقعاً؟
چون به من رفتی اینقدر باهوشی یول؟
یول بیا اینجا
بابا پاشو دیگه
اوه عزیز دلم بیا اینجا
یول خوب خوابیدی؟
فکر کنم دیشب خیلی زود خوابوندیمش
خب کی بود که اصرار داشت اونقدر زود بخوابوندش؟
من بودم؟
پس اون یکی عزیز دلمون هم
من جیش دارم
- جیش - بریم جیش کنیم
بیا بریم بریم جیش
بزن بریم بریم جیش
هیولا داره میاد دنبالت میگیرمت
بریم یول بریم بدو
تموم شد بریم
بابا تاببازی
تاببازی
خب خوشمزهست نه؟
بچههای چهار ساله میتونن خودشون غذا بخورن درسته؟
آره
بخور یول سعی کن خودت بخوری
وقت یه تصمیم مهمه
تیپ جدید و خودخواهانه که با پول مخفیانه از زنم خریدم
یا یه شبگردی سرکشانه به دروغ بگم اضافهکاری دارم و برم کلاب
کدومش؟
امروز تیپ سرکشانه بزنم؟
اوه خدای من واقعاً؟
واو زنم چقدر دستودلبازه
آخرین بار کی رفتم کلاب؟
یول همهاش رو خودت خوردی؟
ایول حالا دیگه میتونی کاملاً خودت غذا بخوری
بابا یول همه غذاش رو تموم کرد
واقعاً؟ همهاش رو خودت خوردی؟
کارت عالیه دخترم
ساعت چنده؟ اوه وقت لباس پوشیدنه
بریم
بریم بریم بریم لباست رو عوض کنیم
عزیزم لباس ورزشیش اونجاست
یول امروز ورزش داری؟
- آره - چه خوب
- ساعت چنده؟ - خب پس
پنج ثانیه روی یه پا وایسا
شروع
یک دو سه چهار پنج
موفقیت
- موفقیت - موفقیت
- یک دو سه - یک دو سه
- یک دو سه - یه بار دیگه یک دو سه
با دوستات خوش بگذرون امشب میبینمت
- باشه خداحافظ - خداحافظ
بیا
چیه؟
حس میکنم یه دلیل مهمی داشتم که امروز زودتر از سر کار تعطیل شم
چی بود؟
جداً چی بود؟
خب چی میتونه باشه؟
گول نمیخوری ها؟
امروز زود میام خونه برای روز مهمِ فردای عزیزم
اوه بس کن
اما اگه یادت رفته بود توی دردسر بزرگی میافتادی
امیدوارم اینطور نشه
درسته
خانم یو بو نا امروز روز خیلی خوبی داشته باشی و عصر میبینمت
باشه
نظرت راجع به کاری که قبلاً نکردیم چیه؟
الان
من دیگه میرم خداحافظ
- خداحافظ - منم همینطور
یه بوس هم برای یول
یه بوس هم برای یول خداحافظ
خداحافظ
- بعداً میبینمت - روز خوبی داشته باشی
- من دیگه میرم - یول من در رو میبندم
یول میخوای یه بار دیگه آهنگو بخونیم؟
آره آره ندو مراقب باش مراقب باش
- خدانگهدار - آره آره
مراقب باش
سو جون
بیا بالا
لطفاً امروز مراقبش باشید
حواست باشه به حرف معلمت گوش کنی باشه؟
- من دیگه میرم - باشه روز خوبی داشته باشید خانم
- سلام - سلام
سلام
سلام
- سلام - سلام
اون همیشه خیلی آروم به نظر میرسه خوبه
- یول اومدی - سلام
خانم معلم امروز صبحونهام رو خودم خوردم
اوه واقعاً؟ کارت عالی بود
یول اول به معلمت سلام کن
- یه تعظیم حسابی بهش بکن - صبح بخیر
لطفاً امروز هم مراقبش باشین
نگران نباشین به نظر میرسه یول دیگه عادت کرده
کاملاً با اولش فرق کرده خوب بازی میکنه و عالیه
به لطف شماست ممنونم
یول میخوای امروز با مامان خداحافظی کنیم؟
باشه یولِ من
- امروز هم با دوستات - امروز هم با دوستات
- خوب بازی کن - خوب بازی کن
- روز خوبی داشته باشی - یول بیا بریم
روز خوبی داشته باشید خانم بعداً میبینمتون
- باشه - مامانِ یول
نظرت چیه برای تنوع یه قهوه صبحگاهی بخوریم؟
فکر خیلی خوبیه
اوه مامانِ یه گون دیشب خوب نخوابیدی؟
بچهام سر شب بد موقعی چرت زد بیدار شد
و بعدش تا نصفهشب نتونست دوباره بخوابه
- اوه عزیزم واقعاً؟ - دیدی؟
بهت گفته بودم نه؟
برای همینه که باید به یه روتین روزانه پایبند باشی
وگرنه آخرش دو برابر خسته میشی
به من نگاه کن هر چقدر هم خسته باشم هیچوقت نمیذارم بچهام تو روز چرت بزنه
آره چرت زدن
راستی مامانِ سو جون فوقالعاده نیست؟
قبلاً دیدم که انگار حتی یادش رفته بود امروز روز ورزشه
نمیدونم چطوری هم کار میکنه هم بچه بزرگ میکنه
من من میرم بگیرمش شما اینجا باشین
چطور میتونی اینو بگی بعد از اینکه اون بچه بیچاره رو اونطوری دیدی؟
اگه نمیتونی هر دو کار رو درست انجام بدی فقط باید روی یکی تمرکز کنی
ای بابا
من فقط دلم براش میسوزه
اوه خب
ممنون
لاته
با این حال گاهی اوقات به مامانِ سو جون حسودیم میشه
سخته اما حداقل هنوز میتونه کار کنه
من فقط برنامه داشتم یه استراحت کوتاه بکنم اما گاهی اوقات پشیمون میشم که تو خونه موندم
منم همینطور
بعد از اینکه کل روز رو با بچهام سروکله زدم بعضی وقتا منم دلم برای کار کردن بیرون تنگ میشه
کیه که دلش نخواد به کار کردن ادامه بده؟
آیا کسی اینجا هست که نخواد کار کنه؟
برای همینه که من بهش میگم طمع
بچهها تو اون سن به توجه خیلی زیادی نیاز دارن
چطوری میتونی ولشون کنی و بری سر کار؟
واقعاً غیرممکنه؟
واقعاً کار کردن همزمان با بزرگ کردن بچه اینقدر سخته؟
واقعاً امیدوارم اینطوری نباشه
چرا؟
من از فردا برمیگردم سر کار
اوه خدای من
مرخصی زایمانم امروز تموم میشه پس از فردا برمیگردم سر کار
صبر کن تو تمام این مدت یه مادر شاغل بودی؟
ما چطور نمیدونستیم؟
چی یعنی فقط داشتی از کار استراحت میکردی؟
چقدر مرخصی بودی؟
No comments yet. Be the first to leave one.