Le prime 200 righe.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
جونتا
،اگه سرت شلوغ نیست میشه چندتا خرید برام بکنی؟
باشه
!داداچی
!منم میام
.پس بیا باهم بریم
!آله
.داداچی، هات چاکلت بخل
.هات چاکلت نمیخرم
بشتنی میخری؟
.برات بستنی هم نمیخرم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
لطفا فقط برای یه لحظه
زمانو نگه دار
کی شروع شد؟
نمیتونم به یاد بیارم
کی واقعا اهمیت میده؟
«مهم نیست»
خندیدن یا اشک ریختن
هر وقت که ما فهمیدیم
یا انقدری میگذره که نمیشه ازش استفاده کرد
آماده؟ با تغییر رنگ چراغ راهنمایی برید
هیچ حرفی لازم نیست
!مطمئنا میتونیم انجامش بدیم
حتی اگه عشقولانه نبود
حتی اگه خسته کننده بود و من شکایت میکردم
این روز رو یادم میمونه
کی؟ نمیدونم
کلمات عشقولانه نیاز ندارم
فقط یه چیز میخوام
بذار زمان برای یه لحظه
...متوقف بشه
کلمات سقوط کردن
لطفا فقط برای یه لحظه
زمانو نگه دار
کی شروع شد؟
نمیتونم به یاد بیارم
کی واقعا اهمیت میده؟
«مهم نیست»
خندیدن یا اشک ریختن
هر وقت که ما فهمیدیم
یا انقدری میگذره که نمیشه ازش استفاده کرد
آماده؟ با تغییر رنگ چراغ راهنمایی برید
هیچ حرفی لازم نیست
!مطمئنا میتونیم انجامش بدیم
حتی اگه عشقولانه نبود
حتی اگه خسته کننده بود و من شکایت میکردم
این روز رو یادم میمونه
کی؟ نمیدونم
کلمات عشقولانه نیاز ندارم
فقط یه چیز میخوام
بذار زمان برای یه لحظه
...متوقف بشه
کلمات سقوط کردن
شکوفههای گیلاس در اومدن دیگه
!اره
.خیلی سرحال به نظر میرسی ساکی
!آره
قردا برای دیدن شکوفههای گیلاس !با ناگی-چان پیکنیک میزنیم
!خیلی هیجان زدهام
برای نهار چی بیاریم؟
حالا که شما دوتا میتونین آشپزی !کنین بیاین باهم نهار بپزیم
!باشه
!اوه
تو هم بهمون کمک میکنی آشپزی کنیم، ناگیسا؟
.نه، من آشپزیم بده
...میخواستم با ناگی-چان آشپزی کنم
.میخواد که یکم ماده سیاه بپزی
!آکینا
...اما اگه آشپزی منو بخوری
!این برای من کافیه
و-واقعا؟
بهترین تلاشمو میکنم !تا خیلی خوشمزه درش بیارم
ناگیسا
!خواهر بزرگترت هم بهترین تلاششو میکنه
.ساکی؛ بیا بریم
!باشه
!نه
!خیلی با خواهرت بدجنسی! خیلی بدجنسی
ساندویچ درست کنیم؟
یا اونیگیری؟
انتخاب سختیه
.سالاد سیبزمینی و مرغ سرخ شده هم بد نیستن
.اره خوبن
من یه لحظه میرم اونور
ها؟
خیلی خب پس
منم میرم
ها؟
اونجا چی هست مگه؟
اوه؟
!اوه
.یه مقداری سیب زمینی توی سبد گذاشتم
!داداچی تو محشلی
مممنون
.اوه، شلام
سیتا؟
.سلام و علیکم، سیتا-کون
!مثل یه پسر بزرگ سلام کردی
!ک..کوبو-سان؟
!ببین،ببین! داداچی محشله
!واو! یه ده هزار کیلویی میشه
تو محشری اونی-چان
...اوم
واقعا محشره
!وها! ساکی
.س-سلام
.علیک سلام
اوه درسته
.سیتا، به ساکی-چان سلام کن
سیتا چی شده؟
.به کوبو سان بدون مشکل سلام کردی
این داداش کوچیکته؟
.اوه، اره. اسمش سیتاـست
سیتا-کون
سلام
سنگ
...اون
.سنگ مورد علاقه سیتاست
اینو میدی به من؟
.ممنونم
دارین به چی نگا میکنین؟ شیرایشی-سان، ناگی-چان؟
خدایا! ساکی خواهر بزرگ بازی در میاره .ناگی هم میگه اونی-چان
...چقد بی غل و غش
...به هرحال
!عجب سبدی پر کردی بچه
.لطفت رو میرسونه اگه سبد ماهم پر کنی
مشکلی نیست
!ممنونم
به هرحال، تو و سیتا فردا برنامهای دارین؟
.نه
خب پس میخواید بیاید به پیکنیک ما؟
.به خاطر سیب زمینیها به نهار دعوتت میکنیم
...اوه
!آکینا-سان
هی سیتا-کون، میخوای با ساکی بازی کنی، نه؟
.میخوام بازی چونم
خب؟ نظر تو چیه ساکی؟
هیچی
ناگیسا، تو هم مشکلی نداری نه؟
نه؟
باهم گروهی رفتن خوش میگذره
پس چرا که نه؟
!اینم از این
میای، مگه نه بچه جون؟
.اره، فردا میبینمتون
!آره
...پس یه بار دیگه امتحان میکنم
با ما نهار رو میپزی؟
هممم
!من اومدم
!اوه، بفرما تو
آشپزی رو شروع کردین؟
اوه، ناگیسا بدون ما شروع کرد
تنهایی؟
باید ببینیش ساکی
انقدر خندیدم دلم درد گرفت
پیازه رفته
ناگیسا تموم مدت داشت اون پیازه رو پوست میکند
...ناگی-چان
به هرحال میخواد چی بپزه؟
.میخواد برای نهار استیک گوشت بپزه
.اوه باشه
!خیلی مشتاقی
برای اینه که توی آشپزی از ناگی-چان .بهترم و میتونم بهش کمک کنم
چرا داری بغلم میکنی؟
خب، خیلی ناز بودی نتونستم خودمو کنترل کنم
به ناگیسا کمک میکنی؟
اولین باره خودش آشپزی میکنه .و مطمئنا اشتباهی میکنه
!باشه
.خیلی خب، منم به زودی شروع میکنم
.اوه، صبح بخیر ساکی
صبح بخیر
!ناگی-چان، ناگی-چان !لازم نیست انقدر پیاز رو بکنی
اینقدر کافیه
چی، واقعا؟
...اوم
...میشه کمکت کنم
استیک گوشت درست کنی؟
.ممنونم ساکی
.اوم، خب اول پیاز رو خورد کن
...ناگی-چان میتونی رندهش کنی
!بسپرش به خودم
ناگی-چان
پنجه گربهای در بیار
اوه فهمیدم
...و بریا خورد کردن پیاز
...اول پیاز رو دو نیم کن، بعدش به تیکههای
میخوای من این کارو بکنم؟
نه خودم دارمش
!ناگ-چان
چی شده اونجا؟
ببخشید
این تقصیر تو نیست
.فقط دستمو بریدم
!خیلی خب! بیا برگردیم به استیک درست کردن
.من استیک گوشت رو میپزم
ها؟
No comments yet. Be the first to leave one.