Le prime 200 righe.
اُه! توپ کجا رفت ؟
. چشمت به توپ باشه
!زود باش ، نیک . خیلی آسونه
.تو اصلا نمی دونی که چطور بازی کنی
مثلا تو می دونی ؟ - . نگاه کن چی کار کردی -
پس این آخر هفته می ریم ساحل ؟
. آب هنوز سرده
. برام مهم نیست . حتی اگه منجمد بشم ، بازم میرم تو آب
مهم نیست ، ها ؟
. در هر صورت ما میریم تو آب
اُه ، شما دو تا خیلی سر سختین ، ها ؟
تو از آب می ترسی ؟
.آره ، این اتفاق میفته - . ما میریم -
. هی ، دور بزن
. نیک - می تونم این رو بردارم ؟ -
کجا بودی ؟ - . با دوستام -
. یه جرعه بخور
. من نمی تونم این رو بخورم
. یالا - . نمی تونم -
این بچه گربه ، سرکه ( عرق ) نمی خوره ، ها ؟
! به سلامتی - !سلام ، اشپِند -
. سلام - هنوز دارین جشن می گیرین ؟ -
. از خودت پذیرایی کن
عروس و داماد چطورن ؟ - ! جوان و عاشق -
. هی ، مارک داری سیگار جمع می کنی ؟
. بگیرش . مال نیک رو هم بگیر
. صبر کن ، یکی دیگه بهت می دم
، چه سخاوتمندانه ، سُکُل
.اما من نمی خوام تو دردسر بیفتم . اونها ممکنه دزدی باشن
. حداقل ما مال خودمون رو به دست میاریم
. راحت باش ، مارک
. تو باید از جابه جا کردن سنگ ها تو زمین من خسته شده باشی
. شاید اونها خودشون جابه جا میشن
.بهتره مراقب باشی ، نیک
. هیچ وقت نمی تونی حدس بزنی که اون سنگ ها ممکنه به کجا پرواز کنن
، سُکُل ، امیدوارم هیچ وقت چاق نشی
وگرنه نمی تونی از زمین های ما .استفاده کنی و تو اونها کار کنی
! برای سلامتی تو
به سلامتی اسب تو ، کلینسمان
. و تما میانبُر هایی که از اونها رد میشه
کلینسمان از شما تشکر می کنه
و از هر جا که رد میشه احتراماتش رو به جا میاره
، حتی بدون کلینسمان
ما باز هم می تونیم گاری مون رو . دور زمین های پدربزرگمون بکشیم
! به سلامتی
چرا از یک طرف دیگه نمیری مارک ؟
. هیچ وقت نمی دونی
... گاهی اوقات راه طولانی تر ، نزدیک تر هستش
. و امن تر
. بس کنین
. کافیه
! به سلامتی
! به سلامتی ، پیرمرد
به کی داری میگی پیرمرد ؟
. بفرمایید
.شیر
. من این رو میبرم . برو آماده شو
. برو گوجه ها رو از عمو زِف بگیر و ببرشون داخل
دیشب چطور خوابیدین ؟
خوب ، تو چطور ؟ کاملا بیدار شدی ؟
. آره
مارک رفته ؟
. اون داره آماده میشه
بازم جلوی آینه ؟
مشکلت چیه ؟ - . مثل یه دختر میمونی -
.نگاش کن
... زل زده به خودش
این چیزیه که می خوای بپوشی ؟
اشکالش چیه ؟
. نگاه کن
.آستین هات رو بیار پائین
.ولشون کن ، همین جوری خوبن - . بیارشون پائین -
فقط ولشون کن .اونا خوبن
. زیپتو باز کن
ولم کن بابا من می دونم چطوری لباس بپوشم . دیوونه شدی ؟
. هر کاری می خوای ، بکن
تنهام بذار
. من فقط می گم که اینجوری مسخره به نظر میرسی
. صبحانه روی میزه
. آستین هات رو بیار پائین - . برو پی کارت -
.کوچولو ها رو بیدار کن . باید برای کار آماده بشم
.درن ، بیدار شو
.بورا ، وقت مدرسه رفتنه
.زودباش ، پاشو
بابا ، میشه 200 لِک به من بدی ؟ . یه دفتر جدید احتیاج دارم
.تو قبلا گرفتی
. اما این برای مدرسه ست
. رودینا ، بیا بگیرش
.ممنون
. دِرن ، شیرتو تموم کن
. من دیگه نمی خورم - . تا آخر بخورش -
. باید سیمان ها رو ببریم بالای سقف
برای دیوار پشتی ؟
. فردا این کار رو می کنیم
. من دارم میرم سر کار
. خدافظ
بورا ، کوله پشتیت کجاست ؟ - . کنار تلویزیون -
. برو بیارش . مال درن رو هم بیار
. زودباش ، درن
داری چی کار می کنی ؟
برق نداریم ؟
. نُچ
! آقای مدیر
. کلید ها - . ممنون -
دیدی داشت می خندید ؟
. آره ، داشت می خندید
اون داشت می خندید ، درسته ؟
. یک لحظه وایستا
دوباره ؟
. بریم
. تو دیوونه ای
چهار یا پنج تا کامپیوتر می گیرم . و دیگه آماده ام
. این معرکه میشه
. آره ، درسته پولشو از کجا می خوای بیاری ؟
. بزنین به چاک ، بچه ها
. ما یه سری کار داریم که باید انجام بدیم
. تکون بخورین
. اما ما اول اینجا بودیم
.زود باش . بیا بریم
یالا بزنین به چاک
بجنبین
، قسم می خورم . این تا حالا خیلی اتفاق افتاده
. اون از پشت اومد و برگه مو گرفت
. ولش هم نمی کرد
. رودینا ، بیا . من می رسونمت
. من دارم میرم
مدرسه چطور بود ؟
! هی
. خوب بود
. معلم یه امتحان ازمون گرفت
. باید در مورد اسفنج ها صحبت می کردیم
، نکته ش اینه که . مردم فکر می کنن اونا گیاه هستن
- اما اونها یه چیزی شبیه باله دارن
باله ؟
آره ، شبیه باله ، ازش برای ضربه زدن به آب استفاده می کنن
و اونها تمام آب . و باکتری ها رو به داخل می کشن
، و اونها از داخل این چیزِ شبیه حفره رد می شن ،
، و اسفنج ها از این راه تغذیه می کنن
. اما بعضی وقتها این چیزا توشون گیر می کنن و نمی تونن بیرون بیان
، منظورم اینه که . بالاخره بیرون میاد
، مطمئن نیستم چطوری و اما واقعا تمیز هستن
معملت چه نمره ای بهت داد ؟ - . یه ده -
... بابا
میرا و ایرِنا شنبه دارن میرن اشکودرا که کفش بخرن
و ؟
. لطفا ، منم کفش نو احتیاج دارم
. من باهات میام
آخه شما از کفش دخترونه چی می دونین ؟
. خیلی چیزا می دونم
. دو تا نون ذرت به من بده
چطوری مارک ؟ - . خوبم -
. ممنونم
سلام رودینا ، تو چطوری ؟
پاسپورت جدیدت ؟ - . آره ، گرفتمش -
. اما عکسش افتضاح شده
. بذار ببینم
. نه ، مارک
. بذار ببینم
. همش می ترسیدم تو عکس چشمام بسته بیفته
. درست مثل عکس دسته جمعی کلاسمون
تو و سُکُل دوباره دعواتون شده ؟
، با نهایت احترام باید بگم
. که پسر عموت یه احمقه
.شما دو تا مسخره شو درآوردین
. کار های اون مضحکه
، البته . حتما تو آدم عاقل هستی
. فراموشش کن . ارزششو نداره
. میبینمتون ، خداحافظ رودینا
. خدافظ
این چیه ؟ - خوبه ، مگه نه ؟ -
برای فیس بوک ؟
. باید آپلودش کنم . بذار وارد بشم
واقعا ، حتی این ؟
چرا که نه ؟ - . تو دیوونه ای -
. تو نمی تونی اینو پست کنی
. آسون نبود ، باور کن
. دختر ها عاشقش میشن
. بیا بگیرش
. کیفم رو برام نگه دار
کجا میری ؟ - . بعداً میبینمت -
دوباره داری اینجا بند کفشت رو می بندی ؟
خب مگه می تونم جلوشون رو بگیرم که اینجا باز نشن ؟
. البته ، حتما نمی تونی
کجا داری میری ؟
تو به مهمونی سوآدی میای ؟
. این آخرین مهمونیشه . اون داره میره لندن
چه خبره که سوآدی داره میره لندن ؟
مثلا تو اصلا دوست نداری که به لندن بری ؟
برای چی ؟ که برم آجر پرت کنم ؟
. این طوری ممکنه یکم عضله بزنی
پس حالا تو هم می خوای بری لندن ؟
. نه ، من می خوام برم دانشگاه
، پدر و مادرت حتی اجازه نمیدن به یه مهمونی بری
. کلا به دانشگاه فکر نکن
مهمونی به دانشگاه چه ربطی داره ؟
. در هر حال ، اونها میدونن که من چطور آدمی هستم
و تو چطوری هستی ؟
یعنی چی ؟
. هیچی . شوخی کردم
. تو همیشه داری شوخی می کنی
No comments yet. Be the first to leave one.