Le prime 200 righe.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
آلیسا
این دیگه مسخرهست
میخوام بری بابات رو بغل کنی
چرا؟
چون روز تولدش اینجا نیست
وقتی نیست میتونیم براش جشن بگیریم؟
امیدوارم دوش گرفته و آمادهٔ مدرسه باشی
سَم کمدش رو شکسته
گمشو! بیا بیرون! نه، وایسا
همونجا بمون... پسر خوب همونجا
بیا پیش بابا
بیا اینجا، گاستر!
روز خوبی داشته باشی
– بمون – این وضع باید تموم بشه
فرار کرده بود، حالا دوباره برگشته تو
یه جور لذت منحرفانه بهت میده
جلوی دختر شانزدهسالهٔ من آلتت رو بیرون بندازی؟
پنجرههای تو اصلاً روبهروی من نیست
جورج، این دفعهٔ سومه
لولهکش فردا میاد
پس باید همین رو برای پلیس توضیح بدی
تو تنها همسایهای بودی که میتونستم تحملت کنم
کولین!
چقدر سرت رو از اون پنجره بیرون برده بودی
که تونستی آلت منو ببینی؟
پیژامهت قشنگه!
کاش باهاش حرف میزدی
به یه مرد احتیاج داره
پدرش مرده
– مردی که بهش احترام بذاره – اون به هیچکس احترام نمیذاره
ممنون که پشت سرم حرف میزنید
توی دادگاه به درد میخوره
آرایش چشم کردی؟
پاکش کن
اگه همین الان از این در برم بیرون
امشب کی میمونه کار رو تا آخر پیگیری کنه؟
پرواز خوبی داشته باشی
اواخواهر
چی گفتی؟
بابا اول گفت
برای تولدت کیک شکلاتی میگیرم
دستهات تمیزه؟
یه روانی لعنتیه
رفیق، چه قیافهای زدی
صبح بابات رو دیدم
جاش، چی میگی؟ پایهای؟
به اون کار فکر کردی؟
ولش کن
هفتهای دو ساعت، سیصد دلار نقد
کل تابستون... خودت حساب کن
انجامش نمیده، جاش
انگار جربزهش رو نداره
این رو هاچبک حساب میکنن یا استیشن؟
بزن بریم، رفیق
بهش فکر کن من همین دوروبرم
رفیق، درست وسط خواب عمیق بودم
معماری بنسون کیتر، بفرمایید؟
بله آقا
تموم شد؟ نزدیکه تموم بشه؟
– دارم چمنها رو کار میکنم – به درکِ چمنها
بِرک پروژهٔ پلازای برلین رو به مناقصه گذاشت بهت نگفت؟
قرار بود دوشنبه شروعش کنم
بههرحال مدلهای کامپیوتری رو بیشتر میپسنده
خیلی طولش میدی
وقتی چمنزنی اینجا تموم شد
میشه اون خونه رو بیاری دفترم؟
یه ارائه دارم
بهش عادت نکن
ممکنه من هرکسی باشم
پس چرا همون خودت میمونی؟
باید درت رو قفل کنی
قبل از امتحانکردن دستگیره، زنگ بزن
سَم زنگ زد بگه این آخرهفته نمیاد؟
چرا گذاشتی چونهش رو سوراخ کنه؟
چه جور مادری تحمل پسر خودش رو نداره؟
نمیدونم
چرا آخرهفته نمیای؟
داره چی کار میکنه؟ جورج؟
– جورج، داری چی کار میکنی؟ – جواب نمیده
هیچوقت جواب نمیده
چرا روی درش قفل داره؟
چون خودش قفل گذاشته
واقعاً فکر میکنی من اجازه دادم صورتش رو سوراخ کنه؟
فقط برو بالا و بهش بگو چه کاری حق داره و چه کاری نه
تابستون ببرش پیش خودت، باشه؟ آدمش کن
وادارش کن لبخند بزنه بذار یه مدت ازت متنفر باشه
به همهٔ سلولهای مغزت احتیاج داری
گمشو!
دیگه نمیدونم چی کار کنم
تو ببرش فقط ببرش
چه پدر خوبی هستی
توی اتاق من چی کار میکنی؟
نرفتم توی اتاقت
در رو قفل کرده بودم! برو بیرون!
فکر کردی احمقم؟ در رو قفل کرده بودم!
این اتاق منه!
حق نداری بیای اینجا!
این مال منه!
این مسخرهست
چرا همگی نمیمیرید و منو تنها نمیذارید؟
بنسون، کیتر، فاین، سیلور و شرکا
بفرمایید، چه کمکی از دستم برمیاد؟
صبح بهخیر، جورج
آقای بِرک توی دفترش منتظرته
بیا تو بشین
– آبپرتقال؟ کروسان؟ – نه، ممنون
جورج، چی مصرف میکنی؟
ببخشید؟
چقدر وزن کم کردی؟
نمیدونم
دو سه کیلو زیاد اشتها نداشتم
زنت چطوره؟
خب، وقتی ده سال پیش از هم جدا شدیم
خیلی عصبانی بود
حالا فقط خصمانه رفتار میکنه
درسته
بهت گفته بودم، نه
که امروز مدل برلین رو شروع کنم؟
جورج، این تصمیم من نیست
میتونیم بینهایت گزینه به مشتریها نشون بدیم
تقریباً هر چیزی رو میشه تغییر داد
آن هم ظرف چند ساعت با کامپیوتر
ولی تو تغییر نمیکنی
بیست ساله اینجام
شاید زیادی طولانی بوده
شاید؟
خیلی طولانی بوده
گوش کن
تصمیم گرفته بودن بهازای هر سال یک هفته سنوات بدن
ولی من رسوندمش به بیستوشش هفته، باشه؟
خیلی زودتر از اون، هرچی لازم باشه دربارهٔ کامپیوتر یاد میگیری
شاید حتی کاری نزدیکتر به خونه پیدا کنی
از این کار متنفرم
جورج، داری چی میگی؟
تو عاشق کارت بودی
نه از روزی که شروع کردم تا همین امروز
نمیتونم تحملش کنم
خب، چه خوب
پس انگار دارم بهت لطف میکنم
میدونی چیه؟ حالا حس بهتری به این قضیه دارم
خوبه، امیدوار بودم همینطور بشه
– میشه یه خواهش ازت بکنم؟ – چی کار میتونم برات بکنم؟
بیستوپنج سالم بود که اولین ماکتم رو اینجا ساختم
حتماً صدها تاش توی دفتر پخشوپلاست
میخواستم ببینم میتونم چندتاش رو ببرم خونه
فقط اونهایی که واقعاً برام معنی دارن
خب، اونها...
یعنی جورج، ما واقعاً نمیتونیم کارهای شرکت رو برای خودمون برداریم
شاید بتونم ازشون بخوام اجازه بدن یکی رو انتخاب کنی
ولی اونها دارایی شرکتن
ببین، چرا نمیری بیرون و همهشون رو نگاه نمیکنی؟
تکتکشون رو، باشه؟
هرکدوم رو بیشتر دوست داشتی انتخاب کن
با خودت ببرش
فقط اول به من نشونش بده
محض احتیاط مطمئنم مشکلی نیست
بنسون، کیتر، فاین، سیلور و شرکا
بفرمایید، چه کمکی از دستم برمیاد؟ بله آقا
جورج، آقای بِرک میخوان ببیننت
– باشه – هر وقت تونستی برو دفترشون
حتماً
اگه مشکلی نیست، این یکی رو نگه میدارم
تو معمار فوقالعادهای هستی و آدمی افتضاح
این مال منه
نه، جورج، نکن! لعنتی!
تو حتی یه معمار لعنتی هم نیستی
و آدمی افتضاحی
حق با توئه... تو بردی
آقا؟
آقا، خوبی؟ صدام رو میشنوی؟
نفس میکشه؟
زود باشید
یکی به ۹۱۱ زنگ بزنه
دردت رو از بین برد؟
میتونم ببوسمت
غذا ممنوع
دیگه درد ندارم
اگه فقط سه چهار ماه برای زندگی وقت داشتی، چی کار میکردی؟
کلی گوشت قرمز میخوردم
آفرین به تو
خودت چی کار میکردی؟
یه خونه میساختم
آره؟ چه جور خونهای؟
میدونی اتصال کاموزبانه چیه؟
همهٔ قطعاتش رو آماده دارم مثل پازل میمونه
فقط تکههایی که منتظرن کنار هم معنی پیدا کنن
مرحلهٔ بررسی طرح رو گذرونده
کمیسیون برنامهریزی و شورای شهر رو هم
هیچکس واقعاً نگفته...
فقط چهار ماه وقت داری، درسته؟
هیچکس حتی وانمود هم نکرده درمانی پیشنهاد میده
پس خودت بگو کی شروع میکردی
گوشت قرمز خوردن؟
میتونی چهارماهه یه خونه بسازی؟
میتونم در حال تلاش بمیرم
آفرین به تو
سالهاست کسی منو لمس نکرده
واقعاً؟ یعنی حتی یه دوست هم نه؟
مادرت؟ آدمها باید لمس بشن
No comments yet. Be the first to leave one.