Informazioni sulla release

Wait in Beijing E04 480p DramaDL
Un commento di AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Tag

480p
480
Pubblicato il: 2020-05-26
Download: 12
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

"افسانه ها داستان انسان های گذشته رو میگن"

"که توی تاریکی زمین زندگی میکردن"

"پرنده ی کوچک را فرستادند"

"تا مسیر روشنایی را پیدا کنند"

"بر فراز جزایر پرواز میکند"

"آیا میتونم مکانی برای استراحت پیدا کنم؟"

"بیا با هم رویاهامون رو بسازیم"

"شاید کسی باشه تا به حرفام گوش بده"

"شاید پیدا کردن خورشید، رویای خیلی بزرگی باشه"

"ولی من میخوام نور هدایت کننده تو باشم"

"گاهی انقدر تنهام که حمل مشکلات برام خیلی سخته"

"حرفایی که هر گز نمیتونم بهت بگم"

"دلیل ادامه دادنمون چیه؟"

"چرا داریم به جلو رفتن ادامه میدیم؟"

"دستایی که به خاطر مشت شدن؛ زخم شدن شاید بهتر باشه یه قدم عقب بریم"

"همیشه فکر میکردیم میتونیم این آزادی رو داشته باشیم"

"حالا که به گذشته نگاه میکنیم، میبینیم هیچ چیز تغییر نکرده"

"وقتی احساس کردی عاشق شدی"

"توی مشتت بگیرش و هرگز رها نکن"

"اون رویا رو"

"اون رویا رو"

"اون رویا رو"

"بال های تنهام در نهایت"

"با پیدا کردن تو تونستن پرواز کنن"

"ممکنه کوچک باشه ولی در نهایت داستان ما رو رقم زدن"

"بیا تا به دنیای پر از گل های شکفته با هم نگاه کنیم"

"انتظار در پکن"

"اپبزود 4"

"وقتی برای دیگران تصمیم میگیریم"

"با خودمون فکر میکنیم که داریم بهشون کمک میکنیم"

"ولی در واقع، هیچ وقت به این موضوع فکر نمیکنیم؛ "

"ریسکی که با تصمیم گرفتن برای دیگران همراه هست؛"

"چندین برابر بیشتر از وقتیه که برای زندگی خودمون تصمیم میگیریم"

!سوپرایز

کوین

تنهایی؟

شنگ شیا کجاست؟

چی شده؟

متاسفم، نباید بهش میگفتم

این تقصیر تو نیست

فکر میکردم اگه بهش بگم تحت تاثیر قرار میگیره

بیخیال، این واقعا تقصیر تو نیست، اکی؟

واقعا متاسفم !بس کن دیگه

شیاو دو میشه بهم بگی من واقعا چه کار اشتباهی کردم؟

تو کار اشتباهی نکردی کاملا حق با تو ه

پس چرا شنگ شیا کمک ام رو قبول نمیکنه؟

اون میدونه که تو بهش اهمیت میدی

مشروب داری؟

آقا؟ بفرمایید

ممنون

خانم یه مدتی میشه که خوابیده واقعا حالش خوبه؟

خوبه فقط باید یه مدت استراحت کنه

اگه اتفاقی افتاد دکمه اون بالا رو بزنید

اکی

چیمینگ امروز خیلی استرس کشیدی بیا یکم بشین

ولی آخه اون

ژائو لین حواسش به اون هست

نگران نباش دکتر گفت حالش بهتر میشه

بیا یکم استراحت کن

من یکم میوه برات خریدم نیازی نیست بشورمشون

باید گرسنه ات باشه بیا یکم بخور

واقعا نمیتونم چیزی بخورم تو بخور

واقعیت اینه که؛

همه اینا تقصیره منه

اگه یه زندگی بهتر داشتیم یا توی خونه بزرگتری زندگی میکردیم؛

توی این جور موقعیت ها تو رو به زحمت نمینداختم

توی این موقعیت؛

تنها کاری که میتونم انجام بدم اینه که کنارش باشم

خیلی به درد نخورم

برای بچه ها؛

مهم ترین چیز اینه که پدر و مادر کنارشون باشن

چه برسه یه اینکه پدر خوبی مثل تو باشه میدونی پدرایی مثل تو چقدر کم ان؟

واقعا؟ به نظرت من پدر خوبی ام؟

تو براش هم پدری هم مادر

واقعا آسون نیست

ژنگ ژنگ هر چند وقت یه بار توی دردسر میوفته؛

درسته گاهی اخلاقش بده ولی اون همیشه همراته

خیلی خوبه که میتونید با هم وقت بگذرونید

تو دلت برای شنگ شیا تنگ شده نه؟

اگه بگم نه دروغ گفتم

...من نباید ازت پول قرض میکردم که

شنگ شیا رو بفرستم خارج اگه اون نمیرفت؛

الان پیشم میموند

اگه اون موقع شنگ شیا توی پکن میموند؛

...تو رو نمیدونم ولی میدونم که اون

خیلی پشیمون میشد

ژنگ ژنگ و شنگ شیا؛

یه جورایی شبیه همن از وقتی کوچیک بودن؛

آرزو هایی داشتن که خیلی دور و دست نیافتنی بود

اگه بهشون یه نردبون بلند بدی مهم نیست چی میشه، به بالا رفتن ادامه میدن

دیگه تا آسمون که نمیتونه بره

تا وقتی که به تهش نرسن دست برنمیدارن

شنگ شیا؛

تونست قدم اول رو برداره ژنگ ژنگ ام داره سعی اش رو میکنه تا پا جای پای اون بزاره

ولی متاسفانه ژنگ ژنگ بدن ضعیفی داره؛

حتی اگه بخواد ام هم نمیتونم بزارم برای خودش بره یه کشور دیگه

منظورم اینه که الان نگاش کن چطور میتونه از پسش بربیاد؟

حق داشتی که نزاشتی بره خارج

اونطوری حتی اگه اتفاقی ام میوفتاد کاری از دستت برنمیومد

ژنگ ژنگ؛ بیدار شدی؟

چطوری؟ بهتری؟

بزار برم به بابات بگم بیدار شدی

الان بهش میگم بیاد پیشت

همین الان برمیگردم

اینجایین

ژنگ ژنگ بیدار شده

بیدار شده؟ بریم پیشش

اگه شنگ شیا جای تو بود الان منو ازینجا بیرون میکرد

به خاطر تو اینکارا رو میکنه

راس میگی

من یه مدتی معتاد به الکل بودم

مجبور بودم تحت درمان باشم

الان تا یه حدی میتونم کنترلش کنم چیزی که شنگ شیا ازش میترسه اینه که دوباره مثل قبل بشم

چیزی که من همیشه میخواستم ؛

این بود که بیشتر بهم اهمیت بده و حالم رو بپرسه

در واقع منم قبلا مثل تو بودم

فکر میکنم یه جورایی باعث میشه مشکلاتمون رو فراموش کنیم

فکر نمیکردم اینقد شبیه هم باشیم

منم هیچ وقت فکر نمیکردم انقدر تحت فشار باشی

همیشه فکر میکردم چیزی برای نگرانی نداری

منم همینطور

شنگ شیا کسیه که برای همه چیز برنامه ریزی میکنه

شخصیتش خیلی منضبطه

ما الان سه ساله که با همیم

توی این مدت برنامه هامون همیشه یه جور بود

غروب دوشنبه با هم فیلم نگاه میکنیم

و شام میخوریم ...شنبه ها ام

با هم وقت میگذرونیم

یکشنبه ام روزیه که کاراش شروع میشه

همیشه میگه باید بیشتر از بقیه تلاش کنه

به هم قول داده بودیم بعد از سه سال با هم ازدواج کنیم

...ولی به نظر میاد اون

نمیخواد پای قولش بمونه

اون نه پولم رو قبول میکنه ؛

نه وثیقه ای که براش گذاشتم رو

ترجیح میده توی بازداشتگاه بمونه ؛

.تا اینکه کمک من رو قبول کنه

اون واقعا داره کمکم رو رد میکنه؛

یا احساساتی که بهش دارم رو؟

"...کی این "

کوین

"حتی وقتی برای فکر کردن نبود"

"یا برای طفره رفتن"

شنگ شیا

"چشمام رو باز میکنم و از خواب بیدار میشم"

"ولی تو دیگه اینجا نیستی"

"بدون هیچ فکری"

"برای من فقط دو دنیا وجود داره"

"چه کسی رو دوست خواهی داشت؟"

"و چه کسی دوست داشته خواهد شد؟"

"گیج شدم ولی میدونم"

هی داری کجا میری؟

نمیتونی ازم فرار کنی

ترجمه اختصاصی سایت دراما دی ال کانال سایت @DramaDLL

دلت برای شنگ شیا تنگ شده؟

اگه بگم نه دروغ گفتم

نباید برای فرستادن شنگ شیا ازت پول قرض میکردم

نباید میزاشتم بره خارج اگه اینکار رو نمیکردم؛

اون الان پیشم بود

باشه الان چک میکنم

بله؟

من به کمکت نیاز دارم

الان نمیتونم باید یه کاری انجام بدم

آنا میخواد منو بکشه هر روز دم خونم منتظره

نمیتونم برم خونه

اگه منم آنا بود الان راحتت نمیزاشتم

بهم کمک کن باهاش صحبت کنم

قضیه این نیست که من بهش کمک نمیکنم طرف مقابله که هی داره قضیه رو کش میده

متاسفم پسر نمیتونم کمکت کنم

موفق باشی

راستی یه نفر توی بازداشتگاهه که فکنم دلت بخواد ببینیش

بازداشتگاه؟ کی؟

شنگ شیا

شنگ شیا؟ مگه شن کای بیرونش نیاورد؟

منم نمیدونم چرا بیرونش نیاورد

باشه

...راستی درمورده آنا باید بهم

الو؟

صبحانه ای که آماده کردم رو خوردی؟

وقت ندارم باید برم دنبال شنگ شیا تموم شب رو توی بازداشتگاه مونده

فکر کنم بهتره الان سراغ شنگ شیا نری

یعنی تا الان از دستم عصبانیه؟

به نظرم بهتره قبل ازینکه بری دیدنش به فکر یه روش دیگه برای بیرون آوردنش باشی

درست میگی

پس بهتره برم با آیوی صحبت کنم

خوشحالم که شنگ شیا دوستی مثل تو داره

در هر صورت پولی که برای وثیقه آماده کرده بودم رو به حسابت میریزم

نه

خودت میدونی که شنگ شیا چجوریه اگه بفهمه خیلی عصبانی میشه

ولی نمیتونه بیشتر ازین اونجا بمونه

نگران نباش، بسپارش به من یه کاریش میکنم

باشه پس

من حواسم هست نگران نباش

کمتر... سعی کن کمتر الکل بخوری

بابت دیشب متاسفم

خیلی خوردم

اشکالی ندارهبزار همراهیت کنم

بریم

خدافظ خدافظ

چرا اینجایی؟

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left